همه تازه واردها
چهل و هفتمین فصل رقابتهای بوندسلیگا از جمعه شب با بازی تیمهای وولفسبورگ (مدافع عنوان قهرمانی) واشتوتگارت آغاز شد. در فصل 2010 – 2009 این رقابتها 11 تیم بوندسلیگایی مربیان تازهای را روی نیمکت مربیگری خود نشاندهاند.
به نوشته وطن امروز؛ وولفسبورگ که فصل پیش با فلیکس ماگات نخستین قهرمانیاش در تاریخ 46 ساله بوندسلیگا را جشن گرفت، دیگر او را فرمانده خود نمیبیند و آرمین فه جای او را گفته است. در کنار «گرگها» تیمهای بایرلورکوزن، هامبورگ، بایرن مونیخ، اشتوتگارت، شالکه، آینتراخت فرانکفورت و کلن از جمله تیمهایی هستند که فصل جدید را با مربیان تازهای آغاز میکنند.
بایرلورکوزن: یوپ هاینکس
تقصیر اولی هوینس بود، وگرنه این پیرمرد 64 ساله در خانهاش آرام و بیدرد سر نشسته و در کنار همسرش روزهای بازنشستگیاش را سپری میکرد.
او در اصل از فوتبال و مربیگری کنارهگیری کرده بود. این مدیر بایرن بود که او را بار دیگر با استرس بوندسلیگا رو به رو کرد، به سر وقت او رفت تا بایرن به نظر بحرانی را از یورگن کلینزمن تحویل بگیرد و نقش ناجی را برای مونیخیها ایفا کند. همان چهار هفته کار در «آلیانس آرنا» کافی بود تا فیل پيرمرد دوباره یاد هندوستان بوندسلیگا بیفتد.
او پس از آنکه بایرن را به عنوان نایب قهرمانی فصل پیش رساند، راهی لورکوزن شد و جای برونو لابادیا را گرفت که در این تیم آبش با سران باشگاه «توی یک جوب» نمیرفت و راه شمال آلمان و بندر هامبورگ را در پیش گرفت.
به هر حال خوب یا بد این دوستی با اولی هوینس بود که کار دست مربی سالهای پیش رئال مادرید و چند باشگاه دیگر اسپانیایی و پرتغالی داد. هاینکس در نخستین نشست خبریاش به عنوان مربی بایرلورکوزن با لبخندی بر لب گفت: «فکر نکنم، تغییر کرده باشم. البته احساساتم را بیشتر بروز میدهم. در زندگی یاد گرفتم که موضوعات مهم و غیرمهم را از هم جدا کنم».
هاینکس که به عنوان انسانی نجیب، ساده و کمحرف شناخته شده، اکنون با مربیگری در لورکوزن همسرش را به دلیل بیماری و همچنین سلامتی خودش را به خطر انداخته است.
هامبورگ: برونو لابادیا
او با جنگ و دعوا لورکوزن را ترک کرد. دوست داشت کارش را در هامبورگ در میان صلح و آشتی شروع کند اما جنگ قدرت در این تیم میان برند هوفمان، رئیس باشگاه و دیتمار بایرسدورفر، مدیر ورزشی برکنار شده، این امکان را به لابادیا نداد.
او به هنگام جدایی بایرسدورفر با ناراحتی و ابراز تاسف گفت: «آغاز همکاری ما بیاندازه خوب بود». او اکنون در حالی باید فصل را آغاز کند که HSV هنوز جانشینی برای مدیر برکنار شدهاش پیدا نکرده است. هامبورگ که فصل پیش مارتین یول هلندی را روی نیمکتش داشت، آخرین تیم بوندسلیگایی بود که تمرینهای آمادهسازی پیش فصلش را آغاز کرد؛ همین هم لابادیا را کمی ناراحت میکند.
زیروبرتو و الیرو الیا که از بایرن و توئنته انشد به هامبورگ آمدهاند، شاید به کار شمالیها بیایند. لابادیا برای قانع کردن الیای هلندی خودش به سرزمین لالهها رفت تا بازیکن مورد نظرش را برای رفتن به آلمان متقاعد کند. به هر حال باید دید آیا او در هامبورگ همانند لورکوزن تنها در نیم فصل نخست موفق خواهد بود یا در تمام طول فصل.
فرایبورگ: روبین دوت
او دو سال پیش کارش را در فرایبورگ از هم پاشیده شروع کرد. هواداران و مخالفان فولکر فینکه، مربی پیشین فرایبورگ این تیم را به دو دسته تقسیم کرده بودند. هر چه باشد فینکه پس از 16 سال این تیم را ترک کرده بود و تصور فرایبورگ بدون مربی افسانهایاش ناشدنی بود، دست کم برای بسیاری. دوت که پدری هندی دارد، پیش از فرایبورگ در اشتوتگارت کیکرز و لیگ منطقهای آلمان کار میکرد.
