صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جبارى: نظرم درمورد قلعه‏نويى عوض نشد!

باشگاه استقلال با اين قدمت و سابقه، با اين طرفداران ميليونى، يك ورزشگاه كه ندارد هيچ محل تمرين مناسب هم ندارد. باشگاه ما سالن بدنسازى، استخر، سونا و امكانات حداقلى براى يك ورزشكار حرفه اى را ندارد. ما ادعا مى كنيم كه يك باشگاه بزرگ هستيم اما توپ استاندارد براى تمرين نداريم. تا كى بايد با توپى بازى كنيم كه آنقدر سرما و گرما خورده كه از فرم طبيعى خارج شده. اينها براى ما درد است، براى تيمى كه ۳۰ ميليون طرفدار دارد و برايش ۱۰۰ هزار نفر بلكه ۱۲۰هزار نفر به ورزشگاه مى آيند، درد و ناراحتى است.
کد خبر: ۵۹۶۴۳
| |
2066 بازدید

خاطرم نيست سال ۷۸ بود يا ۷۹ ؛ او را در ورزشگاه مرغوبكار ديدم. پسرى تركه اى و لاغر با شماره ۸ كه براى تيم جوانان استقلال بازى مى كرد. مى گفتند كريم باقرى دوم فوتبال ايران مى شود. مى گفتند پديده فوتبال جوانان تهران است، مى گفتند اسمش مجتبى جبارى است، بچه خيابان مختارى كه از راه آهن به استقلال آمده. بعد از بازى، سراغش را گرفتم. اگرچه مثل همين حالا خشك و ديرجوش بود اما خيلى زود با هم رفيق شديم.

به نوشته جوان؛ آن روزها، من هم يك خبرنگار تازه كار و جوان بودم و شوق كار روى تيم هاى پايه مرا به ورزشگاه هاى جنوب شهر مى برد. با هم رفيق شديم و امروز كه چيزى حدود ۱۰ سال از آن اتفاق مى گذرد، رابطه ما مثل ارتباط يك خبرنگار و يك فوتباليست معمولى نيست. هر از گاهى زنگ مى زنيم و احوالى مى پرسيم و گپ وگفت كوتاهى داريم.

به رسم عادت، چند روز پيش زنگ زدم تا احوالش را بپرسم. روزنامه ها نوشته بودند: «جبارى از قطبى عذرخواهى كرد و گفت نمى توانم با تيم ملى باشم.» شنيده بودم از ناحيه رباط مصدوم شده و ترسيدم كه مبادا دوباره يك مصدوميت ديگر سراغش آمده باشد. پس از احوالپرسى، حرفمان سر خورد به سمت خبرنگاران، شروع كرد به درد دل كردن و حرف زدن. وقتى گوشى را قطع كردم، روى صفحه موبايلم ۴۳ دقيقه و چند ثانيه حك شد. حيفم آمد از كنار حرف هايش ساده بگذرم. ياد حرف واعظ آشتيانى افتادم كه مى گويد: «مجتبى از معدود بچه هاى اصولگرا و سالم فوتبال ايران است... بايد او را كمك كرد تا مبادا منزوى شود و از فوتبال بيرون برود.»

دوباره زنگ زدم و هماهنگ كردم كه حرف هايش در قالب يك مصاحبه چاپ شود؛ مخالفتى نداشت؛ فقط گفت بخشى از حرف هايش را ننويسم. درواقع چيزى كه الان پيش روى شماست، حاصل ۴۰ دقيقه گپ دوستانه است با مجتبى جبارى؛ پسر خوبى كه به شرايط حاكم بر فوتبال اعتراض دارد، پسر خوبى كه حرف هاى خوب مى زند اما گاهى حرف هايش را خوب نمى زند، پسر خوبى كه برايش فوتبال همه چيز نيست بلكه فوتبال را وسيله اى براى بهتر زندگى كردن مى داند. مجتبى پسر خوبى است كه مثل همه ما گاهى هم اشتباه مى كند اما از اعتراف به اشتباه نمى ترسد: «اشتباه كردم درمورد قلعه نويى حرف زدم.»

اين روزها خبرنگاران ورزشى علاقه زيادى براى مصاحبه با مجتبى جبارى دارند اما ظاهراً چندان مايل به مصاحبه نيستى و كمتر موبايلت را جواب مى دهى؛ البته به استثناى شماره هاى خاص. مى خواهيم دليل اين مساله را از زبان خودت بشنويم.

خب حرفى براى گفتن ندارم. اين روزها مصدوم هستم و شرايط بازى كردن را ندارم. نمى دانم درمورد چه مساله اى بايد مصاحبه كنم و چرا خبرنگاران سراغ من مى آيند.

به هر حال جزو ستاره هاى ليگ ايران هستى و طبيعى است كه خبرنگاران روى تو زوم كنند.

به نظرم الان خبرنگاران بهتر است كه سراغ اميد روانخواه بروند كه هفته اول گل زده و خوب بازى كرده.
انگار داريم از بحث اصلى منحرف مى شويم. من مى خواهم بدانم اين روزها وقتى خبرنگاران سراغ مجتبى جبارى مى آيند، چه سؤالاتى مى پرسند.

در مورد قلعه نويى سؤال مى پرسند. قبل از بازى سپاهان مى پرسيدند كه براى قلعه نويى گل مى‏برى يا نه. مى پرسند كه الكى خودت را به مصدوميت زدى كه با قلعه نويى روبه رو نشوى. يك مشت سؤال خنده دار و بى فايده مى پرسند و هم وقت من را تلف مى كنند و هم صفحات روزنامه‏هايشان را با اين مباحث بى فايده شكل مى دهند كه هيچ سودى به حال ورزش و فوتبال ندارد.

وقتى با اين سؤالات مواجه مى شوى، چه حسى پيدا مى كنى... بارها شاهد بوديم كه از كوره در رفتى و تند با خبرنگاران حرف زدى و همين مساله حواشى زيادى برايت درست كرده.

از اين دست سؤالات، بدم مى آيد. به همين خاطر دوست ندارم مصاحبه كنم و ترجيح مى دهم كه وقتم را صرف تمرين كنم تا پرداختن به مسائل پوچ و بيهوده.

شما اگر جاى يك خبرنگار باشيد، از مجتبى جبارى چه سؤالاتى مى پرسيد؟

اصلاً با جبارى مصاحبه نمى كنم، چون مصدوم است و حرفى براى گفتن ندارد.
فقط با مصاحبه اش حاشيه براى خودش و اطرافيانش درست مى كند. همه دنبال اين هستند كه من چهار كلمه حرف درمورد قلعه نويى بزنم و فردا بروند سراغ قلعه نويى و او هم جواب مرا بدهد.

خب تو كه مى دانى چنين جوى وجود دارد، چرا در اين مدت مصاحبه كردى و درمورد قلعه نويى اين همه حرفى زدى؟

الان كه به مصاحبه هاى قبلى ام فكر مى كنم، مى بينم كه اشتباه كردم و نبايد اين حرف ها را مى زدم. نه اينكه نظرم درمورد قلعه نويى يا حرف هايم تغيير كرده باشد، نه؛ بلكه با مصاحبه هايم حاشيه درست كردم و به خودم لطمه زدم و تمركزم را از دست دادم. اين مسائل برايم تجربه شد تا از اين به بعد درمورد مشكلات و اتفاقات مصاحبه نكنم و انرژى ام را بگذارم براى تمرين، بدنسازى و جسم و روحم را آماده كنم.

