گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۹۶۲۷
| | 5284 بازدید
اعتماد ملي
«منبع سياه» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي است كه در آن ميخوانيد:
پس از انتشار نامه تکاندهنده کروبي به رئيس مجلس خبرگان برخي از افراد بهجاي اينکه اندکي دغدغه انساني و ديني از خود نشان دهند و توجه کنند که حتي وجود احتمال ضعيفي براي صحت اين ادعا کافي است که بيتاب شوند و با توجه به اينکه کروبي کسي نيست که چنين ادعايي را بدون داشتن اطلاعات مورد وثوق بر زبان آورد، ناگهان اصل موضوع را در هياهو و رعبآفريني براي قربانيان اين حادثه انداختند. آقاي لاريجاني رئيس محترم مجلس دو روز بعد از اعلام اينکه نامه آقاي کروبي را بررسي خواهند کرد، اعلام داشت که پس از بررسيهاي دقيق به اين نتيجه رسيدهاند که چنين ادعايي دروغ است.
ما به صحت و سقم آنچه در نامه آقاي کروبي مطرح شده کاري نداريم اما براي هر کسي حيرتآور است که ظرف دو روز پس از وعده بررسي، چنين امر حساسي را مورد تحقيق قرار داده و تکذيب کردهاند. جالبتر اينکه معلوم نيست با کداميک از قربانيان در اين زمينه گفتوگو کردهاند و به اين اطمينان رسيدهاند. از آن جالبتر واکنش کيهان بود. کيهان در مقاله توهينآميز به رسم مالوف خود با عنوان «منبع سياه» نوشته است: «منبع سياه» يكي از ترفندهاي شناخته شده و معروف در عمليات رواني است كه بيشترين كاربرد آن در «شايعهپراكني» است.
كيهان
«كدام پاسخ ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
1- دومين جلسه دادگاه عوامل اغتشاشات اخير كه در آن دو كارمند محلي سفارت انگليس و فرانسه و يك تبعه فرانسوي محاكمه شده و همگي به جرايم خود مبني بر دخالت و شركت در آشوب هاي خياباني تهران اعتراف كردند، با واكنش اتحاديه اروپا و مقامات انگليس و فرانسه مواجه شد. سوئد به عنوان رئيس دوره اي اتحاديه اروپا، اقدام ايران در محاكمه اين افراد را اقدام عليه همه كشورهاي عضو اين اتحاديه خوانده و مدعي شده كه به ايران پاسخ مناسب خواهد داد! اتحاديه اروپا در بيانيه مداخله جويانه اي كه به همين منظور صادر كرده گفته است كه روند دادگاه در ايران را از نزديك زيرنظر داشته و خواستار آزادي فوري اين افراد شده است.
وزراي خارجه انگليس و فرانسه نيز در اقدام مشابهي اتهامات وارده عليه كاركنان محلي خود و دختر تبعه فرانسه را- عليرغم مستندات موجود و اعترافات صريحي كه آنان داشته اند- غيرموجه خوانده و آزادي آنان را درخواست كرده اند.
آفتاي يزد
«فرار از امروز يا طرحي براي فردا؟!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
ميگويند خدا را با چشم سر نميتوان ديد اما از آثار او پي به وجودش ميبريم.
در مورد رئيس دولت نهم و همكاران او نيز كه برخي نزديكان، شرم و حيا را كنار گذاشته و براي او شأن آسماني قائل شدهاند ميتوان به همين طريق استدلال كرد. در اين سالها، همه رقبا، منتقدان و حتي دوستاني كه حاضر نشدهاند فرمان رئيسجمهور را مانند فرمان خدا، واجب الاطاعه بدانند از عرصه مديريتي كشور حذف شدهاند و لذا در مورد بسياري از حوادث، از قبل نميتوان پيشبيني كرد يا پس از آن نيز ارائه مدرك رسمي، دشوار است. اما با نگاهي به دستاوردها و پيامدهاي تصميمات دولت و نيز رفتار برخي حاميان ويژه ـ يا مدعيان حمايت ـ ميتوان به بسياري از واقعيات پي برد. مثلا اگر كسي بپرسد براي اثبات نابسامانيها در انتخابات اخير و نقش حاميان دولت در اين نابسامانيهاي پرهزينه، چه مدركي وجود دارد؟ بايد بلافاصله توجه او را به بعضي اقدامات و اظهارات بيسابقه جلب كرد كه انحراف اذهان عمومي از انتخابات، يكي از مهمترين و البته فوريترين نتايج آن است. البته در ادامه يادداشت انگيزه و هدف اصلي از اين سوژهها تشريح خواهد شد اما حاميان نجيب و كم توقع دولت، فعلا به نتايج كوتاهمدت اين اقـدامـات كه همان انحراف اذهان عمومي از روند انتخابات است چشم دوختهاند. شايد هم عدهاي از آنها پشت پرده اصلي و هدف بزرگتر را نميدانند و همچون بازي خوردگان، با طراحان اصلي، همراهي ميكنند.
رسالت
«آسيب شناسي مسئله نخبگي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
نخبگي در ايران يکي از مواضعي است که پس از انتخابات دهم رياست جمهوري بيشترين لطمه و صدمه را ديد. اتفاقات ناخوشايند پس از اعلام نتايج انتخابات نشان داد که نخبگي در جامعه ما نيازمند مراقبت و توجه بيشتري است. شايد در شرايط فعلي مسئله بقاي نخبگي در ايران، مهمترين دليل براي آسيب شناسي مشفقانه آن باشد.
در بحبوحه حوادث پس از انتخابات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولين نظام در سالروز بعثت نبي مکرم اسلام (ص) فرمودند: “نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد.”
اعتماد
«صداي عدالت انساني» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم محمدحسن عليپور است كه در آن ميخوانيد:
بيش از يکصد سال پيش فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين شاه صادر شد تا يکي از مهمترين خواست هاي مشروطه خواهان يعني ايجاد دستگاه عدليه امکان تحقق پيدا کند.اکنون که به گذشته نگاه مي کنيم، دستگاه عدليه ايران فراز و فرودهاي زيادي را براي تحقق عدالت در جامعه يي که مناسبات اجتماعي و سياسي و فرهنگي نويي را با دنياي مدرن آغاز کرده پشت سر گذاشته است. اگرچه فرودهاي آن بيش از فرازهايش بوده است، چراکه به رغم پشت سرگذاشتن دو انقلاب و دگرگوني مهم سياسي و اجتماعي هنوز سخن از ويرانه عدليه و قضائيه است.شايد يکي از دلايل ناکامي براي ساختن عدليه يي که هدف و آرمان هر جامعه يي براي برقراري عدالت است در نوع نگاهي است که به قاضي و داور عادل وجود دارد.
ابتكار
«آيا اين غائله را پاياني هست؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن مي خوانيد:
وضعيت پيش آمده پس از انتخابات هر روز زاويه اي جديد پيدا مي کند يک روز تجمعات خياباني سوژه و مسئله اصلي مي شود،روز ديگرخبر کشته شدن عده اي از معترضين تيتر مي گردد يک روز هم مسئله حمله به کوي دانشگاه ذهن ها را به خود مشغول مي کند روز ديگر مسئله خطبه هاي آقاي هاشمي محور تحليل و گمانه زني ها قرار مي گيرد يک بار هم دستگيرشدگان و کشته شدگان در درون زندان سوژه مي شود و دوباره بحث اعترافات مسئله داغ روز مي شود يک روز هم بحث تحريم جلسه تنفيذ و تحليف رئيس جمهور توسط اصلاح طلبان مسئله مي شود و حالا هم موضوع ادعاي تجاوز جنسي بازداشت شدگان مسئله اول کشور قرار گرفته است. زنجير اتفاقات، حوادث، رخدادهاي پس از انتخابات آنچنان فشرده و به هم پيوسته است که مرور آن باعث سرگيجه مي گردد و اينهمه موجب شده است تا در نگاه رسانه هاي خارجي ايران همچنان در تب بحران و آشوب بسر ببرد.
