صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مجيد جلالي: در دهات‏ها کار مي کنم!

عده اي تحت هر شرايطي دوست دارند خارجي ها به ايران بيايند چون منافع شان در پس حضور مربيان خارجي قرار دارد. شما تصور کنيد اگر در اين 30 سال در بخش هاي ديگر مثلا صنايع نظامي نيز مثل ورزش عمل مي کرديم مملکت چه شرايطي داشت؛ در آنصورت هنوز هم مستشارهاي خارجي در ايران پرسه مي زدند.
کد خبر: ۵۶۹۱۹
| |
2166 بازدید

مجيد جلالي از آن دسته مربيان است که کمتر به سيم آخر مي زند؛ وي همواره به يک مربي خويشتن دار معروف بوده و به ندرت اتفاق افتاده انتقاد و يا گلايه اي را از سر منفعت شخصي بيان کند؛ اين بار آقا معلم فوتبال ايران در جامه يک منتقد تمام عيار ظاهر شده است.

دغدغه جلالي، ناشي از مسير نادرستي مي باشد که سالهاست کميته آموزش فدراسيون فوتبال آن را طي مي کند. جلالي تبعات ناشي از اين طي سير غلط را ملموس مي بيندو نجات فوتبال را در گرو اصلاح روند موجود مي داند.

مجيد جلالي سرمربي فصل گذشته فولاد خوزستان در گفت و گويي با برنا شرکت کرده که متن آن را در زير مي خوانيد:

بنده در بجنورد کلاس آموزشي داشتم، بعد از کلاس بچه هاي هيات فوتبال خراسان شمالي گفتند از فدراسيون تماس گرفته و پرسيده اند چرا مجيد جلالي کلاس آموزشي برگزار کرده است؟!

با آقاي جباري در کميته آموزش تماس گرفتم و دليل کارشان را پرسيدم، ايشان گفت: «بايد اول با ما هماهنگ مي کرديد و بعد کلاس مي گذاشتيد.» اين موضوع در حالي مطرح شد که بنده به دعوت هيات هاي فوتبال و باشگاهها اين کلاس ها را برگزار مي کنم.

در کرمانشاه هم که کلاس داشتم، همين مسئله تکرار شد. جالب آنکه آقاي "نبي" دبير کل فدراسيون فوتبال اين مسئله را تکذيب کرده است. قرار است ظرف روزهاي آينده، نامه اي که کميته آموزش فدراسيون فوتبال مبني بر ممانعت از برگزاري کلاس هاي بنده به برخي هيات ها ارسال کرده است را به آقاي نبي نشان دهم تا ببينم آيا باز هم اين موضوع را تکذيب مي کند!

برگزاري کلاس هاي سه هفته اي در پانزده روز!
ريشه اتفاقات و نامه نگاري هاي اخير به موضوعي بر مي گردد که بنده به دفعات آن را در قالب انتقاد مطرح کرده ام. بنده به ديدگاه و تفکر کميته آموزش فدراسيون فوتبال انتقاد دارم .

از نظر من کلاس هايي که کميته آموزش برگزار مي کند به هيچ وجه کارآيي ندارد و نمي تواند به رشد فوتبال کمک کند. اين کلاس ها سالهاي سال است که برگزار مي شود اما هر سال از کيفيت آن کاسته مي شود. بطور مثال کلاس مربيگري B سه هفته اي مي باشد اما آقايان اغلب کلاس هاي B را 15 روزه به پايان مي رسانند.

اين کلاس ها از نظر محتوا در سطح بالايي قرار ندارند. حجم زيادي از مربياني که داراي کارت مربيگري هستند نمي توانند کيفيت و کارآيي لازم را داشته باشند که دليلش عدم تاثيرگذاري کلاس هاي کميته آموزش فدراسيون است لذا مسئولان و مديران اعتمادي به اين مربيان ندارند و وقتي مي خواهند سرمربي انتخاب کنند سراغ مربيان درجه 2 و سطح پايين خارجي مي روند.

مدرک فروشي
سيکل تربيت مربيان در ايران سيکل ناکارآمدي است. حتي در اين زمينه نامه هايي را نوشته ام. 5 سال پيش بنده در مالزي حضور داشتم. آن زمان در کنفدراسيون فوتبال آسيا اين صحبت مطرح بود که مجموعه مدرسان کنفدراسيون 29 نفرهستند.

جالب اينکه خودشان مي گفتند از اين تعداد فقط 7 نفر قابل اعتماد هستند که آن 7 نفر هم کار مربيگري نکرده اند که اين يک مشکل بزرگ محسوب مي شد. همان مشکل در کشور ما وجود دارد. مجموعه مدرسان فوتبال ما هيچکدام مربيگري نکرده اند. اين ها دوره هايي را براساس سر فصل ها تدريس مي کنند اما خودشان با فضاي مربيگري و نيمکت داغ آن بيگانه هستند.

سال 2001 در ليورپول رئيس کميته آموزش مربيان اروپا مي گفت هر ساله سمينار دو روزه اي را براي بزرگترين مربيان دنيا برگزار مي کنم اما هروقت که مي خواهم در اين سمينار حاضر شوم بر خود لازم مي دانم که ابتدا گرماي نيمکت سرمربيگري را حس کنم لذا در برخي مسابقات روي نيمکت باشگاهها در کنار مربيان بزرگ مي نشينم.

