یک تفاوت آشکار در سینمای ایران و سینمای ملی آمریکا؛
چرا «محمدعلی رجایی»، «جان اف کندی» نشد؟!
اگر دفتر مرکزی حزب جمهوریخواه یا دفتر مرکزی حزب دموکرات منفجر شود و شمار قابل توجهی از سناتورها و دولتمردان آمریکایی در یک آن کشته شوند، احتمالاً علاوه بر تعداد بالای فیلمهایی که درباره این حادثه ساخته خواهد شد، درباره زندگی بسیاری از کشته شدگان نیز فیلمهایی ساخته میشود و در سینماهای آمریکا به نمایش درمیآید.
کد خبر: ۶۰۱۴۳۱
| | 16852 بازدید
تذکر اخیر رهبر انقلاب درباره عدم تولید آثار سینمایی راجع به حوادث پیش و پس از انقلاب که در جریان دیدارهای مختلف مطرح شده، این پرسش را پیش آورده که چرا سینماگران ایران از بخشی از وقایع مهم پس از انقلاب که از قضا، جذابیت داستانی و تصویری قابل توجهی نیز دارند، عبور کردهاند و سرنوشت چهرههایی چون شهیدان «رجایی» و «بهشتی» هیچ گاه به تصویر کشیده نشده است؟
به گزارش «تابناک»، انقلاب اسلامی ایران در سالهای پیش از انقلاب و پس از آن با حواشی فراوانی همراه بوده است. در میان این حوادث موارد اندکی نظیر ترور چهرههایی چون مجید شریف واقفی در قالب فیلم «سیانور» و یا در سالهای بسیار دور «تیرباران» با محوریت مبارزات سیدعلی اندرزگو ساخته شده اما مبارزات پیش از انقلاب و همچنین وقایع و ترورهای گروههای ضدانقلاب در سالهای پس از انقلاب ـ به خصوص تا سال ۱۳۶۷آ ظرفیت بسیار وسیعتر از آنچه به تصویر کشیده شده را دارد.
به عنوان نمونه، واضح میتوان به ترور شهیدان «رجایی» و «باهنر» رئیس جمهور و نخست وزیر ایران اشاره کرد که اگر در آمریکا رخ داده بود، منجر به تولید دهها فیلم سینمایی میشد، کما اینکه بر اساس داستان ترور «جان اف کندی»، چندمین فیلم سینمایی در هالیوود ساخته شده است. طبیعتاً اگر ترور کندی در قالب انفجار کاخ سفید رخ میداد، ابعاد فیلمسازی درباره رئیس جمهور اسبق آمریکا به مراتب بیش از این بود.
همین طور اگر دفتر مرکزی حزب جمهوریخواه یا دفتر مرکزی حزب دموکرات منفجر شود و شمار قابل توجهی از سناتورها و دولتمردان آمریکایی در یک آن کشته شوند، احتمالاً علاوه بر تعداد بالای فیلمهایی که درباره این حادثه ساخته خواهد شد، درباره زندگی بسیاری از کشته شدگان نیز فیلمهایی ساخته میشود و در سینماهای آمریکا به نمایش درمیآید. در واقع سینمای آمریکا از چنین سوژهها دهها اثر متفاوت طی دهههای متمادی خلق خواهد کرد.
حال در ایران، حزب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۰ توسط عوامل گروهک منافقین منفجر شد و علاوه بر شهید بهشتی به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر مدیریت جمهوری اسلامی ایران در آن دوران، جمعی از مهمترین کارگزاران معتقد و متخصص نظام در حین شکلگیری ساختار سیاسی کشور به شهادت رسیدند؛ اما در ۳۵ سال طی شده از این حادثه، سینماگران حتی یک اثر درباره این دوران خلق نکردهاند و همین نقد رهبر انقلاب را نیز در پی داشته است.

حضرت آیتالله خامنهای در دیدار جمعی از خانوادههای شهدای هفتم تیر و شهیدان مدافع حرم، حادثه هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ را حادثهای بزرگ و حاوی درسها و عبرتها خواندند و با گله از کم کاریها برای معرفی رویدادها و حوادث مهم انقلاب اسلامی و شهدا به نسل امروز خاطرنشان کردند: پس از گذشت ۳۵ سال، هنوز یک فیلم سینمایی یا یک نمایش یا یک رمان درباره حادثه هفتم تیر و شهید بهشتی و شهدای این حادثه نداریم و اگر این حادثه تاکنون زنده مانده، فقط به دلیل روحیه انقلابی خود مردم است.
