اتهام تباني ايرانيان با بيگانگان عليه جهان اسلام
در حالي که همزمان با تهديدات قدرتهاي استکباري عليه جمهوري اسلامي ايران، برخي کشورهاي عربي و اسلامي نيز همسو با اين تهديدات، ايرانيان و شيعيان را به تباني با بيگانگان عليه مسلمانان متم ميکنند، يک پژوهشگر تاريخ به بررسي اين اتهام پرداخته است.
به گفته دکتر محمدحسين امير اردوش، اين اتهام غالبا با ادبيات تبليغاتي مسموم، مهيج و عصبيتخيز پراکنده ميشود. در اين سالهاي پر حادثه اخير، به ويژه در زمان رخدادهاي پر هنگامه در شرق ميانه، بر حجم و گستردگي و شدت آن، به گونهاي کم نظير افزوده شده است.
بنابراين، ميتوان با اعتماد ادعا كرد تبليغ اين اتهام، آن هم چنين سازمان يافته و هدفمند در تاريخ جهان اسلام بيسابقه است. دستمايه اين اتهام، بريدههاي بيارزشي از ادبيات جدل و جدال مذهبي است و با اصطلاحاتي چون «الصهيونيه و الصفويه»، ايران و شيعه را هدف قرار ميدهد.
در بخشي از اين مقاله آمده است: گرانيگاه اين اتهام، همانا متهم شمردن شيعيان به همکاري با مغولان و جهان مسيحيت در افول عصر عباسي و صعود عصر عثماني است. در حوزه اين اتهام، همکاريها و همراهيها و همدليهاي برخي از مسلمانان سني مذهب با مهاجمان مغول و گاه مساعدت ايشان در غلبه بر مخالفان مذهبي خود، چه در ميان شيعيان و چه در ميان ديگر مذاهب اهل سنت، مانند شادباشهايي که به مناسبت نابودي پايگاه امامت اسماعيلي الموت، توسط هولاکو خان مغول، پراکنده شد (رجوع شود به عبدالمحمد آيتى، تحرير تاريخ وصاف، ص 24 و برتولد اشپولر، تاريخ مغول در ايران، ص 242. و محمد حسين امير اردوش، همان، ص69) و يا تعاون برخي از شافعيان ري با مغولان، در کشتار حنفيان شهر (رجوع شود به مير خواند، روضة الصفا، ص 848. و خواند امير، حبيب السير في اخبار افراد البشر، ج 3، صص 32ـ 33) و يا تحريک مغولان از سوي پارهاي سنيان براي کشتار عظيم شيعيان قم (رجوع شود به همان جايها) فروگذاشته ميشود....
قطع نظر از ميزان درستيها و نادرستيها در اين ادعاها و اتهامها و تعيين صحت و سقم آن، و ميزان سلامت خاستگاههاي سياسي و عقيدتي اين دست دعاوي، شگفتي اينجاست كه بيشتر اين مدعيان که با اشاره رفتن به سوي كردار وزير آخرين خليفه عباسي و عملكرد نخستين و پنجمين شاه صفوي (كه بيترديد هيچ يك از ايشان نه شناخت درستي از اوضاع جهاني داشتند و نه چهرهاي معنوي در تشيع به شمار ميآيند)، در سدهها پيش، پيروان يك مذهب بزرگ اسلامي و يا يك ملت بزرگ مسلمان را گستاخانه به خيانت جبلّي و توارث معاصي متهم ميكنند و خواسته ناخواسته به تفرقه و خشونت دامن ميزنند، از پرداختن به وقايع چندين دهه پيش روي برميتابند...
متن کامل را در ستون «مقالات» بخوانيد.


