صميمي: شماره يك دنيـا ميشـوم
خانواده صميميها، يك خانواده كاملاً عجيب است. شايد در تمام دنيا هم يك استثنا! سه عضو اين خانواده در پرتاب ديسك ركوردهايي را بر جاي گذاردهاند كه هر مربي را انگشت به دهان ميگذارد.
به نوشته ایران؛ هرچند كه عباس، برادر بزرگتر اين خانواده پشت ديوار ركورد 98/64 متر باقي ماند و حالا عطاي پرتاب كردن را هم به لقايش بخشيده است اما دو برادر كوچكترش محمد و محمود با ثبت ركوردهاي 33/65 و 74/64 متر در مسابقات دانشجويان جهان ثابت كردند استعدادهاي خارقالعادهاي هستند.
در اين بين محمد كه از مرز 65 متر گذشته است تهديدي جدي براي احسان حدادي است و البته خودش ميگويد روزي مرد شماره يك دنيا ميشود. با محمد صميمي نايب قهرمان جوانان جهان، قهرمان آسيا و قهرمان دانشجويان جهان همكلام شديم و از تمرينات و برنامههايش پرسيديم.
ركورد 33/65 متر براي خيليها حيرتآور بود. با اين ركوردي كه به ثبت رساندي خيليها را به آينده اميدوار كردهاي؟
ما حدود هشت ماه در اصفهان اردو داشتيم. تمرينات سختي را انجام داديم. مربيام كه برادرم عباس است خيلي زحمت كشيد. اين مسابقات پيك برنامههاي ما نبود ولي آمادگي بدني خوبي داشتيم. من اول سال 62 متر پرتاب كرده بودم. از آنجا فهميدم كه خيلي كارها ميتوان انجام داد. بدنم كه خوب شد رفتيم آلمان، آنجا يكسري مسابقات مخصوص پرتابگران دارند. اسم مسابقه را «روز پرتاب» ميگذارند. فقط پرتابيها بودند. خيلي مهم بود. تقريباً همه آمده بودند. غير از كانتر كه قهرمان المپيك است. اما نفر دوم و سوم جهان و نفرات برتر المپيك هم بودند. در آنجا خوب پرتاب كردم. بعد از آن آماده بازيهاي دانشجويان جهان شديم. به نظر من سطح اين بازيها از مسابقات آسيايي هم بيشتر است. سال گذشته نفر اول دانشجويان ركورد 50/61 متر را زد. امسال هم نفرات خيلي خوبي حاضر بودند كه من 33/65 را زدم.
فكر ميكردي به اين زودي از ركورد 65 متر عبور كني؟
ما خيلي تمرين كرده بوديم. راستش را بخواهيد، بله انتظار داشتم. ركوردهايم در تمرين را اگر ميديديد شما هم منتظر بوديد كه چنين پرتابهايي انجام بدهم. انشاءالله يكي دو بار ديگر اين ركورد را بزنم ديگر كار براي من آسانتر خواهد شد و ميتوانم به ركوردهاي بهتري برسم.
الآن در اوج آمادگي قرار نداري؟
نه، هنوز نيستم. اوج آمادگي بدنيام را گذاشتهام بازيهاي كشورهاي اسلامي و قهرماني آسيا. البته خودم نميدانم قهرماني آسيا كي خواهد بود! عباس بنده خدا هم مربيام است و هم منيجرم. هر برنامهاي او بدهد ما هم انجام ميدهيم.
ظاهراً مسابقههاي جهاني برلين هيچ جايي در برنامههايت ندارد؟
مي خواهيم در مسابقههايي شركت كنيم كه با اقتدار پرتاب كنيم و مدال كسب كنيم. الآن ركوردم 65 متر است با اين ركورد فقط جزو شش نفر اول دنيا ميشوم. ولي چه فايده؟ هيچ دستاوردي ندارد. شايد براي فدراسيون مهم باشد اما براي ما نه چون كه فشار روحي و جسماني زيادي را بايد تحمل كنيم.
اين تصميم شما بود يا عباس؟
تصميم هر سه نفر. اگر بخواهيم در مسابقات قهرماني جهان شركت كنيم بايد يك دوره تمرين سنگين انجام بدهيم. دوباره براي مسابقههاي بعدي بايد سنگينتر تمرين كنيم. نميشود چند بار به اوج آمادگي رسيد و تمرينات سنگين انجام داد. اينطوري احتمال آسيبديدگي خيلي زياد است.
اما اين را هم در نظر بگير كه اگر با جو اين مسابقات آشنا شوي، براي دورههاي بعدي ميتواني با آمادگي جسماني و روحي بهتري حضور پيدا كني؟
مشكلي از اين بابت ندارم چون كه رقابتهاي بينالمللي زيادي را تجربه كردهام. در همين مسابقات آلمان همه نامداران جهان بودند. مالاخوفسكي در همان پرتاب اول 75/68 متر انداخت. اين پرتاب تضمين قهرماني جهان بود. من و محمود در آن مسابقات چهارم و پنجم شديم. ثابت شد كه مشكلي نداريم. از لحاظ مسابقه هيچ نگراني نداريم. اين را مطمئن باشيد. همه آنها از ركوردهاي ما تعجب كرده بودند. آلمانها خيلي دووميداني را دوست دارند. آنها خيلي ما را تشويق كردند. به نسبت سن و سالمان پرتابهاي خيلي خوبي انجام داديم.
