صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
جيوواني تراپاتوني در 70 سالگي؛

پيرمرد آراسته و ده‌ها ماموريت ناتمام

مارهاي زيادي در زندگي‌ام مرا نيش زده‌اند و همين باعث شده پادزهري دائمي در خونم به وجود آيد و با اين ضدتبليغ‌ها و سموم برخاسته از آن و با بدگويي‌هاي ديگران از پادرنيايم. چه كنم كه از شكست خوشم نمي‌آيد و براي پرهيز از آن دست به هر كار و تاكتيكي مي‌زنم. حقيقت آن است كه انواع روش‌ها را براي رسيدن به هدف به كار مي‌گيرم و ديدگاهم فقط دفاعي نيست. برويد از لوتار ماتيوس بپرسيد. چه در اينترميلان و چه در بايرن مونيخ هر موقع مي‌خواست جلو برود، او را آزاد مي‌گذاشتم.
کد خبر: ۵۸۹۵۳
| |
2623 بازدید
جيوواني تراپاتوني در 70 سالگي و هفدهمين ماه كارش در تيم ملي فوتبال ايرلند جنوبي، همچون گذشته پرشور و سرشار از انرژي ديده مي‌شود و در كارش موفق است.

به نوشته جام جم؛ اگر روال فعلي را حفظ كند، ايرلند را براي اولين‌بار از 1994 به بعد به دور پاياني جام جهاني خواهد رساند و آن هم از گروهي كه تيم ملي كشورش ايتاليا اميدوار نخست صعود آن و فاتح دوره گذشته جام به حساب مي‌آيد و تراپ در اين سن بالا و در ششمين دهه حضورش در فوتبال، همچنان آراسته، شيك‌پوش و مسلط نشان مي‌دهد.

موفقيت‌هاي او در پست سرمربيگري تيم ملي فوتبال ايتاليا، سمتي كه از 2000 تا 2004 حائز آن بود و با ناكامي در جام جهاني 2002 و جام ملت‌هاي اروپا 2004 همراه شد، اندك بود اما خيلي‌ها دلشان براي او در اين تيم تنگ شده و اين بخصوص شامل مردم و ناظران و خبرنگاران مي‌شود، زيرا هر چقدر كه او پرانرژي و لبريز از هيجان بود و حرف‌هايش همه را به وجد مي‌آورد، مارچلو ليپي و روبرتو دونادوني كه جاي وي را گرفتند در قياس با او بسيار خشك جلوه كرده‌اند.

اين در حالي است كه در موفقيت بسيار بيشتر ليپي ترديدي وجود ندارد و هرچه باشد او بود كه در سال 2006 برخلاف تراپاتوني آتزوري‌ها را قهرمان جهان كرد و از وقتي با پايان دادن به 2 سال دوري‌اش از اردوي ملي ايتاليا از نو به جانشيني روبرتو دونادوني، مربي اين كشور شده، باز سرداران لاجوردي پوش را در مسير راهيابي به جام جهاني (2010)‌ قرار داده و همان‌طور كه قبلا آمد، بالاتر از شاگردان فعلي تراپ در صدر گروه هشتم انتخابي اروپا قرار داده و ناكامي‌اش در پيكارهاي چندي پيش جام كنفدراسيون‌ها نيز اين گمانه‌زني را لغو نكرده است.

پايان ديوانگي

اما تراپاتوني در تابستان 2004 كه ايتاليا با ناكامي از مسابقه‌هاي يورو در خاك پرتغال حذف شد و اصلا از گروهش بالا نيامد، ديگر از پست سرمربيگري اين كشور دلزده و مصمم شد كه نه فقط ديگر در اردوي ملي نماند، بلكه اصلا در ايتاليا كار نكند.

جان لوييجي بوفون كه چه آن موقع و چه حالا از دروازه ايتاليا دفاع مي‌كند، معتقد است قبول پست مربيگري تيم ملي اين كشور نوعي خودكشي است و فقط آدم‌هاي ديوانه و خودآزار حاضر به قبول آن هستند. تراپ هم ظاهرا به اين نتيجه رسيد، زيرا از آن تاريخ به بعد حتي براي يك روز در كشورش كار نكرده و در ديگر كشورها به مربيگري پرداخته و البته مثل ايام كارش در كشور چكمه‌اي اروپا موفق بوده است. او در دل تابستان 2009 و فزون‌تر از 5 سال بعد از فرار از ايتاليا، مي‌گويد: «بديهي است كه هنوز كشور زادگاهم را دوست داشته باشم و آنجا در بسياري از نبردها و رقابت‌ها پيروز بوده‌ام، ولي با اين كه پس از جدا شدن از تيم ملي ايتاليا پيشنهادات خوب ديگري از ديگر تيم‌هاي آن كشور داشتم اما ديدم به نفعم نيست و هرچه از آنجا دورتر باشم، بهتر خواهد بود.»