ایشان با اشاره به نگارش کتابهای مربوط به عملیات و شهیدان دوران دفاع مقدس، همه مردم به ویژه جوانان را به مطالعه دقیق این کتابها توصیه کردند و گفتند: هرچند در این زمینه کتابهای زیادی به رشته تحریر درآمده است، هنوز زمینه نگارش کتابهای بسیاری درباره ابعاد و زوایای مختلف دفاع مقدس و شهیدان والامقام جنگ وجود دارد، زیرا رفتار، گفتار و نحوه حرکت هر یک از شهیدان، دریچهای به سوی یک دنیای معرفتی است.
این نقد جدی در شرایطی مطرح میشود که سوژههای اینچنینی به واسطه مضامین تروریستی حاکم بر بخشی از آنها و به تصویر کشیدن روند عملیات به شهادت رساندن مردان انقلاب اسلامی ایران، فیلمهایی دارای جذابیت تصویری هستند و حتی شاید بتوان در شمار تریلرهای تاریخی طبقه بندی شان کرد؛ بنابراین، فیلمساز یک اثر معمولی درباره تاریخ معاصر خلق نمیکند و به همین دلیل انتظار میرود تاریخ انقلاب بیش از پیش در دستور کار سینماگران قرار گیرد.
وقتی این اتفاقات حساس در تاریخ معاصر ایران هیچ نمودی در سینمای ایران ندارد، نباید انتظار داشت، سینمای ایران را «سینمای ملی» قلمداد کرد، زیرا بخشی از منافع ملی در این سینما دیده نشده است. البته همین نقد به صداوسیما نیز وارد است و متأسفانه صداوسیما نیز با وجود برخورداری از بودجه کلان در سه دهه اخیر هیچ اثر مهمی درباره «بهشتی»، «رجایی»، «باهنر» و هزاران چهرهای که در سالهای ابتدایی انقلاب ترور شدند و هر یک داستانی برای به تصویر کشیده شدن داشتند، انجام نداده و حتی یک سریال نیز در این زمینه ساخته نشده است.
بنابراین باید فیلمسازان سینمای ایران و برنامه سازان تلویزیون با حمایت مالی قابل توجهی از سوی نظام، در این زمینه نقش فعالتری داشته باشند و البته این قبیل پروژهها نیز به اشخاص سپرده شود که علاوه بر تعهد، از عنصر تخصص نیز برخوردار باشند تا برخی آثار ضعیف که در دوره مدیریت پیشین سینمای ایران ساخته شده و یک فاجعه بود، دوباره با تکیه بر این بودجهها تولید نشود. تأمین اعتبار برای چهرههای متعهد و متخصصی چون ابراهیم حاتمی کیا و رضا میرکریمی در نسل پیشین و بهروز شعیبی و محمدحسین مهدویان در نسل نو میتواند منجر به خلق آثار ماندگاری در این حوزه برای سینمای ایران شود.
به گزارش «تابناک»، انقلاب اسلامی ایران در سالهای پیش از انقلاب و پس از آن با حواشی فراوانی همراه بوده است. در میان این حوادث موارد اندکی نظیر ترور چهرههایی چون مجید شریف واقفی در قالب فیلم «سیانور» و یا در سالهای بسیار دور «تیرباران» با محوریت مبارزات سیدعلی اندرزگو ساخته شده اما مبارزات پیش از انقلاب و همچنین وقایع و ترورهای گروههای ضدانقلاب در سالهای پس از انقلاب ـ به خصوص تا سال ۱۳۶۷آ ظرفیت بسیار وسیعتر از آنچه به تصویر کشیده شده را دارد.
به عنوان نمونه، واضح میتوان به ترور شهیدان «رجایی» و «باهنر» رئیس جمهور و نخست وزیر ایران اشاره کرد که اگر در آمریکا رخ داده بود، منجر به تولید دهها فیلم سینمایی میشد، کما اینکه بر اساس داستان ترور «جان اف کندی»، چندمین فیلم سینمایی در هالیوود ساخته شده است. طبیعتاً اگر ترور کندی در قالب انفجار کاخ سفید رخ میداد، ابعاد فیلمسازی درباره رئیس جمهور اسبق آمریکا به مراتب بیش از این بود.