خيلي مطمئن صحبت ميكني. واقعاً استرسي از مبارزه با بزرگان جهان نداري؟
نه. اتفاقاً من مسابقههاي مهم را خيلي دوست دارم. ميخواهم با رقيبان گردن كلفت مسابقه بدهم. عشق مسابقه دارم. البته خيلي بايد تمرين كنم. ما هر روز در ذهنمان هم برنامههايمان را مرور ميكنيم. هر روز ركوردهايي كه بايد در تمرينها و حتي تورنمنتها بزنيم را تكرار ميكنيم.
ركورد برادرت را پشت سر گذاشتي اما تا ركورد حدادي چهار متر فاصله داري. فكر ميكني بتواني ركورددار پرتاب ديسك ايران بشوي؟
اگر مشكلي پيش نيايد و با عباس تمرين كنم تضمين ميكنم كه اين ركورد را بزنم. يك نكته را بگويم، ركورد 65 متر خيلي مهم است. رسيدن به اين مرز مشكلات زيادي دارد اما بالا رفتن از اين مرز آسانتر است. من در تمرينات معمولاً 66، 65 متر پرتاب ميكنم. با اين كه فشار زياد بود ولي نتيجه گرفتم. انشاءالله اوضاع بهتر خواهد شد. شايد يكي دو سال ديگر به ركورد حدادي برسم.
از عملكرد مربيات خيلي راضي به نظر ميرسي اما فكر ميكني برادرت آنقدر از علم روز آشنايي دارد كه شما را مدعي كسب مدال جهاني كند؟
خودم فكر ميكنم با عباس ميتوانم به همه ركوردها دست پيدا كنم. از مسئولين خواهش ميكنم با مربيگري او به طور رسمي موافقت كنند. خود عباس در تمرينهايش ركورد 40/69 را زده بود اما يك مربي خوب نداشت تا با او كار كند. الآن خودش ميگويد كه به ما فشار زيادي وارد نميكند چون سنمان كم است امسال يك دوره تمريني متوسط را داشتيم. تازه عباس ميگويد امسال اصلاً تمرين نداشتيم!
عباس روحيات خاص خودش را دارد. خيليها معتقدند او به خاطر كم روحيه بودن نتوانست بيشتر پيشرفت كند اما تو خيلي قاطعانه و با روحيه حرف ميزني.
به نظرم مشكل عباس فقط نداشتن مربي خوب بود. اصلاً مشكل روحي نداشت. اگر مربي خوبي داشت و يك تكنيك خوب را روي بدن او كار ميكرد ديگر عباس پشت سر هم تكنيك عوض نميكرد.
از اينكه نزديكترين رقيب برادرت هستي چه احساسي داري؟
خب، هركسي جاي من بود خوشحال ميشد. محمود استيل خوبي دارد. قدش دو متر است. فرقي نميكند كه من اول بشوم يا او. فعلاً كاري به ركوردهاي جهاني نداريم. همه چيز خلاصه شده در خانوادهمان! عباس آن موقع كه شروع كرد كسي دووميداني را تحويل نميگرفت. داريوش، پسر عموي پدرم او را كشف كرد. من هم با او تفريحي ميرفتم سر تمرين. كمكم علاقهمند شدم. استيل من خوب بود. بعدها محمود هم آمد. حالا در يك خانواده با همديگر رقابت ميكنيم.
اما براي گوانگژو بايد با يك حريف بزرگ مثل حدادي رقابت كني؟
كلاً هدف ما در سال آينده گوانگژو است. بايد برويم. چه من يا محمود ؟ دو نفر بيشتر نميتوانند شركت كنند. با هم رقابت ميكنيم دو نفرمان ميرويم.
از نوع حمايتهاي فدراسيون راضي هستي؟
واقعاً همه كار كردند و از آنها تشكر ميكنم. آقاي كريمي گفت هر طور خودتان صلاح ميدانيد هزينه كنيد. البته حقوق ما ركوردي است يعني تا 60 متر يك حقوق دارد. الآن هم كه 65 متر پرتاب كرديم يك حقوق جداگانه دارد. اميدوارم براي عباس هم به عنوان مربي حق و حقوق قائل شوند.
ليگ دووميداني به لحاظ معيشتي چقدر مفيد واقع ميشود؟
پارسال كه اصلاً دو تا تيم خوب داشتيم. امسال بهتر شده. من امسال عضو تيم نفت هستم. به هر حال بچهها به پول نياز دارند تا امور زندگيشان بگذرد.
در برنامههاي بلندمدت تو، هدف نهايي كدام است؟
كلاً دنبال اين هستم يك روز شماره يك دنيا بشوم. خيلي سخت است اما من شبانهروز كار ميكنم و يك روز به هدفم ميرسم.
حرف پاياني؟
از پدر و مادرم خيلي تشكر ميكنم هرچه دارم از دعاي خير آنها است. از مسئولان هم ميخواهم به نقاط محروم بيشتر توجه كنند. الآن جايي كه ما زندگي ميكنيم اسمش شلمزار است. اگر يك روز بياييد اينجا تعجب ميكنيد. اكثر بچهها نزديك به دو متر هستند. اينجا همه چيز هست جز امكانات!


