بسكتبال قاره آسيا در اختيار اغيار
بيست و پنجمين دوره رقابتهاي بسكتبال جام ملتهاي آسيا در تيان جين چين در حال برگزاري است.تيم ملي با تداركات خوبي وارد اين بازيها شده است و به عنوان مدافع قهرماني مدعي فتح جام در اين دوره است. در بازيهاي چين بليت بازيهاي جهاني صادر ميشود.
به نوشته جام جم؛ سه تيم برتر مسابقات بسكتبال 2009 قهرماني جام ملتهاي آسيا جواز شركت در رقابتهاي جهاني تركيه را ميگيرند كه قرار است با حضور 24 تيم و طي روزهاي 28 آگوست تا 12 سپتامبر 2010 برگزار شود.
مليپوشان ايراني كه سال 1973 و در فيليپين نخستين حضور خود در رقابتهاي قهرماني آسيا را با عنوان پنجمي همراه كردند، 2 سال پيش اولين مدال آسيايي را آن هم به رنگ طلا به دست آوردند. اين قهرماني و به دنبال آن المپيكي شدن به قدري به كام آنها شيرين بود كه نميخواهند امسال روي سكوهاي سهگانه چين، جشن جهاني شدن را برپا نكنند. تيم ملي بسكتبال ايران پيش از قهرماني در ژاپن 11 بار در مسابقات قهرماني آسيا شركت كرده بود كه عنوان چهارمي مسابقات 1993 اندونزي بهترين نتيجه به شمار ميرفت. اين تيم در چهارمين حضور متوالي در مسابقات قهرماني آسيا به دنبال كسب دومين مدال پياپي است.در اين بازيها علاوه بر كره و ژاپن، لبنان، اردن، قطر و چين حريفان اصلي ايران هستند. لبنانيها نسبت به دورههاي گذشته تفاوت دارند و روي اين اصل به جكسون ورومن تابعيت دادند. آنها بازيكناني همچون پاول خوري و جوزف ووگل را از دست دادهاند و به جاي آنها ورومن در تركيب لبنان است. تيم اردن راشم رايت بازيكن آمريكايي را به خدمت گرفته است تا تز استفاده از بازيكن خارجي بعد از جام باشگاههاي آسيا به طرز عجيبي در جام ملتها ديده شود. گويا اينجا هم بسكتبال بايد در اختيار اغيار باشد. اردن در اوج بسكتبال خود در اين سالها قرار دارد اما لبنان درست است كه ورومن را به خدمت گرفته اما ضعيفتر از دوره قبل شده است. علي محمود، روني فهد، فادي خطيب و برايان بشارا همان چهرههاي هميشگي لبنان هستند. اردن با ايمن آيداس، انورسبزوكو، سم داگلاس و زيدالخاص تيم قدرتمندي در چين دارد.
حاميان استفاده از خارجيها
اين روزها در واكنش به تغيير مليت برخي بازيكنان اعتراضهايي شنيده ميشود كه اصلا قانوني نيست. گفته ميشود قطر گلهاي بازيكن خارجي ميگيرد و در تيم ملي استفاده ميكند در حالي كه تيم قطر را همان نفرات سال 2007 تشكيل ميدهند. يا لبنان بازيكني به نام ورومن را استخدام كرده است. تيمهاي ديگري هم هستند مثل اردن، اما كسي نيست بگويد اردنيها بازيكناني با اصالت اردني دارند نه اينكه مثل ورومن اصليت آمريكايي داشته باشند. الان ما ارسلان كاظمي را در آمريكا داريم و اگر روزي او با پاسپورت آمريكايي براي تيم ملي بازي كند آيا ميشود بازيكن آمريكايي ايران؟ اين تغيير مليتها مختص به اين دوره نيست. سال 1998 تيم لبنان روني سايكلي را آورده بود كه مليتي لبناني فرانسوي داشت و در آمريكا بازي ميكرد. درباره قطريها و بازيكنان خارجي اين تيم واقعيتهاي ديگري وجود دارد. آنها در همه رشتهها به بازيكنان غير آسيايي تابعيت ميدهند. دووميداني و وزنهبرداري نمونهاش. پس مختص بسكتبال نيست. حال در بسكتبال بازيكناني از مالي و سودان و سومالي چه تاثيري به حال بسكتبال ما دارد؟ مگر تاكنون قطر را با همين آفريقاييها نبردهايم؟ بزرگنمايي تابعيت دادن غيرآسياييها تبعات خوبي ندارد و ممكن است تمركز بازيكنان ما را بر هم بزند. حتي اعتراض به فيبا آن طور كه شنيده ميشود تاثيري نخواهد داشت. اولا رئيس فدراسيون جهاني يا رئيس هر منطقهاي از بسكتبال دنيا تنها يك سخنگوست و پست تشريفاتي دارد. امور اصلي را دبيركل تعيين ميكند. ثانيا تصميمات مرتبط با اين امور بر عهده كميته اجرايي است. در فدراسيون جهاني بسكتبال 26 نفر اعضاي اين كميته هستند و رئيس فدراسيون نميتواند سليقه خودش را اعمال كند. بنابراين تصميمي كه درباره تابعيت دادن به بازيكنان خارجي گرفته شده اينگونه نيست كه بلافاصله با اعتراض يك كشور ملغي شود. افرادي مثل زوران راددويچ كه اين سوي مرز هم دوستاني به سبك و سياق خودش دارد، به هرحال برخي منافع را در تابعيت دادن به بازيكنان خارجي در نظر دارد و تا اين منافع پابرجاست تابعيتهاي جديد هم جزو قراردادهاي جدانشدني در فيبا خواهد بود.
جدايي كاپيتان از مهرام
هرچند هفته گذشته مصطفي هاشمي، سرمربي تيم مهرام در گفتگو با «جامجم» انتقال صمدنيكخواه بهرامي را به تيم ديگر منوط به تصميم كاپيتان تيم ملي گذاشت، اما خروج او از مهرام، هاشمي را آزرده كرده است، چون همه ميدانند هاشمي علاقه شديدي به نوع بازي صمد دارد. بازيكن فصل گذشته تيمهاي شوله فرانسه و مهرام تهران با باشگاه صبامهر به توافق رسيد. او در شرايطي به صبامهر ميرود كه اين تيم به احتمال فراوان سامان ويسي را به دليل عمل جراحي از دست داده است. احتمال جدايي حامد آفاق ديگر بازيكن مليپوش تيم صبا نيز قوت گرفته است. بسكتبال ايران تا سالهاي سال نامهايي چون صمد و مرحوم آيدين نيكخواه بهرامي، حامد آفاق، حامد حدادي، مهدي كامراني، جواد داوري، سامان ويسي و... را فراموش نميكند.
اين روزها در واكنش به تغيير مليت برخي بازيكنان اعتراضهايي شنيده ميشود كه اصلا قانوني نيست. اين بازيكنان تاثيرگذاري زيادي در بسكتبال امروز ايران داشتهاند و با جرات بايد گفت؛ بخش مهمي از موفقيتهاي تيم ملي و باشگاهي در گرو بازيهاي اين بازيكنان بوده است. سامان ويسي، يكي از همين نفرات است. او را بايد بدشانسترين عضو اين گروه دانست كه حقش را از بسكتبال نگرفت آن هم در عين شايستگي. سامان در چين تايپه مصدوم بود و نتوانست خوب بازي كند و با منطق خودش از ماتيچ رخصت گرفت و به اين ترتيب از تيم ملي جدا شد. او بزودي قصد جراحي پاي آسيب ديدهاش را دارد تا بلكه زودتر به تيم ملي بازگردد. صمد نيكخواه بهرامي درباره ويسي ميگويد: حيف شد او را از دست داديم. آنها 2 دوست خيلي خوب هستند و از تيم جوانان تا بزرگسالان با هم بازي كردند بنابراين صمد حق دارد بگويد تجربه سامان، كمك حالمان بود. كاپيتان تيم ملي قبل از بازيهاي ملتهاي آسيا گفته بود حاضر است با يك پيشنهاد خوب، مهرام را ترك كند. او در مهرام علاوه بر توجه هاشمي، ازحمايت مدير باشگاه هم برخوردار بود با اين حال، كسي نميتواند براحتي قبول كند كه صمد، مهرام را ترك كرده است آن هم با همه حمايتها.
مربيان بسكتبال؛ چرا ميآيند؟ چرا ميروند؟
بهرام رمضان از تيم جوانان ايران كنار گذاشته شد. اين خبر جديدي نيست اما هفته گذشته، بالاخره فدراسيون كادر جديد را معرفي كرد كه در آن نام رمضان ديده نميشود. متاسفانه رفت و آمد مربيان در آزادي به اندازهاي زياد شده كه آمار مربيان كنار گذاشته شده از تيمهاي ملي از حد معمول و متعارف خارج شده است. سال 2006 تيم جوانان ايران بيش از 10 مربي عوض كرده بود و در آخر تيم به اونيكا رسيد. سال 2008 تغييرات به قدري بود كه تيم شايسته ايران نتوانست در جهان به حقش برسد. در تيم ملي بزرگسالان هم تغييرات زيادي ديدهايم. ترايكوويچ، بوسنياك، اونيكا و ترومن. اما روي سخن با تيمهاي پايه است. رمضان 3 سال براي جوانان فعلي زحمت كشيد و بدون انجام مسابقه از تيم كنار گذاشته شد. آيا در وظايفش كوتاهي كرده است؟ اگر چنين است چرا پس از 3 سال به اين نتيجه رسيدهايد و تاكنون كسي نبود كه درباره كار رمضان تشخيص درستي داشته باشد. آيا يك مربي به اندازهاي كه فرصت دارد نبايد توانايي فني خود را اثبات كند؟ به رمضان در چه مسابقاتي فرصت داده شد؟ او مربياي با 20 سال سابقه كار در تيمهاي پايه است. در هفته گذشته محسن صادقزاده جايگرين رمضان شد كه تاكنون تيم پايه نداشته است.
مهمترين دوره فعاليت صادقزاده در تيم جوانان بازميگردد به سال 2002 كه براي مدت كوتاهي مربي جوانان شد و بلافاصله با انصرافش تيم در اختيار محمد ايزدپناه قرار گرفت. فدراسيون بسكتبال از سال2004 در كادر فني تيمهاي جوانان ايران 2 نام را مرتب تكرار ميكند؛ اميرآقاجان و رضا نوري. نوري معمولا در لحظههاي آخر وارد تيمها ميشود. او در ماههاي آخر اردوي تيم جوانان2006 آمد و در كنار اونيكا هفتم آسيا شد. نوري در تيم 2008 بعد از 2 سال از تشكيل اين تيم آمد و يك سال بعد، كمك نبوشا شد تا قهرماني آسيا را تجربه كند. امير آقاجان در بسكتبال اصفهان زحمت كشيده و بازيكنان زيادي به تيمهاي پايه معرفي كرده است.او چندي پيش با تيم 3 به3 ايران از قهرماني اين تيم در سال 2007 دفاع نكرد. سوال اينجاست مگر مربيان ديگر در اين بسكتبال كار نميكنند؟ چرا به ديگران فرصت لازم داده نميشود؟ دليل تغييرات فراوان در كادر فني تيمهاي متعدد ملي چيست؟