آخیم اشتوکر، رئیس باشگاه گفته بود: «اگر کار با مربی تازه وارد به ثمر نمیرسید، این من بودم که باید همه چیز را به گردن میگرفتم.» اما اینطور نشد. نخست فریادهای هواداران فینکه آرام گرفت. سپس دوت که در عمرش در لیگی بالاتر از لیگ منطقهای آلمان بازی نکرده بود،
با نتایج خوب تیمش دهان تمام منتقدان را بست. دوت به فلسفه فکریاش در فوتبال سخت پایبند است: بازی با پاسهای کوتاه فراوان. او یک بار هم در یک نظرسنجی اینترنتی به عنوان زیباترین مربی بوندسلیگای 2 برگزیده شد.
ماینس: یورن آندرسن
او نخستین نروژی است که در بوندسلیگا مربیگری میکند. سران ماینس هم از مربی وایکینگ خود راضی هستند.
او در سال 1985 زمانی که 22 سال بیشتر نداشت، راهی آلمان شد و بعدها زمانی که در آینتراخت فرانکفورت توپ میزد، نخستین مهاجم خارجی آقای گل بوندسلیگا شد.
او با اندامی تنومند، موهای بلوند و اندامی عضلانی درباره خودش میگوید: «من آدم خودپسندی هستم».
او بشدت سختگیر و مقرراتی است. با بودن آندرسن دورانی که یک مربی سیگاری با صورتی اصلاح نشده همانند یورگن کلوپ، وارد رختکن شود را باید تمام شده دانست. این نروژی 46 ساله ماینس را به بوندسلیگا رساند و از سایه کلوپ، مربی کنونی بوروسیادورتموند خارج شد. کلوپ 18 سال تمام در ماینس کار کرده بود.
آینتراخت فرانکفورت: میشائیل اسکیبه
مربی تازه فرانکفورتیها شخصیت مهربان و خوش برخوردی دارد اما در گفت و گوهایش بسیار خشک است و نشستهای خبریاش بسیار جدی و رسمی. او به شهرت بدش در میان افکار عمومی آگاه است برای همین هم در مراسم معارفهاش در آینتراخت گفت: «برای خندیدن به رختکن نمیروم. درست و منصفانه هم نیست که از من به عنوان یک مربی ناموفق یاد شود».
البته دستیار فولر در دوران مربیگری در تیم ملی آلمان در واقع موفقیت برجستهای هم برای مطرح کردن ندارد. تیمهای اسکیبه 43 ساله همیشه تمرینهای آمادهسازی خوبی دارند و بعد دچار افتی فاحش میشوند. برخی رسانهها او را تا اندازهای مقصر ناکامی ژرمنها در یورو 2004 میدانند. بیلد از آن دست روزنامههاست.
اسکیبه به هواداران فرانکفورت وعده ارائه فوتبالی جذاب و تهاجمی را داده و گفته است تیمش دیگرهمانند روزهای مربیگری فریدهلم فونکل، سرمربی چند فصل اخیر هسنیها کار نخواهد کرد. البته بیانصافی است که دست خالی فونکل را در نیمکت از یاد برد. مشکلی که اسکیبه هم برای ارائه فوتبالی رو به جلو با آن مواجه است.
بوروسیا مونشنگلادباخ: میشائیل فرونتسک
او در مونشن گلادباخ به دبیرستان میرفت و در همین شهر هم بود که به عنوان فوتبالیستی حرفهای کارش را آغاز کرد.
مربیگری را هم از اینجا آموخت، آن هم زمانی که به عنوان دستیار زیر نظر هانس مایر کار میکرد. فرونتسک دستیار اوالد لینن هم بود. او در آلمانیا آخن هرگز نتوانست به فردی محبوب در میان هواداران این تیم تبدیل شود آن هم به خاطر دشمنی دیرینه هواداران آخن و گلادباخ. بعدها در بیلهفلد هم استقبال گرمی از او نشد.
فرونتسک درباره نخستین روزهای کارش در گلادباخ میگوید: «چندان فرقی با آخن یا بیلهفلد نداشت. من همانی بودم که هستم». البته او در شروع کارش در دو تیم دیگر هم همین حرفها را زده بود.
شالکه: فلیکس ماگات
او کارش را در شالکه با سختگیری و بدون هرگونه انعطاف پذیری آغاز کرد. با دویدنهای زیاد و طولانی، چرا که شاگردان جدیدش را از نظر بدنی بسیار ضعیف و ناتوان میدید. ماگات میگوید: «ما نیازمند جبران عقبماندگیمان هستیم. هنوز تا مدت زیادی باید روی این موضوع کار کنیم».
از میان 24 بازیکن تنها 2 نفر در تستهای او نمره مثبت و قبولی گرفتند: ایوان راکیتیچ و هلیل آلتین تا. او در ادامه انتقادهایش میگوید: «هر بازیکن تنها سرش به کار خودش است. از تیم خبری نیست. احساس میکنم تیم هنوز شکل نگرفته است».
