گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۸۹۷۳
| | 5764 بازدید
رسالت
«جامعه هوشمند و نخبگان مردود» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد:
ارسطو جامعه را به موجودي زنده تشبيه مي كرد كه قانون تولد و رشد و مرگ بر آن حاكم است. جامعه نقطه صفري است كه قابليت بي نهايت صعود و يا سقوط را دارد. به تعبير اسپنسر جامعه تابع اصل تكامل است. اما به زعم راقم اين سطور هيچ موجودي به اندازه يك جامعه مسلمان، مستعد هوشمندي و پيشرفت نيست. چرا كه به تعبير آلن بيرو در فرهنگ علوم اجتماعي وحدت جزيي، جسمي، رواني و اخلاقي بين موجودات هوشمند، با برخورداري از حكومتي پايا، فراگير و كارا، در جهت تحقق هدفي مشترك بين تمامي افراد جامعه موجد نوعي اجتماع هوشمند مي شود كه تحليل و پيش بيني رفتار آن كار بسيار سختي است.
جامعه مسلمان ايران يك جامعه هوشمند است كه رد پاي تصميمات تاريخي آن در حداقل هزار سال گذشته كاملا مشهود و ملموس است. اين جامعه هوشمند در برهههاي مختلف تاريخي در نقش يك موجود غيرقابل پيش بيني، فعال و موثر ظاهر شده است و بسياري از متفكرين و انديشمندان را به حيرت وا داشته است. با پيروزي انقلاب اسلامي عامل حكومتي پايا و فراگير در قالب ولايت مطلقه فقيه، استعداد هوشمندي جامعه ايران را بيش از پيش تقويت كرده است. تصميمات اجتماعي در سه دهه گذشته خط كش مدرجي است كه اندازه تكامل و هوشمندي جامعه ايران ر ا به دست ميدهد.
اعتماد ملي
«ايرادهاي حقوقي دستگيري و محاکمه متهمان» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم صالح نيکبخت است كه در آن ميخوانيد:
تشکيل دومين جلسه دادگاه فعالان سياسي و بازداشت شدگان بعد از اعلام نتايج دوره دهم انتخابات رياست جمهوري و حوادث و پيامدهاي آن همچنان مساله روز جامعه حقوقي کشور است. در اين ميان تشکيل جلسات دادگاه فعالان سياسي در شرايطي که به گفته مقامات مطلع تحقيقات از آنان همچنان ادامه دارد ـ و به همين جهت وکلا نميتوانند با آنان ملاقات يا در جلسات تحقيقات شرکت نمايند ـ قابل تأمل است. زيرا بدون تکميل تحقيقات امکان صدور قرار مجرميت نيست و بدون صدور قرار مجرميت، کيفرخواست صادر نميشود و تنها با صدور کيفرخواست پرونده به دادگاه ميرود و ضمن رفع همه موانع از جمله فک قرار بازداشت موقت، ملاقات متهم با وکيل و خانواده او آزاد ميشود.
كيهان
«تصميمي در لحظه آخر» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
در حالي كه امريكاييها سعي مي كنند در سخن گفتن راجع به ايران احتياط كنند، وظيفه آژير كشيدن به عهده اسراييل نهاده شده است. از مدتها قبل تحليلگران غربي مي گفتند ساعت اسراييل درباره ايران تندتر از ساعت امريكا حركت مي كند و تصور مي شد اين موضوع به يك بحران بي سابقه در روابط آنها تبديل خواهد شد، اما اكنون نشانههايي هست كه دو طرف مشغول هماهنگ كردن ساعتهاي خود با يكديگر هستند. پيش بيني بروز اختلاف ميان امريكا و رژيم اشغالگر قدس، با توجه به تيمهاي جديد حاكم در واشنگتن و تل آويو، البته دشوار نبود. اوباما ميراث دار فردي مانند جرج بوش است كه درست مثل بنيامين نتانياهو تصور مي كرد همه دنيا موظفند دست به سينه مقابلش بايستند و ديده است كه چنين سياستي نهايتا جز به مضحكه شدن در صحنه بين المللي نمي انجامد؛ طوري كه ممكن است يك وقت كشوري مانند كره شمالي هم از راه برسد و جناب ابرقدرت را پيش چشم جهانيان سكه يك پول كند. به همين دليل است كه اوباما بيشتر احتياط مي كند و تلاش دارد به جاي تصميمهاي يكجانبه، به اقدامات دستجمعي اهميت بيشتري بدهد. در مقابل نتانياهو متعلق به گروهي از سياستمداران است كه به طور سنتي «همكاري» را «نشانه ضعف» تلقي مي كنند و فقط براي اينكه ثابت كنند ضعيف نيستند، حاضرند دست به هر انتحاري بزنند.
آفتاب يزد
«كهريزك را بيخيال موسوي و كروبي محاكمه شوند» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
در ايام انتخابات، چند فرمانده عاليرتبه نظامي به اظهارنظرهاي صريحي پرداختند كه نشان ميداد اگر بتوانند اجازه نخواهند داد كسي جز احمدينژاد رئيس جمهور شود. در آن زمان، دو سرمقاله نوشتم كه يكي از آنها با عنوان «موسوي، كروبي و خاتمي زحمت را كم كنند» در روزنامه به چاپ رسيد و براي ديگري «نام با چه زباني بگويند» را انتخاب كردم. سرمقاله اول، واكنش به اظهارنظر فرمانده عاليرتبه نظامي بود كه گفته بود عدهاي فكر ميكنند ميتوانند رئيسجمهور را عوض كنند اما اين اتفاق نخواهد افتاد و دومي، پاسخ به اظهارنظر صـريح و البته غيرقانوني چند فرمانده نظامي بود كه با صراحت اتهاماتي را متوجه موسوي، كروبي و خاتمي ميكردند.
پس ازدرج هر دو مقاله، عدهاي از دوستان به نگارنده خرده گرفتند كه اينقدر بدبيني به چه خاطر است؟ آن روز من هم پذيرفتم كه نبايد بدبين بود و البته امروز بسيار خوشحالم كه انتخابات با حضور كروبي و موسوي برگزار شد زيرا به تعبير موسوي، حقايقي در اين انتخابات آشكار شد و مشكلاتي افشا گرديد كه جز در انتخاباتي با اين ويژگيها قابليت افشاي آنها وجود نداشت.
جمهوري اسلامي
«رسانهها و فرهنگ جذب» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي استن كه در آن ميخوانيد:
روز خبرنگار 17 مرداد را امسال در حالي پشت سر گذاشتيم كه بداخلاقيها در رسانههاي ما به اوج رسيده است. براي روزنامه نگاران ايراني روز خبرنگار غير از يك مشت تبريك چيز ديگري كه ندارد پس چرا خود روزنامه نگارها و اهالي رسانه به فكر خودشان نباشند و عرصه فعاليت خود را از بداخلاقيها پاك نكنند از قضا امسال درست روز خبرنگار دومين جلسه دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات نيز برگزار شد. در اين دادگاه تعدادي از عوامل گروهكهاي تروريستي همچون انجمن شاهنشاهي و منافقين و همينطور افرادي از مرتبطين با بعضي سفارت خانههاي خارجي و دولتهاي غربي محاكمه شدند.
اين كاملا درست است كه اين عناصر از عوامل اغتشاشات اخير بودند و اصولا همين واقعيت نشان مي دهد كه گروهكهاي سلطنت طلب و منافق و قدرتهاي غربي از فضاي پيش آمده بعد از انتخابات بهره برداري كردند و از راه پيمائيها و تجمعات آرام طرفداران نامزدهاي رياست جمهوري كه در كمال مسالمت درصدد بيان اعتراضات خود بودند سواستفاده كردند. اين افراد بايد محاكمه شوند تا اين واقعيت كاملا آشكار شود كه اغتشاشات مربوط به آنها بوده و ربطي به نامزدهاي معترض رياست جمهوري و طرفداران آنها نداشته است واقعيتي كه جلسه دوم دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات آنرا به روشني نمايان ساخت.
ابتكار
«تاثيرات تنشهاي سياسي پس از انتخابات بر اقتصاد» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محسن مهديان است كه در آن ميخوانيد:
اشتباه رايجي که در تصميم گيريهاي اقتصادي صورت مي گيرد، اين است که تصور مي شود رفتار مردم منطبق بر سياستهاي اقتصادي دولت است. برخلاف تصور رايج،مردم در کوتاه مدت و ميان مدت مطابق ميل دولتها عمل نمي کنند. اتفاقا رکود اقتصادي ريشه در همين تعارض بينشي دارد. اساسا گفته مي شود که رفتار مردم تابعي از متغيرهاي اقتصادي و غيراقتصادي است.اين در حالي است که رفتار دولت -اگر دولت را دولت مقتدر داراي برنامه فرض کنيم-متکي بر مدلهاي اقتصادي و فروض و شرايط آن است. با همين مبنا گفته مي شود که دو نوع انتظارات در اقتصاد عمل مي کند که اين انتظارات الزاما در راستاي هم نيستند.
رفتار مردم مبتني بر انتظارات تطبيقي و رفتار دولت بر اساس انتظارات عقلايي است. انتظارات تطبيقي بر اساس وضع موجود و گذشته اقتصاد شکل مي گيرد.مردم بر اساس خاطره تاريخي شان، آينده اقتصاد را پيش بيني مي کنند. پيش بيني مردم کاملا متکي به سبدي از تحولات سياسي اجتماعي و اقتصادي در گذشته است. برعکس سياست که معمولا حافظه کوتاه مدت مردم فعال است،در اقتصاد حافظه بلند مدت فعال است و رويدادهاي اقتصادي زود فراموش نمي شود. اين در حالي است که دولت انتظارات خود را عقلايي مي بيند. انتظارات عقلايي در چارچوب مدل و بر اساس متغيرهاي اقتصادي صورت مي گيرد و پيش بيني دولت براساس برنامه اي است که در دست اجرا دارد نه آنچه گذشته است.
دنياي اقتصاد
«به بهانه گمانهزنيها درباره تيم اقتصادي دولت؛ نياز به جهتگيري هماهنگ» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق مجاهدي است كه در آن ميخوانيد:
در حالي که تنها 10روز تا معرفي اعضاي كابينه دهم به مجلس فرصت باقيمانده، گمانهزنيها براي انتخاب تيماقتصادي کابينه آغاز شده است.
اين در حالي است که با توجه به مشکلات عديده اقتصادي و غير اقتصادي که کشور با آن روبهروست، نياز به يک تيم اقتصادي هماهنگ که جهتگيري صحيحي را دنبال کند، بيش از پيش ضروري است. فارغ از اينکه ريشهها و دلايل ايجاد چنين وضعيتي چيست، و چگونه ميتوان اين تعادل نامطلوب را تغيير داد، در اين مختصر، تنها قصد بر آن است که سوالات و سرفصلهاي مشخصي را که هر وزير پيشنهادي بايد براي آن نه برنامهاي دقيق و منسجم (که هنوز راه بسياري تا رسيدن به بلوغ ارایه برنامهداريم) بلکه دستکم، پاسخي روشن، مشخص و بدون ابهام داشته باشد، فهرست نماييم.
اعتماد
«فساد در ديوان سالاري رانتي» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم دکتر محمود جامساز است كه در آن ميخوانيد:
دستگاه ديوان سالاري از همان روزهاي آغازين انقلاب اسلامي به عنوان بازوي اجرايي انقلاب، بدون برخورداري از يک بستر منسجم و کارآمد برنامه ريزي براي اداره امور کشور به ويژه در حوزه اقتصاد به شدت گسترش يافت و به کارگيري شيوههاي اداري مبتني بر روشهاي بوروکراسي سنتي با توجه به بزرگي روزافزون حجم دولت، بارآور مصائب جبران ناپذيري شد که اينک از بعد مالي، خود را در بودجههاي سالانه کشور آشکار ساخته و در ابعاد اداري و اجتماعي و اقتصادي، فساد و رانت جويي و رانت خواري را به يک پديده چالش برانگيز بدل کرده و مهم ترين سوژه اصلاحات اداري و ديوان سالاري را شکل داده است.
از آنجايي که دولتها طي فرآيندهاي سياسي شکل گرفته و وظايف اداره و مديريت کشور را به موجب قوانين اساسي برعهده مي گيرند، لذا طبيعي است که بايد از تشکيلات اجرايي مناسب و درخور وظايف خود، که به طور اعم در اداره امور کشور، برقراري نظم، ايجاد امنيت، تامين رفاه عمومي، اقتصادي و اجتماعي، ارایه خدمات و کالاهاي عمومي و حفظ تماميت ارضي کشور خلاصه مي شود، برخوردار باشند.
سرمايه
«کنترل تورم، واردات و مصرف» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم شاهين شايان آراني است كه در آن ميخوانيد:
در طول سه سال اخير قيمت نفت با افزايش زيادي مواجه شد و حتي در برخي مواقع به قيمت بالاي 120 دلار رسيد اما متناسب با رشد درآمد نفت براي دستيابي به اهداف توليدي و سرمايه گذاري از اين درآمد ارزي استفاده نشد. آخرين آمار منتشرشده در اين زمينه نشان مي دهد بخش توليدي کشور تنها 9 درصد رشد کرده اما بخشهاي ديگر مانند نقدينگي 44 درصد، واردات 16 درصد و مصرف24 درصد رشد داشتند.تزريق نقدينگي به کشور در طول سه سال گذشته تقريباً سه برابر شده و از 62 هزار ميليارد تومان در سال 85 به 188 هزار ميليارد تومان در سال 87 رسيده است.
بر اساس همين آمار مي توان اذعان کرد نقدينگي بيش از حد وارد جامعه شده اما به بخش توليدي کشور هدايت نشده است ولي بخش مسکن، ملک و ساختمان سازي، واردات و خريد و فروش در جذب نقدينگي بسيار نقش داشته اند و قيمتها به شدت رشد کرد. علت اين وضعيت را مي توان در عدم ثبات مديريت اقتصادي جست وجو کرد که در چند سال اخير به شدت با تغييرات و بي ثباتي مواجه بود.
«جامعه هوشمند و نخبگان مردود» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد:
ارسطو جامعه را به موجودي زنده تشبيه مي كرد كه قانون تولد و رشد و مرگ بر آن حاكم است. جامعه نقطه صفري است كه قابليت بي نهايت صعود و يا سقوط را دارد. به تعبير اسپنسر جامعه تابع اصل تكامل است. اما به زعم راقم اين سطور هيچ موجودي به اندازه يك جامعه مسلمان، مستعد هوشمندي و پيشرفت نيست. چرا كه به تعبير آلن بيرو در فرهنگ علوم اجتماعي وحدت جزيي، جسمي، رواني و اخلاقي بين موجودات هوشمند، با برخورداري از حكومتي پايا، فراگير و كارا، در جهت تحقق هدفي مشترك بين تمامي افراد جامعه موجد نوعي اجتماع هوشمند مي شود كه تحليل و پيش بيني رفتار آن كار بسيار سختي است.
جامعه مسلمان ايران يك جامعه هوشمند است كه رد پاي تصميمات تاريخي آن در حداقل هزار سال گذشته كاملا مشهود و ملموس است. اين جامعه هوشمند در برهههاي مختلف تاريخي در نقش يك موجود غيرقابل پيش بيني، فعال و موثر ظاهر شده است و بسياري از متفكرين و انديشمندان را به حيرت وا داشته است. با پيروزي انقلاب اسلامي عامل حكومتي پايا و فراگير در قالب ولايت مطلقه فقيه، استعداد هوشمندي جامعه ايران را بيش از پيش تقويت كرده است. تصميمات اجتماعي در سه دهه گذشته خط كش مدرجي است كه اندازه تكامل و هوشمندي جامعه ايران ر ا به دست ميدهد.
اعتماد ملي
«ايرادهاي حقوقي دستگيري و محاکمه متهمان» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم صالح نيکبخت است كه در آن ميخوانيد:
تشکيل دومين جلسه دادگاه فعالان سياسي و بازداشت شدگان بعد از اعلام نتايج دوره دهم انتخابات رياست جمهوري و حوادث و پيامدهاي آن همچنان مساله روز جامعه حقوقي کشور است. در اين ميان تشکيل جلسات دادگاه فعالان سياسي در شرايطي که به گفته مقامات مطلع تحقيقات از آنان همچنان ادامه دارد ـ و به همين جهت وکلا نميتوانند با آنان ملاقات يا در جلسات تحقيقات شرکت نمايند ـ قابل تأمل است. زيرا بدون تکميل تحقيقات امکان صدور قرار مجرميت نيست و بدون صدور قرار مجرميت، کيفرخواست صادر نميشود و تنها با صدور کيفرخواست پرونده به دادگاه ميرود و ضمن رفع همه موانع از جمله فک قرار بازداشت موقت، ملاقات متهم با وکيل و خانواده او آزاد ميشود.
كيهان
«تصميمي در لحظه آخر» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
در حالي كه امريكاييها سعي مي كنند در سخن گفتن راجع به ايران احتياط كنند، وظيفه آژير كشيدن به عهده اسراييل نهاده شده است. از مدتها قبل تحليلگران غربي مي گفتند ساعت اسراييل درباره ايران تندتر از ساعت امريكا حركت مي كند و تصور مي شد اين موضوع به يك بحران بي سابقه در روابط آنها تبديل خواهد شد، اما اكنون نشانههايي هست كه دو طرف مشغول هماهنگ كردن ساعتهاي خود با يكديگر هستند. پيش بيني بروز اختلاف ميان امريكا و رژيم اشغالگر قدس، با توجه به تيمهاي جديد حاكم در واشنگتن و تل آويو، البته دشوار نبود. اوباما ميراث دار فردي مانند جرج بوش است كه درست مثل بنيامين نتانياهو تصور مي كرد همه دنيا موظفند دست به سينه مقابلش بايستند و ديده است كه چنين سياستي نهايتا جز به مضحكه شدن در صحنه بين المللي نمي انجامد؛ طوري كه ممكن است يك وقت كشوري مانند كره شمالي هم از راه برسد و جناب ابرقدرت را پيش چشم جهانيان سكه يك پول كند. به همين دليل است كه اوباما بيشتر احتياط مي كند و تلاش دارد به جاي تصميمهاي يكجانبه، به اقدامات دستجمعي اهميت بيشتري بدهد. در مقابل نتانياهو متعلق به گروهي از سياستمداران است كه به طور سنتي «همكاري» را «نشانه ضعف» تلقي مي كنند و فقط براي اينكه ثابت كنند ضعيف نيستند، حاضرند دست به هر انتحاري بزنند.
آفتاب يزد
«كهريزك را بيخيال موسوي و كروبي محاكمه شوند» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
در ايام انتخابات، چند فرمانده عاليرتبه نظامي به اظهارنظرهاي صريحي پرداختند كه نشان ميداد اگر بتوانند اجازه نخواهند داد كسي جز احمدينژاد رئيس جمهور شود. در آن زمان، دو سرمقاله نوشتم كه يكي از آنها با عنوان «موسوي، كروبي و خاتمي زحمت را كم كنند» در روزنامه به چاپ رسيد و براي ديگري «نام با چه زباني بگويند» را انتخاب كردم. سرمقاله اول، واكنش به اظهارنظر فرمانده عاليرتبه نظامي بود كه گفته بود عدهاي فكر ميكنند ميتوانند رئيسجمهور را عوض كنند اما اين اتفاق نخواهد افتاد و دومي، پاسخ به اظهارنظر صـريح و البته غيرقانوني چند فرمانده نظامي بود كه با صراحت اتهاماتي را متوجه موسوي، كروبي و خاتمي ميكردند.
پس ازدرج هر دو مقاله، عدهاي از دوستان به نگارنده خرده گرفتند كه اينقدر بدبيني به چه خاطر است؟ آن روز من هم پذيرفتم كه نبايد بدبين بود و البته امروز بسيار خوشحالم كه انتخابات با حضور كروبي و موسوي برگزار شد زيرا به تعبير موسوي، حقايقي در اين انتخابات آشكار شد و مشكلاتي افشا گرديد كه جز در انتخاباتي با اين ويژگيها قابليت افشاي آنها وجود نداشت.
جمهوري اسلامي
«رسانهها و فرهنگ جذب» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي استن كه در آن ميخوانيد:
روز خبرنگار 17 مرداد را امسال در حالي پشت سر گذاشتيم كه بداخلاقيها در رسانههاي ما به اوج رسيده است. براي روزنامه نگاران ايراني روز خبرنگار غير از يك مشت تبريك چيز ديگري كه ندارد پس چرا خود روزنامه نگارها و اهالي رسانه به فكر خودشان نباشند و عرصه فعاليت خود را از بداخلاقيها پاك نكنند از قضا امسال درست روز خبرنگار دومين جلسه دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات نيز برگزار شد. در اين دادگاه تعدادي از عوامل گروهكهاي تروريستي همچون انجمن شاهنشاهي و منافقين و همينطور افرادي از مرتبطين با بعضي سفارت خانههاي خارجي و دولتهاي غربي محاكمه شدند.
اين كاملا درست است كه اين عناصر از عوامل اغتشاشات اخير بودند و اصولا همين واقعيت نشان مي دهد كه گروهكهاي سلطنت طلب و منافق و قدرتهاي غربي از فضاي پيش آمده بعد از انتخابات بهره برداري كردند و از راه پيمائيها و تجمعات آرام طرفداران نامزدهاي رياست جمهوري كه در كمال مسالمت درصدد بيان اعتراضات خود بودند سواستفاده كردند. اين افراد بايد محاكمه شوند تا اين واقعيت كاملا آشكار شود كه اغتشاشات مربوط به آنها بوده و ربطي به نامزدهاي معترض رياست جمهوري و طرفداران آنها نداشته است واقعيتي كه جلسه دوم دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات آنرا به روشني نمايان ساخت.
ابتكار
«تاثيرات تنشهاي سياسي پس از انتخابات بر اقتصاد» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محسن مهديان است كه در آن ميخوانيد:
اشتباه رايجي که در تصميم گيريهاي اقتصادي صورت مي گيرد، اين است که تصور مي شود رفتار مردم منطبق بر سياستهاي اقتصادي دولت است. برخلاف تصور رايج،مردم در کوتاه مدت و ميان مدت مطابق ميل دولتها عمل نمي کنند. اتفاقا رکود اقتصادي ريشه در همين تعارض بينشي دارد. اساسا گفته مي شود که رفتار مردم تابعي از متغيرهاي اقتصادي و غيراقتصادي است.اين در حالي است که رفتار دولت -اگر دولت را دولت مقتدر داراي برنامه فرض کنيم-متکي بر مدلهاي اقتصادي و فروض و شرايط آن است. با همين مبنا گفته مي شود که دو نوع انتظارات در اقتصاد عمل مي کند که اين انتظارات الزاما در راستاي هم نيستند.
رفتار مردم مبتني بر انتظارات تطبيقي و رفتار دولت بر اساس انتظارات عقلايي است. انتظارات تطبيقي بر اساس وضع موجود و گذشته اقتصاد شکل مي گيرد.مردم بر اساس خاطره تاريخي شان، آينده اقتصاد را پيش بيني مي کنند. پيش بيني مردم کاملا متکي به سبدي از تحولات سياسي اجتماعي و اقتصادي در گذشته است. برعکس سياست که معمولا حافظه کوتاه مدت مردم فعال است،در اقتصاد حافظه بلند مدت فعال است و رويدادهاي اقتصادي زود فراموش نمي شود. اين در حالي است که دولت انتظارات خود را عقلايي مي بيند. انتظارات عقلايي در چارچوب مدل و بر اساس متغيرهاي اقتصادي صورت مي گيرد و پيش بيني دولت براساس برنامه اي است که در دست اجرا دارد نه آنچه گذشته است.
دنياي اقتصاد
«به بهانه گمانهزنيها درباره تيم اقتصادي دولت؛ نياز به جهتگيري هماهنگ» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق مجاهدي است كه در آن ميخوانيد:
در حالي که تنها 10روز تا معرفي اعضاي كابينه دهم به مجلس فرصت باقيمانده، گمانهزنيها براي انتخاب تيماقتصادي کابينه آغاز شده است.
اين در حالي است که با توجه به مشکلات عديده اقتصادي و غير اقتصادي که کشور با آن روبهروست، نياز به يک تيم اقتصادي هماهنگ که جهتگيري صحيحي را دنبال کند، بيش از پيش ضروري است. فارغ از اينکه ريشهها و دلايل ايجاد چنين وضعيتي چيست، و چگونه ميتوان اين تعادل نامطلوب را تغيير داد، در اين مختصر، تنها قصد بر آن است که سوالات و سرفصلهاي مشخصي را که هر وزير پيشنهادي بايد براي آن نه برنامهاي دقيق و منسجم (که هنوز راه بسياري تا رسيدن به بلوغ ارایه برنامهداريم) بلکه دستکم، پاسخي روشن، مشخص و بدون ابهام داشته باشد، فهرست نماييم.
اعتماد
«فساد در ديوان سالاري رانتي» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم دکتر محمود جامساز است كه در آن ميخوانيد:
دستگاه ديوان سالاري از همان روزهاي آغازين انقلاب اسلامي به عنوان بازوي اجرايي انقلاب، بدون برخورداري از يک بستر منسجم و کارآمد برنامه ريزي براي اداره امور کشور به ويژه در حوزه اقتصاد به شدت گسترش يافت و به کارگيري شيوههاي اداري مبتني بر روشهاي بوروکراسي سنتي با توجه به بزرگي روزافزون حجم دولت، بارآور مصائب جبران ناپذيري شد که اينک از بعد مالي، خود را در بودجههاي سالانه کشور آشکار ساخته و در ابعاد اداري و اجتماعي و اقتصادي، فساد و رانت جويي و رانت خواري را به يک پديده چالش برانگيز بدل کرده و مهم ترين سوژه اصلاحات اداري و ديوان سالاري را شکل داده است.
از آنجايي که دولتها طي فرآيندهاي سياسي شکل گرفته و وظايف اداره و مديريت کشور را به موجب قوانين اساسي برعهده مي گيرند، لذا طبيعي است که بايد از تشکيلات اجرايي مناسب و درخور وظايف خود، که به طور اعم در اداره امور کشور، برقراري نظم، ايجاد امنيت، تامين رفاه عمومي، اقتصادي و اجتماعي، ارایه خدمات و کالاهاي عمومي و حفظ تماميت ارضي کشور خلاصه مي شود، برخوردار باشند.
سرمايه
«کنترل تورم، واردات و مصرف» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم شاهين شايان آراني است كه در آن ميخوانيد:
در طول سه سال اخير قيمت نفت با افزايش زيادي مواجه شد و حتي در برخي مواقع به قيمت بالاي 120 دلار رسيد اما متناسب با رشد درآمد نفت براي دستيابي به اهداف توليدي و سرمايه گذاري از اين درآمد ارزي استفاده نشد. آخرين آمار منتشرشده در اين زمينه نشان مي دهد بخش توليدي کشور تنها 9 درصد رشد کرده اما بخشهاي ديگر مانند نقدينگي 44 درصد، واردات 16 درصد و مصرف24 درصد رشد داشتند.تزريق نقدينگي به کشور در طول سه سال گذشته تقريباً سه برابر شده و از 62 هزار ميليارد تومان در سال 85 به 188 هزار ميليارد تومان در سال 87 رسيده است.
بر اساس همين آمار مي توان اذعان کرد نقدينگي بيش از حد وارد جامعه شده اما به بخش توليدي کشور هدايت نشده است ولي بخش مسکن، ملک و ساختمان سازي، واردات و خريد و فروش در جذب نقدينگي بسيار نقش داشته اند و قيمتها به شدت رشد کرد. علت اين وضعيت را مي توان در عدم ثبات مديريت اقتصادي جست وجو کرد که در چند سال اخير به شدت با تغييرات و بي ثباتي مواجه بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


