چه بر سر میراث اصغر بیچاره میآید؟
خطر نابودی بزرگترین آرشیو عکس تاریخ معاصر ایران +ویدیو
تاکنون از عمده این تصاویر رونمایی نشده و ظاهراً در تنها فیلم مستندش با نام «سند زنده» که سال 1359 ساخت نیز بخشی از تصاویر تاریخیاش را استفاده کرده است: «من از شعبان بی مخ با آن خالکوبی ها و ریش و هیکل عکس های زیادی دارم. در فیلم «سند زنده» هم هست. آن فیلم را امام (خمینی) هم دید و خیلی هم خوشش آمد».

با بدرود حیات اصغر بیچاره که آرشیو زنده تاریخ عکاسی ایران بود و ارزشمندترین گنجینه دوربین و عکسهای قدیمی ایران را در اختیار داشت، درباره سرنوشت این مجموعه ارزشمند که مستندات بخشی از تاریخ کشورمان در یک سده اخیر است، نگرانیهای جدی به وجود آمده است.
به گزارش «تابناک»؛ اصغر بیچاره عکاس پیشکسوت کشورمان، آخرین ساعات دیروز -22 خرداد- در آمریکا بدرود حیات گفت، تا در روز تولدش، چشم از جهان فروبسته و تنها دقایقی از هشتاد و ششمین بهار زندگیاش را به تماشا نشسته باشد. بیچاره که قدیمیترین عکاس سینمای ایران بود، در دوران حیاتش در 35 فیلم عکاسی کرده و کوششهایی برای فیلمسازی نیز انجام داده بود.
این عکاس پرسابقه که فعالیتش را با کپی نگاتیو عکاسهای «دختر لر» نخستین فیلم ناطق فارسی شروع کرد و از این حرفه تا به لحظه جان دادن فاصله نگرفت، برای آرشیوسازی در بیش از نیم قرن اخیر، همتی شگرف داشت و در اثر این تلاش مستمر، بزرگترین آرشیو تاریخی عکس ایران را داشت.
در کنار این آرشیو عکس، بزرگترین آرشیو دوربینهای تاریخی ایران نیز از آنِ او بود که دوربین «روسی خان (ایوانف)»، «ابراهیم خان عکاس باشی»، «ابراهیم خان صحاف باشی» و «ماشاءالله خان عکاسباشی» از جمله این دوربینهاست. او که در سالهای پیش از انقلاب عکاس روزنامههای «کیهان» و «اطلاعات» بود، در سالهای عمرش، این وسایل را همچون یک موزه سیار از خانهای اجارهای به خانه دیگری میبرد.

او در گفت و گو با اعتماد با اشاره به حجم اسناد، عکسها و دوربینهای تاریخی که دارد، تأکید کرده بود اگر قرار باشد برای آثارش نمایشگاهی بگذارند، جایی به وسعت میدان توپخانه تهران نیازمند است و در گفت و گویی دیگر در این باره عنوان کرده بود: «این تاریخ عکاسی در ایران - نه فقط من - مثل ماشاءالله خان که من کنتاکت عکسش را دارم، است. عکس ملک الشعرای بهار را قبل از اینکه وکیل بشود، برود توی مجلس با لباس معممی دارم. اینها همه اسناد است و احتیاج به جا دارد.»
یکی از بزرگترین مجموعه تصاویر از محمد مصدق، حسین فاطمی، آیت الله کاشانی، شعبان بیمخ و چهرههای تاریخ معاصر ایران در اختیار بیچاره بود که تاکنون از عمده این تصاویر رونمایی نشده است و ظاهراً در تنها فیلم مستندش با نام «سند زنده» که سال 1359 ساخت، نیز بخشی از تصاویر تاریخیاش را استفاده کرده است: «من از شعبان بی مخ با آن خالکوبی ها و ریش و هیکل عکس های زیادی دارم. در فیلم «سند زنده» هم هست. آن فیلم را امام (خمینی) هم دید و خیلی هم خوشش آمد».
«سند زنده» فیلمی نود و چند دقیقهای است از کودتای سوم اسفند 1299 تا انقلاب اسلامی را به تصویر میکشد و تنها بخش کوچکی از فیلمها و تصاویری که بیچاره در دهههای متمادی جمع آوری کرده را در خود جای داده است. با این حال، نمونه خوبی برای نمایش اهمیت و گستردگی آرشیو شخصی است که به اهمیت جمع آوری آرشیو در ایران در آن دوران پی برده بود و اکنون یک گنجینه گرانقیمت از او مانده است.
او که در جریان نخستین دوبلههای سینمای ایران به ایتالیا رفته بود و عکاسی و دوبله میکرد، حتی از ویتوریو دسیکا و مارچلو ماسترویانی هم عکسهای تاریخی دارد اما در پایان عمرش، هیچ نداشت: « نه بازنشستگی دارم، نه پول. بیمه هم نیستم. من تمام زندگی ام را سر همین مسائل داده ام. این را باید آنهایی بدانند که باید بفهمند. من همه زندگی ام را برای عکس هایم دادهام.»
اکنون از این عکاس مجموعه تاریخی باقی مانده که به رضایت خانوادهاش میتوان در قالب موزهای به نام «اصغر بیچاره» برپا کرد و یا به مجموعه «موزه عکس» در تهران افزود و این موزه را به احترام مردی که عمرش در این راه نهاد، به نام او کرد. باید دید آیا مسئولان معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان سینمایی و سازمان میراث فرهنگی در این زمینه اقدام جدی انجام میدهند؟
ویدیو مصاحبه با «اصغر بیچاره» و مرور زندگی از زیان خودش را در «تابناک» ببینید:
به گزارش «تابناک»؛ اصغر بیچاره عکاس پیشکسوت کشورمان، آخرین ساعات دیروز -22 خرداد- در آمریکا بدرود حیات گفت، تا در روز تولدش، چشم از جهان فروبسته و تنها دقایقی از هشتاد و ششمین بهار زندگیاش را به تماشا نشسته باشد. بیچاره که قدیمیترین عکاس سینمای ایران بود، در دوران حیاتش در 35 فیلم عکاسی کرده و کوششهایی برای فیلمسازی نیز انجام داده بود.
این عکاس پرسابقه که فعالیتش را با کپی نگاتیو عکاسهای «دختر لر» نخستین فیلم ناطق فارسی شروع کرد و از این حرفه تا به لحظه جان دادن فاصله نگرفت، برای آرشیوسازی در بیش از نیم قرن اخیر، همتی شگرف داشت و در اثر این تلاش مستمر، بزرگترین آرشیو تاریخی عکس ایران را داشت.
در کنار این آرشیو عکس، بزرگترین آرشیو دوربینهای تاریخی ایران نیز از آنِ او بود که دوربین «روسی خان (ایوانف)»، «ابراهیم خان عکاس باشی»، «ابراهیم خان صحاف باشی» و «ماشاءالله خان عکاسباشی» از جمله این دوربینهاست. او که در سالهای پیش از انقلاب عکاس روزنامههای «کیهان» و «اطلاعات» بود، در سالهای عمرش، این وسایل را همچون یک موزه سیار از خانهای اجارهای به خانه دیگری میبرد.

