گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۸۶۷۷
| | 5378 بازدید
كيهان
«پس او كيست ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
روز چهارشنبه 14/5/88 و همزمان با انجام مراسم تحليف رئيسجمهور منتخب در مجلس شوراي اسلامي، حزب مشاركت با صدور بيانيه اي نظام جمهوري اسلامي ايران را با رژيم هاي طاغوتي و استبدادي مقايسه كرد! و ضمن تاكيد چندباره بر ادعاي موهوم تقلب در انتخابات كه هيچگاه حاضر به ارائه سند و يا دستكم شاهد و قرينه اي براي اثبات آن نبوده و نيستند، به تكرار بافته هاي قبلي عليه انقلاب و نظام و مردم پرداخت.
اين نوشته در پي پاسخگويي به بيانيه حزب مشاركت نيست، چرا كه تمامي آنچه در اين بيانيه و بيانيه هاي ديگر حزب مشاركت آمده است دقيقاً و بدون كم و كاست همان اتهاماتي است كه طي 30 سال گذشته قدرت هاي بيروني و گروههاي ضدانقلاب عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بافته و منتشر كرده اند، تا آنجا كه حتي يك نمونه از اين اتهامات را نمي توان يافت كه قبل از حزب مشاركت از سوي دشمنان تابلودار بيروني مطرح نشده باشد. دراين باره همه گفتني ها گفته شده است و نيازي به تكرار آن نيست. مقصود از اين نوشته، اما، بيان نكته ديگري است كه مي تواند براي هواداران اين حزب و حتي براي آن عده از مركزيت حزب مشاركت كه شايد هنوز به ماهيت واقعي حزب متبوع خويش پي نبرده باشند، روشنگر و نجات دهنده باشد و آن نكته، يافتن پاسخ براي اين سوال:
اعتماد ملي
«چرا پلمب؟» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم كامبيز نوروزي است كه در آن ميخوانيد:
خبر ساده است. دفتر انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران پلمب شد. ساعت 21 چهارشنبه 14/5/88. مشكل ميتوان چنين خبر سادهاي را تحليل كرد، فقط ميماند چند سوال. چرا بايد دفتر انجمن پلمب شود؟ چرا بايد در ساعت غيراداري و پاسي از شب گذشته براي پلمب اقدام شود؟ چه خطايي از انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران سر زده است كه براي پلمب حتي از اخطار به مسئولان انجمن هم دريغ شده است؟
انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران به عنوان تنها تشكل صنفي اين قشر حدود 11 سال پيش و در چارچوب مقررات قانون كار و آييننامه تشكلهاي صنفي كارگري و كارفرمايي تشكيل شد و در طول اين مدت بيش از 3هزار نفر از روزنامهنگاران كشور به عضويت آن درآمدند و به اين ترتيب بزرگترين سازمان صنفي روزنامهنگاري ايران كه حتي در تاريخ مطبوعات ايران هم بيسابقه بوده است را شكل دادهاند. با وجود آنكه سالهاي فعاليتانجمن مقارن با بيشترين و مهمترين دقايق سياسي كشور بوده است اما انجمن به حكم قانون و بنا به سرشت صنفي خود هيچگاه پاي از حدود وظايف صنفي فراتر نگذاشت و به ميدان سياست ورود نكرد.
ابتكار
«واکاوي مرگ مغزي اصلاح طلبان» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه قسمت اول آن را امروز به چاپ رسانده است. در بخش اول آن مي خوانيد:
با فاصله گرفتن از فضاي ملتهب پس از انتخابات 22خرداد88 امکان گمانه زني پيرامون آينده جنبش اصلاحات در ايران فراهم آمده است، انتخابات دهم رياست جمهوري تکليف بسياري از مسائل را در جبهه بندي کنوني روشن کرد ايران بعد از 22خرداد 88 از نظر صف بندي هاي سياسي،ايران ديگري است اکنون سوال پيش روي همگان سوال از وضعيت اصلاح طلبان است.
