گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۹۸۲۳
| | 4762 بازدید
كيهان
«محرمانههاي ستاد بلوا»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
كسي كه بر دهانه آتشفشان يا سيل خيز كوه خانه ميسازد، اگر زلزلهاي برخاست و گدازههاي آتشين خانه اش را سوخت يا سيلاب ناگهان، هست و نيستش را از جاي بركند و با خود برد، نبايد ديگري يا تقدير را ملامت كند- البته اگر كه از اين بلا جان به در برد! - اين دنيا همان دهانه آتشفشان و سيل خيز بلا و ابتلاست. اميرمؤمنان عليه السلام فرمود «دار بالبلاء محفوفه و بالعناء معروفه. دنيا خانهاي است پيچيده در بلا و به سختي و ناگواري، معروف.» و «فأهبطه الي دارالبلّيه . خداوند انسان را در خانه ابتلا و آزمايش فرود آورد». در چنين محيط بلواخيزي، به تن آساني و مستي نعمت خو كردن، سرانجامش تلخي و غافلگيري است. كامجويان چنين سرايي، از همه ناكام تر و تلخ كام ترند. اين قاعده و قانون دنياست؛ بپسنديم يا ناپسند شماريم.
آفتاب يزد
«چند سوال ساده از تريبونداران عصباني» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
باگذشت حدود دو ماه از بازداشت بيسابقه و تأسفانگيز گروهي از فعالان سرشناس سياسي، به نظر ميرسد هنوز وضعيت استاندارد بر بازداشت و تعقيب اين افراد حاكم نشده است. مثلاً هنوز تعدادي از بازداشتيها با وكيل و خانوادههاي خود ديدار نكردهاند و گروهي نيز تنها موفق به نشان دادن سلامت ظاهري خود از طريق حضور در اعترافات تلويزيوني شدهاند. اين موضوع در چند روز اخير تحت الشعاع نامه مهدي كروبي و بازتابهاي آن قرار گرفته است. اما جالب است كه واكنش به هر دو موضوع، از مباني مشترك برخوردار است به طوري كه عدهاي از محافظهكاران سرشناس، به صورت همزمان و هم زبان، به رد شائبهها و شايعههايي پرداختهاند كه پيرامون دو موضوع - نحوه تعقيب اصلاحطلبان بازداشتي و ادعاي بدرفتاري با گروهي از بازداشتشدگان - مطرح شده است. پس از صدور نامه كروبي، رئيس مجلس از بررسي موضوع خبر داد و يك روز بعد، گزارش تهيه شده توسط تعدادي از همكاران خود را قرائت كرد كه بر عدم صحت ادعاهاي موجود در نامه كروبي تاكيد ميكرد. اين موضع جديد كه به فاصله يك روز از تاكيد خود او بر رسيدگي به نامه كروبي بيان شد اعتراض كروبي را برانگيخت كه چرا قبل از بررسي، ادعاهاي او را تكذيب كردهاست؟
رسالت
«شاخصهاي مورد انتظار کابينه دهم»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي اصاري است كه در آن ميخوانيد:
1- نخبه گرا و تخصص گرا و توجه جدي به اصل شايسته سالاري در تمام گزينشها
در يک دولت انقلابي و ارزشي لازم است در واگذاري تمام شئون و مناصب اجرايي و تصميم گيري افرادي به کار گرفته شوند که از شايستگي و تعهد و تخصص تواما برخوردار باشند. بديهي است که چنين مطلوبي تنها با به کارگيري افراد نخبه، توانمند ، آزموده و داراي نبوغ و استعداد بالا حاصل ميشود که بحمدالله ايران عزيز امروز ما از اين لحاظ در يکي از طلايي ترين مقاطع خود قرار دارد و از اين حيث کمبودي نداريم.
2- با ثبات و با کمترين ريزشها و تغييرات
از همين اکنون که کابينه جديد و زير مجموعههاي آن (در تمام سطوح) در حال تشکيل هستند ، بايستي در نحوه و شکل انتخابها تامل و دقت شود تا در آينده کمترين تغييرات را در دولت و بدنه اجرايي کشور (اعم از وزيران ، معاونين وزرا، استانداران، فرمانداران و ...) شاهد باشيم چرا که بي ثباتي در مجموعه مديريتي کشور داراي آثار سوء و مخرب بسياري خواهد بود و مانعي بزرگ در راه خدمت رساني هماهنگ و برنامه ريزي شده به ملت به شمار ميآيد.
