کابوس از ليست قطبی آغاز ميشود
هر گاه ليست بازيکنان دعوت شده به تيم ملي فوتبال ايران اعلام مي شود، موجي از انتقاد از سوي نويسندگان مطبوعات مربي تيم ملي و ليست تنظيمي او را در برمي گيرد و اين ديگر به يک سنت تبديل شده که سرانجام معلوم مي شود حق با منتقدان بوده و مربيان ملي هر بار اشتباهات خود را تکرار کرده و بي آنکه موفق شوند از تمام توان فوتبال ايران بهره بگيرند، تيم ملي را به کوران مسابقات مي برند و شکست خورده باز مي گردند.
به نوشته قدس؛ اين رويه حتي در زمان برانکو ايوانکوويچ که بيش از پنج سال بر تيم ملي حکومت کرد نيز وجود داشت و فقط هنگامي که کم تواني بازيکنان مسن از حد گذشت، برانکو در نابهنگام ترين موقع، يعني در بحبوحه مسابقات جام جهاني 2006 بازيکناني مثل دايي و گل محمدي را از ترکيب کنار گذاشت و جواناني مثل تيموريان، معدنچي و شجاعي را که بايد پيش از اين صاحب تجربه مي شدند، در ترکيب قرار داد؛ يا آنکه از سهراب بختياري زاده گلزن ايران در بازي با آنگولا فقط در آخرين مسابقه جام جهاني استفاده کرد. کابوس شکستها همواره از هنگام تنظيم ليست دعوت شدگان به تيم ملي آغاز مي شود!
***
در ليست جديد دعوت شدگان به تيم ملي، هيچ نشانه اي دال بر اصلاح روند پيشين که منجر به حذف تيم ملي از مسابقات جام جهاني 2010 شد، ديده نمي شود.
قطبي جز يک نفر، همان بازيکناني را به اردو فراخوانده که پيشتر معلوم شده بود، بعضي از آنان در اندازه هاي ملي نيستند و از طرف ديگر بازيکناني را که جامانده هاي اردوهاي پيشين بودند، بار ديگر نديده است.
در جمع 25 بازيکن دعوت شده فقط مجتبي زارعي مهاجم فصل قبل راه آهن که به تازگي به پرسپوليس پيوسته بازيکن تازه وارد به حساب مي آيد و باقي نفرات در مرحله قبل نيز توسط قطبي در ليست کذايي 45 نفري به تيم ملي فراخوانده شده بودند.
بايد از قطبي پرسيد که او زارعي را در کدام ميدان ديده و پسنديده و مهم تر اينکه بازيکني در اندازه او را که حتي در مسابقات باشگاهي مهاجم ممتازي محسوب نمي شود، طبق کدام متر و معيار به تيم ملي آورده است!
کنار ماندن محسن خليلي هم از ليست تيم ملي يک علامت سؤال بزرگ بر جا مي گذارد؛ در حالي که در زمان مسابقات مقدماتي جام جهاني 2010 اين بازيکن به تازگي آسيب ديدگي را پشت سر گذاشته و آمادگي بازي کردن نداشت، قطبي او را در عين ناآمادگي به ميدان فرستاد و آسيب ديدگي اش را تشديد کرد و حالا که دوره نقاهت را پشت سر گذاشته، او را به تيم ملي دعوت نکرده است و معلوم نيست که آن همه اعتقاد قطبي به خليلي چگونه به ناگهان از دست رفت!
***
در ليست تنظيمي قطبي دو نکته بسيار مهم و کليدي مايه نگراني است:
1 - عدم بازنگري در دعوتها جهت به کارگيري نيروي مؤثر و جديد
2- نبود توازن در دعوت بازيکن براي پستهاي مختلف؛ به ترتيبي که براي پست هافبک وسط هشت بازيکن و براي پست مهاجم وسط فقط دو بازيکن به اردو دعوت شده اند.
به دليل تنگ نظري رايج در جامعه فوتبال ايران چنانچه منتقدان از بازيکن شايسته اي جهت دعوت به تيم ملي نام ببرند، معمولاً چنين بازيکناني مغضوب شده و ديگر راهي به تيم ملي پيدا نخواهند کرد، بنابراين بي آنکه از کسي نام ببريم، ذکر اين نکته را از قلم نخواهيم انداخت که تيم ملي به بسياري از نيروهاي لايق بي توجهي کرده و پيشاپيش مي توان گفت که زمان بسيار مناسبي را که در دست دارد، با نفراتي سپري مي کند که تعدادي از آنان توان لازم براي انجام بازي مؤثر در تيم ملي را ندارند؛ بار ديگر بايد گفت که تيم ملي به بازنگري نياز دارد.