آيا اصلاح طلبان دچار مرگ مغزي شده اند و ديگر ياراي هماوردي در صحنه سياسي ايران را نخواهند داشت؟ يا اينکه همچون سالهاي گذشته با بارقه اميد سعي در بازسازي خود دارند؟اين سوال سوالات ديگري را در دل خود مي پروراند از جمله اينکه موضع حکومت نسبت به آينده اصلاح طلبان چگونه است آيا حکومت خواهان مرگ واقعي اين جريان است؟آيا حکومت اراده بازگرداندن حيات به اين مريض گرفتار مرگ مغزي را دارد يا خير؟
جمهوري اسلامي
«سرانجام نفاق» عنوان سرمقاله روزنامهي جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماجراي پرننگ و نكبت منافقين يكي از جديترين سرفصلهاي عبرت آموز تاريخ معاصر است. سازماني كه با اسلام انقلابي آغاز كرد و براي تحليل هاي خود از آيات قرآني استمداد مي جست در ميانه راه به دامان ماركسيست ها غلطيد و «تغيير ايدئولژي» داد. اين سازمان در نخستين ماههاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي «استحاله» شد و از يك سازمان باصطلاح «ضدامپرياليستي» به يك تشكل در خدمت امپرياليست ها «تغيير ماهيت» داد. زبده ترين چهره هاي انقلابي و مردمي را به شهادت رساند و سرانجام بعد از مدت ها ارتزاق از پستان غرب به صدام و حزب بعث عراق پيوست و در جنگ تحميلي در برابر ملت ايران ايستاد و ماشين جنگي صدام را روغن كاري كردند.
اگر چه اين جماعت سعي داشتند پسوند مجاهدين خلق را يدك بكشند ولي به حق توسط مردم به نام منافقين لقب گرفتند و اين ننگ هميشگي بر پيشاني آنها باقي ماند كه مرتبا تغيير ماهيت دهند و براي خوش خدمتي به بيگانگان سنگ تمام بگذارند. اگر چه شرارتهاي منافقين در نخستين سالهاي پس از پيروزي انقلاب در كشتار عزيزان ملت ايران فاجعه بار بود ولي كشتارجمعي و نسل كشي عظيمي كه آنها در راه خوش خدمتي به جلاد بغداد عليه كردها و شيعيان عراقي مرتكب شدند روي تاريخ را سياه كرد. دقيقا به همين دليل است كه ابعاد و خشم و نفرت ملت عراق عليه منافقين اگر از خشم و نفرت ملت ايران عليه آنها بيشتر نباشد كمتر نيست.
دنياي اقتصاد
«پيشگوييهاي غيرعلمي رنگ ميبازد آيا رونق نزديک است؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم پويا جبلعاملي است كه در آن ميخوانيد:
روز پنجشنبه از دو اقتصاد بزرگ سرمايهداري که شرايط آنان نشاندهنده آينده اقتصاد غرب است، اخباري انتشار يافت که گويي ضد و نقيض بود.
از يک سو بانک مرکزي بريتانيا علاوه بر 120ميليارد پوندي که تا به حال به اقتصادش تزريق کرده، تصميمگرفت 50ميليارد پوند ديگر نيز تزريق کند و از سوي ديگر در ايالات متحده خبر رسيد که رشد افرادي که تقاضاي بيمه بيکاري ميدهند، در هفته گذشته نسبت به هفته قبل کاهش يافته است و البته با اين خبر سرمايهگذاران با روي بازتر در بازار سهام نقشآفريني کردند و موجب افزايش شاخصها شدند. حال پرسش اين است که وضعيت بالاخره مساعد است يا خير؟ آيا اقتصاد جهاني دوره رکود را پشت سر گذاشته است؟ اگر آري، کمک دوباره براي چيست و اگر نه، چرا چنين اخباري به گوش ميرسد؟ چرا شاخصي مانند داوجونز در همين چند هفته اخير تنها در 18 روز 9/13درصد افزايش مييابد که در نوع خود بينظير است؟
«پس او كيست ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
روز چهارشنبه 14/5/88 و همزمان با انجام مراسم تحليف رئيسجمهور منتخب در مجلس شوراي اسلامي، حزب مشاركت با صدور بيانيه اي نظام جمهوري اسلامي ايران را با رژيم هاي طاغوتي و استبدادي مقايسه كرد! و ضمن تاكيد چندباره بر ادعاي موهوم تقلب در انتخابات كه هيچگاه حاضر به ارائه سند و يا دستكم شاهد و قرينه اي براي اثبات آن نبوده و نيستند، به تكرار بافته هاي قبلي عليه انقلاب و نظام و مردم پرداخت.
اين نوشته در پي پاسخگويي به بيانيه حزب مشاركت نيست، چرا كه تمامي آنچه در اين بيانيه و بيانيه هاي ديگر حزب مشاركت آمده است دقيقاً و بدون كم و كاست همان اتهاماتي است كه طي 30 سال گذشته قدرت هاي بيروني و گروههاي ضدانقلاب عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بافته و منتشر كرده اند، تا آنجا كه حتي يك نمونه از اين اتهامات را نمي توان يافت كه قبل از حزب مشاركت از سوي دشمنان تابلودار بيروني مطرح نشده باشد. دراين باره همه گفتني ها گفته شده است و نيازي به تكرار آن نيست. مقصود از اين نوشته، اما، بيان نكته ديگري است كه مي تواند براي هواداران اين حزب و حتي براي آن عده از مركزيت حزب مشاركت كه شايد هنوز به ماهيت واقعي حزب متبوع خويش پي نبرده باشند، روشنگر و نجات دهنده باشد و آن نكته، يافتن پاسخ براي اين سوال:
اعتماد ملي
«چرا پلمب؟» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم كامبيز نوروزي است كه در آن ميخوانيد:
خبر ساده است. دفتر انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران پلمب شد. ساعت 21 چهارشنبه 14/5/88. مشكل ميتوان چنين خبر سادهاي را تحليل كرد، فقط ميماند چند سوال. چرا بايد دفتر انجمن پلمب شود؟ چرا بايد در ساعت غيراداري و پاسي از شب گذشته براي پلمب اقدام شود؟ چه خطايي از انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران سر زده است كه براي پلمب حتي از اخطار به مسئولان انجمن هم دريغ شده است؟
انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران به عنوان تنها تشكل صنفي اين قشر حدود 11 سال پيش و در چارچوب مقررات قانون كار و آييننامه تشكلهاي صنفي كارگري و كارفرمايي تشكيل شد و در طول اين مدت بيش از 3هزار نفر از روزنامهنگاران كشور به عضويت آن درآمدند و به اين ترتيب بزرگترين سازمان صنفي روزنامهنگاري ايران كه حتي در تاريخ مطبوعات ايران هم بيسابقه بوده است را شكل دادهاند. با وجود آنكه سالهاي فعاليتانجمن مقارن با بيشترين و مهمترين دقايق سياسي كشور بوده است اما انجمن به حكم قانون و بنا به سرشت صنفي خود هيچگاه پاي از حدود وظايف صنفي فراتر نگذاشت و به ميدان سياست ورود نكرد.
ابتكار
«واکاوي مرگ مغزي اصلاح طلبان» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه قسمت اول آن را امروز به چاپ رسانده است. در بخش اول آن مي خوانيد:
با فاصله گرفتن از فضاي ملتهب پس از انتخابات 22خرداد88 امکان گمانه زني پيرامون آينده جنبش اصلاحات در ايران فراهم آمده است، انتخابات دهم رياست جمهوري تکليف بسياري از مسائل را در جبهه بندي کنوني روشن کرد ايران بعد از 22خرداد 88 از نظر صف بندي هاي سياسي،ايران ديگري است اکنون سوال پيش روي همگان سوال از وضعيت اصلاح طلبان است.
