گمشده فرگوسن، کمبود یونایتد
فاصله بارنلی و من یونایتد در چهارشنبه شب تاریخی لیگ جزیره، نبود یک شکارچی در ترکیب تیم فرگوسن بود.
به گزارش گل؛ وقتی پنج بازیکن يونایتد (گیگز، کریک، بربا، رونی و اوون) فرصت های صد در صد گل را از دست میدهند، یعنی این تیم مشکل تمام کردن دارد؛ مشکلی که بازی به بازی کمتر خواهد شد چه اینکه در بازی با ویگان، یونایتد 5 بار به گل رسید اما چرا تیمی که دو بار پیاپی به فینال لیگ قهرمانان رسیده و در سه دوره اخیر لیگ جزیره قهرمان شده، برای رسیدن به شرایط مطلوب در خلق فرصت گلزنی و رسیدن به گل، باید اینقدر دست و پا بزند،تا جائی که خود فرگوسن از احتمال بحرانی شدن شرایط گلزنی در تیمش ابراز نگرانی کند؟
اهمیت ماشین گلزنی
چلسی و لیورپول در راس خط حمله ماشین گلزنی دارند.دروگبا و تورس در هر فصل حداقل 15 گل در لیگ به ثمر می رسانند.
یونایتد تا فصل قبل شاید در راس خط حمله ماشین گلزنی نداشت و بار گلزنی بین تبس و بربا و رونی پخش میشد اما یک شکارچی ویژه و همه کاره به اسم کریس رونالدو داشت که حتی از ماشین های گلزنی چلسی و لیورپول و دیگر تیم های بزرگ اروپا هم بهتر و بیشتر گلزنی میکرد.
با جدائی رونالدو از یونایتد،یک اتفاق ساده در این تیم رخ داده؛ماشین گلزنی دیگر در کار نیست و تیم با «اضطراب» به دنبال باز کردن دروازه حریف است.
فصل گذشته رونی و بربا و تبس به تناوب در راس خط حمله قرار میگرفتند اما خودآگاه یا ناخودآگاه برای رونالدو بازی میکردند،بازیکنی که در چپ و راست و مرکز خط حمله،بیش از همبازیانش بوی گل میداد و ناخودآگاه بار گلزنی را روی دوش خودش می انداخت.
این عادت باعث شده رونی باز هم در ترکیب یونایتد به دنبال ستاره ای باشد تا «برای» او زحمت بکشد،بلکه دروازه حریف باز شود اما برای کدام ستاره؟ پارک و نانی؟ یا اندرسون و والنسیا؟
چگالی ستاره
یونایتد از نظر کلی همان تیم فصل گذشته است؛تمرینات شان بر اساس ایجاد هارمونی و بازی فشرده اجرا میشود و در ترکیب اصلی آن هم تنها رونالدو دیده نمیشود.
با این حال در نمای بیرونی تغییر کیفیت بازی این تیم محسوس است چه اینکه ستاره یک تیم،یک یازدهم تیمش نیست بلکه به خاطر تاثیرگذاری لحظه ای خودش در سرنوشت مسابقه،چگالی اثرگذاری اش بیش از مهره های دیگر است.
در واقع کریس رونالدو گاهی 30 تا 40 درصد یونایتد بود؛ بازیکنی که به تمام فعالیت های ذهنی و جسمی تیمش،با یک شوت راه دور یا یک دریبل و بغل پای آخر یا یک ضربه سر،جهت میداد و تولید پیروزی میکرد.
هر تیمی دنبال چنین ستاره ای میگردد.روحیه وین رونی که «برای دیگران» بازی میکند،همیشه ستایش میشود، اما رونالدو مغرور و جاه طلب هم تنها برای خودش گلزنی نمیکرد،بلکه برای تیمش گل میزد.
گزینه ای مانده؟
امروز در ترکیب یونایتد رونی و بربا دنبال ستاره ای خودخواه و تمام کننده میگردند که برایش بازی کنند و در چپ و راست خط میانی هم پارک و نانی(یا والنسیا و گیگز) را می بینیم که غریزه فوتبالشان حکم میکند برای یک ستاره در مرکز خط حمله بازی کنند.نتیجه این موازی کاری، باخت به تیم تازه صعود کرده بارنلی است؛ شکستی که قرار نیست نویسنده این یادداشت یا هر ذهن دیگری را به سمت صدور حکم کلی و سیاه کردن آینده یونایتد در این فصل سوق دهد.
در عین حال اما میتوان روی یک نکته تاکید کرد.اینکه فرگوسن نیاز به یک ستاره گرسنه و گلزن دارد که رونی و بربا «برایش» بازی کنند و او هم «برای» تیمش از جمله برای رونی و بربا گلزنی کند یا حداقل به قلب دفاع حریف بند و پاس آخر را بدهد.
در این صورت تعادل روانی و فنی در یونایتد دوباره برقرار خواهد شد.راستی در بازار کسی مانده غیر از ریبری؟


