فضای فرهنگی کشور و بایسته های وزیر جدید ارشاد
همچون هميشه، سياست سايه سنگين خود را بر سر فرهنگ انداخت و در غوغاي تبليغات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری محور هاي فرهنگي برنامه های نامزدها، ازجمله آقای احمدی نژاد برای دور دوم مورد واكاوي و مداقه شايسته قرار نگرفت تا بار دیگر مظلومیت حوزه فرهنگ رخ بنمایاند، اما اکنون که ظواهر و گفته های آقای صفارهرندی حکایت از خداحافظی این روزنامه نگار با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم و معرفی وزیری جدید دارد ، نگاهی به وضعیت فرهنگی کشور می تواند مختصاتی از بایسته های وزیر جدید ارشاد را نزد رئیس جمهور ترسیم کند.
بی شک امروزه تنها راه مدیریت فرهنگی در روزگار جهانی شدن، فقط و فقط بسترسازی ، تلاش و حمایت برای افزایش« تولیدات فرهنگی بومی » است. حمایت ونظارت دو بال همسان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند که در کنار هم معنا پیدا می کنند.
پر رنگ کردن و تأکید صرف بر نظارت بدون تقویت حمایت ها به همان میزان، موجبات دلسردی اصحاب فرهنگ وهنر را فراهم می آورد. آفت تولید فرهنگی که حتی قادر به خاموش کردن ایده های تازه فرهنگی در نطفه است، نگرانی از اعمال سلیقه های گوناگون که به ممیزی طولانی مدت و فراوان آثار و یا تشکیل صف های طولانی پشت در هیأت های مختلف نظارت و صدور مجوز منجر می شود است. حوزه های کتاب، مطبوعات، موسیقی و سینما از مهمترین عرصه¬های فرهنگی اند که از این موضوع صدمه می بینند.
انتظار تولیدات سفارشی نیز از جامعه فرهنگی، انتظاری مخرب است؛ چراکه چند صدایی با ذات فرهنگ آمیختگی دارد. زایش و نوآوری فرهنگی هنری که رمز پویایی فرهنگ جوامع مختلف به شمار می رود، نخستین نتیجه اش تولیدات فرهنگی تازه و چشمگیر در جامعه خواهد بود. شعر و ادبیات مصادیق روشن این گفتارند و نویسندگان در فضای چند صدایی است که آثار قابل اعتنا خلق می کنند و خوانندگان خود را به وجد می آورند. آثاری که مثال های اندکی در سالیان اخیر در مورد آنها داریم.
حتی در صورت وجود قوانینی مشخص برای ممیزی مانند آنچه درکشور چین رواج دارد نگرانی کمتری به وجود می آید تا زمانی که مصادیق و قواعد به سلایق بستگی دارد. امروز موردی حذف می شود که دیروز از نگاه ممیز قبلی و شاید فردا از دید ممیز بعدی مصداق حذف نبوده و نیست.
حاصل این روند عدم شفافیت فضای فرهنگی است که در غبار آلودگی آن، مسیر و افق نهایی كه بر اساس سند چشمانداز بيست ساله ايران بايد به کشور برتر منطقه در حوزه نشر تبديل شود ناپیداست و حتي کتاب های مجوزگرفته قبلی برای تجدید چاپ با مشکل مواجه می شوند و یا نویسندگان مطرح، برای دریافت مجوز مدتها در انتظار می مانند و دادشان بلند می شود. جالب اینکه این اتفاق در حوزه کتاب جزو معدود مواردی بود که آقای احمدی نژاد در جریان مناظره های انتخاباتی خود آنرا پذیرفت و وعده تغییر داد. وعده ای که باید برای تحققش در انتظار وزیر جدید ارشاد و نوع نگاه او به مسأله بنشینیم.
وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی در کنار بعد نظارتی اش، وظیفه دارد تا در راستای ماهیت حمایتی خود دغدغه معیشت اصحاب فرهنگ را برطرف سازد؛ چرا که با این دغدغه، خلاقیت از میان رفته و جای خود را به تولید فرهنگی به قصد صرفاً کسب درآمد بیشتر می دهد. در سینمای سالهای اخیر نتیجه ملموس این امر ساختن فیلم « فقط به قصد گیشه » است.
کسی منکر وجود نگاه اقتصادی در کنار سایر نگاه های فرهنگی در عرصه هنر نیست، اما وقتی اصل گیشه باشد و همه عوامل فیلم یا تئاتر در خدمت آن در آیند حاصل چیزی می شود که بارها تجربه دیدن آن را در سالهای اخیر داشته ایم.
