ساختار حکومتی سعودی در چنبره فامیلی؛
امیر و امیرههایی که از همه قید و بندها آزادند
فرزندان و نوادگان ملك عبد العزيز نخستين پادشاه عربستان، همه امير و اميره خوانده مىشوند و هماکنون حدود هزار اميره وجود دارد كه حقوقى بين 20 تا 150 هزار دلار دارند. اين امير و اميرهها در محدوده خانه خود آزادى كامل داشته و...انتشار صداى ضبط شده (صالح اللحيدان) رئيس دادگسترى عربستان كه جوانان را براى رفتن به عراق تشويق مىكرد، نيز غير منتظره نیست...
کد خبر: ۶۱۱۱۹
| | 19376 بازدید
مناسبات و نوع روابط فامیلی در عربستان ساختاری پیچیده را برای ساختار قدرت در این کشور ایجاد کرده است. فرزندان و نوادگان "ملك عبد العزيز" اولين پادشاه عربستان، همه امير و اميره خوانده میشوند و در حال حاض حدود هزار اميره وجود دارد كه حقوقی بين 20 تا 150 هزار دلار دارند.اين امير و اميرهها در محدوده خانه خود آزادی كامل داشته و حتی مقامات امنيتی حق دخالت در زندگی آنها را ندارند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، رقابتها در ميان فرزندان "ملك عبدالعزيز"، امر تازه ای نبوده و برای نمونه، "ملك سعود" از پادشاهی كنار گذاشته شد و "ملك فيصل" نيز توسط يكی از افراد خانواده كشته شد. رقابتها در اين خاندان به هيچ وجه سياسی نبوده و كاملا شخصی و منفعتی است.
فرزندان "ملك عبد العزيز"، از لحاظ سنی به دو نسل قديم و جديد و از لحاظ فكری به دو گروه غرب گرا و روشنفكر و گروه وهابی و تندرو و از لحاظ جناحی به دو جناح "سديری" (فرزندان حصه، دختر احمد سديری يكی از 32 همسر "ملك عبد العزيز") و غير "سديری" تقسيم شدهاند و در واقع "ملك عبدالله" نقش ميانجی و ايجاد توازن بين اين گروهها، جناحها و جريان ها را ايفا میكند و نمیتواند مستقل حكمرانی كند.
بر پایه این گزارش، به تازگی "ملك عبدالله"، برای ايجاد توازن بين اين گروهها، جناحها و جريانهای موجود در حاکمیت سعودیها،"امير نايف بنعبدالعزيز" را به سمت معاون دوم "ملك عبدالله" برگزید. وی شخصی تندرو و با انديشههای سلفی و وهابی است و انتخاب وی به اين سمت، در كنار پست مهم وزارت كشور، نشان دهنده متمايل شدن سياستهای آينده عربستان به سلفیگری و تكفير شيعه و شيعهكشی است. "امير نايف" در سايه مريضی "امير سلطان بنعبدالعزيز" و پس از فوت وی، به شكل خودكار به عنوان ولیعهد تعيين خواهد شد.
اين امر باعث اعتراض جناح دوم خاندان "آل سعود" شده و در اين ميان، میتوان به انتقادات "طلال بنعبدالعزيز" و فرزندش ـ "وليد بن طلال" سرمايهدار مشهور ـ اشاره كرد. اين جناح خواهان مشروطه شدن پادشاهی و محدود شدن آن به قانون اساسی است. اين انتصاب جديد همچنين باعث نارضايتی فرزندان "امير سلطان" از جمله "بندر بن سلطان" نيز شده است. "امير سلطان" وزير دفاع قدرتمند عربستان در دهه پيش بود كه با استفاده از پول نفت برای چندين دهه، شخص متنفذ و تصميم گيرنده اصلی در مسائل كشورهای عربی و اسلامی به شمار میآمد. وی تمايل داشت فرزندش "امير سلمان" پس از وی ولیعهد باشد.
گفته میشود، "بندر بن سلطان" كه روابط مشكوكی با بوش پدر و پسر و روابط قوی با سيا دارد، تصميم داشت كودتای عليه "ملك عبدالله" بزند تا پیش از فوت پدرش بتواند بر تخت پادشاهی بنشيند، ولی اين کار وی خنثی شد و اكنون در خانهاش تحت كنترل است.
به غير از تعيين"نايف بنعبدالعزيز" در سمت معاون دوم پادشاه، "ملك عبدالله" يكسری تغييراتی را ايجاد نمود كه يك نوع كودتا عليه نسل قديمی خاندان به شمار میآيد و در اين راستا، وجود بردارش"امير مقرن" در پست رئيس استخبارات عربستان، كمك حقيقی برای حفظ قدرتش میباشد. "سعود الفيصل" وزير خارجه نيز اگر چه از جناح "سديري" ها نيست ولی مورد وثوق "ملك عبدالله" است و در نهايت میتوان گفت كه يك معادله پيچيده ای بر اين خاندان حاكم است كه در آن پول، قدرت و نفوذ، تاثير اساسی دارند.
این گزارش میافزاید: بر كسی پوشيده نيست كه عربستان از اتحاد عجيب و غريب خاندان "آل سعود" و وهابيت به وجود آمده و اين اتحاد، فراتر از آن است كه بتواند يكی را در ديگری محو كند. اين ارتباط شامل توازن بسيار دقيق و حساسی است.
اگر در گذشته اميران "آل سعود" میتوانستند ظاهری از اسلام را رعايت كنند و اكنون پس از سفر به غرب و تحصيل در آنجا و تأثيرپذيری از جوامع غربی اين امر ممكن نيست، در نتيجه برای رعايت توازن، بايد امتياز مهمتری را به وهابيت واگذار كنند.
