مردم، انقلاب و اداره کشور
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
کد خبر: ۵۷۲۴۲۲
| | 4275 بازدید
دکتر اسدالله احمدیخواه هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی: در این نوشتار تلاش شده تا نقش مردم در تحقق آرمانهای انقلاب و نیل به اهداف منظور در نزد بانیان انقلاب اسلامی روشن گردد. سپس تداوم نقش مردم و جوانان در پیشرفت و تعالی کشور خواسته میشود.
برای بررسی نقش مردم ابتدا باید روشن سازیم که اهداف منظور در نزد بنیانگذاران انقلاب، خصوصا امام خمینی (ره)، چه بوده است. امام خمینی در نخستین روزهای علنی کردن مبارزه با رژیم شاه، در مخالفت با "انقلاب به اصطلاح سفید" که امام خمینی آن را انقلاب سیاه نامید، بیش از هر چیز نگران نفوذ اجنبی، خصوصا اسرائیل و آمریکا، بود و در نوروز سال 1342 در پاسخ به قانون به رفراندوم گذاشته انقلاب سفید شاه، عزای عمومی اعلام نمود. بنابراین اولین مرز ترسیم شده توسط امام خمینی ممانعت از نفوذ بیگانه و دفاع از استقلال کشور بود. پس اولین آرمان انقلاب در 1342 که همان استقلال کشور بود توسط ایشان مشخص شد. همین خط فکری و عملی در وقایع بعدی نظیر سخنرانیهای ماه محرم و حادثه 15 خرداد 1342 با جدیت بیشتری دنبال گردید که منتهی به دستگیری امام خمینی و زندانی شدن 9 ماهه ایشان گردید.
واقعه بعدی تصویب قانون مصونیت مستشاران نظامی آمریکایی در مهر 1343 مشهور به کاپیتولاسیون بود که امام خمینی آن را نشانه ذلت مملکت میدانست و به همین دلیل در آبان همان سال دستگیر و به ترکیه تبعید گردید. بنابراین خط راهنمای بعدی که توسط ایشان ترسیم گردید حفظ عزت کشور و دوری از ذلت در برابر بیگانگان بود. نشانههای بعدی که در بیانات ایشان در زمان قبل و بعد از تبعید قابل رویت است، دفاع از محرومان و رنج کشیدگان است. هویداست که مخالفت با ناهنجاریهای به وجود آمده توسط حکومت که واکنش امام خمینی را به دنبال داشت، اگر در یک فضای نسبتا آزاد صورت میگرفت و منجر به سرکوب ایشان یا متعهدین و مبلغین نهضت از سوی حکومت شاه نمیشد، شاید انقلاب اسلامی در بهمن 1357 به وقوع نمیپیوست، هرچند که سیر تحولات اجتماعی در ایران بالاخره منتج به تغییر رژیم در آیندهای نه چندان دور میشد. بنابراین ندادن حق ابراز مخالفت به مخالف و سلب آزادی بیان موجب تمرکز و تشدید مطالبات اجتماعی و در صورت وجود یک رهبری آگاه منتج به تحولات بنیادی در ساحت حکومت خواهد شد، چنانچه این موضوع در بروز انقلاب اسلامی ایران عینیت یافت. پس وجودی آزادی (بالاخص آزادی بیان که موجب تخلیه انرژیهای درون فردی و اجتماعی و جلوگیری از طغیان میشود) از شروط لازم دیگر برای داشتن یک جامعه آرام و رو به رشد و تعالی است. اگر بخواهیم آنچه را تاکنون گفتهایم جمعبندی کنیم، سه مولفه استقلال، عزت و آزادی از مشخصههای اصلی نهضت انقلابی امام خمینی بوده است. البته چون همه این مولفهها ریشه در فطرت انسانی یک انسان اجتماعی دارد و انسان اجتماعی مسلمان مقید به اجرای دستوراتدین است، پس پردازش و حفظاین سه مولفه در ظرف بزرگی به نام اسلام قابل تعریف میباشد. به همین دلیل بوده که امام خمینی مصر به نامگذاری نوع حکومت به "جمهوری اسلامی" بودند.
اکنون که مولفههای فکری و عملی انقلاب اسلامی روشن شد، باید دید نقش مردم در تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی چه میتواند باشد. با بررسی نقش مردم در انقلابهای پیشین در دنیا نقشهای متفاوتی را برای مردم میتوان تصور نمود:
1- نقش تودهای مردم: نمونه آن نقش مردم روسیه در وقوع انقلاب کمونیستی اکتبر 1917م. است که در آن مردم به عنوان تودههای اجتماعی پیرو، توسط رهبران برانگیخته شدند تا به حق برابر خود از زندگی فردی و اجتماعی برسند، به طوری که به موازات استقرار حکومت کمونیستی در مرکز، روستائیان و دهقانها نیز با زمینداران بزرگ درافتاده و زمینها را بین خودشان تقسیم کردند. حکومت تازه تاسیس ادعای یکسانسازی شرایط زندگی برای جمهور مردم و بی طبقه کردن روابط اجتماعی را داشت.