در عرصه مطبوعات نیز زرد نویسی «فقط به قصد دکه» و در عرصه کتاب رواج کتب سطحی راه هاي خوشبختي يك شبه، تعبیر خواب، فال و یک شبه پولدار شدن « فقط به قصد تیراژ» حاصل همین نگاه پولسازی در عرصه نجيب فرهنگ است. بی شک اگر اهل فرهنگ در سایه مدیریتی درست توسط وزارت ارشاد ذهنی آرام و بی دغدغه معاش داشته باشند بساط این بازار مکاره در عرصه فرهنگی کشور خود به خود جمع شده و امید به تولیدات فاخر فرهنگی جان می گیرد.
برای زایایی فرهنگ بومی نیاز به «تکریم»، «حمایت» و «اعتماد» به اهل فرهنگ به همان میزان ضروری است که صرف بودجه. باید نگاه صرف اقتصادی و سود جويانه مادي به حوزه فرهنگ به عنوان تفننی در کنار سایر مقولات مهم زندگی که بود و نبودش به جایی بر نمی خورد در میان تصمیم گیران کشور از بین برود تا یارانه بخش فرهنگ از هم ترازی با میزان یارانه کود شیمیایی بخش کشاورزی (به نقل از آقای هرندی) رهایی یابد و هر ساله شاهد کاهش اعتبارات حوزه فرهنگ نباشیم.
جوانان را می توان موتور محرکه اصلی کاروان فرهنگ ایران نامید. حضور آنها در کنار پیشکسوتان عرصه فرهنگ و هنر ضروری است و اگر آنها را بوسیله تولیدات غنی فرهنگی ایرانی سیراب نکنیم فقط بازاری پرسود و غیر قابل چشم پوشی برای تولیدگران فرهنگی هنری دیگر کشورها ایجاد کرده ایم. حاصل اين فضا مي شود همين كه الان به لطف صدا و سیما، جوان ايراني يانگوم و جومونگ را بهتر از رستم و اسفنديار مي شناسد و حتي به خاطر آنها خود كشي هم مي كند!.
باید در برنامه ریزی ها به جوانان تنها به عنوان مصرف کنندگان تولیدات فرهنگی ننگریم و آنها را با نگاهی دور اندیشانه در عرصه تولید فرهنگ نیز مشارکت دهیم. جوانان را باید در ساحت فرهنگ مصون ساخت، نه محروم. محرومیت مصونیت نمی آورد ولی در عوض مشارکت، ظرفیت ساز است. موسیقی در میان سایر عرصه های فرهنگی عرصه ای است که امروز حضور فراوان جوانان را چه به عنوان مخاطب و چه به عنوان تولیدکننده به خود می بیند و باید برای استفاده درست از استعدادهای آنان به جای ایجاد مانع و لغو مکرر کنسرت ها، برنامه ریزی صحیح کرد تا از گرایش آنها به موسیقی و فرهنگ ماهواره اي و زیرزمینی جلوگیری شود.
گزینه های مختلفی توسط رسانه ها به عنوان نامزد تصدی وزارت ارشاد مطرح شده اند که با نگاهی به سوابق آنها به نظر می رسد، داشتن شناخت درست از فضای فرهنگی کنونی کشور که ذکرش رفت در کنار سابقه مدیریتی کلان در این عرصه و ترجیحا حضور قبلی در وزارت ارشاد به جهت آشنایی با ساختار این وزارتخانه، همراه داشتن مدیرانی توانمند و با تجربه ، داشتن برنامه جامع استراتژیک فرهنگی، مشی معتدل و دست آخر و شاید مهمتر از همه مقبولیت نزد اهالی فرهنگ و هنر مهمترین مؤلفه هایی هستند که رئیس جمهور باید هنگام انتخاب وزیر جدید ارشادش در نظر بگیرد.
دولتی که به خاطر درگیری درونی اش وزرایش را اینگونه از دست می دهد اصلا برنامه در قاموس اش معنی ندارد.
شما تابناكي ها كي مي خواهيد دست از اين كارهايتان برداريد !؟
با اين روشها به جايي نخواهيد رسيد.
مردم شما ها را له كردند.
كارشناس ارشد مديريت فرهنگي
خلاصه هر کی وزیر شد 2 الی 3 ساعت فرصت داره استفاده ببره چون معلوم نیست به روز هم برسه




