در جهان، پولساز است؛ در ايران هزينهبر!
طبق اصل ٤٤ قانون اساسي دولت بايد زمينه خصوصي سازي را فراهم كند. يعني بايد هرچه سريعتر زمينههاي اجرا براي كاهش تصدي گري دولت ايجاد شود، دولت بايد به بخش خصوصي توجه ويژه داشته و در اين زمينه اقدامات جدي انجام دهد، اما آيا خصوصي كردن باشگاه هاي دولتي به اين راحتي امكان پذير است؟ چگونه مي توان باشگاه را خصوصي كرد كه كمترين ضرر متوجه آن شود؟ اصلا آيا ضرورتي در خصوصي سازي باشگاه هاي فوتبال وجود دارد يا نه؟ و اگر دارد پس اين همه تعلل در رسيدن به اين مهم چرا صورت ميگيرد؟
به گزارش ایسنا؛ در ابتداي هزاره سوم جهان ورزش دوران جديدي را تجربه ميكند تحولات سريع و گسترده در تمامي ابعاد ورزشي رخ ميدهد و روزانه ميليونها دلار در سرتاسر جهان صرف انجام امور مربوط به ورزش ميشود.كشورهاي جهان ميكوشند تا از طريق ورزش تعامل بيشتري ايجاد كرده و برخي از مشكلات خود را حل كنند به طوري كه در بيشتر كشورها ورزش به مثابه تجارت و صنعت به شمار ميرود.
امروزه صنعت ورزش يكي از بزرگترين صنايع دنيا است به طوري که امروزه به عنوان يکي از صنايع مهم و تاثير گذار در رشد اقتصادي ملي کشورهاي توسعه يافته قلمداد ميشود و داراي تاثيرات مستقيم و غير مستقيم در بهبود وضعيت اقتصادي کشورها است. در اهميت اين صنعت همين بس که پيتز در کتاب بازاريابي ورزشي خود در سال ٢٠٠٢ آورده است که ورزش آمريكا بيش از ٢٥٠ميليارد دلار درآمد دارد و با رشد ٥٠ درصدي در طول يك دهه اخير براي٢٤٠٠٠ نفر بطور مستقيم و ٥/٤ ميليون نفر به طور غير مستقيم شغل ايجاد كرده و به عنوان ششمين صنعت اين كشور به شمار ميآيد.
صنعت ورزش سهم بسيار بزرگي در توليد ناخالص داخلي(GDP) و ملي (GNP) يا در ايجاد اشتغال كشورها دارد به عنوان مثال سهم صنعت ورزش از كل توليد ناخالص ملي كشورهاي اسكاتلند، انگلستان، ايالات متحده آمريكا، كانادا و هنگ كنگ در سال ٢٠٠٢ به ترتيب برابر با ١/٢،٧/١،٨/١، ٢/١ و ٥/١ درصد بوده است.
در ميان تمامي رشتههاي ورزشي فوتبال از نقش و اهميت بسيار زيادي برخوردار است و تقريبا داراي جايگاه منحصر به فرد است. ورزش فوتبال به گواه شواهد موجود پرطرفدارترين و محبوبترين ورزش در پهنه بينالملل است كه سهم عمدهاي از كل صنعت ورزش را به خود اختصاص داده است.
امروزه فوتبال به يك پديده فراگير و جهاني بدل شده است به گونهاي كه براي آن هيچ حد و مرز قابل قبولي نميتوان قائل شد و به دليل اقبال عمومي جامعه از فوتبال اين رشته داراي ابعاد اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي گستردهاي است.
در ايران نيز بر اساس مطالعهاي كه تحت عنوان جايگاه ورزش در اوقات فراغت مردم ايران صورت گرفت، فوتبال به عنوان محبوبترين رشته ورزشي شناخته شد زيرا بيش از ٣٠ درصد پاسخ دهندگان فوتبال را به عنوان نخستين و محبوبترين رشته ورزشي براي پر كردن اوقات فراغت خود معرفي كردند.
در سالهاي اخير تغييرات و تحولات بسيار زيادي در فوتبال ايجاد شده به طوري كه كاملا از حالت يك بازي ساده خارج شده و خود را در كنار صنايع بسيار بزرگ مطرح كرده است عليالخصوص در دهه ٩٠ ميلادي تغييرات بيرون از زمين به شكل بسيار وسيعي ايجاد شده و با سرعت هرچه تمام تر در حال ادامه است.
استاديومهاي بسيار مجهز و پيشرفته با اتاقهاي ويژه براي افراد مهم و ثروتمند، حضور تلويزيونهاي ماهوارهاي براي ضبط و پخش، ظهور انواع شيوههاي جديد باشگاه داري (انفرادي، مشاركتي وغيره)، افزايش درآمدهاي حاصل از فروش محصولات باشگاه، افزايش قيمت بليت ورودي و حق عضويت افراد، حضور در بازار بورس براي افزايش سرمايه، نقل و انتقال و فروش بازيكن، صحه گذاري بر روي محصولات و توليدات ورزشي و غير ورزشي، تربيت بازيكن از طريق موسسات آموزشي (مدارس فوتبال)، حاميان مالي، حق پخش تلويزيوني، صدور مجوز براي استفاده از آرم يا نشان و يا نام باشگاه و به دنبال آن، تبليغات و آگهيهايي که رسانهها ميگيرند همگي نشان از اين دارند كه هم اكنون فوتبال به صنعتي تمام عيار تبديل شده است.
اين صنعت با تغيير ساختار سنتي باشگاههاي فوتبال و تجاري شدن آنها، رونق قابل توجهي به خود گرفته است. اين صنعت پرسود، باعث شده بسياري از مديران دستگاههاي اقتصادي ملل مختلف جهان براي تامين، کسري درآمدهاي اقتصادي و ملي و با کسب درآمدهاي بيشتر تفکر آموزش و پرورش و در نهايت صادرات بازيکنان فوتبال را در سر بپرورانند و آن را عملي کنند.
هر صنعتي داراي توليداتي است که توليد اصلي صنعت فوتبال ارايه بازي يا مسابقه است فوتبال صنعت است چون داده، ستاده و ارزش افزوده دارد. ورودي و خروجي آن بر مبناي سيستم است. هر چيزي که فرآيند تبديل داشته باشد کلمه صنعت به آن اطلاق ميشود. داده يا ورودي فوتبال، بازيکن و ستاده يا خروجي آن پول است و ارزش افزوده آن تبديل يک بازيکن مستعد آماتور به يک سوپر استار حرفهاي در باشگاه ثروتمند است.
اگر نام صنعت بر فوتبال گذاشتهاند به اين دليل است که نگرش اقتصادي به آن ميشود به عنوان مثال فوتبال براي بازيکنان، مربيان، دست اندرکاران و مديران شغل ايجاد کرده و تبليغات و کسب درآمد براي تيمها از طريق نقل و انتقال بازيکن و جذب اسپانسر پديد آورده است.
صنعت فوتبال در ايران داراي پيشينه زيادي نبوده و علي رغم اين که شکل گرفته منتهي در اول راه قرار دارد به طوري که ليگ حرفهاي فوتبال ايران چند سالي بيش نيست که شکل گرفته و هنوز بسياري از معيارهاي حرفهاي در باشگاههاي فوتبال ما وجود ندارند.
در حال حاضر فوتبال در جهان، يک صنعت پولساز محسوب ميشود؛ اما، در ايران يک ورزش هزينهبر است و اين امر نشان از نوپايي اين صنعت و مشکلات عديده آن دارد. بنابراين مثل هر صنعت نوپاي ديگري براي رسيدن به نقطه مطلوب نياز به پژوهش و آسيب شناسي داشته تا مديران اين حوزه از ورزش بر اساس نتايج و راهکارهاي علمي تصميم گيري کنند ولي متاسفانه تعداد تحقيقات انجام شده در اين حوزه بسار کم است. به هر حال پيشرفت و توسعه اين صنعت پولساز نيازمند حمايت همه جانبه توسط همه ذينفعان و دوستداران اين رشته و مسوولان و مديران ورزش کشور است.


