ورزشی »
سنگی به علامت نزدن!
احمدرضا براتی
کد خبر: ۵۷۶۷۳
| | 8636 بازدید
مطابق ماده 70 آيين نامه انضباطي فدراسيون فوتبال، چنانچه باشگاهي به تعهد مالي خود در قبال طلبكار عمل ننمايد
، طلبكار پس از طي تشريفات قانوني حق دارد تقاضاي تعليق باشگاه را از كميته انضباطي بنمايد.
در واقع موافق اصول حقوقي اين حق فرد ذينفع و طلبكار است و تا زماني كه حقوق وي تاديه نشده است، رفع تعليق وجاهت قانوني ندارد. چرا كه وقتي حقي براي كسي ايجاد شد، مادامي كه اين حق به يكي از طرق قانوني ساقط نگرديده است، اين حق استوار و باقي تلقي مي گردد و اسقاط آن در اختيار ذينفع است.
غرض از طرح اين مباحث آنكه، كميته انضباطي در طول فصل مسابقات آنقدر با بدهكاران با مدارا و مسامحه رفتار نمود كه در پايان فصل مجبور شد اكثريت تيم هاي حاضر در جدول را تعليق نمايد.
اينك و در آستانه آغاز نهمین دوره مسابقات ليگ برتر فوتبال ناگهان معجزهاي بزرگ رخ داد و برخلاف وعدههای قبلی مبنی بر اینکه مادامی که طلبهایشان را پرداخت نکرده و یا رضایت شاکیان را جلب نکنند در حال تعلیق باقی خواهند ماند، به یک باره ز تمام تيمها رفع تعليق شد؛ اما چگونه؟!
قسمت اعظم اين موارد رفع تعلیق را پروندههايي در برمیگیرد كه گفته ميشود باشگاهها موافقت كردهاند تا بدهي آنها از محل مطالباتشان از سازمان ليگ تاديه شود.
حال آنكه كميته انضباطي خود بهتر مي داند كه براي كسر ديون بدهكاران از داراييشان نيازي به موافقت باشگاه نيست و مساله اين جاست كه باشگاهها و سازمان ليگ پولي در بساط ندارند وگرنه كميته انضباطي مي توانست راساً نسبت به برداشت آن و پرداخت به طلبكاران اقدام نمايد.
اما در اين ميان نقاط ابهامي نيز به چشم مي خورد، آنجا كه مي شنويم افرادي مانند ناصر شكرون، نادر غبيشاوي و هادي برگي زر، هيچ موافقتي با اعطاي مهلت يا رفع تعليق نداشته اند اما كميته انضباطي راساً و بدون رضايت طلبكاران مبادرت به رفع تعليق نموده است.
اينجا بود كه صرف نظر از غيرقانوني بودن عملكرد كميته انضباطي که قطعاً به نارضایتیها و همچنین قانونگریزی به واسطه برخوردهای منعطفانه پس از آن منجر میشود، ناگهان به ياد اين ضرب المثل افتاديم كه: سنگ بزرگ علامت نزدن است!
، طلبكار پس از طي تشريفات قانوني حق دارد تقاضاي تعليق باشگاه را از كميته انضباطي بنمايد. در واقع موافق اصول حقوقي اين حق فرد ذينفع و طلبكار است و تا زماني كه حقوق وي تاديه نشده است، رفع تعليق وجاهت قانوني ندارد. چرا كه وقتي حقي براي كسي ايجاد شد، مادامي كه اين حق به يكي از طرق قانوني ساقط نگرديده است، اين حق استوار و باقي تلقي مي گردد و اسقاط آن در اختيار ذينفع است.
غرض از طرح اين مباحث آنكه، كميته انضباطي در طول فصل مسابقات آنقدر با بدهكاران با مدارا و مسامحه رفتار نمود كه در پايان فصل مجبور شد اكثريت تيم هاي حاضر در جدول را تعليق نمايد.
اينك و در آستانه آغاز نهمین دوره مسابقات ليگ برتر فوتبال ناگهان معجزهاي بزرگ رخ داد و برخلاف وعدههای قبلی مبنی بر اینکه مادامی که طلبهایشان را پرداخت نکرده و یا رضایت شاکیان را جلب نکنند در حال تعلیق باقی خواهند ماند، به یک باره ز تمام تيمها رفع تعليق شد؛ اما چگونه؟!
قسمت اعظم اين موارد رفع تعلیق را پروندههايي در برمیگیرد كه گفته ميشود باشگاهها موافقت كردهاند تا بدهي آنها از محل مطالباتشان از سازمان ليگ تاديه شود.
حال آنكه كميته انضباطي خود بهتر مي داند كه براي كسر ديون بدهكاران از داراييشان نيازي به موافقت باشگاه نيست و مساله اين جاست كه باشگاهها و سازمان ليگ پولي در بساط ندارند وگرنه كميته انضباطي مي توانست راساً نسبت به برداشت آن و پرداخت به طلبكاران اقدام نمايد.
اما در اين ميان نقاط ابهامي نيز به چشم مي خورد، آنجا كه مي شنويم افرادي مانند ناصر شكرون، نادر غبيشاوي و هادي برگي زر، هيچ موافقتي با اعطاي مهلت يا رفع تعليق نداشته اند اما كميته انضباطي راساً و بدون رضايت طلبكاران مبادرت به رفع تعليق نموده است.
اينجا بود كه صرف نظر از غيرقانوني بودن عملكرد كميته انضباطي که قطعاً به نارضایتیها و همچنین قانونگریزی به واسطه برخوردهای منعطفانه پس از آن منجر میشود، ناگهان به ياد اين ضرب المثل افتاديم كه: سنگ بزرگ علامت نزدن است!
کارشناس ارشد مسائل حقوقی و معاون حقوقی اتحادیه مربیان فوتبال
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