اعتماد ملي
«بازداشتگاه خودسر»عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم محمدحسين آقاسي است كه در آن ميخوانيد:
با وقوع حوادث و درگيريهاي 18 تيرماه سال جاري و دستگيري عدهاي از معترضان و اعزام آنان به زندان كهريزك كه به قصد تنبيه آنان صورت گرفت دمل چركيني كه وجود داشت سر گشود به نحوي كه دخالت بالاترين مقام نظام را طلبيد و رهبر معظم انقلاب دستور تعطيلي آن را صادر فرمودند. پس از آن كساني كه از موضوع اطلاع داشتند اما از طرح آن به سبب بيم تعقيب و اعترافگيري از آنان خودداري مينمودند زبان گشودند و اتفاقات مجرمانهاي كه ظاهرا بعضا منجر به مرگ افرادي هم شده است برملا شد. مقامات انتظامي نيز به ناچار با ادعاي بركناري تني چند از عوامل (خودسر!) و سپردن آنها به سازمان قضايي نيروهاي مسلح واكنش نشان دادند. اما، اصل تاسيس اين زندان و تصميم گيرنده در اين باره سربسته مانده است چون اگر به اين موضوع بپردازند قطعا نميتوانند آن را به افرادي خودسر و دونپايه نسبت دهند. فراموش نكنيم كه مبادرت به انجام چنين كار عظيمي نياز به تخصيص بودجه دارد و از طرفي معرفي افراد براي بازداشت در بازداشتگاه توسط قاضي صورت ميگيرد و مستلزم اتخاذ تصميم در سطح مقامات بالامرتبه است.چگونه قضات از وجود اين بازداشتگاه آگاهي يافتند؟ و چرا متهمان را به آن بازداشتگاهي كه غيرقانوني بوده براي بازداشت معرفي كردهاند؟
جمهوري اسلامي
«براي بي اثر شدن تحريم بنزين»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي به قلم سروش صاحب فصول است كه در آن ميخوانيد:
دولتمردان و سياستگذاران امريكايي در تازه ترين اقدامات خود براي محروم ساختن جمهوري اسلامي ايران از حق دستيابي به انرژي هستهاي طرح تحريم بنزين كشورمان را در دستور كار خود قرار دادهاند و سعي دارند با پيشبرد اين برنامه ضمن وارد آوردن ضربه به اقتصاد ايران كشور ما را به پذيرفتن شرايط خود براي دست كشيدن از حق مسلم برخورداري از انرژي هستهاي وادار كنند.
گذشته از ريشههاي عميق و باسابقه دشمني آمريكا با جمهوري اسلامي و سوابق اعمال چنين تحريمهايي عليه ايران نفس اين مسئله كه چرا دشمنان انقلاب براي ضربه زدن به اقتصاد كشورمان اعمال تحريم فروش بنزين را به ايران در دستور كار خود قرار دادهاند و به خيال خود اين راه را براي به زانو درآوردن مردم ايران موثر قلمداد ميكنند جاي پرسشهايي دارد كه پاسخ بسياري از آنها را بايد در عملكرد مردم و دولتهاي جمهوري اسلامي طي سه دهه سپري شده از انقلاب جستجو كرد.
اعتماد
«حقوق شهروندان و حقوق اراذل و اوباش» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم فرزانه روستايي است كه در آن ميخوانيد:
علني شدن فقط گوشههايي از آنچه در بازداشتگاه به ظاهر تعطيل شده کهريزک بر سر بازداشتيهاي اخير آمده و منجر به کشته شدن تعدادي از شهروندان جوان شده پاسخ به يک ابهام سنگين را ضروري مينمايد و آن اينکه حتي اگر بازداشتگاه کهريزک براي بازجويي و تاديب نافرم ترين افراد جامعه سازماندهي شده باشد، ارتکاب عمل بد از سوي اين خلافکاران سبب ميشود هر حقوقي از اراذل و اوباش سلب شود يا اينکه حتي در بدترين شرايط، ته مانده يي از حق و حقوق اساسي همچنان از حقوق اين افراد دفاع ميکند. معنا و مفهوم عبارت فوق اين است که آيا به صرف اينکه افرادي از جامعه عليه همه نرمهاي اجتماعي عمل کردند ميتوان هر بلايي سر آنان آورد و در برخورد با اراذل و اوباش اصلاً حد و مرزي وجود دارد.