آيا اصلاح طلبان دچار مرگ مغزي شده اند و ديگر ياراي هماوردي در صحنه سياسي ايران را نخواهند داشت؟ يا اينکه همچون سالهاي گذشته با بارقه اميد سعي در بازسازي خود دارند؟اين سوال سوالات ديگري را در دل خود مي پروراند از جمله اينکه موضع حکومت نسبت به آينده اصلاح طلبان چگونه است آيا حکومت خواهان مرگ واقعي اين جريان است؟آيا حکومت اراده بازگرداندن حيات به اين مريض گرفتار مرگ مغزي را دارد يا خير؟
جمهوري اسلامي
«سرانجام نفاق» عنوان سرمقاله روزنامهي جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماجراي پرننگ و نكبت منافقين يكي از جديترين سرفصلهاي عبرت آموز تاريخ معاصر است. سازماني كه با اسلام انقلابي آغاز كرد و براي تحليل هاي خود از آيات قرآني استمداد مي جست در ميانه راه به دامان ماركسيست ها غلطيد و «تغيير ايدئولژي» داد. اين سازمان در نخستين ماههاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي «استحاله» شد و از يك سازمان باصطلاح «ضدامپرياليستي» به يك تشكل در خدمت امپرياليست ها «تغيير ماهيت» داد. زبده ترين چهره هاي انقلابي و مردمي را به شهادت رساند و سرانجام بعد از مدت ها ارتزاق از پستان غرب به صدام و حزب بعث عراق پيوست و در جنگ تحميلي در برابر ملت ايران ايستاد و ماشين جنگي صدام را روغن كاري كردند.
اگر چه اين جماعت سعي داشتند پسوند مجاهدين خلق را يدك بكشند ولي به حق توسط مردم به نام منافقين لقب گرفتند و اين ننگ هميشگي بر پيشاني آنها باقي ماند كه مرتبا تغيير ماهيت دهند و براي خوش خدمتي به بيگانگان سنگ تمام بگذارند. اگر چه شرارتهاي منافقين در نخستين سالهاي پس از پيروزي انقلاب در كشتار عزيزان ملت ايران فاجعه بار بود ولي كشتارجمعي و نسل كشي عظيمي كه آنها در راه خوش خدمتي به جلاد بغداد عليه كردها و شيعيان عراقي مرتكب شدند روي تاريخ را سياه كرد. دقيقا به همين دليل است كه ابعاد و خشم و نفرت ملت عراق عليه منافقين اگر از خشم و نفرت ملت ايران عليه آنها بيشتر نباشد كمتر نيست.
دنياي اقتصاد
«پيشگوييهاي غيرعلمي رنگ ميبازد آيا رونق نزديک است؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم پويا جبلعاملي است كه در آن ميخوانيد:
روز پنجشنبه از دو اقتصاد بزرگ سرمايهداري که شرايط آنان نشاندهنده آينده اقتصاد غرب است، اخباري انتشار يافت که گويي ضد و نقيض بود.
از يک سو بانک مرکزي بريتانيا علاوه بر 120ميليارد پوندي که تا به حال به اقتصادش تزريق کرده، تصميمگرفت 50ميليارد پوند ديگر نيز تزريق کند و از سوي ديگر در ايالات متحده خبر رسيد که رشد افرادي که تقاضاي بيمه بيکاري ميدهند، در هفته گذشته نسبت به هفته قبل کاهش يافته است و البته با اين خبر سرمايهگذاران با روي بازتر در بازار سهام نقشآفريني کردند و موجب افزايش شاخصها شدند. حال پرسش اين است که وضعيت بالاخره مساعد است يا خير؟ آيا اقتصاد جهاني دوره رکود را پشت سر گذاشته است؟ اگر آري، کمک دوباره براي چيست و اگر نه، چرا چنين اخباري به گوش ميرسد؟ چرا شاخصي مانند داوجونز در همين چند هفته اخير تنها در 18 روز 9/13درصد افزايش مييابد که در نوع خود بينظير است؟
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