اعتراض‌هاي بي‌اثر

نه اين‌كه تراپ بيكار مانده باشد، زيرا او طي اين مدت در پرتغال، آلمان و اتريش كار كرده و از فروردين 87 نيز در دابلين درصدر كار نشسته و هدايت تيم ملي ايرلند جنوبي را به عهده گرفته است. عجيب است كه انرژي اين پيرمرد هيچ‌گاه تمام نمي‌شود و با اين كه همسرش بارها به او به خاطر جهانگردي‌ها و سفرهاي بي‌پايانش به اينجا و آنجا بشدت اعتراض كرده، اما تراپ در 70 سالگي صحبت از باقي ماندن ده‌ها ماموريت ناتمام براي خود مي‌كند: «بله، همسرم معترض است و درست هم مي‌گويد، اما من نمي‌توانم توقف كنم و هنوز كارهاي زيادي پيش روي من است و خدمات فراواني مي‌توانم به اين ورزش ارائه كنم.»

شكي در ادامه عشق و وابستگي پيرمرد ايتاليايي به فوتبال به دل راه ندهيد، زيرا او هنوز چنان با حركات دست و صورت و پر از سروصدا و تحرك در كنار زمين در قبال هر واقعه‌اي واكنش نشان مي‌دهد كه انگار جواني 20 ساله يا مربي‌اي در شروع كارش در اين حرفه است و چشم‌هايش طوري برق مي‌زند كه تو گويي همين حالا كشف بزرگي كرده است. «برخي مي‌گويند من قديمي شده‌ام و ديگر به روز نيستم اما اين حرف خنده‌دار است، زيرا من در تمام عمرم به تيم‌هاي تحت فرماندهي‌ام چيزهاي نويني بخشيده و نوآوري داشته‌ام. هركس مرا استخدام كرده، فهميده من تضميني بر موفقيت هستم. 24 ساعته كار مي‌كنم و از صددرصد وجودم مايه مي‌گذارم.»

غيرقابل شمارش

كلكسيون جام‌هاي غيرقابل شمارش تراپ، تاييدي بر اين ادعا است و او همراه با خوزه مورينيوي پرتغالي تنها مربي‌اي است كه توانسته است در 3 ليگ از 8 ليگ A (درجه اول)‌ اروپا قهرمان شود. با يوونتوس و اينتر فاتح كالچو شده، با بايرن مونيخ به قهرماني ليگ آلمان و با بنفيكا به عنوان نخست ليگ پرتغال رسيده و در يك ليگ C (درجه سوم)‌ قاره همچون ليگ اتريش هم با تيم سالزبورگ طعم قهرماني را چشيده است. افتخارات او با تيم‌هاي ايتاليايي به واقع غيرقابل شمارش است و رويكرد ايرلندي‌ها به وي نيز با هدف برخورداري از چنان موفقيتي بوده است.

يك پدر سختكوش

تراپ از كودكي با خصلت سختكوشي آشنا و صاحب آن شد. خودش در يادآوري آن دوران مي‌گويد: «پدرم در يك كارخانه كار مي‌كرد و با وجود اين چون باز هم دخل و خرج خانه جور نمي‌شد، روزها پس از بازگشت از كارخانه هم روي زمين زراعي‌مان كار و كشت و زرع مي‌كرد تا شكم اعضاي خانواده را سير كند. اين باعث شد او از ناحيه كمر داغان و تا آخر عمر دردمند شود، اما هيچ چيز نمي‌توانست او را متوقف كند و وي همچنان كار مي‌كرد.»

جيوواني در چنان خانواده و زيرسايه چنين پدري در كاسانو ميلانينو، اوايل دهه 1940 رشد كرد و با هنرها و سختي‌هاي زندگي آشنا شد.

ارزش‌هاي حاكم در اين شهر كوچك واقع در حومه ميلان همان‌هايي بودند كه در خانواده وي حكمراني مي‌كردند و آنها كار، فداكاري، وحدت، شرافت و باز هم كار بودند. براي او فوتبال همه جا وجود داشت؛ چيزي كه بسيار دوست داشت و بعد از ظهرها به محض اين كه از مدرسه و سپس محل كارش بيرون مي‌زد، مشغول آن مي‌شد.

آدم شو، بچه!

اين مساله به مذاق پدرش، فرانچسكو خوش نمي‌آمد: «آدم شو، بچه! اين توپ براي تو نان و آب نمي‌شود. مرا ببين، اينقدر كارگري مي‌كنم و باز براي خرج خانه كم مي‌آوريم و تازه، اين چه زندگي ‌است براي خودم و شماها جور كرده‌ام؟ برو به دنبال تحصيل و علم تا بر خلاف من زندگي مرفهي داشته باشي.»