همین طور اگر دفتر مرکزی حزب جمهوریخواه یا دفتر مرکزی حزب دموکرات منفجر شود و شمار قابل توجهی از سناتورها و دولتمردان آمریکایی در یک آن کشته شوند، احتمالاً علاوه بر تعداد بالای فیلمهایی که درباره این حادثه ساخته خواهد شد، درباره زندگی بسیاری از کشته شدگان نیز فیلمهایی ساخته میشود و در سینماهای آمریکا به نمایش درمیآید. در واقع سینمای آمریکا از چنین سوژهها دهها اثر متفاوت طی دهههای متمادی خلق خواهد کرد.
حال در ایران، حزب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۰ توسط عوامل گروهک منافقین منفجر شد و علاوه بر شهید بهشتی به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر مدیریت جمهوری اسلامی ایران در آن دوران، جمعی از مهمترین کارگزاران معتقد و متخصص نظام در حین شکلگیری ساختار سیاسی کشور به شهادت رسیدند؛ اما در ۳۵ سال طی شده از این حادثه، سینماگران حتی یک اثر درباره این دوران خلق نکردهاند و همین نقد رهبر انقلاب را نیز در پی داشته است.

حضرت آیتالله خامنهای در دیدار جمعی از خانوادههای شهدای هفتم تیر و شهیدان مدافع حرم، حادثه هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ را حادثهای بزرگ و حاوی درسها و عبرتها خواندند و با گله از کم کاریها برای معرفی رویدادها و حوادث مهم انقلاب اسلامی و شهدا به نسل امروز خاطرنشان کردند: پس از گذشت ۳۵ سال، هنوز یک فیلم سینمایی یا یک نمایش یا یک رمان درباره حادثه هفتم تیر و شهید بهشتی و شهدای این حادثه نداریم و اگر این حادثه تاکنون زنده مانده، فقط به دلیل روحیه انقلابی خود مردم است.
ایشان با اشاره به نگارش کتابهای مربوط به عملیات و شهیدان دوران دفاع مقدس، همه مردم به ویژه جوانان را به مطالعه دقیق این کتابها توصیه کردند و گفتند: هرچند در این زمینه کتابهای زیادی به رشته تحریر درآمده است، هنوز زمینه نگارش کتابهای بسیاری درباره ابعاد و زوایای مختلف دفاع مقدس و شهیدان والامقام جنگ وجود دارد، زیرا رفتار، گفتار و نحوه حرکت هر یک از شهیدان، دریچهای به سوی یک دنیای معرفتی است.
این نقد جدی در شرایطی مطرح میشود که سوژههای اینچنینی به واسطه مضامین تروریستی حاکم بر بخشی از آنها و به تصویر کشیدن روند عملیات به شهادت رساندن مردان انقلاب اسلامی ایران، فیلمهایی دارای جذابیت تصویری هستند و حتی شاید بتوان در شمار تریلرهای تاریخی طبقه بندی شان کرد؛ بنابراین، فیلمساز یک اثر معمولی درباره تاریخ معاصر خلق نمیکند و به همین دلیل انتظار میرود تاریخ انقلاب بیش از پیش در دستور کار سینماگران قرار گیرد.
وقتی این اتفاقات حساس در تاریخ معاصر ایران هیچ نمودی در سینمای ایران ندارد، نباید انتظار داشت، سینمای ایران را «سینمای ملی» قلمداد کرد، زیرا بخشی از منافع ملی در این سینما دیده نشده است. البته همین نقد به صداوسیما نیز وارد است و متأسفانه صداوسیما نیز با وجود برخورداری از بودجه کلان در سه دهه اخیر هیچ اثر مهمی درباره «بهشتی»، «رجایی»، «باهنر» و هزاران چهرهای که در سالهای ابتدایی انقلاب ترور شدند و هر یک داستانی برای به تصویر کشیده شدن داشتند، انجام نداده و حتی یک سریال نیز در این زمینه ساخته نشده است.
بنابراین باید فیلمسازان سینمای ایران و برنامه سازان تلویزیون با حمایت مالی قابل توجهی از سوی نظام، در این زمینه نقش فعالتری داشته باشند و البته این قبیل پروژهها نیز به اشخاص سپرده شود که علاوه بر تعهد، از عنصر تخصص نیز برخوردار باشند تا برخی آثار ضعیف که در دوره مدیریت پیشین سینمای ایران ساخته شده و یک فاجعه بود، دوباره با تکیه بر این بودجهها تولید نشود. تأمین اعتبار برای چهرههای متعهد و متخصصی چون ابراهیم حاتمی کیا و رضا میرکریمی در نسل پیشین و بهروز شعیبی و محمدحسین مهدویان در نسل نو میتواند منجر به خلق آثار ماندگاری در این حوزه برای سینمای ایران شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