اگر در گذشته میتوانستند شعارهای توخالی در حمايت از فلسطين و ضد اشغالگری اسرائيل سر دهند، امروزه در سايه آخرين تغيير و تحولات منطقه نمیتوانند حتی چنين شعارهای بدهند و در نتيجه بايد در مقابل به وهابيت باج بدهند، تا اين توازن دوباره برقرار شود.
بیشك، اين امتياز چيزی جز تزريق مبالغ هنگفت برای فعاليتهای خارجی وهابيت از جمله پشتيبانی جريانهای تكفيری و انتحاری در چچن، افغانستان، پاكستان و عراق نيست و بدون شك اين امتياز چيزی جز باز گذاشتن دست وهابيت در مقابل مذاهب ديگر اسلامی از جمله شيعه نیست.
ارتباط خاندان "آل سعود" و ايالات متحده نيز چنين حكمی دارد. اگر "ملك عبدالله" برخلاف "ملك فهد"، در مسائل داخلی و مسائل مربوط به رقبای خاورميانهايش كوتاه نمیآيد، بايد در برابر اين سياست، بهای همارزشی را به غربیها بدهد.
ارتباط خاندان "آل سعود" و ايالات متحده نيز چنين حكمی دارد. اگر "ملك عبدالله" برخلاف "ملك فهد"، در مسائل داخلی و مسائل مربوط به رقبای خاورميانهايش كوتاه نمیآيد، بايد در برابر اين سياست، بهای همارزشی را به غربیها بدهد.
اگر "ملك عبدالله" قدرت را در عربستان به سود خود قبضه كرده و به هيچ اميری حتی اگر دوست صميمی سران آمريكا و سيا باشد، اجازه نمیدهد كه در پادشاهی به رقابت با وی بپردازند، بايد در مقابل گوهر هم ارزشی را به غربیها بدهد.
بدون شك، اين بها چيزی جز پيشبرد صلح و سازش اعراب با اسرائيل نبوده و اين گوهر نيز چيزی جز باز نگه داشتن لولههای انتقال نفت به غرب نیست.
اين معادلات به هيچ وجه از بين رفتنی نبوده و به همان ميزانی كه خاندان "آل سعود" در سياست معينی پيش میروند، بايد به همان ميزان به وهابيت امتياز بدهند و سياستهای عربستان نيز بر همين منوال قابل پيشبينی است. به همان ميزان كه سازش عربستان با اسرائيل بيشتر میشود، شيعه كشی اين كشور در خارج نيز بيشتر خواهد شد و به همان ميزانی كه فساد خاندان "آل سعود" بيشتر شود، تزريق سرمايه به وهابيت بيشتر خواهد شد و دست وهابيت برای جذب جريان های تندرو در خارج از جهان بيشتر خواهد شد.
نيازی نيست كه برای شناخت فساد و بی بند باری در فرزندان خاندان "آل سعود" به دنبال تحقيقات جامعه شناختی و حقوقی باشيد، دانستن همين مسأله كه 56% از مبارزان سلفی و تكفيری در عراق (به گفته ان.بی.سی نيوز) را عربستانیها تشكيل میدهند، خود گويای ميزان فساد و بی بند باری است كه خاندان "آل سعود" در آن غرق شدهاند.
در پایان این گزارش اشاره میکند که مدتی پيش، وزير خزانهداری آمريكا سه تن از سرمايه داران عربستانی را به حمايت از تروريسم متهم كرد. آنها كمكهای هنگفتی را به گروه راديكالی «ابو سياف» در فليپين داده بودند. "محمد صغير" يكی از اين سرمايهدارها، رابط سرمايه داران خليج فارس و گروه "ابو سياف" نيز به شمار میآيد. آمريكا خوب میداند تا هنگامی كه اين گروه منافع آمريكا را به خطر نينداخته، عربستان نمیتواند هيچ اقدامی عليه اين سه شهروند وهابی خود انجام دهد.
همچنين شاهديم كه آمريكا عليه انتحاریهای كه توسط عربستان برای كشتن شيعيان به عراق میروند، واکنشی نشان نمیدهد، ولی عليه وهابیهای كه از راه سوريه برای انجام عمليات عليه نيروهای آمريكای و ارتش عراق به اين كشور میروند، به شدت واکنش نشان میدهد، زيرا میداند كه عربستان برای بیرون بردن بحران از كشورش، چاره ای جز صادرات انتحاری و تروريست به عراق ندارد.
بدين جهت انتشار صدای ضبط شده «صالح اللحيدان»، رئيس دادگستری عربستان كه جوانان را برای رفتن به عراق تشويق میكرد، نيز غير منتظره نیست و البته واکنش آمريكاییها را نيز برنمیانگيزد، زيرا قرار است عربستان به زودی بهای بسيار بزرگی را در بهبود روابطش با اسرائيل بپردازد.
در همین رابطه این مقاله را بخوانید.
در همین رابطه این مقاله را بخوانید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
از اینجاست که ادم میفهمه تابناک یک سایت جانب داره که اصلا قابل اعتماد نیست
خیال کردین اگه خبر دادگاهها رو نزارین کسی نمیفهمه؟
این فقط از رسالت خبری شما کاسته و بر رضالت خبری تون می افزاید
dar ajabam ke chera inhame kasani ke mian inja nazar mizaran va begholi jozve afrade masalan tahsilkarde va basavad hastand tahamole nazarate yekdigaro nadaran va inghadar bakalamate zesht inja nazar midahand
mesle ahmagh va...........?
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