ابتكار
«حرف شما را ميپذيريم اما...» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم آرزو ديلمقاني است كه در آن ميخوانيد:
حرف تمام کساني را که درباره اين محموله اظهار نظر کردهاند را ميپذيريم اما اين سوال را مطرح ميکنيم آيا اين انتقال در حجم کمتر بوده است؟ آقاي صفاريان نسب کيست که مقامات ترک کپي پاسپورت او را دارند و ادعا کرده است که اين پولها به او تعلق دارد؟ نمايش يک کانتينر پر از پول و طلا آغاز سناريويي بود که هنوز با وجود تکذيب ارگانهاي مختلف هنوز سوالات بي پاسخ زيادي را در ذهن باقي گذاشته است. يکي از شبکههاي خصوصي ترکيه گزارشي را تهيه کرد که در اين گزارش با نمايش يک کانتينر و تعدادي چمدان حاوي شمش طلا و دلار ادعا شده بود که اين پولها از ايران به ترکيه منتقل شده است. بر اساس ادعاي اين گزارش خبري 20 تن شمش طلا به همراه 5.7 ميليارد دلار پول نقد در يک تريلي جاسازي شده بود که از ايران عبور کرده و در گمرک ترکيه مورد شناسايي قرار ميگيرد. رانندگان هنگام شناسايي تريلي فرار ميکنند و سرانجام دولت ترکيه محموله را در خزانه اين کشور ضبط ميکند.
دنياي اقتصاد
«نقض آتشبس پولي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته آقاي عباس موسويان، عضو كارگروه بانكداري بدون ربا و از صاحبنظران مسائل پولي و بانكي در داوري خود، نسبت به سياستهاي پولي و بانكي در چهار سال گذشته تصريح كرد:
«... نبايد شرايط بهگونهاي باشد كه رييسجمهور به تنهايي جاي شوراي پول و اعتبار را بگيرد ... او بايد نقش هماهنگكننده مصوبات شوراي پول و اعتبار را داشته باشد.» اين داوري درست موسويان، پس از آن منتشر ميشود كه شوراي پول و اعتبار در آخرين نشست خود خواستار استقلال بانك مركزي از دولت شده و افزايش اختيارات اين نهاد اصلي سياستگذاري پولي و ارزي را گامي مهم در مسير اصلاحات ساختاري ارزيابي كرد.
سرمايه
«پيامدهاي کاهش بودجه آموزش و پرورش»عنوان سرمقاله ي روزنامه سرمايه به قلم بيژن رحيمي دانش است كه در آن ميخوانيد:
در رابطه باکاهش 4/3 درصدي بودجه دستگاههاي اجرايي که حاصل حذف حداقل هشت هزار و 500 ميليارد تومان از درآمدهاي بودجه سال 88 است، چند نکته حائزاهميت است؛ نخست آنکه با توجه به حجم کل بودجه اگر قرار بود اين هشت هزار و 500 ميليارد تومان از بودجه حذف شود دولت بايد حداقل از هر دستگاهي حدود 10 درصد کم ميکرد اما اين محاسبات بر کارشناسان تاکنون پوشيده است که دولت چگونه از بودجه دستگاهها کسر کرده که به طور يکسان از همه دستگاهها حداقل 4/3 درصد کسر شده است. اما در مورد کاهش يکسان بودجه از تمامي دستگاهها بايد به يک نکته اشاره کرد که با اين شيوه اگر از دستگاهها به طور يکساني کسر شود، دستگاههايي که بودجه جاري آنها يا به عبارت بهتر بودجه آنها صرف اعتبارات اجتناب ناپذير مانند پرداخت حقوق و مزايا ميشود لطمه بيشتري خواهند خورد. براي مثال؛ آموزش و پرورش حداقل 90 درصد بودجه اش صرف پرداخت حقوق و مزاياي کارکنان ميشود و بودجه عمراني چنداني ندارد لذا مشکلات بيشتري را متحمل ميشود.
