صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

«معلم فداکار» چقدر حقوق می‌گرفت؟

کد خبر: ۵۷۸۸۵۳
| |
4662 بازدید
|

دهه شصتی بود؛ آن هم 67. در روستای «چاه نلی» به دنیا آمد؛ 300 متری قتلگاهش. با آن شرایط و امکانات، درس خواند تا برای خودش کسی شود. درسش را خواند و به روستا برگشت. حالا دیگر برای خودش کسی شده بود؛ حمیدرضا گنگو زهی، معلم مقطع ابتدایی روستای نوکجو.

همکار حمیدرضا می‌گوید «دیر رسیدیم». این نقطه هر چقدر که آدم فکرش را بکند، دور است. خیلی دور. اهالی اینجا از همه چیز و همه کس دورند. آنها در نقطه «صفر» زندگی می‌کنند؛ «صفر مرزی». این روستاها تابع بخش «روتک» هستند و «روتک» تابع شهرستان «خاش»؛ صدها کیلومتر دورتر از اولین جایی که کمترین امکانات را دارد.

عبدالغفور شهنوازی، انگار که صد بار آن حادثه را برای کسی تعریف کرده باشد، با جملاتی دقیق و پشت سر هم تعریف می‌کند: «15 فروردین بود. چهاردهم شب، باران شدیدی آمد. صبح هم طوفان بود و گردباد. زنگ تفریح با حمیدرضا در حیاط مدرسه مراقب بچه‌ها بودیم. دیوار خشت و گلی و مدرسه، نم کشیده بود و داشت می‌ریخت. حمیدرضا متوجه شد. بچه‌ها کنار دیوار داشتند بازی می‌کردند. داد زدیم. صدا به صدا نمی‌رسید. دویدیم به سمتشان. همین که با حمیدرضا بچه‌ها را کشیدیم کنار، دیوار ریخت. حمیدرضا ماند زیر آوار و سرش ضربه خورد. من نجات پیدا کردم و فقط پای چپم شکست».

از آنجا، با پای شکسته، حمیدرضا را سوار ماشین خودش کرده و تا می‌توانسته پای سالم را روی گاز فشار داده تا بلکه برسند: «بچه‌های سپاه و نیروی انتظامی، راه را برایمان باز کردند. با سرعت می‌آمدیم. دو ساعت طول کشید تا به آمبولانس رسیدیم. اما خیلی دیر شده بود. حمیدرضا به بیمارستان نرسید».

شاید اگر می‌شد همان زمان حادثه تماس گرفت، حمیدرضا زنده می‌ماند اما «اینجا صفر مرزی است. موبایل آنتن نمی‌دهد. منطقه ما محروم است. یک آمبولانس هم نداریم».

باقی ماجرا را برادر همسر حمیدرضا تعریف می‌کند؛ عطاءالله: «ساعت 11 بود که همکارش تماس گرفت و خبر داد که این اتفاق افتاده است».

حالا همسر 25 ساله حمیدرضا مانده و 2 یادگار؛ «یسنا» و «عسل». دایی بچه‌ها می‌گوید: «یسنا 2 ساله است و عسل 4 ساله. یسنا مشکل قلبی دارد. خدابیامرز دار و ندارش را خرج این بچه می‌کرد.»

«معلم فداکار» امروز و «معلم خرید خدمتی» دیروز، به گفته برادر همسرش «حدود شهریور بود که ضمن خدمت استخدام شد. در این 7 ماه هم مزه حقوقش را نچشید. ماهی 450 هزار تومان بود که نداده بودند. با یک بچه مریض، سخت بود برایش. تنها شانسی که داشت این بود که بیمه شده بود».

