تراژدی استراتژیک بودن خاورمیانه
کد خبر: ۵۷۴۴۶۸
| | 7953 بازدید
خاورمیانه با توجه به اینکه سرشار از منابع غنی نفت و گاز است و ازآنجاییکه محل ظهور ادیان ابراهیمی بوده، به همین دلیل اگر نگوییم استراتژیک تری نقطه کره زمین است، قطعاً یکی مهمترین نقاط استراتژیک جهان است.
بااینحال و علیرغم این ویژگی منحصربهفرد، خاورمیانه یک از تراژیک ترین نقاط کنونی جهانی است. جنگهای اعراب و اسرائیل، جنگ ایران و عراق، حمله عراق به کویت، جنگ اول خلیجفارس، منازعات داخلی قومی-مذهبی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، اشغال افغانستان توسط شوروی و ظهور طالبان، حملات یازدهم سپتامبر و متعاقب آن حمله ایالاتمتحده به عراق و افغانستان و اشغال آنها، تحولات موسوم به بهار عربی و سقوط حکومتهای دیکتاتوری، بحران فراگیر در عراق و سوریه و کشته و آواره شدن میلیونها انسان بیگناه و درنهایت ظهور گروههای تروریستی وحشتآفرینی همچون داعش، گوشهای از همه تراژدیهای خاورمیانه است که با جنگ، بحرانهای داخلی، سرکوب، آوارگی و مداخلات خارجی همراه بوده است.
خاورمیانه امروز علاوه بر تعارضات و بحرانهای میان دولتی، گرفتار مرزدایی خطرناکی توسط گروههای تروریستی همچون داعش شده که هم امنیت ملی کشورها را به خطر انداخته و هم زندگی عادی مردمان این سرزمینها. بیش از 300 هزار کشته و میلیونها آواره از عراق و سوریه، تراژیک بودن این محیط استراتژیک همواره کشمکش زا را به خوبی نشان میدهد.
بدون شک استراتژیک بودن خاورمیانه ناشی از جغرافیای منحصربهفرد و منابع غنی نفت و گاز آن است؛ اما درعینحال، تراژیک بودن خاورمیانه ناشی از استراتژیک بودن آن است. چه عواملی باعث شده، این منطقه استراتژیک به یکی از هولناکترین و تراژیک ترین نقاط جهان تبدیل شود؟ من معتقدم عوامل زیر نقش داشتهاند:
• مداخله قدرتهای بزرگ که به دو صورت قابلبررسی است؛ نخست، ترسیم هندسی مرزهای خاورمیانه مطابق منافع و ملاحظات خود در بعد از جنگ اول جهانی و عدم توجه به ویژگیهای قومی، مذهبی و بهطورکلی هویتی. اگر به تقریباً 100 سال پیش برگردیم و تاریخ خاورمیانه را مرور کنیم متوجه این نقش خواهیم شد.
زمانی که قدرتهای فاتح جنگ اول جهانی، امپراتوری عثمانی را مطابق امیال و منافع خود ترسیم کردند و به خواست ملتها توجهی نکردند و زمینههای بحرانها و منازعات بعدی را در منطقه به وجود آوردند. نمونه بارز آن منازعه اعراب و اسرائیل است که ناشی از همین ترسیم هندسی مرزهای خاورمیانه توسط قدرتهای بزرگ است. دومین نقش قدرتهای بزرگ را باید در حمایت آنها از طرفین جنگ و منازعه در خاورمیانه دانست.
نمونههای فراوانی را دراینباره میتوان ذکر کرد. حمایت آمریکا از اسرائیل در برابر اعراب و در مقابل حمایت شوروی سابق از اعراب، حمایت آمریکا از عراق در جنگ با ایران و در حال حاضر حمایت روسیه از بشار اسد و در مقابل حمایت آمریکا از مخالفان اسد در سوریه. تمامی این حمایتها و دخالتها نهایتاً به تداوم بحرانها در خاورمیانه و ورود تسلیحات بیشتر به خاورمیانه منجر شده است.
• علاوه بر نقش قدرتهای بزرگ در تراژیک شدن خاورمیانه، عامل دوم را باید در وجود حکومتهای استبدادی در منطقه و دامن زدن آنها به بحرانها جستجو کرد. این حکومتهای استبدادی به سه شکل در این تراژدی بزرگ نقش داشتهاند:
اول، تنگ کردن دامنه آزادیهای مدنی در داخل و ایجاد خفقان که به اشکال مختلف باعث ایجاد بحرانهای داخلی در بسیاری از این جوامع شده است؛ دوم، تلاش آنها برای بحران سازی در خارج جهت تحتالشعاع قرار دادن مشکلات داخلی. درواقع، آنها تلاش میکنند تا با ایجاد بحران در محیط خارجی خود، اذهان جوامع خود را از مشکلات داخلی منحرف کنند. این موضوع همواره منشأ بسیاری از بحرانها در خاورمیانه بوده است.
سوم، محروم کردن اقلیتها، مذاهب و اقوام بسیاری در این جوامع از حقوق اولیه خود که بحرانها و منازعات زیادی را پدید آورده است. بهار عربی را باید واکنشی به این حکومتها دانست که در نهایت نیز بار دیگر این بهار زودگذر به زمستانی تبدیل شد که سرمای کشنده آن عراق و سوریه را درنوردیده و براثر آن داعشی به وجود آمده که شاید بتوان آن را بزرگترین تراژدی کنونی در خاورمیانه استراتژیک قلمداد کرد.
