صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

به کجا بايد داد برد؟!

عليرضا مخبر دزفولي
کد خبر: ۵۹۲۹۴
| |
22193 بازدید
sokhany1383@yahoo.com

راستش را بخواهيد من هم گاهي وسوسه مي‌شوم که اين روزها در اين گيرودار پرالتهاب بازار سياست، يادداشت انفجاري سياسي بنويسم که تعداد خواننده‌اش رکورد بزند و هر جا بروم، بگويند دمت گرم خوب فک فلان کسان را پياده کردي!

ولي به دلم رجوع مي‌کنم و از خودم مي‌پرسم ـ به قول مقام معظّم رهبري ـ آيا اين کار براي خداست؟ براي خدمت به مردم است؟ آيا مصلحت ملک و ملّت و اسلام و مسلمين اقتضاء مي‌کند که اينگونه بنويسم؟ آيا اين نوشته من به آرامش فضاي کشورم که بدخواهان آن را آشوب زده مي خواهند کمکي مي‌کند؟ آيا اين نوشته دل امام زمان(عج) را شاد مي‌کند؟ آيا به عزّت و اقتدار رهبري مي‌انجامد؟... و هزاران آيا و امّاي ديگر.

خدا مي‌داند که اين روزها نوشتن خيلي دشوار شده و انسان منصف با دلي خون و چشمي گريان متحيّرانه شمشير قلم در غلاف مي‌کند و اگر اهل وظيفه است و «قلم» را همان مي‌داند که به آن و محصول آن، در قرآن کريم قسم ياد شده، دائما در مقام پرسشگري از خويش است که وظيفه ام اکنون چيست؟

بايد بنويسم يا ننويسم؟ کدام به سود کشور است؟ حال اگر بايد بنويسم از کجا و از چه کسي بنويسم؟ از برخوردهاي نسنجيده عدّه‌اي که سي سال است خودسرند!! و سي سال است که کسي نتوانسته از سر آنها «خود» را بيندازد و «خدا» را بنشاند!

از دست دوستان ناداني که بلندگوي دشمن شده‌اند، از دست دشمنان دانايي که دوستان را به بازي گرفته‌اند، از دست هتّاکان به شخصيت‌هاي ارزشمند و بنيانگذاران نهضت خميني که زير عباي خميني، بزرگ شده‌اند و اکنون تازه به دوران رسيده‌ها آنها را «شاه» و «ضد ولايت فقيه» مي‌شمارند! از تخفيف دهندگان جايگاه منيع مقام معظّم رهبري که شعار ولايت مي‌دهند و بر خلاف نظر رهبري عمل مي‌کنند!

از دست کساني که خود را مقيّد به رکن رکين ولايت فقيه و مورد توجّه امام (ره)مي‌دانند ولي روز بعد از خطبه‌هاي امام حي (مدظله) به جاي تمکين، به جمله جمله بيانات او گستاخانه پاسخ مي‌دهند و لجوجانه بر گفته‌ها و نظرات خود در بيان و عمل پاي مي‌فشارند و استمرار آشوب را مي‌خواهند!

از آنها که اعتماد مردم را با شايعات بي‌اساس سست مي‌کنند! از آنها که تنها برتري‌شان بر رقباء از نظر مردم، تصوّر اطاعت تعبّدي از نظرات رهبري است و در اين واويلاي سياسي، به دستور صريح رهبر با کندي و اکراه تن در مي‌دهند و به جاي بيان رابطه مريدي و مرادي و رهبري و پيرو رابطه خود را با مولاي خود «پدر» و «پسري» مي‌شمرند!

از آنها که هزار بار گفته‌اند و شنيده‌ايم که رابطه من با آقاي خامنه‌اي رابطه رهبر و پيرو است و در آنچه اتّفاق نظر داريم که معلوم است ولي در اختلافات، نظر او حاکم است چون او در جايگاه رهبر است و من پيرو، امّا در عمل راه خود را از رهبري جدا مي‌کنند! از آنها که در دانشگاه مي‌گويند «خامنه‌اي عشق من است» امّا به عشق خود پشت مي‌کنند و اين سيّد مظلوم و البتّه مقتدر را به خيال خود تنها مي‌گذارند!

از آنها که همه خدمات سي سال گذشته را براي چند صباح استمرار قدرت ـ لابد براي خدمت بيشتر به مردم!! ـ زير سوال مي‌برند، گويي که سي سال است همه دزدند و اکنون براي مديريت کشور دزدگير نصب کرده‌اند! از آنها که اين همه حجم خدمات اين دولت و دولتمردان را در جاي جاي کشور و خصوصا در مناطق دور افتاده و محروم که رنگ توسعه را نديده‌اند ناديده مي‌گيرند!

از آنها که انکار مي‌کنند که گفتمان غالب در داخل کشور در سال‌هاي اخير گفتمان انقلاب اسلامي بوده و در خارج نيز دفاع مقتدرانه از دستاوردهاي سي ساله انقلاب اسلامي ـ که دسترنج مردم، رهبري و همه مسئولين سي سال گذشته است ـ و اين خود بالذّات يک ارزش بزرگ و بي‌ترديد است.

