سیاست زدگی، آفت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
حواشی انتصاب مشایی به معاون اولی آنقدر پررنگ بود که انتصاب جانشینش در سازمان مهم میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را تحت الشعاع قرار داد و کمتر به آن پرداخته شد اما آنچه این روزها ذهن بیشتر فعالان عرصه گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی کشور را درگیر خود کرده موضوع تغییر سکاندار ارشد این عرصه خطیر فرهنگی و تأثیرات ناشی از جانشینی قائم مقام به جای رئیس در این سازمان است.
بی شک توانایی، نوع نگاه، سابقه کاری، همکاران و همفکران همراه یک مدیر نقش تعیین کننده ای در رونق و یا رکود حوزه تحت مدیریت او دارد. حضور مدیری توانمند با تیم کاری قوی بخشی از تاریخ یک ملت در حوزه کاری آن مدیر را درخشان می سازد و بر عکس یک انتخاب نادرست می تواند حال و آینده بخشی از امورات یک کشور را دچار خسران سازد.
حال اگر این بخش حوزه خطیری مثل حفظ و احیای مواریث گران سنگ تاریخی و فرهنگی کشور پرافتخار ایران، رونق گردشگری به عنوان جایگزین قطعی صنعت نفت در اقتصاد ملی و کمک به هنر نجیب صنایع دستی هنرمندان ایرانی باشد، مسلما اهمیت انتصاب مدیر ارشد حوزه اهمیتی دو چندان پیدا می کند.
مدیریت اسفندیار رحیم مشایی طی 4 سال اخیر که البته بخش اعظمش مشترکا همراه با حمیدبقایی در این حوزه صورت گرفت با نقاط قوت و ضعفی همراه بود که شاید بتوان مهمترین نقطه قوت او را منصفانه و به دور از غرض ورزی، در به وجود آوردن «توجه بیش از پیش ملی»، چه در میان عموم مردم و چه مسئولان نسبت به موضوعات میراث فرهنگی و گردشگری دید.
این توجه بیش از پیش و حساسیت مثبت که البته با کمک رسانه ها پدید آمد نمودهای قابل توجهی در ایجاد عزم ملی برای حفاظت از میراث فرهنگی و رونق گردشگری داشت که می توان به عنوان نمونه به ماجراهای به یادماندنی فشار افکار عمومی برای تعدیل برج جهان نمای اصفهان و خواست عمومی مردم برای تخصیص سهمیه بنزین سفر اشاره کرد. روند مناسب ثبت ملی و جهانی آثار تاریخی و مواریث معنوی و همچنین برقراری ارتباطات بیشتر با ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
مهمترین نقطه ضعف را نیز می توان در «تحمیل هزینه های سیاسی نامربوط» به جریان میراث و گردشگری کشور که مانند ترمزهایی روند حرکت شتابان این حوزه را کند کرد، ملاحظه نمود. فشارها و حساسیت هایی از همان جنس که پس از انتصاب مشایی به معاون اولی شاهد تشدید آنها بودیم.
البته حمایت قابل توجه رئیس دولت از رئیس منصوبش حاشیه ای پررنگ بر این نقطه ضعف بود که آن را تا حدی تحت الشعاع قرار می داد. حمایت هایی که در قالب 9 برابر شدن بودجه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و تصویب مناطق پرشمار نمونه گردشگری توسط دولت بروز و ظهور یافت و باید دید که آیا این حمایت ها از رئیس جدید و قائم مقام سابق سازمان نیز به عمل خواهد آمد؟
نمونه های حساسیت های سیاسی منفی ایجاد شده بر روی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز در کناره گیری معاون موفق سرمایه گذاری سابق این سازمان، آن هم در اوج کارش بلافاصله پس از برگزاری دومین همایش بین المللی فرصتهای سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران با حضور سرمایه گذاران خارجی بر اثر فضاسازی های سیاسی کاملا غیر مرتبط با حوزه کاری تخصصی اش و از دیگر سو ماندن برخی مدیران بی بازده بر اثر سفارش های سیاسی بیرونی در سازمان قابل تامل است.
همچنین از آنجا که گردشگری خارجی بر پایه تعاملات فرهنگی بین المللی استوار است رونق یا بی رونقی اش در اثر مدیریت صحیح یا ناصحیح می تواند در عرصه جهانی به عنوان نمادی از عزت و اقتدار ملی ایران عزیز قلمداد شود. رونق مناسب گردشگری داخلی ـ که متأسفانه هم اکنون از رکود نسبی و آفت تمرکزهای فصلی و مکانی در چند زمان و شهر خاص کشور رنج می برد ـ نیز نشانه ای از نشاط و سرزندگی جامعه است که این امر نیز تنها در سایه برطرف نمودن ضعف های مدیریتی، ساختاری و نیز زیرساختی کنونی محقق می شود. به نظر می رسد رسیدگی عاجل به این ضعف بایستی در اولویت کاری بقایی که در سالهای اخیر نیز عملا به عنوان قائم مقام هدایت بسیاری از امور این سازمان را بر عهده داشت قرار گیرد.
بی شک بیان همه نقاط قوت و ضعف سالیان مدیریت مشایی در این مختصر نمی گنجد و بیان صرفا برخی از آنها به دور از نگاه هاي سياسي مرسوم و با نگرشي كارشناسي جهت یادآوری کوتاهی به حمیدبقایی به عنوان معاون جدید رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی بود تا از نقاط ضعف بکاهد و بر نقاط قوت بیافزاید. آفت سیاست زدگی این سازمان فرهنگی که از زمان مهندس مرعشی با آوردن همکاران حزبی اش به عنوان معاونان تخصصی سازمان تازه تأسیس آغاز شد و تا کنون ادامه یافت، درست به مانند گذراندن بار ظریف شیشه از میان بازار خشن مسگری کج راهه ای ا ست که میراث و گردشگری کشور را به سرمنزل مقصود نمی رساند . بقایی در نخستین حضورش در جمع خبرنگاران گام اول خود به عنوان رئیس جدید سازمان را «سیاست زدایی از عرصه میراث فرهنگی و گردشگری کشور» اعلام کرد و باید دید که طلیعه های این شعار درست، در عمل او چگونه رخ خواهد نمایاند.
بقایی برای بقاء در عرصه مدیریت میراث فرهنگی و آغاز دورانی جدید در صنعت گردشگری کشور، بیش از هر چیز نیاز به «تغییر» دارد؛ تغییراتی به سمت اصلاح هم در سازمان متبوعش و هم در نحوه برخی تعاملات خودش، از جمله با رسانه ها. باید منتظر ماند ...