«محرمانههاي ستاد بلوا»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
كسي كه بر دهانه آتشفشان يا سيل خيز كوه خانه ميسازد، اگر زلزلهاي برخاست و گدازههاي آتشين خانه اش را سوخت يا سيلاب ناگهان، هست و نيستش را از جاي بركند و با خود برد، نبايد ديگري يا تقدير را ملامت كند- البته اگر كه از اين بلا جان به در برد! - اين دنيا همان دهانه آتشفشان و سيل خيز بلا و ابتلاست. اميرمؤمنان عليه السلام فرمود «دار بالبلاء محفوفه و بالعناء معروفه. دنيا خانهاي است پيچيده در بلا و به سختي و ناگواري، معروف.» و «فأهبطه الي دارالبلّيه . خداوند انسان را در خانه ابتلا و آزمايش فرود آورد». در چنين محيط بلواخيزي، به تن آساني و مستي نعمت خو كردن، سرانجامش تلخي و غافلگيري است. كامجويان چنين سرايي، از همه ناكام تر و تلخ كام ترند. اين قاعده و قانون دنياست؛ بپسنديم يا ناپسند شماريم.
آفتاب يزد
«چند سوال ساده از تريبونداران عصباني» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
باگذشت حدود دو ماه از بازداشت بيسابقه و تأسفانگيز گروهي از فعالان سرشناس سياسي، به نظر ميرسد هنوز وضعيت استاندارد بر بازداشت و تعقيب اين افراد حاكم نشده است. مثلاً هنوز تعدادي از بازداشتيها با وكيل و خانوادههاي خود ديدار نكردهاند و گروهي نيز تنها موفق به نشان دادن سلامت ظاهري خود از طريق حضور در اعترافات تلويزيوني شدهاند. اين موضوع در چند روز اخير تحت الشعاع نامه مهدي كروبي و بازتابهاي آن قرار گرفته است. اما جالب است كه واكنش به هر دو موضوع، از مباني مشترك برخوردار است به طوري كه عدهاي از محافظهكاران سرشناس، به صورت همزمان و هم زبان، به رد شائبهها و شايعههايي پرداختهاند كه پيرامون دو موضوع - نحوه تعقيب اصلاحطلبان بازداشتي و ادعاي بدرفتاري با گروهي از بازداشتشدگان - مطرح شده است. پس از صدور نامه كروبي، رئيس مجلس از بررسي موضوع خبر داد و يك روز بعد، گزارش تهيه شده توسط تعدادي از همكاران خود را قرائت كرد كه بر عدم صحت ادعاهاي موجود در نامه كروبي تاكيد ميكرد. اين موضع جديد كه به فاصله يك روز از تاكيد خود او بر رسيدگي به نامه كروبي بيان شد اعتراض كروبي را برانگيخت كه چرا قبل از بررسي، ادعاهاي او را تكذيب كردهاست؟
رسالت
«شاخصهاي مورد انتظار کابينه دهم»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي اصاري است كه در آن ميخوانيد:
1- نخبه گرا و تخصص گرا و توجه جدي به اصل شايسته سالاري در تمام گزينشها
در يک دولت انقلابي و ارزشي لازم است در واگذاري تمام شئون و مناصب اجرايي و تصميم گيري افرادي به کار گرفته شوند که از شايستگي و تعهد و تخصص تواما برخوردار باشند. بديهي است که چنين مطلوبي تنها با به کارگيري افراد نخبه، توانمند ، آزموده و داراي نبوغ و استعداد بالا حاصل ميشود که بحمدالله ايران عزيز امروز ما از اين لحاظ در يکي از طلايي ترين مقاطع خود قرار دارد و از اين حيث کمبودي نداريم.
2- با ثبات و با کمترين ريزشها و تغييرات
از همين اکنون که کابينه جديد و زير مجموعههاي آن (در تمام سطوح) در حال تشکيل هستند ، بايستي در نحوه و شکل انتخابها تامل و دقت شود تا در آينده کمترين تغييرات را در دولت و بدنه اجرايي کشور (اعم از وزيران ، معاونين وزرا، استانداران، فرمانداران و ...) شاهد باشيم چرا که بي ثباتي در مجموعه مديريتي کشور داراي آثار سوء و مخرب بسياري خواهد بود و مانعي بزرگ در راه خدمت رساني هماهنگ و برنامه ريزي شده به ملت به شمار ميآيد.
