چه افرادي از منشور متضرر ميشوند؟
فوتبال ايران كه رو به سوي حرفهايي شدن گام برميدارد نياز به ساز و كاري حرفهاي هم دارد تا همه اجزاي آن به يك اندازه رشد كنند در غير اين صورت و اگر رشد ناهمگون اجزا را شاهد باشيم بعد از چند سال يك معجوني شبيه "شترگاو پلنگ" از كار در خواهد آمد.
به گزارش ايلنا، مدتها است كه بحث رعايت و عدم رعايت مسائل اخلاقي، انضباطي، اجتماعي و مالي در فوتبال ايران مطرح است و هر از گاهي شنيده ميشود كه فلان بازيكن معروف دستهگلي به آب داده كه با ده تا سند منگولهدار هم نميتوان او را از دست قانون نجات داد.
متاسفانه در فرآيند چنين پديدههاي زشت و رواج بياخلاقيها،برخي از مديران باشگاهها هم نقش دارند و با اين ادعا كه از آبروريزي باشگاه و بازيكن خود جلوگيري كنند همواره چند تا سند داخل كيف خود دارند تا اگر دردانههاي آنها احياناَ در كلانتري يا ساير نهادهاي قانوني گرفتار آمدند بتوانند آنها را آزاد كنند.
گذشته از اين ، چهرهها و قيافههاي ظاهري برخي از اين بازيكنان معروف چنان زننده و واضح است كه هيچ نيازي به اثبات شيرينكاريهاي آنها نيست و نكته مهم در اغلب اين خلافكاريها اين قضيه است كه تخلف آنها اغلب به حيثيت و اعتبار اجتماع خدشه وارد ميكند و ضربات جبرانناپذيري را بر حيثيت و اعتبار اجتماعي ورزش و جامعه ورزش وارد ميسازد.
در همين حال بسياري از بازيكنان حتيالامكان در سلامت كامل زندگي ورزشي و اجتماعي و خانوادگي خود را سپري ميكنند و براي اينكه خوب و بد از هم جدا شود بايد نهادي و قانوني براي برخورد با افراد متخلف باشد و از قضا بر خود با يك فوتباليست معروف و مشهور بايستي شديدتر از يك انسان عادي باشد چه اينكه تاثير منفي خلافكاري يك چنين فوتباليستي بر اجتماع به مراتب بيشتر از يك انساني معمولي است همانگونه كه تاثير مثبت كار او هم چندين برابر خواهد بود.
اكنون فدراسيون فوتبال با تدوين منشور اخلاقي به مبارزه با اين خلافكاريها و بداخلاقيها برخواسته و با چشمپوشي و مماشات بسيار زياد تعدادي از داوران، مربيان و بازيكنان را با محدوديتهايي و نه محروميت، روبرو كرده است. بدونشك در صدور راي محدوديت براي اين عده ، همه اهالي ورزش ميدادنند كه نهايت مهرباني و عطوفت و رافت اسلامي رعايت شده و كساني كه از اين امر متضرر شدهاند ديگر هيچ راهي براي بخشش آنها نبوده است!
با اين وجود از برخي موضعگيريها و اظهارنظرهاي برخي افراد تعجب ميكنيم كه چرا با اين رويه مخالفت مي كنند و از متخلفان به شدت دفاع ميكنند. اينگونه دفاع كردن از دو حالت خارج نيست، اول اينكه اعتقادي به منشور اخلاقي و رعايت اصول اخلاقي وجود ندارد و از فوتباليست فقط، فوتبال او را ميخواهند وميبينند و كاري به ساير مسائل او ندارند.
بحث دوم كه يك مقدار از بيان آن كمي نگرانيم اينكه خداي نكرده زد و بندي در كار باشد و با بازيكنان و افراد متخلف حساب و كتاب داشته باشند كه اينگونه به دفاع از آنها ميپردازند كه اين را البته با اكراه برمي شماريم چرا كه مديون افراد نشويم.
در هر حال اميد ما به طراحان و مجريان منشور اخلاقي است كه همچنان با راهكاري قانونيتر و با شدت و حدت بيشتري همچنان در اين راه گام بردارند و اجازه ندهند تعداد محدودي از فوتباليستها كه متاسفانه با به دست آوردن پولهاي رنگارنگ و كلان شهرت و جايگاهي كه از كنار اين فوتبال بدست ميآورند هر (....) دوست داشتند انجام بدهند و باز هم به آنها ازگل كمتر گفته نشود.
اينكه مخالفين منشور اخلاقي براي لوث كردن مفاد منشور با تمسخر و پوزخند مدعي ميشوند كه لباس پوشيدن و نوع ريش گذاشتن و مو و ظاهر يك بازيكن نبايد باعث محروميت فوتباليست شود حرف بيپايه و اساسي است كه فقط جنبه انحراف از موضوع را دارد در حالي كه همه ما ميدانيم كه هيچ فوتباليستي را به خاطر چنين مسائلي محروم نميكنند.
صد البته بازيكني كه از پول بيتالمال ارتزاق ميكند و درآمدي ميلياردي دارد و وابسته به صنايع و يا باشگاههاي دولتي است بايد و موظف است كه به اصول اخلاقي و حتي ظاهري جامعه اطراف خود پايبند باشد اما قبول كنيم كه اين تعدادي كه محروم شدهاند خلافشان بسيار عميقتر و بدتر از اين مسائلي است كه بيان ميشود.
فلان بازيكن ميگويد مگر من قتل كردهام كه با من اينگونه برخورد ميشود كه در جوابش بايد گفت كه تخلفهاي رنگارنگي كه تو و امثال تو انجام دادهايد مصاديق جرمش در اجتماع و تاثير منفي آن بر جامعه به مراتب بدتر از قتل است در هر حال طراحان منشور اخلاقي در اين فصل به رغم همه فشارها و سمپاشيهايي كه صورت گرفته در مقابل همه آنها ايستادند و يك قدم هم عقبنشيني نكردند و يقينا از اين به بعد بسياري از چنان افرادي حواسشان به كارهايي كه ميكنند خواهد بود، ضمن اينكه بازيكنان جواني كه تازه به اسم و رسم و پول و شهرتي رسيدهاند حواسشان جمع خواهد بود چرا كه ميدانند اين بار قضيه جدي است و شوخيبردار نيست.


