کلینتون به ایران نمیرود چون صحنه سیاسی آن پیچیده است
سرویس بینالملل «تابناک» ـ تحلیلگران تلاش دارند به نوعی میان سفر بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق ایالات متحده به کره شمالی برای آزاد کردن دو روزنامهنگار آمریکایی و ماجرای دستگیری سه روزنامهنگار دیگر آمریکایی در مرز ایران و عراق توسط مرزبانان ایرانی، رابطه معناداری برقرار کنند.
پایگاه خبری آمریکایی «فیلادلفیا»، در تحلیلی نوشت: بیل کلینتون در اقدامی شخصی و انسان دوستانه به کره شمالی سفر کرده و از مقامات پیونگ یانگ خواسته است که روزنامهنگاران دربند آمریکایی در کره شمالی را آزاد کنند؛ سفری که به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز سفری خصوصی و انسان دوستانه بوده است.
این پایگاه خبری افزوده است: با توجه به سفر کلینتون به کره شمالی و دیدار وی با کیم جونگ ایل، برای آزادی روزنامهنگاران زندانی و در همین حال بازداشت سه آمریکایی در ایران، این پرسش در محافل خبری مطرح شده که آیا ممکن است، بیل کلینتون چنین سفری به ایران هم داشته باشد؟
عبدالخالق عبدالله، استاد علوم سیاسی دانشگاه امارات، این مسأله را امر بعیدی دانسته و آن را به پیچیدگی صحنه سیاسی در ایران مرتبط میداند.
وی بر این باور است در کره شمالی، شخصی به نام «کیم جونگ ایل» هست که همه تصمیمات را گرفته و دستور اجرا میدهد و هم اوست که میتواند دستور آزادی روزنامهنگاران را بدهد، اما در ایران، صحنه سیاسی بسیار پیچیده و متنوع است و باید برای انجام چنین کاری با کل سیستم آن کشور وارد گفتوگو شد.
به نظر میرسد، همه طرفهای درگیر مذاکرات ایران و آمریکا به دنبال ایجاد کانالهای غیر رسمی برای آغاز گفتوگوها هستند. البته در این باره باید گفت، بدیهی است، مذاکرات غیر رسمی با حساسیت کمتری روبهرو خواهد بود و زمینههای مناسبی را برای ارتباطات سیاسی بعدی فراهم خواهد کرد.
گفتنی است، با در نظر گرفتن همه ملاحظات، به نظر نمیرسد مدلی که درباره آزادی خبرنگاران آمریکایی در کره شمالی پاسخ داده، درباره ایران نیز کاربرد داشته باشد، زیرا اصولا اگر در ایران ارادهای برای اجازه دادن به شخصی مانند کلینتون ایجاد شود، به نوعی موضوع عادیسازی روابط نیز کلید خواهد خورد، اما در اوضاع کنونی، چنین ارادهای در طرفین دیده نمیشود.
راست میگن یک ادم حسابی بفرستین
آنها تقصیری ندارند، آنها ما را بهتر از خودمان میشناسند. جائیکه مقام دوم کشور با تعلل دستور مقام اول را اجرا میکند یا از بس مراکز تصمیم گیری و قطبهای تصمیم گیری موثر در سیاست کشور زیاد و خارج از کنترل یکدیگرند و در کار هم کارشکنی میکنند و از طرفی میدانند هرکسی زودتر رابطه را برقرار کند قدرت آینده در دست او خواهد بود معلوم است آمریکایی ها هم سردرگم میشوند. البته آنها میدانند که سیاستهای کلی نظام توسط رهبری اتخاذ میشود. و نیز بهتر میدانند که اکثر تصمیمهای رهبری با کارشکنیهای کانونهای قدرت و ثروت به کندی پیش برده میشود . آنها میدانند در بین گروههای مختلف قدرت در ایران حتی اصولگراها بر سر برقراری ارتباط با آمریکا و کسب قدرت آتی پس از ارتباط به شدت باهم رقابت میکنند. آنها قدرت وحدت را بهتر از ما میدانند. آنها قدرت اسلام راستین را نیز بهتر از ما میدانند. ولی به فراصت دریافته اند که اکثر گروهها ( حتی به اصطلاح اصولگراها ) دنبال قدرتند نه اسلام واقعی برای همین در ایران روی کسی حساب نمیتوانند بکنند. ونیز میدانند مردم ایران سابقه ذهنی سیاسی ندارند و هر از گاهی فریب گروهی را میخورند و قدرت را به آنها میسپارند و نمیتوان روی تصمیم مردم حساب کرد.
بیاد با کی دست بده ؟ با متکی ؟؟؟
ولي تو رو خدا نذارين بياد ايران . يه دفعه ديدي تو اين وسط هيري بيري افتاد مرد حالا خر بيار باقالي بار كن.