او در گفت و گو با اعتماد با اشاره به حجم اسناد، عکسها و دوربینهای تاریخی که دارد، تأکید کرده بود اگر قرار باشد برای آثارش نمایشگاهی بگذارند، جایی به وسعت میدان توپخانه تهران نیازمند است و در گفت و گویی دیگر در این باره عنوان کرده بود: «این تاریخ عکاسی در ایران - نه فقط من - مثل ماشاءالله خان که من کنتاکت عکسش را دارم، است. عکس ملک الشعرای بهار را قبل از اینکه وکیل بشود، برود توی مجلس با لباس معممی دارم. اینها همه اسناد است و احتیاج به جا دارد.»
یکی از بزرگترین مجموعه تصاویر از محمد مصدق، حسین فاطمی، آیت الله کاشانی، شعبان بیمخ و چهرههای تاریخ معاصر ایران در اختیار بیچاره بود که تاکنون از عمده این تصاویر رونمایی نشده است و ظاهراً در تنها فیلم مستندش با نام «سند زنده» که سال 1359 ساخت، نیز بخشی از تصاویر تاریخیاش را استفاده کرده است: «من از شعبان بی مخ با آن خالکوبی ها و ریش و هیکل عکس های زیادی دارم. در فیلم «سند زنده» هم هست. آن فیلم را امام (خمینی) هم دید و خیلی هم خوشش آمد».
«سند زنده» فیلمی نود و چند دقیقهای است از کودتای سوم اسفند 1299 تا انقلاب اسلامی را به تصویر میکشد و تنها بخش کوچکی از فیلمها و تصاویری که بیچاره در دهههای متمادی جمع آوری کرده را در خود جای داده است. با این حال، نمونه خوبی برای نمایش اهمیت و گستردگی آرشیو شخصی است که به اهمیت جمع آوری آرشیو در ایران در آن دوران پی برده بود و اکنون یک گنجینه گرانقیمت از او مانده است.
او که در جریان نخستین دوبلههای سینمای ایران به ایتالیا رفته بود و عکاسی و دوبله میکرد، حتی از ویتوریو دسیکا و مارچلو ماسترویانی هم عکسهای تاریخی دارد اما در پایان عمرش، هیچ نداشت: « نه بازنشستگی دارم، نه پول. بیمه هم نیستم. من تمام زندگی ام را سر همین مسائل داده ام. این را باید آنهایی بدانند که باید بفهمند. من همه زندگی ام را برای عکس هایم دادهام.»
اکنون از این عکاس مجموعه تاریخی باقی مانده که به رضایت خانوادهاش میتوان در قالب موزهای به نام «اصغر بیچاره» برپا کرد و یا به مجموعه «موزه عکس» در تهران افزود و این موزه را به احترام مردی که عمرش در این راه نهاد، به نام او کرد. باید دید آیا مسئولان معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان سینمایی و سازمان میراث فرهنگی در این زمینه اقدام جدی انجام میدهند؟
ویدیو مصاحبه با «اصغر بیچاره» و مرور زندگی از زیان خودش را در «تابناک» ببینید:
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۸
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