يادم هست که ايشان يک عکس خود روي نيمکت و در کنار "ليپي" را به ما نشان داد.
متاسفانه مشکلات فدراسيون در زمينه آموزش ابعاد ديگري هم دارد؛ بطور مثال براي حضور در کلاس B از شرکت کنندگان 750 هزار تومان مي گيرند و براي کلاس هاي حرفه اي 2 ميليون تومان؛ اين يعني مدرک فروشي!

يکي از دلايل اين مشکلات، نداشتن يک الگوي درست در زمينه آموزش است.

سال 2001 به ژاپن سفر کردم، مسئولان فدراسيون فوتبال ژاپن مي گفتند که ما کلا 18 مربي داريم که مدرک A دارند و همه آنها در جي ليگ فعاليت مي کنند؛ جالب آنکه مي گفتند اين 18 مربي 12 سال طول کشيده که به يک مربي حرفه اي تبديل شده اند. متاسفانه بنده در ايران مربياني را مي شناسم که ظرف 14 ماه مدارک A, B, C را گرفته اند.

از بيان اين صحبت ها واهمه اي ندارم و تا زماني که جاي انتقاد باشد، براي اصلاح اين روند انتقاد مي کنم.

نمي دانم چرا آقايان از برگزاري کلاس هاي آموزشي توسط من عصباني شده اند اما بنده به اين مسائل توجهي ندارم و بخاطر فوتبال کشورم به شهرها و روستاهاي ورافتاده مي روم و تدريس مي کنم. اخيرا در مناطق دورافتاده کلاس هايي را برپا کردم.

مدتي در روستاي "آران و بيدگل" سپس در کاشان و بعد در بجنورد و ايلام کلاس تشکيل دادم، حتي به اسلام آبادغرب سفر کردم. در گذشته هيات هاي فوتبال از بنده دعوت مي کردند اما الان باشگاهها و شورا ياري هااز بنده مي خواهند در شهرهاي دور کلاس برگزار کنم.

اگر آقايان اين راهها را هم ببندند مي روم و در دهات بچه هاي کوچک را تمرين مي دهم، مطمئنا نمي توانند مرا از فوتبال کنار بگذارند.

منافع آنها در استخدام خارجي هاست
چهار سال قبل بر حسب مسئوليت نامه اي را براي رئيس جمهوري فرستادم که عنوان نامه «آقاي رئيس جمهور با تفکر وابسته در فوتبال برخورد کنيد!» بود. در آن نامه شرح دادم که منظورم از تفکر وابسته چيست.

30 سال از انقلاب مي گذرد و ما فوتبال داريم و در اين فوتبال مديريت هاي مختلفي فعاليت مي کنند.
شرط اول مديريت در هر بخشي مي گويد: براي پيشرفت ،توسعه نيروي انساني لازم است. در ورزش هم اين شرط از اهميت زيادي برخوردار است اما متاسفانه سيکل تربيت مربي در ورزش سيکل درستي نيست. نه براي مدير، نه براي مربي ونه بازيکن.

پس از 30 سال، چند روز پيش از قول يکي از مسئولان باشگاه پرسپوليس خواندم که گفته بود: «ما دنبال مربي مي گرديم اما کسي که مناسب باشد پيدا نمي کنيم!»

آقاي کفاشيان هم اخيرا گفته است که :«ما مربي نداريم!»

سوال بنده اين است که چه مديريتي در اين 30 سال ورزش ما را اداره کرده که نتوانسته ايم مربي تربيت کنيم و به همين دليل همواره دست به دامن دلال ها بوده ايم. اگر دراين زمينه کند و کاو کنيد به خيلي از مسائل پشت پرده مي رسيد.

عده اي تحت هر شرايطي دوست دارند خارجي ها به ايران بيايند چون منافع شان در پس حضور مربيان خارجي قرار دارد. شما تصور کنيد اگر در اين 30 سال در بخش هاي ديگر مثلا صنايع نظامي نيز مثل ورزش عمل مي کرديم مملکت چه شرايطي داشت؛ در آنصورت هنوز هم مستشارهاي خارجي در ايران پرسه مي زدند.

متاسفانه وقتي بخش سودجوي ورزش مي خواهد بهره ببرد سعي مي کند آدم ها را بي هويت کند.
جامعه مربيگري ايران امروز با اين مشکل روبرو است. متاسفانه اين ديدگاه جا افتاده که هر مربي براي پيشرفت بايدبه جايي وصل باشد.

بنده از همه مربيان ايراني مي خواهم در جلسات کانون مربيان حاضر شوند تا با کمک هم راهکار پيدا کنيم.

جا دارد يادآوري کنم که بنده اين انتقادات را بعنوان دبير کل کانون مربيان مطرح مي کنم نه يک مربي که الان بيکار است.

ما در کانون مربيان فوتبال ايران بخش هاي مختلفي چون کميته حقوقي، کميته نشريات و... راه اندازي کرده ايم. ضمنا قرار است اولين نشريه مربيان ايران با نام نيمکت روز 15 مرداد ماه منتشر شود.

بازنده و برنده اتفاقات تيم ملي

درباره تيم ملي و مسائل آن فعلا سکوت کرده ام اما بزودي صحبت مي کنم و ديدگاه خود درباره دلايل حذف تيم ملي را بيان مي نمايم اما يک نکته را بصورت سوالي مطرح مي کنم؛ شما بگوئيد بازنده هاي ماجراهاي تيم ملي و برنده آن چه کساني هستند؟

مردم درباره اين سوال من فکر کنند تا پاسخ آن را بدست آورند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