2- نقش طبقهای مردم: که در آن یک طبقه خاص از مردم به دلیل سرکوب خواستهها توسط حکومت دست به اعتراض و نهایتا شورش میزنند. نمونه آن انقلاب کارگری فرانسه در سال 1870 م. است که طبقه کارگر (عموما ضعیف) به بهانه صلحدوستی و برای رسیدن به حقوق طبقه خود به وضع موجود اعتراض و با شورشهای گسترده در تمام کشور، سرانجام به پیروزی دست یافتند.
3- نقش گروههای مردمی: که در آن گروههایی از مردم از اکثر طبقات اجتماعی به وضع موجود معترض و با همافزایی با یکدیگر باعث فلج شدن اداره کشور توسط حکومت و سرانجام سرنگونی حکومت میشوند.
بررسی تاریخ روند انقلاب اسلامی ایران نشان میدهد که با زده شده جرقه انقلاب توسط امام خمینی در سال 1341، به تدریج گروههای مختلف مردمی با نهضت امام خمینی آشنا شده و هر یک به فراخور موقعیت به ایفای نقش تاریخی خود میپردازند. ابتدا شاگردان امام و روحانیون و سپس دانشآموزان و آحاد مردم عموما رنج کشیده به عرصه مبارزه وارد میشوند. بازاریان نیز که عموما دارای دیدگاههای دینی سنتی بودند، به عنوان حامیان مالی نهضت وارد عرصه شدند. دانشگاهیان و به خصوص دانشجویان مسلمان نیز در عرصه دانشگاهها تب نهضت را تندتر کردند. از اینرو همه اقشار و طبقات جامعه با همآرمانی با نهضت امام خمینی در سطح گستردهای وارد مبارزه با حکومت شاه شدند و یک انقلاب همگانی را رقم زدند تا اینکه در بهمن 1357 با ورود امام به کشور، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
با پیروزی انقلاب اسلامی، مردم از طبقات مختلف که نقشی در پیروزی انقلاب داشتند و عموما جوان بودند، وارد عرصه اداره کشور شدند. از طرف دیگر سایر اقشار جامعه نیز به فراخور موقعیت خویش در امور کشاورزی، صنعت، خدمات و ... مشغول به خدمت بودند تا اینکه جنگ تحمیلی رخ داد و باز این مردم و جوانان بودند که با دلاوریهای خویش نگذاشتند دشمن در نهایت حتی یک وجب از خاک کشور را تصاحب کند.
اکنون نیز که نسل ما میراثدار مبارزات و جانفشانیهای خیل عظیمی از پدران، مادران و برادران خود هستیم، باید و میخواهیم که در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی ایفای نقش کنیم. پیران و سرآمدان مملکت طبیعتا خودشان نمیتوانند تا ابد از آرمانها و دستاوردهایشان محافظت و مراقبت نمایند. هنگام آن رسیده است، و حتی شاید بتوان گفت کمی دیر شده است، که زعمای قوم به جوانان کشور اعتماد کنند و آرام آرام کشور را به دست جوانان بسپارند تا با نیروی دانش و جوانی در راه شکوفا شدن استعدادهای طبیعی و انسانی این کشور گام بردارند. اقشار مختلف مردم و به خصوص جوانان در گذشته در ایجاد حکومت جمهوری اسلامی و سپس در روند دفاع از موجودیت جمهوری اسلامی و مقابله با هجوم دشمنان قسم خورده و جنگ تحمیلی نابرابر، امتحان خود را پس دادهاند. مردم رنج کشیده ایران برای دفاع از کیان کشور و دفاع از آمانهای انقلاب اسلامی انصافا چیزی کم نگذاشتهاند؛ هرجا کشور با تهدیدی روبرو شد این مردم و عموما جوانان بودند که به عرصه آمدند؛ هرجا نظام جمهوری اسلامی به آرای مردم نیاز داشت، مردم با شرکت در انتخابات از انقلاب و نظام خود پشتیبانی کردند و وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب اثبات کردند. سوال این است که چرا پیران و سالخورگان ما نمیخواهند عرصه را برای جوانان باز کنند؛ آیا به روشهای خود برای تربیت نسلی توانا و پویا اعتماد ندارند تا اداره کشور را به آنها بسپارند، یا در روند توسعه جمهوری اسلامی به چنان جایگاه و مکنتی رسیدهاند و چنان به مناصب حکومتی وابستگی پیدا کردهاند که دل ستاندن از آن ایشان را سخت میآید؟ پاسخ به این دو سوال از سوی زعمای قوم و ریش سفیدان در ارکان مختلف حکومت، بالاخص دولت محترم، راهگشای نقش آفرینی جوانان در آینده این مرزو بوم خواهد بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