بنابراین به نظر می رسد خاورمیانه محیطی است که نمی توان تراژدی های بزرگ آن را جدای از استراتژیک بودنش تحلیل کرد.
بااینحال و علیرغم این ویژگی منحصربهفرد، خاورمیانه یک از تراژیک ترین نقاط کنونی جهانی است. جنگهای اعراب و اسرائیل، جنگ ایران و عراق، حمله عراق به کویت، جنگ اول خلیجفارس، منازعات داخلی قومی-مذهبی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، اشغال افغانستان توسط شوروی و ظهور طالبان، حملات یازدهم سپتامبر و متعاقب آن حمله ایالاتمتحده به عراق و افغانستان و اشغال آنها، تحولات موسوم به بهار عربی و سقوط حکومتهای دیکتاتوری، بحران فراگیر در عراق و سوریه و کشته و آواره شدن میلیونها انسان بیگناه و درنهایت ظهور گروههای تروریستی وحشتآفرینی همچون داعش، گوشهای از همه تراژدیهای خاورمیانه است که با جنگ، بحرانهای داخلی، سرکوب، آوارگی و مداخلات خارجی همراه بوده است.
خاورمیانه امروز علاوه بر تعارضات و بحرانهای میان دولتی، گرفتار مرزدایی خطرناکی توسط گروههای تروریستی همچون داعش شده که هم امنیت ملی کشورها را به خطر انداخته و هم زندگی عادی مردمان این سرزمینها. بیش از 300 هزار کشته و میلیونها آواره از عراق و سوریه، تراژیک بودن این محیط استراتژیک همواره کشمکش زا را به خوبی نشان میدهد.
بدون شک استراتژیک بودن خاورمیانه ناشی از جغرافیای منحصربهفرد و منابع غنی نفت و گاز آن است؛ اما درعینحال، تراژیک بودن خاورمیانه ناشی از استراتژیک بودن آن است. چه عواملی باعث شده، این منطقه استراتژیک به یکی از هولناکترین و تراژیک ترین نقاط جهان تبدیل شود؟ من معتقدم عوامل زیر نقش داشتهاند:
• مداخله قدرتهای بزرگ که به دو صورت قابلبررسی است؛ نخست، ترسیم هندسی مرزهای خاورمیانه مطابق منافع و ملاحظات خود در بعد از جنگ اول جهانی و عدم توجه به ویژگیهای قومی، مذهبی و بهطورکلی هویتی. اگر به تقریباً 100 سال پیش برگردیم و تاریخ خاورمیانه را مرور کنیم متوجه این نقش خواهیم شد.
زمانی که قدرتهای فاتح جنگ اول جهانی، امپراتوری عثمانی را مطابق امیال و منافع خود ترسیم کردند و به خواست ملتها توجهی نکردند و زمینههای بحرانها و منازعات بعدی را در منطقه به وجود آوردند. نمونه بارز آن منازعه اعراب و اسرائیل است که ناشی از همین ترسیم هندسی مرزهای خاورمیانه توسط قدرتهای بزرگ است. دومین نقش قدرتهای بزرگ را باید در حمایت آنها از طرفین جنگ و منازعه در خاورمیانه دانست.
نمونههای فراوانی را دراینباره میتوان ذکر کرد. حمایت آمریکا از اسرائیل در برابر اعراب و در مقابل حمایت شوروی سابق از اعراب، حمایت آمریکا از عراق در جنگ با ایران و در حال حاضر حمایت روسیه از بشار اسد و در مقابل حمایت آمریکا از مخالفان اسد در سوریه. تمامی این حمایتها و دخالتها نهایتاً به تداوم بحرانها در خاورمیانه و ورود تسلیحات بیشتر به خاورمیانه منجر شده است.
• علاوه بر نقش قدرتهای بزرگ در تراژیک شدن خاورمیانه، عامل دوم را باید در وجود حکومتهای استبدادی در منطقه و دامن زدن آنها به بحرانها جستجو کرد. این حکومتهای استبدادی به سه شکل در این تراژدی بزرگ نقش داشتهاند:
اول، تنگ کردن دامنه آزادیهای مدنی در داخل و ایجاد خفقان که به اشکال مختلف باعث ایجاد بحرانهای داخلی در بسیاری از این جوامع شده است؛ دوم، تلاش آنها برای بحران سازی در خارج جهت تحتالشعاع قرار دادن مشکلات داخلی. درواقع، آنها تلاش میکنند تا با ایجاد بحران در محیط خارجی خود، اذهان جوامع خود را از مشکلات داخلی منحرف کنند. این موضوع همواره منشأ بسیاری از بحرانها در خاورمیانه بوده است.
سوم، محروم کردن اقلیتها، مذاهب و اقوام بسیاری در این جوامع از حقوق اولیه خود که بحرانها و منازعات زیادی را پدید آورده است. بهار عربی را باید واکنشی به این حکومتها دانست که در نهایت نیز بار دیگر این بهار زودگذر به زمستانی تبدیل شد که سرمای کشنده آن عراق و سوریه را درنوردیده و براثر آن داعشی به وجود آمده که شاید بتوان آن را بزرگترین تراژدی کنونی در خاورمیانه استراتژیک قلمداد کرد.
بنابراین به نظر می رسد خاورمیانه محیطی است که نمی توان تراژدی های بزرگ آن را جدای از استراتژیک بودنش تحلیل کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