و معلوم بود كه جيوواني اصلا به اين حرف‌ها گوش نمي‌كرد، زيرا عاشق فوتبال شده بود.

البته او هم از همان سن كم مثل پدرش مشغول كارگري شده بود و در كارخانه‌اي در نزديكي مدرسه‌اش هفته‌اي 6 روز و روزي 3 ساعت كار مي‌كرد. او سپس دوان دوان يا با دوچرخه‌اش به ايستگاه قطار منطقه مي‌شتافت تا به جلسه تمريني تيم محبوبش آث ميلان برسد و ستاره‌هاي دوست داشتني خود را از نزديك ببيند؛ اما چند سال پس از آن او عضو تيم جوانان همين باشگاه شد و براي اولين‌بار در يك بازي جام حذفي ايتاليا، پيراهن قرمز و سياه آن را در برابر تيم مونزا بر تن كرد و آن هم در روزي كه مريض بود و 5/1 درجه تب داشت و گرماي بدنش به 5/38 درجه مي‌رسيد. بيش از 50 سال بعد از چنان روزي تراپ مي‌گويد: «به هيچ‌كس نگفتم مريضم و گرنه مربي‌مان اجازه بازي به من نمي‌داد. از دست دادن آن فرصت عين ديوانگي بود.»

جيوواني تا 1970 در روسونري بازي كرد و با آن تيم 2 بار فاتح اسكودتو و دو مرتبه هم قهرمان باشگاه‌‌هاي اروپا و در يك نوبت هم برنده جام بين قاره‌اي شد. او پس از آن مربي شد و در همان باشگاه (ميلان)‌ ابتدا مربي تيم جوانان و سپس به مدت 2 سال هدايتگر تيم اصلي باشگاه شد. در فصل 77 - 1976 كه اولين فصل مربيگري‌اش را در يوونتوس گذراند، اين تيم ر ا به افتخار فتح كالچو رساند و 9 سال ديگر هم در اين تيم توريني ماند و چند اسكودتوي ديگر و يك جام قهرماني باشگاه‌‌هاي اروپا محصول اين دوره بودند و پس از 5 سال وقفه از نو مربي اين تيم شد. دينوزوف، دروازه‌بان معروف و ديرپاي وقت يووه كه بعدا خودش مربي لاتزيو و مربي تيم ملي ايتاليا شد (تراپ تيم ملي را در سال 2000 از زوف تحويل گرفت)‌ در تابستان 2009 مي‌گويد: «تراپ يك مربي ايده‌ال براي ما بود و پايه تمام موفقيت‌هاي مستمر و پرشمار يووه در سال‌ها و دهه‌هاي بعدي توسط وي نهاده شد.»

جاني اگنلي، مالك يوونتوس هم كه ديگر در قيد حيات نيست،‌ مي‌گفت: «درست است كه تراپ فقط مي‌خواست برنده باشد، اما آنقدر انصاف داشت كه حتي اگر استعدادي در نفرات تيم‌هاي رقيب مي‌ديد، آنها را بشدت و بوضوح تحسين مي‌كرد. او پلاتيني، مارادونا و باجو را مي‌ستود و در يافتن توانايي‌ها در فوتباليست‌ها و تشخيص كاراكترها و ويژگي‌هاي لازم در بازيكنان استاد بود.»

از ماتيوس بپرسيد

امروز نيز همين مهارت‌ها و انصاف‌ها در وجود تراپ و دستمايه كار او در دابلين است.

با اين حال در اين سن و سال و در حالي كه قريب به 40سال از مربي‌ شدن جيوواني مي‌گذرد و جام‌هاي او پايان ناپذيرند، همچنان به ضد فوتبال بودن و اجراي بازي‌هاي تدافعي و محافظه‌كارانه توسط تيم‌هاي تحت فرماندهي‌اش متهم مي‌شود.

اتهامي كه او با بالا انداختن شانه و با اين جملات به طور نسبي رد مي‌كند: «مارهاي زيادي در زندگي‌ام مرا نيش زده‌اند و همين باعث شده پادزهري دائمي در خونم به وجود آيد و با اين ضدتبليغ‌ها و سموم برخاسته از آن و با بدگويي‌هاي ديگران از پادرنيايم. چه كنم كه از شكست خوشم نمي‌آيد و براي پرهيز از آن دست به هر كار و تاكتيكي مي‌زنم. حقيقت آن است كه انواع روش‌ها را براي رسيدن به هدف به كار مي‌گيرم و ديدگاهم فقط دفاعي نيست. برويد از لوتار ماتيوس بپرسيد. چه در اينترميلان و چه در بايرن مونيخ هر موقع مي‌خواست جلو برود، او را آزاد مي‌گذاشتم.»

ماتيوس كه خودش مربي شده و هدايت تيم ملي مجارستان را هم در كارنامه‌اش دارد و نيز از اراتمندان سرسخت تراپ است و به توصيه و اصرار وي بود كه بايرن مونيخ او را 2 بار به عنوان مربي‌ استخدام كرد، مي گويد :« تراپاتوني به غايت حرفه‌اي و در كارش آگاه و تواناست و من از او بهتر نديده‌ام.»

23 جام

كارنامه تراپ در مسير تاييد ارزشگذاري ماتيوس و تا حدي در نفي دفاعي بودن انديشه‌هاي دفاعي وي حركت مي‌كند. آخر او در رده باشگاهي با تيم‌هاي مختلف خود 23 جام برده و قدري سخت است كه با دفاع صرف به اين همه عنوان رسيد و با كاتاناچيوي صرف اين همه پيروز نخواهيد بود و به واقع تراپ با اين كارنامه يكي از موفق‌ترين مربيان تاريخ برشمرده مي‌شود. او و ارنست هاپل، مربي افسانه‌اي اتريش كه سال‌ها پيش درگذشت، تنها مربياني هستند كه در 4 ليگ متفاوت قهرمان شده‌اند.

در آلمان هم او با بايرن مونيخ قهرمان شد، اما سختي‌‌هاي زيادي كشيد و عدم تسلطش به زبان اين كشور و كوششي كه وي براي تكلم به اين زبان مي‌كرد، باعث شده بود خيلي‌ها او را مسخره كنند، در نتيجه به رغم فتح بوندس‌ليگا خاطرات او از اين ليگ آنقدرها شيرين نيست، اما همان طور كه ابتداي مطلب آمد، او اينك هر چيزي هست الا نيرويي پايان يافته و آدمي تمام شده و پيشرفت تيم ملي ايرلند جنوبي در ايام حضور وي غيرقابل انكار بوده است. دستياران او در اين تيم كساني نيستند جز ماركو تاردلي و ليام برادي كه شاگردان او در يوونتوس هم بودند.

در خيابان‌هاي دابلين

تراپاتوني مي‌گويد: «من آدمي بسيار غريزي و احساساتي و روراست هستم و در نتيجه اغلب چيزي را كه فكر مي‌كنم، بلافاصله مي‌گويم، اما هميشه به اندازه كافي مي‌كنم.»

شايد همين خصلت و بيان صريح ايده‌ها باشد كه باعث شده تراپ در ايرلند هم محبوب باشد و وقتي به خيابان‌ها مي‌آيد، مردم با شناختنش به سمت او مي‌روند و برايش آرزوي موفقيت مي‌كنند. باز به حرف‌هاي خود وي رجعت مي‌كنيم: «من آدم خوش‌اقبالي بوده‌ام و در اين ارتباط هم بايد از خانواده‌ام تشكر كنم و از چيزهايي كه فوتبال به من بخشيده است، شاكر باشم. تجربياتم در اين ورزش بسيار جالب بوده و زندگي‌ام را غني‌تر كرده است.»

و اين زندگي قطعا غني‌تر خواهد شد، زيرا اگر تراپ به وعده‌اش عمل كند، زودتر از 80 سالگي‌اش مربيگري را كنار نخواهد گذاشت! بله، او هنوز ماموريت‌هاي زيادي دارد.

قهرمان در يك نگاه

نام: جيوواني تراپاتوني

مليت: ايتاليايي

تاريخ و محل تولد: مارس 1939 در كاسانو ميلانينو

پيشينه به عنوان يك بازيكن: ميلان (70 - 1953)‌ و واره‌سه (1971 - 1970)‌

پيشينه مربيگري: ميلان (1976 - 1974)‌، يوونتوس (1986 - 1976)‌، اينترميلان (1991 - 1986)‌، يوونتوس (1994 - 1991)‌، بايرن‌مونيخ (1995 - 1994)‌، كالياري (1995)‌، بايرن‌مونيخ (1998 - 1996)‌، فيورنتينا(2000 - 1998)‌، تيم ملي ايتاليا (2004 - 2000)‌، بنفيكا (2005 - 2004)‌، اشتوتگارت (2006 - 2005)‌، سالزبورگ (2008 - 2006)‌ و تيم ملي ايرلند جنوبي (2008 تا به حال)‌.

افتخارات مربيگري: فتح ليگ ايتاليا 77، 78، 81، 82، 84، 86 و 89، جام حذفي ايتاليا 79 و 83، ليگ آلمان 97، جام حذفي آلمان 98، ليگ پرتغال 2006، ليگ اتريش 2007، جام باشگاه‌هاي اروپا 85، جام برندگان جام اين قاره 84، جام يوفا 77، 91 و 93، سوپرجام اروپا 85 و جام بين‌قاره‌اي 85.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