از جوانان پر احساسي که براي حمايت از حرف‌هاي نامستند کساني، خونشان سنگفرش خيابان‌هاي پايتخت را رنگين کرد، از کساني که در حمايت از حرف و فکر آنها جوانان اين ملّت کشته شدند امّا خودشان يکهو در زندان متحوّل شدند؟!

از آنها که دل رهبري را خون کردند، وقتي که دانشجويان مسلمان را زير مشت و لگد مي‌گرفتند و در همان حال شعار دفاع از ولايت مي‌دادند؟!! از آنها که فرزندان اين ملّت را در بازداشتگاه‌ها بيماراندند!! و فوتاندند! و به خيال خود لابد داشتند به تکاليف الهي خود در برابر اسلام و رهبري عمل مي‌کردند! آن هم رهبري که اگر چه در مقابل بدخواهان و دشمنان خدا و قرآن و ايران چون «حديد» است در برابر ملّتش و مردمي که بارها و بارها وفاداري خود را به آرمانهاي امام و او اثبات کرده‌اند، تا دلت بخواهد لطيف است، رهبرشاعر، رهبر هنرشناس، رهبر فروتن، رهبر مودّب، رهبر حکيم، رهبر لطيف الطبع، رهبر جانباز، رهبري که نشستن و برخاستنش براي آنها که او را مي‌شناسند، درس است... اي کاش خامنه‌اي چون خميني، مبلّغاني خوش ذوق و بصير چون خامنه‌اي داشت ـ به اين جمله فکر کنيد ـ ... از دست تفرّق دوستان، از دست اتّحاد دشمنان از دست اين همه بي‌اعتدالي و کم بصيرتي و کم ذوقي و زمان نشناسي به کجا بايد داد برد؟ و چه بايد نوشت؟... چه بايد نوشت؟
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۷ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
احسنت بر شما اما ...
هنر مرد ان است که راه راست و درست پیمودن را در کشاکش و در گردنه های سخت بشناسد ، زیرا که رانندگی در بزرگراه سهل و آسان است
حق را بگو هرچند که تلخ باشد و هراس به دل نده که دوستانی از جمع تو دور شوند زیرا حق بر باطل پیروز است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۱ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
منصفانه بود.اگه چنین اندیشهایی مستمر باشه و ادامه پیدا کنه می تونه به نفع ملت باشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۴ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
جانم فداي رهبر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۵ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
جناب مخبر يك باتوم بيش از 30-40 سانتيمتر نيست اما زماني كه بين مردم و حاكميت قرار گرفت نشان از شكافي عميق دارد شكافي كه تنها در سايه تمكين به قانون و اجراي عدالت پر مي شود و سر انگشت تدبير را مي طلبد اما اين روزها شاهد آنيم كه مسئله را به ميخ تبديل مي كنند و با پتك بر سر آن مي كوبند الان واقعيت اينست كه معترضين را به مخالف تبديل كرده اند و موافقين را به منتقد خون هايي بيگناه بر زمين ريخته شده و به حقوق مردم تعدي و تجاوز شده تا خاكميت پاسخي در خور ندهد سوال ها همچنان در خافظه تاريخي اين ملت باقي خواهد ماند مسببين را بايد به مجازات رساند
ودست از فرافكني برداشت در يك كلام عاقلانه و از سر تدبير عمل كرد هنوز دير نيست
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۰ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
آره باید اینجوری نوشت چون بهانه بسیاری از کسانی که دارند در راستای اهداف ادشمنان مردم در کشور ما حرکت می کنند گوش سپردن ظاهری به حرفهای رهبری ست بدون اینکه مغز کلام ایشان را متوجه شوند. ایشان هیچگاه موافق تفرقه و نفاق و دشمن شادکنی نیست ولی آقایان موقع عمل اصلا به روی خوشان نمی آورند و هرکاری دلشان بخواهند انجام می دهند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۴ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
ریشه تمام این حوادث خودخواهی و گرفتاری نفس است که فراگیر شدن این فرهنگ در جامعه ما 1000 برابر از آنفولانزای خوکی خطرناک تر است و رهبر مظلوم انقلاب تمام سعی و تلاششان این است که آقایانی را که در حال غرق در این گرداب هستند نجات دهند.
خدا به همه ما رحم کند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
جناب دزفولی، وقتی پای ظلم در میان می آید همه باید فریاد کنند و خداوند در قرآن فریاد بر ظلم را استثنا کرده است. همین ملاحظه کاریها کار ما را به اینجا کشانده است.
ترس از عواقب امنیتی همه گونه ملاحظه را موجه می کند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۰ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
خیلی تاثیر گذار بود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۱ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
احسنت
کاش همه اینطور بینش و برداشت شما رو داشتن
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۲:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۱
نویسنده ارجمند با تشکر از متن بسیار وزینتان
درد جامعه وهمه مردم الان نداشتن صداقت درگفتار و اعمال بزرگان است ما الان معتقدیم روز است ولی آنها دوست دارند که الان به زور شب باشد یک نمونه عرض می کنم آقای تقوی علت حضور نیافتن آیت ا..هاشمی در نماز جمعه این هفته را جلوگیری از انواع سو استفادهها عنوان کرد
ولی خطیبی که از طیف وموافق خودشان است اجازه هر سوءاستفاده وافترا و تهمت زدن را دارند و سریع حدیث هم جعل می کنند...خدا یا مارا چه شده است ؟؟؟؟؟
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