پس اعتراف مى كنيد كه اشتباه كرديد و درمورد قلعه نويى با مطبوعات حرف زديد؟

دقيقاً اشتباهاتم را مى پذيرم و اعتراف مى كنم كه نبايد اين حرف ها را مى زدم چون دردى از هيچكس دوا نمى كند و حرف هاى من بى فايده است. بعد از اين نمى خواهم منتقد كسى باشم و از چيزى اشكال بگيرم چون در نهايت دودش به چشم خودم مى رود.

آن روزها كه عليه قلعه نويى موضع گرفته بودى، چه انگيزه اى داشتى؟

به خاطر خودم حرف نمى زدم؛ بلكه معتقدم كه چهار تا بازيكن جوان شايد از حرف هاى من الگو بگيرند. احساس مى كردم وظيفه دارم اين حرف ها را بزنم اما متاسفانه مطبوعات حرف هايم را درست منتقل نكردند و حق مطلب ادا نشد. خيلى ها با حرف هايم دچار سوءبرداشت شدند و انتقادات فراوانى متوجه من شد و سلامت روحى و جسمى ام را به خطر انداخت. مى خواستم نگاه مردم را به فوتبال درست كنم اما چون حق مطلب درست ادا نمى شد، نگاه مردم در مواردى نسبت به من تغيير كرد.

به هر حال امير قلعه نويى هم در جامعه طرفداران خاص خودش را دارد. وقتى در كوچه و خيابان با مردم مواجه مى شوى، چه واكنشى نسبت به تو از خودشان نشان مى دهند؟

اول از همه بگويم كه در زندگى هميشه لطف خدا شامل حالم بوده و خداوند عزت نفس به من عطا كرده و از لطف خداوند است كه به اينجا رسيدم. در جامعه عده اى هستند كه مرا دوست دارند و از طرفى عده اى هم مى پرسند كه چرا اين حرف ها را زدى يا مى پرسيدند چرا قراردادت را تمديد نمى كنى تا خيال همه ما راحت شود. چرا براى استقلال زمان تعيين مى كنى و از اين دست حرف ها. وقتى رو در رو برايشان مسائل را توضيح مى دهم، قانع مى شوند كه حق با من است اما من نمى توانم تك تك افراد جامعه را قانع كنم. دلم مى خواهد در يك برنامه تلويزيونى، فرصتى پيش بيايد تا به همه اين مسائل جواب بدهم، خدا را شكر مردم كشور ما فهيم هستند و فرق خوب و بد را مى فهمند. اگر فرصتى پيش آمد و قسمت شد كه در تلويزيون صحبت كنم، سعى مى كنم به ابهامات جواب بدهم. اما اين را به شما بگويم كه فوتبال براى من همه چيز نيست. انسان در زندگى اش هر لحظه بايد به ياد خدا باشد و بداند كه خداوند بر اعمال او ناظر است. در چنين شرايطى، انسان نمى تواند دروغ بگويد. من معتقد بودم كه مردم بايد حقايق را بدانند اما هرگز حرفى به دروغ نزدم و دنبال منافع شخصى خودم هم نيستم. در فوتبال دردهايى وجود دارد كه ما را ناراحت مى كند. ما بايد اين حرف را بزنيم تا مسؤولان بدانند و به آنها رسيدگى كنند.

مثلاً چه دردهايى وجود دارد... چه چيزى شما را بيشتر ناراحت مى كند؟

اول اينكه همه خيال مى كنند كه فوتباليست ها پول مفت مى گيرند و هيچ كارى انجام نمى دهند. هيچ كس نمى گويد كه فوتباليست ها بيمه ندارند. اگر خداى ناكرده يك فوتباليست جوان مصدوم شود و برايش اتفاق بدى رخ دهد، تا آخر عمر نه تنها نمى تواند بازى كند كه زندگى اش تباه مى شود چون چيزى ندارد. آنهايى كه چنين اعتقادى دارند اين مساله را در نظر نمى گيرند كه وقتى تيم ملى به جام جهانى مى رود، ميلياردها تومان پول وارد كشور مى شود. مثلاً على كريمى كه مى تواند با چند دريبل و پاس هاى فوق العاده اش سرنوشت يك بازى را عوض كند، چرا نبايد به اندازه كارش پول بگيرد؟
همان على كريمى با يك دريبل يا يك گل تيم ملى را به جام جهانى مى برد و در قبال صعود به جام جهانى، ميلياردها تومان پول به كشورمان مى رسد. آيا كريمى مستحق چنين پولى نيست؟ هيچ كس نمى داند كه مجتبى جبارى هر شب با درد مى خوابد و اگر يك روز فيزيوتراپى نكند، از درد خوابش نمى برد. ساق پايم در اردوى تركيه با تيم ابومسلم شكست، رباط پايم در اردوى سوئيس پاره شد، مينيسكم را دوباره عمل كرده ام. هنوز كه هنوز است، در سرما از ناحيه ساق پا احساس درد مى كنم؛ موقع نماز نمى توانم روى دو زانو بشينم. تازه الان ۲۷ سال بيشتر سن ندارم و تبعات اين آسيب ديدگى ها در آينده بيشتر نمود پيدا مى كند. بله از فوتبال پول زيادى هم گرفته ام اما در عوض سلامتى ام را هم از دست داده ام. هيچ كس نمى گويد كه فوتبال و پيروزى هاى ما چه تاثيراتى روى نسل جوان وجامعه دارد، متاسفانه بعضى ها تصور مى كنند كه ما الكى پول مى گيريم و هيچ كارى انجام نمى دهيم اما فوتبال واقعاً جزو كارهاى سخت و مشقت بار است.

به غير از اين مسائل كه گفتى، چه چيزهاى ديگرى شما را ناراحت مى كند؟

اينكه بعضى از روزنامه ها هر چيزى را كه دلشان مى خواهد، در مورد فوتباليست ها مى نويسن. دروغ مى گويند، تهمت مى زنند و آبرو و حيثيت آدم ها را به بازى مى گيرند، از همه بدتر وارد حريم خصوصى و زندگى شخصى افراد مى شوند. اما هيچ مسؤولى نيست كه به اين مسائل رسيدگى كند. همه اينها به كنار، چيزى كه بيشتر از همه من را ناراحت مى كند، امكانات و شرايط فوتبال است، باشگاه استقلال با اين قدمت و سابقه، با اين طرفداران ميليونى، يك ورزشگاه كه ندارد هيچ محل تمرين مناسب هم ندارد. باشگاه ما سالن بدنسازى، استخر، سونا و امكانات حداقلى براى يك ورزشكار حرفه اى را ندارد. ما ادعا مى كنيم كه يك باشگاه بزرگ هستيم اما توپ استاندارد براى تمرين نداريم. تا كى بايد با توپى بازى كنيم كه آنقدر سرما و گرما خورده كه از فرم طبيعى خارج شده. اينها براى ما درد است، براى تيمى كه ۳۰ ميليون طرفدار دارد و برايش ۱۰۰ هزار نفر بلكه ۱۲۰هزار نفر به ورزشگاه مى آيند، درد و ناراحتى است.

روزى چقدر به اين مسائل فكر مى كنى؟

بيشتر از آنكه به فوتبال خودم فكر كنم، غصه اين مسائل را مى خورم. شما تحقيق كنيد و ببينيد كه چرا هيچ بازيكنى از ايران ترانسفر نمى شود. به خدا قسم استعدادهاى ما مثل برزيل است. بچه هاى ايرانى از برزيلى ها مستعدتر هستند. من ناراحت مى شوم وقتى تيم ملى ما نمى تواند با تيم هاى مطرح دنيا بازى كند. دلم مى سوزد كه چرا تيم به جام جهانى نرفته كه اگر مى رفت چهار تا بازيكن مى فرستاديم اروپا و از قبالش پول كه وارد كشورمان مى شد هيچ، بلكه در دنيا برايمان تبليغ مى كردند. مگر چقدر بايد هزينه مى كرديم كه تيم به جام جهانى مى رفت؛ چندين برابر هزينه هايش را در صورت صعود جبران مى كرديم. اگر مربى ۲ ميلياردى مى آورديم و اردوهاى مناسب داشتيم و به جام جهانى مى رفتيم؛ فقط با تراسفر همان۴ نفر همه اين هزينه ها جبران مى شد. فوايد ديگر صعود به جام جهانى هم كه به كنار.

به نظر شما چه كار بايد كرد؟

من نمى دانم كه چه كار بايد كرد اما مى دانم كه پتانسيل فوتبال ما بالاتر از اينهاست. لياقت فوتبال ما اين نيست. تلويزيون مدام وضعيت ورزشگاه ها را نشان مى دهد اما هيچ اتفاقى نمى افتد. شما وضعيت رختكن هاى ورزشگاه آزادى را ببينيد. تازه آزادى بهترين ورزشگاه ماست و در شهرستان ها كه اوضاع اسفبار است.

شما حرف هاى درستى مى زنى. مجتبى جبارى محصول تيم هاى پايه استقلال است. همان تيمى كه صمد مرفاوى هدايت آن را بر عهده داشت و قهرمان جوانان ايران شد. صمد مرفاوى در تيم جوانان استقلال، بازيكنانى مثل تو، آندو، خسرو حيدرى، وحيد طالب لو و اميرحسين صادقى را ساخت. الان وضعيت تيم هاى پايه استقلال چطور است. چند سال است كه يك بازيكن از تيم هاى پايه استقلال به تيم بزرگسالان نرسيده.

بله،دقيقاً حرف شما درست است. صمد مرفاوى با جان و دل كار مى كرد و اهل زد و بند و ساخت و پاخت نبود. با رابطه بازيكن انتخاب نمى كرد و به فكر خدمت به فوتبال بود. در نتيجه، بازيكنان خوبى به تيم بزرگسالان استقلال تحويل داد، صمد انسان صادقى است و به همين دليل در كارش موفق بوده.

در اينكه صمد انسان صادقى است شكى نيست، اما سؤال ما اين است كه آيا مجتبى جبارى يكباره رفته سراغ واعظ آشتيانى و اين حرف هايى را كه به ما مى زند، به مدير عامل باشگاهش بگويد.

بله كه رفتم. حتى طرح بردم و برنامه به باشگاه دادم. كلى وقت گذاشتم روى اين كار و در مورد اين مسائل خيلى زياد با مسؤولان باشگاه صحبت كردم.

نتيجه چى شد؟

هيچى- بنده خدا گفت پول نداريم. به هرحال هر كسى دغدغه خاص خودش را دارد. به نظر من بايد براى يكبار هم كه شده، پول قلمبه به باشگاه ها داده شود تا از پايه همه ساختارشان را درست كنند و به سمت حرفه اى شدن بروند. واقعاً نمى دانم اين حرف ها را به چه كسى بزنم. الان همه ما حاضريم كه نصف قراردادمان را بدهيم اما در باشگاهى باشيم كه استخر و سونا دارد، سالن بدنسازى و فيزيوتراپى درست دارد. حاضريم نصف قراردادمان كسر شود اما در يك باشگاه كامل مثل باشگاه هاى اروپايى بازى كنيم. يعنى صبح وارد باشگاه شويم و صبحانه را بخوريم و تا شب در اختيار باشگاه باشيم. اما چنين امكاناتى وجود ندارد و به همين دليل بعد از تمرين هر كس مى رود پى كارش و باشگاه كنترلى روى بازيكنان ندارد.

واقعاً اگر امروز باشگاه استقلال به شما بگويد كه به جاى ۴۰۰ ميليون، ۲۰۰ ميليون بگير، چون مى خواهيم استخر و سونا بسازيم قبول مى كنى؟

به خدا اولين نفر قبول مى كنم؛ به نمايندگى از همه بچه ها هم مى گويم كه همه قبول مى كنند چون در آينده چندين برابر اين پول ها را در مى آوريم. اگر امكانات مناسب باشد، من با يك ترانسفر درست، ۵ برابر ۲۰۰ ميليون را در مى آورم.

بحث ما با مجتبى جبارى سر اين بود كه چرا اين روزها مصاحبه نمى كنى و از مطبوعات بيزارى. شما هم گفتى كه حرفى براى گفتن ندارى اما وقتى وارد بحث شديم كلى حرف براى گفتن داشتى. هر گز هم نخواستيم كه در مورد قلعه نويى و مسائل حاشيه اى حرف بزنيم. پس مجتبى مى تواند حرف بزند و وارد حاشيه هم نشود.

بله، درست است اما شما هم سعى نكرديد كه جريان حرف هايمان به سمت حاشيه ها كشيده شود. شما از من در مورد دسته گل بردن براى قلعه نويى سؤال نكرديد و نگفتيد كه بى دليل خودت را به مصدوميت زدى كه با قلعه نويى روبه رو نشوى. من مشكلى با مطبوعات ندارم. به نظرم اين همه كاغذ و پول كه روزنامه هاى ورزشى خرج مى كنند، بايد به حرف هاى خوب و نوشته هاى خوب منتهى شود تا هم خودشان سود كنند و هم ورزش كشور رشد كند. كسى كه از من مى پرسد خودت را به مصدوميت زدى كه با قلعه نويى روبه رو نشوى اگر كمى پيش خودش فكر كند، مى فهمد كه واقعاً مصدوم بودم و با تيم ملى هم به بوسنى نرفتم. تازه اين هفته مقابل مقاومت هم شرايط بازى كردن ندارم.

از بحث هاى كلى خارج شويم. كى به شرايط بازى كردن برمى گردى؟

همان رباط پايم كه عمل شده بود، كمى درد گرفته و فكر كنم از هفته سوم بازى مى كنم.

روزنامه ها نوشته بودندكه بابت هر بازى كه غايب باشى، ۲ ميليون تومان جريمه مى شوى... اين مساله در قراردادت نوشته شده؟

نه، اصلاً و ابداً چنين چيزى نيست و اين هم جزو همان چيزهايى است كه مطبوعات از خودشان مى نويسند.

فصل جديد را چطور پيش بينى مى كنى؟

تيم ما شرايط خوبى دارد، مطمئن باشيد كه استقلال يكى از مدعيان جدى قهرمانى است. اگر براى تيم ما حاشيه درست نكنند و اجازه بدهند كه صمد مرفاوى كارش را انجام دهد، بى ترديد استقلال قهرمان مى شود و مرفاوى هم پديده مربيان ليگ برتر خواهد شد.

خيلى ها معتقدند كه مرفاوى از عهده ليگ و جام باشگاه هاى آسيا برنمى آيد؟

گذر زمان خيلى چيزها را ثابت مى كند، مرفاوى انسان خوب و شريفى است، آقا صمد نان صداقت اش را مى خورد. آينده نشان مى دهد كه صمد موفق مى شود يا نه. آينده فرق كار خوب و بد را نشان مى دهد. آينده نشان مى دهد كه مجتبى جبارى راست مى گفت يا نه. آينده همه چيز را نشان مى دهد. اگر هم آينده جور ديگرى شد، من مى گويم قسمت اين بوده و خدا را شكر مى كنم.

همچنان قصد رفتن به اروپا را دارى؟

هنوز هم تلاش مى كنم تا به فوتبال اروپا برسم اما يواش يواش برايم دير مى شود، هر چه قسمت باشد.

حرف خاصى اگر دارى؟

نه... خيلى ممنون..

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