پیام‌ها و خبرها و توییت‌ها و تقدیرها همچنان سرازیر است. 20:30 هم خبر حادثه را با تصویر حمیدرضا گنگو زهی و موسیقی پس‌زمینه خیلی غمناک پخش کرد. اما آنچه از جلوی چشم آدم تکان نمی‌خورد، واقعیت‌های تلخ دیگری است. اینکه دیوارهای خشت و گلی مدرسه‌هایی در نقاط صفر مرزی هنوز در کمین زنگ‌های تفریحند. اینکه آمبولانس‌ها و امکانات اولیه‌ای باید باشد که نیست. اینکه کلی اپراتور تلفن همراه داریم با جوایز رنگارنگ و پیامک‌های گاه و بیگاه الکی که سهم مردم این نواحی از این همه درآمد و جایزه، یک آنتن ضعیف و ناقابل برای مواقع ضروری نیست. اینکه یک معلم جوان که امروز در اوج سن عشق و حالش زیر خروارها خاک خوابید و سه نفر را برای همیشه منتظر گذاشت تا دو پدر و مادر، داغدار نشوند، قرار بود فقط ماهی 450 هزار تومان حقوق بگیرد! و دو واقعیت چشم‌به‌راه کوچک نیز باقی است: «یسنا» و «عسل».

دو روز پیش، دانش‌آموزان مدرسه روستای نوکجو با معلمشان خداحافظی کردند و هرگز فراموش نمی‌کنند مشق آن روز را که «گردباد شد، دیوار ریخت، آن مرد زیر آوار ماند، آن مرد تمام شد».

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۱۳
علی از مشهد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
کم کاری برادران سپاه هم هست...یک بی سیم میزدن و آمبولانس در خواست میکردن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
آن مرد تمام نشد. آن مرد باقی ماند. معلم فداکار میهنم. آن مرد آمد. آن مرد سربلند آمد. آن مرد قهرمان است. قهرمان یسنا و عسل و قهرمان 80 میلیون ایرانی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
خدا رحمتش کند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
بله اگه اقايون بفهمند
ویدا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
من بعنوان یک ایرانی از همه مسیولین درخواست میکنم انچنان که در شان خانواده این عزیز فداکار است خانواده اش را نه برای الان و فردا که برای همیشه در پناه بگیرند و فقط تقدیر خشک و خالی نکنند و شعار ندهند. بگذارید اگر کسی برای دیگری جانش را بخطر می اندازد دست کم مطمین باشد که عزیزانش بعداز او بی سرپرست و بی پناه نخواهند بود......اما اگر ادای چنین مسیولیتی از مسیولین ما ساخته نیست دست کم شهامت اعلام ان را داشته باشند چونکه ما مردم ایران خودمان قهرمانانمان و باز ماندگانشان را در پناه میگیریم هر چند که وظیفه دولتمردانمان است.خواهش میکنم شما هم شهامت انتشار این پیم را بخود بدهید و بسان بسیاری از پیامهای بنده سانسور نکنید.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۸:۵۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
احسنت ويدا
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
خدا رحمتش کند.
عدالت کجاست؟؟؟
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۰:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۱
جایی در ان دور دست ها
حاج حسن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
عجب متن ادبی توپی
کوهستانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۹
خدا رحمت کند وبه خانوادهاش صبر دهد
م
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۹
حالا حقوق این معلم فداکار را با حقوق یک معلم در تهران مقایسه کنید یا با بابک زنجانی
کاوه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۱
وقتی این خبر را از اخبار صدا و سیما ضمن اینکه خیلی متاسف شدم ولی حالم از نحوه اطلاع رسانی صدا دو سیما بد شد . درسته که این معلم شریف یک قهرمان است ولی قهرمان و قهرمان پروری کافی نیست ؟ آیا به قدر کافی در طول تاریخ کشورمان و دهه های اخیر قهرمان نداشته ایم ؟ چرا هیچکس از هیچ مسئولی سوال نمیکند که علت این قصور ها و کمبودها چیست ؟

فقط دل خودمان را با این حرفها خوش میکنم که ... ما ملت فداکاری هستیم .

بیشتر از اینکه به قهرمان و افتخار نیاز داشته باشیم به عقل و تدبیر و منطق نیاز داریم . در غیر اینصورت هر روز به لیست قهرمانان اضافه میشود .
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