اعتماد ملي
«بازداشتگاه خودسر»عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم محمدحسين آقاسي است كه در آن ميخوانيد:
با وقوع حوادث و درگيريهاي 18 تيرماه سال جاري و دستگيري عدهاي از معترضان و اعزام آنان به زندان كهريزك كه به قصد تنبيه آنان صورت گرفت دمل چركيني كه وجود داشت سر گشود به نحوي كه دخالت بالاترين مقام نظام را طلبيد و رهبر معظم انقلاب دستور تعطيلي آن را صادر فرمودند. پس از آن كساني كه از موضوع اطلاع داشتند اما از طرح آن به سبب بيم تعقيب و اعترافگيري از آنان خودداري مينمودند زبان گشودند و اتفاقات مجرمانهاي كه ظاهرا بعضا منجر به مرگ افرادي هم شده است برملا شد. مقامات انتظامي نيز به ناچار با ادعاي بركناري تني چند از عوامل (خودسر!) و سپردن آنها به سازمان قضايي نيروهاي مسلح واكنش نشان دادند. اما، اصل تاسيس اين زندان و تصميم گيرنده در اين باره سربسته مانده است چون اگر به اين موضوع بپردازند قطعا نميتوانند آن را به افرادي خودسر و دونپايه نسبت دهند. فراموش نكنيم كه مبادرت به انجام چنين كار عظيمي نياز به تخصيص بودجه دارد و از طرفي معرفي افراد براي بازداشت در بازداشتگاه توسط قاضي صورت ميگيرد و مستلزم اتخاذ تصميم در سطح مقامات بالامرتبه است.چگونه قضات از وجود اين بازداشتگاه آگاهي يافتند؟ و چرا متهمان را به آن بازداشتگاهي كه غيرقانوني بوده براي بازداشت معرفي كردهاند؟
جمهوري اسلامي
«براي بي اثر شدن تحريم بنزين»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي به قلم سروش صاحب فصول است كه در آن ميخوانيد:
دولتمردان و سياستگذاران امريكايي در تازه ترين اقدامات خود براي محروم ساختن جمهوري اسلامي ايران از حق دستيابي به انرژي هستهاي طرح تحريم بنزين كشورمان را در دستور كار خود قرار دادهاند و سعي دارند با پيشبرد اين برنامه ضمن وارد آوردن ضربه به اقتصاد ايران كشور ما را به پذيرفتن شرايط خود براي دست كشيدن از حق مسلم برخورداري از انرژي هستهاي وادار كنند.
گذشته از ريشههاي عميق و باسابقه دشمني آمريكا با جمهوري اسلامي و سوابق اعمال چنين تحريمهايي عليه ايران نفس اين مسئله كه چرا دشمنان انقلاب براي ضربه زدن به اقتصاد كشورمان اعمال تحريم فروش بنزين را به ايران در دستور كار خود قرار دادهاند و به خيال خود اين راه را براي به زانو درآوردن مردم ايران موثر قلمداد ميكنند جاي پرسشهايي دارد كه پاسخ بسياري از آنها را بايد در عملكرد مردم و دولتهاي جمهوري اسلامي طي سه دهه سپري شده از انقلاب جستجو كرد.
اعتماد
«حقوق شهروندان و حقوق اراذل و اوباش» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم فرزانه روستايي است كه در آن ميخوانيد:
علني شدن فقط گوشههايي از آنچه در بازداشتگاه به ظاهر تعطيل شده کهريزک بر سر بازداشتيهاي اخير آمده و منجر به کشته شدن تعدادي از شهروندان جوان شده پاسخ به يک ابهام سنگين را ضروري مينمايد و آن اينکه حتي اگر بازداشتگاه کهريزک براي بازجويي و تاديب نافرم ترين افراد جامعه سازماندهي شده باشد، ارتکاب عمل بد از سوي اين خلافکاران سبب ميشود هر حقوقي از اراذل و اوباش سلب شود يا اينکه حتي در بدترين شرايط، ته مانده يي از حق و حقوق اساسي همچنان از حقوق اين افراد دفاع ميکند. معنا و مفهوم عبارت فوق اين است که آيا به صرف اينکه افرادي از جامعه عليه همه نرمهاي اجتماعي عمل کردند ميتوان هر بلايي سر آنان آورد و در برخورد با اراذل و اوباش اصلاً حد و مرزي وجود دارد.
ابتكار
«حرف شما را ميپذيريم اما...» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم آرزو ديلمقاني است كه در آن ميخوانيد:
حرف تمام کساني را که درباره اين محموله اظهار نظر کردهاند را ميپذيريم اما اين سوال را مطرح ميکنيم آيا اين انتقال در حجم کمتر بوده است؟ آقاي صفاريان نسب کيست که مقامات ترک کپي پاسپورت او را دارند و ادعا کرده است که اين پولها به او تعلق دارد؟ نمايش يک کانتينر پر از پول و طلا آغاز سناريويي بود که هنوز با وجود تکذيب ارگانهاي مختلف هنوز سوالات بي پاسخ زيادي را در ذهن باقي گذاشته است. يکي از شبکههاي خصوصي ترکيه گزارشي را تهيه کرد که در اين گزارش با نمايش يک کانتينر و تعدادي چمدان حاوي شمش طلا و دلار ادعا شده بود که اين پولها از ايران به ترکيه منتقل شده است. بر اساس ادعاي اين گزارش خبري 20 تن شمش طلا به همراه 5.7 ميليارد دلار پول نقد در يک تريلي جاسازي شده بود که از ايران عبور کرده و در گمرک ترکيه مورد شناسايي قرار ميگيرد. رانندگان هنگام شناسايي تريلي فرار ميکنند و سرانجام دولت ترکيه محموله را در خزانه اين کشور ضبط ميکند.
دنياي اقتصاد
«نقض آتشبس پولي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته آقاي عباس موسويان، عضو كارگروه بانكداري بدون ربا و از صاحبنظران مسائل پولي و بانكي در داوري خود، نسبت به سياستهاي پولي و بانكي در چهار سال گذشته تصريح كرد:
«... نبايد شرايط بهگونهاي باشد كه رييسجمهور به تنهايي جاي شوراي پول و اعتبار را بگيرد ... او بايد نقش هماهنگكننده مصوبات شوراي پول و اعتبار را داشته باشد.» اين داوري درست موسويان، پس از آن منتشر ميشود كه شوراي پول و اعتبار در آخرين نشست خود خواستار استقلال بانك مركزي از دولت شده و افزايش اختيارات اين نهاد اصلي سياستگذاري پولي و ارزي را گامي مهم در مسير اصلاحات ساختاري ارزيابي كرد.
سرمايه
«پيامدهاي کاهش بودجه آموزش و پرورش»عنوان سرمقاله ي روزنامه سرمايه به قلم بيژن رحيمي دانش است كه در آن ميخوانيد:
در رابطه باکاهش 4/3 درصدي بودجه دستگاههاي اجرايي که حاصل حذف حداقل هشت هزار و 500 ميليارد تومان از درآمدهاي بودجه سال 88 است، چند نکته حائزاهميت است؛ نخست آنکه با توجه به حجم کل بودجه اگر قرار بود اين هشت هزار و 500 ميليارد تومان از بودجه حذف شود دولت بايد حداقل از هر دستگاهي حدود 10 درصد کم ميکرد اما اين محاسبات بر کارشناسان تاکنون پوشيده است که دولت چگونه از بودجه دستگاهها کسر کرده که به طور يکسان از همه دستگاهها حداقل 4/3 درصد کسر شده است. اما در مورد کاهش يکسان بودجه از تمامي دستگاهها بايد به يک نکته اشاره کرد که با اين شيوه اگر از دستگاهها به طور يکساني کسر شود، دستگاههايي که بودجه جاري آنها يا به عبارت بهتر بودجه آنها صرف اعتبارات اجتناب ناپذير مانند پرداخت حقوق و مزايا ميشود لطمه بيشتري خواهند خورد. براي مثال؛ آموزش و پرورش حداقل 90 درصد بودجه اش صرف پرداخت حقوق و مزاياي کارکنان ميشود و بودجه عمراني چنداني ندارد لذا مشکلات بيشتري را متحمل ميشود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


