آدرسهای غلط «زری بانو» در فرهنگ و جامعه ایرانی
نمایش «زری بانو» به نویسندگی حمید آزرنگ و كارگردانی خود وی و نیما دهقان، در چهاردهمین جشنواره تئاتر سنتی و آیینی به نمایش درآمد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، این تئاتر لحظات شادی را برای بینندگان مشتاقی كه در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر علاوه بر صندلیها زمین آن را هم پر كرده بودند، فراهم كرد و در پایان با این جمله به پایان میرسد كه چه زری بانو و چه بانو زری مسأله این نیست؛ مسأله این است كه مردان شهوتران و زنان مظلومند.
بنا بر این گزارش، نمایش زری بانو داستانی غمانگیز است كه با ریتمی شاد اجرا میشود، اما پرسش از كارگردان و نویسنده توانای این اثر این است كه آیا آنچه نشان داده میشود، وضعیت كل جامعه است، همان گونه كه بارها و بارها در این نمایش بر نكته اصلی آن، یعنی مظلومیت زن، خوار و ذلیل بودن او در جامعه ایرانی و در مقابل بدذاتی مرد و معرفی او به عنوان یك موجود هوسباز و شهوتران و... تأكید میشود و جمله پایانی نمایش از زبان گلی كه میگوید: «سالهاست كه این داستان را شهر به شهر تعریف میكنم تا عبرت شود و این سرنوشت برای دیگران رخ ندهد»؟ با توجه به زمان و تك جملهای كه از زبان فردی كم تأثیر در طول نمایش به مخاطب گفته میشود، فایدهای برای اختصاص داستان به گروه خاصی ندارد و جامعه به صورت عام را گرفتار این رذایل میداند.
بهتر است بدانیم كه تاریخ فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، نشان از ارزشگذاری به زن در همه برههها را دارد و نقش او در تصمیمات كلان همیشه در تاریخ ایران عزیز، نقشی بیبدیل بوده و اگر در برههای محدود، این امكان از او گرفته شده و برخی بیحرمتیها به او شده، دلیلی بر به لجن كشیدن كل دورانها و دوران حاضر نیست.
تأكیدات دین مبین اسلام بر عزت همه انسانها بر این اعتقاد ایرانیان كه از دوران گذشته بر این موضوع پافشاری داشتند نیز مبین همین موضوع است كه زن و مرد به عنوان انسان از جایگاهی والا در مكتب برخوردارند و نمیتوان آنها را به حد حیوان و تنها با قوه شهوانی معرفی كرد.
این گزارش میافزاید: از درخواست از هنرمندان عزیز كشور برای توجه بیشتر به تاریخ و فرهنگ ایران زمین كه بگذریم، بر آنیم كه بخش عمدهای از این انحراف مربوط به هنرمند نیست، بلكه مربوط به سیاستگذاری كلان فرهنگی در كشور است كه متأسفانه، متناسب با این فرهنگ نیست و هنرمند مجبور است بر پایه برخی ناهنجاریها كه كمكم در جامعه به فرهنگ تبدیل شده است، موضوعی را به نمایش بگذارد تا با جامعه ارتباط برقرار كند.
سخن دیگر با مسئولان اینكه چرا چادر به عنوان نشان عفت و حجاب برتر زن باید نشان دهاتی بودن باشد و آیا با به كمر زدن آن از سوی كسانی كه حتی برخی از آنها لباسهای زیرینشان را نپوشیدهاند، بیحرمتی به آن نیست و آیا با این روش علاقهمندان به حجاب را افزایش دادهایم و یا با لهجه خاصی كه در برخی موارد به اطراف قم و برای برخی لری بود به دنبال وحدت قومیتها هستیم ـ جدای از گافهایی درباره انتخاب لهجه برای افراد یك روستا ـ یا با به كار بردن الفاظ ركیك و فحشهای رایج به دنبال اصلاح فرهنگ گفتاری افرادیم.
بگذریم از بدحجابی بازیگران، رعایت نکردن محرم و نامحرمی سوی برخی از آنها و خوانندگی زنده و مستقیم بانویی با همراهی تار و كمانچه با صدایی دلنشین! در كنار صحنه كه در دستگاه شور اشعاری را از باباطاهر میخواند ...
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
هرچند مطمئنا انقدر بخار از شما بلند نمیشه!!!!
حسین
خدایا این قلم را از ما نگیر
خدایا جوهر این قلم را پررنگتر کن