آنچه بازیکنان کنونی شالکه تجربه میکنند، درست همان چیزی است که یک سال قبل همتایان آنها در وولفسبورگ از سر گذرانده بودند. البته ضرری هم نکردند و لطمهای هم از این تمرینها و سختگیریها ندیدند. ماگات به عنوان مربی و مدیر باید ساختار از هم فروپاشیده شالکه را احیا کند. باشگاهی غرق در هرج و مرج. او درباره وظیفه تازهاش میگوید: «برای قهرمانی روی همه حساب میکنم. راه این کار را بلدم».
وولفسبورگ: آرمینفه
کار برای فه در وولفسبورگ هم خوب است هم بد. مربی پیشین اشتوتگارت وارث فلیکس ماگات است که این تیم را با قهرمانی به مقصد شالکه ترک کرد. آرمین در پاسخ به انتظار هواداران «گرگها» میگوید: «نمیتوان از هیچکس این درخواست را به شکل جدی داشت که از عنوان قهرمانی دفاع کند. شاید این کار در بایرن مونیخ شدنی باشد اما در وولفسبورگ نه».
از سوی دیگر فه باید با تیمی در لیگ قهرمانان اروپا حاضر شود که بازیکنانش سابقه بازی در کنار هم را دارند. او دو سال پیش با اشتوتگارت در این رقابتها حاضر بود، هر چند در همان دور گروهی از این رقابتها کنار رفت.
او میگوید در جمع «گرگها» فرصت بسیار بزرگی برای ارائه عملکردی بهتر را دارد: «در لیگ قهرمانان فقط برای عوض کردن پیراهن هایمان بازی نمیکنیم». فه با 48 سال سن در وولفسبورگ باید توان مربیگریاش را نشان بدهد. او که مانع از پیوستن ادین ژکو به میلان شد، در روزگار مدیریتش در اشتوتگارت به خوبی خودش را نشان داد.
کلن: زوانمیر سولدو
کریستف دام، مربی پیشین کلن بود که به فنرباغچه ترکیه رفت. او آدمی اهل ادا و اطوار و سخنرانیهای طولانی است. سولدو در مقابل در استفاده از میمیکهای صورتش بشدت صرفهجو است، کمحرف میزند و وقتی هم که صحبت میکند، آرام آرام سخن میگوید. او زمانی که به عنوان بازیکن در اشتوتگارت توپ میزد، در میانه میدان نه چندان درخشان اما موثر بود و وظیفه داشت تیم را نظم ببخشد.
او اکنون در کلن به نظم، وقتشناسی و روح تیمی اهمیت زیادی میدهد. بازیکنی که با دمپایی حمام سر میز ناهار حاضر شده بود، از سوی سولدو مجبور شد دمپايي را درآورده وکفشهایش را بپوشد. بازیکنان او اکنون با لباسهای رسمی در انظار عمومی حاضر میشوند. این مربی کروات نمیتواند تاخیر بازیکنان بر سر حضور در تمرینها را تحمل کند. نوواکوویچ، بازیکن کلن در مقایسه کلن کنونی با سال پیش میگوید: «حالا دوباره در تیم دیسیپلین داریم».
سولدوی 41 ساله پیش از کار مربیگری در بوندسلیگا در وطنش هدایت دیناموزاگرب را بر عهده داشت و این تیم را به قهرمانی لیگ و جام حذفی رساند.
بایرن مونیخ: لوئیس ونگال
ونگال و بایرن، چقدر با هم جور در میآیند. هر دو بسیار جاه طلب، مغرور، کاری و... هستند. این حرفی است که مرد هلندی میزند. او با سوت و کورنومتر و البته حرفهایی نامفهوم بازیکنانش را تمرین میدهد. درست بر خلاف یورگن کلینزمن. ونگال دستوراتش را به زبان آلمانی به شاگردانش انتقال میدهد. او برای این کار دوره فشرده زبان آلمانی را گذراند.
«اوتوماتیسم» در تفکر لاله آهنی حرف اول و آخر را میزند. در تمرینهای او همیشه نکات مشابه تمرین و تکرار میشوند. او میگوید این ترفندها باید در پوست و گوشت بازیکنان رسوخ کند: «ما باید بارسا را الگوی خودمان قرار بدهیم، چرا که در آنجا این روح تیمی است که در اولویت قرار دارد».
ونگال همچنین خاطر نشان میکند: «برای ساختن تیم به زمان نیاز دارم. نه یک ماه که شاید دو سال». این درست همان چیزی بود که در بایرن از کلینزمن دریغ شد.
نورنبرگ: میشائیل اونینگ
کسی چیز زیادی از او نمیداند. تنها برخی از خبرنگاران هستند که میگویند باید اونینگ را زیر نظر داشت.