جمهوري اسلامي
«نقدي بر نظريه خدامقامي مسئولان اجرائي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
خبرگزاري جمهوري اسلامي خبري را از ديدار جمعي از هنرمندان بسيجي نقاط مختلف كشور با آيت الله محمدتقي مصباح يزدي در قم منتشر كرد كه ايشان طي سخناني ضمن تاكيد بر ضرورت تبيين صحيح اصل ولايت فقيه درباره جايگاه رئيس جمهور گفتند: «وقتي رياست جمهوري حكم ولي فقيه را دريافت كرد اطاعت از او نيز چون اطاعت از خداست» (متن كامل اين خبر را در ستون تازه هاي روزنامه امروز صفحه 15 بخوانيد).
با قطع نظر از ميزان صحت اين مقايسه و اينكه چنين نظريه اي چقدر از پشتوانه فقهي و اعتقادي برخوردار است اگر فرض را بر درستي نظريه جناب آقاي مصباح يزدي بگذاريم و بپذيريم كه اطاعت از رئيس جمهور در نظام اسلامي همچون اطاعت از خداست نتيجه اين مي شود كه اين دستورات و احكام صادره توسط رئيس جمهور واجب و تخلف از آنها حرام است . اين نظريه كه مي توان آنرا «نظريه خدامقامي مسئولان اجرائي» نام گذاري كرد عوارضي دارد كه حتي خود جناب آقاي مصباح يزدي نيز قطعا به آن ملتزم نخواهند بود. به همين جهت اكنون كه چنين نظريه اي در سطح رسانه ها مطرح شده بر صاحبنظران است كه آنرا به درستي و با تكيه بر مباني فقهي و اعتقادي نقد كنند و نتيجه بررسي هاي علمي خود را در اختيار رسانه ها قرار دهند تا افكار عمومي از آن بهره مند شود.
سرمايه
«رابطه ساختار مالي دولت و استقلال بانک مرکزي» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محسن شمشيري است كه در آن ميخوانيد:
اگرچه استقلال بانک مرکزي و تاثير آن بر اقتصاد کشورهاي جهان يک مفهوم نسبي است و ميزان کارايي و اثر آن بر رشد اقتصادي و کنترل تورم به شاخص ها و ويژگي هاي دولت، بازار و نهادهاي پولي، مالي و بازار سرمايه و در يک کلمه ساختار توسعه يافته يا پس افتاده اقتصاد آن کشور مرتبط است اما همه کشورهاي جهان متفق القولند که استقلال بانک مرکزي و ثبات مديريت آن شرط اساسي براي کنترل بازار پول است. بر اين اساس بسياري از روساي بانک مرکزي در جهان امروز، براي مدت طولاني و مثلاً در آمريکا 10 تا 15 سال بر پست خود ابقا مي شوند تا مستقل از دولت کار خود را انجام دهند و فرصت اثرگذاري سياست خود بر اقتصاد را شاهد باشند. در کشورهاي صنعتي، از وابسته ترين بانک هاي مرکزي مانند بانک مرکزي ژاپن تا مستقل ترين آنها مانند بانک مرکزي سوئيس را شاهد هستيم اما آنچه باعث شده هم ژاپن و هم سوئيس داراي بانک هاي مرکزي کارآمد باشند، نفوذ روساي بانک مرکزي و کارشناسان آنها است
دنياي اقتصاد
«اگر اقتصاد ايران دولتي نبود» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
برنامهريزان اقتصاد كلان، كارگزاران اجرايي دولت، مديران بنگاههاي خصوصي و مصرفكنندگان كالاها و خدمات درايران، براساس يك عادت ديرپا از مدتها پيش از انتخابات رياستجمهوري تا مدتها پس از انتخابات در حالت بلاتكليفي و انتظار به سرميبرند.
برنامهريزان و مديران اجرايي در ماههاي منتهي به انتخابات، خواه ناخواه با نگاه به انتخابات و رفتار رايدهندگان، برنامهريزي ميكنند، مديران دولتي مطابق اين برنامهريزي عمل ميكنند، مديران بخشخصوصي مدام در حال گمانهزني راجع به تصميمگيران آيندهاند و مصرفكنندگان چشم انتظار تغيير هستند. در چنين فضايي، مديران بخشخصوصي مدام تحولات دولت را رصد ميكنند كه از دگرگونيهاي سياسي و اداري صدمه نبينند و مصرفكنندگان با حيرت به سخنان گوش ميدهند تا زندگي آينده خود را براساس احتمالات گوناگون تنظيم كنند.
«منبع سياه» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي است كه در آن ميخوانيد:
پس از انتشار نامه تکاندهنده کروبي به رئيس مجلس خبرگان برخي از افراد بهجاي اينکه اندکي دغدغه انساني و ديني از خود نشان دهند و توجه کنند که حتي وجود احتمال ضعيفي براي صحت اين ادعا کافي است که بيتاب شوند و با توجه به اينکه کروبي کسي نيست که چنين ادعايي را بدون داشتن اطلاعات مورد وثوق بر زبان آورد، ناگهان اصل موضوع را در هياهو و رعبآفريني براي قربانيان اين حادثه انداختند. آقاي لاريجاني رئيس محترم مجلس دو روز بعد از اعلام اينکه نامه آقاي کروبي را بررسي خواهند کرد، اعلام داشت که پس از بررسيهاي دقيق به اين نتيجه رسيدهاند که چنين ادعايي دروغ است.
ما به صحت و سقم آنچه در نامه آقاي کروبي مطرح شده کاري نداريم اما براي هر کسي حيرتآور است که ظرف دو روز پس از وعده بررسي، چنين امر حساسي را مورد تحقيق قرار داده و تکذيب کردهاند. جالبتر اينکه معلوم نيست با کداميک از قربانيان در اين زمينه گفتوگو کردهاند و به اين اطمينان رسيدهاند. از آن جالبتر واکنش کيهان بود. کيهان در مقاله توهينآميز به رسم مالوف خود با عنوان «منبع سياه» نوشته است: «منبع سياه» يكي از ترفندهاي شناخته شده و معروف در عمليات رواني است كه بيشترين كاربرد آن در «شايعهپراكني» است.
كيهان
«كدام پاسخ ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
1- دومين جلسه دادگاه عوامل اغتشاشات اخير كه در آن دو كارمند محلي سفارت انگليس و فرانسه و يك تبعه فرانسوي محاكمه شده و همگي به جرايم خود مبني بر دخالت و شركت در آشوب هاي خياباني تهران اعتراف كردند، با واكنش اتحاديه اروپا و مقامات انگليس و فرانسه مواجه شد. سوئد به عنوان رئيس دوره اي اتحاديه اروپا، اقدام ايران در محاكمه اين افراد را اقدام عليه همه كشورهاي عضو اين اتحاديه خوانده و مدعي شده كه به ايران پاسخ مناسب خواهد داد! اتحاديه اروپا در بيانيه مداخله جويانه اي كه به همين منظور صادر كرده گفته است كه روند دادگاه در ايران را از نزديك زيرنظر داشته و خواستار آزادي فوري اين افراد شده است.
وزراي خارجه انگليس و فرانسه نيز در اقدام مشابهي اتهامات وارده عليه كاركنان محلي خود و دختر تبعه فرانسه را- عليرغم مستندات موجود و اعترافات صريحي كه آنان داشته اند- غيرموجه خوانده و آزادي آنان را درخواست كرده اند.
آفتاي يزد
«فرار از امروز يا طرحي براي فردا؟!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
ميگويند خدا را با چشم سر نميتوان ديد اما از آثار او پي به وجودش ميبريم.
در مورد رئيس دولت نهم و همكاران او نيز كه برخي نزديكان، شرم و حيا را كنار گذاشته و براي او شأن آسماني قائل شدهاند ميتوان به همين طريق استدلال كرد. در اين سالها، همه رقبا، منتقدان و حتي دوستاني كه حاضر نشدهاند فرمان رئيسجمهور را مانند فرمان خدا، واجب الاطاعه بدانند از عرصه مديريتي كشور حذف شدهاند و لذا در مورد بسياري از حوادث، از قبل نميتوان پيشبيني كرد يا پس از آن نيز ارائه مدرك رسمي، دشوار است. اما با نگاهي به دستاوردها و پيامدهاي تصميمات دولت و نيز رفتار برخي حاميان ويژه ـ يا مدعيان حمايت ـ ميتوان به بسياري از واقعيات پي برد. مثلا اگر كسي بپرسد براي اثبات نابسامانيها در انتخابات اخير و نقش حاميان دولت در اين نابسامانيهاي پرهزينه، چه مدركي وجود دارد؟ بايد بلافاصله توجه او را به بعضي اقدامات و اظهارات بيسابقه جلب كرد كه انحراف اذهان عمومي از انتخابات، يكي از مهمترين و البته فوريترين نتايج آن است. البته در ادامه يادداشت انگيزه و هدف اصلي از اين سوژهها تشريح خواهد شد اما حاميان نجيب و كم توقع دولت، فعلا به نتايج كوتاهمدت اين اقـدامـات كه همان انحراف اذهان عمومي از روند انتخابات است چشم دوختهاند. شايد هم عدهاي از آنها پشت پرده اصلي و هدف بزرگتر را نميدانند و همچون بازي خوردگان، با طراحان اصلي، همراهي ميكنند.
رسالت
«آسيب شناسي مسئله نخبگي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
نخبگي در ايران يکي از مواضعي است که پس از انتخابات دهم رياست جمهوري بيشترين لطمه و صدمه را ديد. اتفاقات ناخوشايند پس از اعلام نتايج انتخابات نشان داد که نخبگي در جامعه ما نيازمند مراقبت و توجه بيشتري است. شايد در شرايط فعلي مسئله بقاي نخبگي در ايران، مهمترين دليل براي آسيب شناسي مشفقانه آن باشد.
در بحبوحه حوادث پس از انتخابات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولين نظام در سالروز بعثت نبي مکرم اسلام (ص) فرمودند: “نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد.”
اعتماد
«صداي عدالت انساني» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم محمدحسن عليپور است كه در آن ميخوانيد:
بيش از يکصد سال پيش فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين شاه صادر شد تا يکي از مهمترين خواست هاي مشروطه خواهان يعني ايجاد دستگاه عدليه امکان تحقق پيدا کند.اکنون که به گذشته نگاه مي کنيم، دستگاه عدليه ايران فراز و فرودهاي زيادي را براي تحقق عدالت در جامعه يي که مناسبات اجتماعي و سياسي و فرهنگي نويي را با دنياي مدرن آغاز کرده پشت سر گذاشته است. اگرچه فرودهاي آن بيش از فرازهايش بوده است، چراکه به رغم پشت سرگذاشتن دو انقلاب و دگرگوني مهم سياسي و اجتماعي هنوز سخن از ويرانه عدليه و قضائيه است.شايد يکي از دلايل ناکامي براي ساختن عدليه يي که هدف و آرمان هر جامعه يي براي برقراري عدالت است در نوع نگاهي است که به قاضي و داور عادل وجود دارد.
ابتكار
«آيا اين غائله را پاياني هست؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن مي خوانيد:
وضعيت پيش آمده پس از انتخابات هر روز زاويه اي جديد پيدا مي کند يک روز تجمعات خياباني سوژه و مسئله اصلي مي شود،روز ديگرخبر کشته شدن عده اي از معترضين تيتر مي گردد يک روز هم مسئله حمله به کوي دانشگاه ذهن ها را به خود مشغول مي کند روز ديگر مسئله خطبه هاي آقاي هاشمي محور تحليل و گمانه زني ها قرار مي گيرد يک بار هم دستگيرشدگان و کشته شدگان در درون زندان سوژه مي شود و دوباره بحث اعترافات مسئله داغ روز مي شود يک روز هم بحث تحريم جلسه تنفيذ و تحليف رئيس جمهور توسط اصلاح طلبان مسئله مي شود و حالا هم موضوع ادعاي تجاوز جنسي بازداشت شدگان مسئله اول کشور قرار گرفته است. زنجير اتفاقات، حوادث، رخدادهاي پس از انتخابات آنچنان فشرده و به هم پيوسته است که مرور آن باعث سرگيجه مي گردد و اينهمه موجب شده است تا در نگاه رسانه هاي خارجي ايران همچنان در تب بحران و آشوب بسر ببرد.
جمهوري اسلامي
«نقدي بر نظريه خدامقامي مسئولان اجرائي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
خبرگزاري جمهوري اسلامي خبري را از ديدار جمعي از هنرمندان بسيجي نقاط مختلف كشور با آيت الله محمدتقي مصباح يزدي در قم منتشر كرد كه ايشان طي سخناني ضمن تاكيد بر ضرورت تبيين صحيح اصل ولايت فقيه درباره جايگاه رئيس جمهور گفتند: «وقتي رياست جمهوري حكم ولي فقيه را دريافت كرد اطاعت از او نيز چون اطاعت از خداست» (متن كامل اين خبر را در ستون تازه هاي روزنامه امروز صفحه 15 بخوانيد).
با قطع نظر از ميزان صحت اين مقايسه و اينكه چنين نظريه اي چقدر از پشتوانه فقهي و اعتقادي برخوردار است اگر فرض را بر درستي نظريه جناب آقاي مصباح يزدي بگذاريم و بپذيريم كه اطاعت از رئيس جمهور در نظام اسلامي همچون اطاعت از خداست نتيجه اين مي شود كه اين دستورات و احكام صادره توسط رئيس جمهور واجب و تخلف از آنها حرام است . اين نظريه كه مي توان آنرا «نظريه خدامقامي مسئولان اجرائي» نام گذاري كرد عوارضي دارد كه حتي خود جناب آقاي مصباح يزدي نيز قطعا به آن ملتزم نخواهند بود. به همين جهت اكنون كه چنين نظريه اي در سطح رسانه ها مطرح شده بر صاحبنظران است كه آنرا به درستي و با تكيه بر مباني فقهي و اعتقادي نقد كنند و نتيجه بررسي هاي علمي خود را در اختيار رسانه ها قرار دهند تا افكار عمومي از آن بهره مند شود.
سرمايه
«رابطه ساختار مالي دولت و استقلال بانک مرکزي» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محسن شمشيري است كه در آن ميخوانيد:
اگرچه استقلال بانک مرکزي و تاثير آن بر اقتصاد کشورهاي جهان يک مفهوم نسبي است و ميزان کارايي و اثر آن بر رشد اقتصادي و کنترل تورم به شاخص ها و ويژگي هاي دولت، بازار و نهادهاي پولي، مالي و بازار سرمايه و در يک کلمه ساختار توسعه يافته يا پس افتاده اقتصاد آن کشور مرتبط است اما همه کشورهاي جهان متفق القولند که استقلال بانک مرکزي و ثبات مديريت آن شرط اساسي براي کنترل بازار پول است. بر اين اساس بسياري از روساي بانک مرکزي در جهان امروز، براي مدت طولاني و مثلاً در آمريکا 10 تا 15 سال بر پست خود ابقا مي شوند تا مستقل از دولت کار خود را انجام دهند و فرصت اثرگذاري سياست خود بر اقتصاد را شاهد باشند. در کشورهاي صنعتي، از وابسته ترين بانک هاي مرکزي مانند بانک مرکزي ژاپن تا مستقل ترين آنها مانند بانک مرکزي سوئيس را شاهد هستيم اما آنچه باعث شده هم ژاپن و هم سوئيس داراي بانک هاي مرکزي کارآمد باشند، نفوذ روساي بانک مرکزي و کارشناسان آنها است
دنياي اقتصاد
«اگر اقتصاد ايران دولتي نبود» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
برنامهريزان اقتصاد كلان، كارگزاران اجرايي دولت، مديران بنگاههاي خصوصي و مصرفكنندگان كالاها و خدمات درايران، براساس يك عادت ديرپا از مدتها پيش از انتخابات رياستجمهوري تا مدتها پس از انتخابات در حالت بلاتكليفي و انتظار به سرميبرند.
برنامهريزان و مديران اجرايي در ماههاي منتهي به انتخابات، خواه ناخواه با نگاه به انتخابات و رفتار رايدهندگان، برنامهريزي ميكنند، مديران دولتي مطابق اين برنامهريزي عمل ميكنند، مديران بخشخصوصي مدام در حال گمانهزني راجع به تصميمگيران آيندهاند و مصرفكنندگان چشم انتظار تغيير هستند. در چنين فضايي، مديران بخشخصوصي مدام تحولات دولت را رصد ميكنند كه از دگرگونيهاي سياسي و اداري صدمه نبينند و مصرفكنندگان با حيرت به سخنان گوش ميدهند تا زندگي آينده خود را براساس احتمالات گوناگون تنظيم كنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


