حوادث در هفته ای که گذشت
به گزارش پلیس
کد خبر: ۵۶۶۳۷
| | 8177 بازدید
در مدت یک روز 40تصادف خونین در گیلان به وقوع پیوست
معاوضه مرگ با زندگی در جادهها
سرپرست پليس راه گيلان از كشته شدن 15نفر و مجروح شدن 24نفر در 40تصادف جادهیي استان گيلان در مدت 24ساعت خبر داد.
سرهنگ سيّري با اشاره به اينكه 81درصد تصادفات دلخراش جادههاي گيلان در محورهاي فرعي و روستايي اتفاق افتاده و 75درصد اين حوادث سهم موتوسيكلتسواران بوده است، عنوان كرد: فاصله میان مرگ و زندگي در رانندگي به غفلت از يك لحظه و كوچكترين اشتباه و بياحتياطي راننده بوده و عواملي همچون خودرو، جاده، رفتارهاي نابهنجار و تخلفات حادثهآفرين به حدي جلاد و بيگذشت هستند كه اصلاً توجهي به سن، جنس، موقعيت شغلي و ميزان تحصيلات خطاكار ندارند كما اينكه در یک روز جان 15انسان گرفته شد و متاسفانه داغ حسرت بر دل بازماندگان برجاي ماند و صدمات جبرانناپذير ناخواسته به خانوادههاي متوفيان تحميل شد.
به نظر سرپرست پليس راه گيلان، توصيهها و هشدارها ديگر كارساز نيست و برخي رانندگان ناآگاه و بيمار براي مردن لا به لاي آهنپارههاي وسایل نقليه از همديگر سبقت ميگيرند و چه بسا تا پايان عمر بچههاي پدر از دست داده و همسران شوهر مرده بايد تاوان اين بياحتياطيها را بدهند.
سرهنگ سيري افزود: پليس راه ضمن تداوم اطلاعرساني و آموزش همگاني با تخلفات حادثهساز و رفتارهاي خطرآفرين به شدت و بدون اغماض برخورد و نسبت به توقيف خودروها و ضبط گواهينامه اينگونه رانندگان اقدام خواهد كرد.
سرپرست پليس راه استان گيلان به آن تعداد از رانندگاني هم كه به دور از چشم پليس تخلف ميكنند، توصيه کرد: اين عمل و رفتار ناهنجار و آزاردهنده خود را به حساب هنر رانندگي يا تبحر و مهارت خود نگذارند، بلكه اين رفتار در واقع لجبازي با سرنوشت خود و خانواده خود و معاوضه كردن مرگ با زندگي است. سرهنگ سيّري در پایان، قضاوت درباره توجيه مرگ 15نفر و معلوليت و نقص عضو 24نفر در حوادث يك روز را به عهده مردم گذاشت.
سارق سابقهدار فاش کرد:
صندوق عقب خودرو امن نیست
سارقی که با پیچگوشتی و بدون اثری از تخریب، صندوق عقب خودروهای مختلف را مورد دستبرد قرار میداد، راز موفقیت در سرقتهایش را فاش کرد.
این مرد 30ساله که متهمی سابقهدار به نام بهروز است، در گفتوگو با خبرنگار «امینجامعه» گفت: تشخیص خودروهایی که اموال باارزش در صندوق عقب یا داشبورد آنها وجود دارد، کار سختی نیست، فقط کمی وقت لازم است تا طعمه مناسبی شناسایی شود.
این متهم ادامه داد: حتی وجود دزدگیر نیز مانعی برای سرقت نیست و تنها باعث میشود که مالک خودرو در فاصله کوتاهتری متوجه موضوع شود، چون باز کردن صندوق عقب کار دشواری نیست و زمانی مالک خودرو به محل سرقت میرسید که کار من تمام شده بود.
وی در ادامه گفت: من معمولاً جلوی پارکها، بیمارستانها، مراکز خرید و دفترخانهها منتظر میماندم تا فردی که تازه از راه رسیده بود را زیر نظر بگیرم. پس از رفتن مالک خودرو بود که من دست به کار میشدم. معمولاً افراد برای محفوظ ماندن اموالی که همراه خود دارند آن را در صندوق عقب میگذاشتند و در آن هنگام بود که من طعمه خود را انتخاب میکردم.
مثلاً یکی از شیوههای من این بود که صبح زود به حوالی پارک لاله یا دیگر پارکها که ورزش صبحگاهی در آنجا برگزار میشد میرفتم و در گوشهیی مشغول زاغزنی و زیرنظر گرفتن خودروهایی میشدم که راننده آنها قصد داشت برای ورزش به پارک برود. معمولاً خانمها برای اینکه به پارک بروند، طلا و جواهراتی را که همراهشان بود داخل صندوق عقب میگذارند و این یکی از بهترین موقعیتهایی است که نصیب من میشد.
همینطور در جلوی بانکها و مراکز تجاری، وقتی راننده یا فردی که همراه او است با تصور اینکه در صندوق عقب یا داخل داشبورد اموالش در امان خواهد بود، کالا یا کیف خود را دور از دید سارقان قرار میدهد.
اظهارات سرپرست پایگاه سوم آگاهی
سرهنگ محمود جمال یگانه، سرپرست پایگاه سوم آگاهی تهران بزرگ در تایید گفتههای این مرد متذکر شد: بهترین شیوه برای در امان ماندن اجناس از چنگ سارقان داخل خودرو، همراه بردن آنها است.
همچنین افسر پرونده نیز در اثبات پایین بودن درصد خطای متهم پرونده گفت: یک روز که همراه بهروز برای شناسایی رفته بودیم او مردی را که خودرواش را در مقابل دفترخانه پارک کرده بود به من نشان داد و گفت: مطمئن هستم این مرد مبلغ زیادی پول همراه خود دارد و برای اثبات گفتهاش از من خواست مرد موردنظر را صدا کنم، من که کنجکاویام تحریک شده بود، مرد راننده را صدا کردم.
این افسر پلیس ادامه داد: در ابتدا مرد با تعجب واکنش نشان داد اما وقتی فهمید من مامور پلیس هستم، همکاری کرد و با کمال تعجب دیدیم که بهروز درست حدس زده است و آن مرد مبلغ چند میلیون تومان را که در کیف دستی خود داشته، در صندوق عقب گذاشته است.
چگونگی شناسایی و دستگیری
سرهنگ جمال یگانه در ادامه نحوه شناسایی و دستگیری بهروز را تشریح کرد و گفت: روز سوم خردادماه سالجاری سرقت یک دستگاه خودروی پژو آردی در محوطه پارکینگ پرداخت خسارت متعلق به بیمه ایران به ماموران این پایگاه اطلاع داده شد و پس از آن تحقیقات آغاز شد.
راننده خودروی مسروقه در پس از طرح شکایت به کارآگاهان این پایگاه گفت: من دقایقی قبل از سرقت خودروام برای دریافت خسارت به پارکینگ اداره بیمه ایران رفتم و زمانی که به دفتر بیمه میرفتم، متوجه شدم سوییچ را روی خودرو جا گذاشتهام. به این ترتیب بیدرنگ به محل پارک خودروام رفتم اما دیدم که در همین دقایق کوتاه خودروام سرقت شده است.
در پی شنیدن این گفتهها ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند. این درحالی بود که با آغاز رسیدگی به پرونده، شماره پلاک خودرو به عنوان خودروی مسروقه به شبکه سراسری پلیس اعلام شد تا واحدهای گشت سراسر کشور پس مشاهده، آن را متوقف کنند.
سرانجام گروهی از ماموران پلیس استان تهران که 10خردادماه سالجاری در حوالی مارلیک کرج مشغول گشتزنی بودند، خودروی پژو آردی مسروقه را دیدند و دستور توقف صادر کردند. پس از آن نیز خودرو توقیف و راننده دستگیر شد که متهم تحویل ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ شد. در پایگاه سوم مردی که پشت فرمان خودرو دستگیر شده بود، مورد بازجویی قرار گرفت و در بازجوییها به اتهام سرقت اعتراف کرد و گفت: تنها همین یک سرقت را انجام دادهام و چون سوییچ را دیدم که روی خودرو جامانده، وسوسه شدم و سرقت کردم.
این ادعای متهم دستگیر شده درحالی بود که ماموران همزمان با انجام مراحل مختلف از وی انگشتنگاری کردند تا سوابق احتمالی او استعلام شود. به این ترتیب درحالی که بهروز همچنان مدعی بود، سرقت دیگری را در پرونده خود ندارد، سوابق او نشان داد که وی یک فرد سابقهدار است. در پی به دست آمدن این نتایج بود که با بررسی دقیقتر معلوم شد، بهروز سارق حرفهیی خودرو نیست و به احتمال قوی انگیزه او سرقت لوازم داخل خودرو بوده و باتوجه به راحت بودن سرقت خودروی پژو آردی آن را ربوده است. بنابراین پرونده در اختیار تیم مبارزه با سرقت داخل خودرو قرار گرفت و با بررسی فیلم و عکسهای موجود در آرشیو اداره آگاهی معلوم شد، بهروز از سارقان حرفهیی و سابقهدار لوازم داخل خودرو است.
از طرفی بهروز همچنان منکر سوابق مجرمانه خود بود تا اینکه فیلمی که از دوربین مداربسته بانک میدان فاطمی به دست آمد، جای انکار برای او باقی نگذاشت. سرانجام بهروز لب به اعتراف گشود و گفت: بیش از 800مورد سرقت از داخل خودرو مرتکب شدهام که در این سرقتها طلا، پول، جواهرات و سایر لوازم موجود در صندوق عقب را مورد دستبرد قرار دادهام.
وی همچنین به سرقت بیش از 300باتری خودرو در سالهای 86، 87 و دو ماه 88 اعتراف کرد.
سرهنگ جمال یگانه، سرپرست پایگاه سوم در پایان در مورد این متهم و پروندهاش گفت: بهروز دو سابقه کیفری دارد و صندوقها را بدون تخریب به راحتی باز میکند. تاکنون تعدادی از مالباختگان شناسایی شدهاند و در این میان تنها تعداد 100نفر از صاحبان باتری که خودرویشان مورد دستبرد این متهم قرار گرفته، میتوانند به این پایگاه مراجعه کنند. درمجموع ارزش ریالی سرقتهای وی در این مرحله بیش از 600میلیون تومان تخمین زده میشود. همچنین تعداد 8نفر از همدستان و مالخران این متهم که یکی از آنها زن است، دستگیر شدهاند. با این حال، شناسایی مالباختگان طلا و سرقتهای انجام شده از صندوق عقب نیاز به زمان بیشتری دارد.
قتل ناموسی این بار در یزد اتفاق افتاد
اعترافات برادری که خواهرش را کشت
فردی که خواهر خود را در یزد به قتل رسانده بود، با هوشیاری ماموران فرماندهی انتظامی شهرستان رفسنجان دستگیر شد.
به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ امینیزاده، فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان در تشریح این خبر گفت: ماموران فرماندهی انتظامی شهرستان رفسنجان با اطلاعات دریافتی از حضور فردی غیربومی در این شهرستان مطلع شده و تحقیق و بررسی محرمانه پیرامون صحت و سقم موضوع را در دستور کار قرار دادند.
وی گفت: پس از بررسی و تحقیقات لازم، ماموران پی بردند این فرد حدود یک هفته پیش در شهرستان یزد مبادرت به قتل خواهرش کرده و سپس متواری شده است.
فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان تصریح کرد: از همین رو نامبرده تحت کنترل و مراقبت نامحسوس پلیس قرار گرفت و با هماهنگی دستگاه قضایی در یک اقدام ضربتی دستگیر شد و به یگان انتظامی انتقال یافت.
وی یادآور شد: قاتل پس از دستگیری به قتل خواهرش اعتراف و انگیزه آن را فساد اخلاقی و اعتیاد عنوان کرد.
سرهنگ امینیزاده خاطرنشان کرد: عملکرد خوب و ماهرانه و هوشیاری ماموران در جمعآوری اطلاعات و اخبار و تحقیق، بررسی و کنترل و مراقبت و شناسایی بود که منتج به دستگیری قاتل و کشف قتل شد.
وی در عین حال از خانوادهها خواست به تربیت فرزندان خود اهمیت بیشتری بدهند و نظارت کافی و مستمر بر اعمال خود داشته باشند.
گفتوگو با قاتل
خود را معرفی کنید!
«مهدی- الف» هستم، 18 ساله. تحصیلات ابتدایی دارم و اهل منوجان و ساکن یزد هستم.
چرا دست به قتل خواهرت زدی؟
او فساد اخلاقی داشت و به هرویین و کراک هم معتاد بود.
بیشتر توضیح بده!
خواهرم زمانی که مدرسه میرفت بیشتر به دنبال پسرها بود و درس نمیخواند. آخرش هم ترک تحصیل کرد و بعد پا را فراتر گذاشت و از خانه فرار کرد. بعد از 6 ماه برگشت و حدود 2 ماه در خانه بود و اینبار خواهر کوچکم را نیز با خود برده بود که او به من تلفن کرد و من رفتم از کرمان آنها را آوردم. در ادامه باز هم او را با پسری دستگیر کردند و روانه زندان شد.
پس از مدتی آزاد شد و هرگز دست از کارهای زشت و ناپسندش برنداشت و دوباره از خانه فرار کرد. اینبار به تهران رفت و بعد از چند ماه که برگشت معتاد هم شده بود؛ هرویین و کراک مصرف میکرد. خب من هم جوان بودم و نمیتوانستم این لکه ننگ را تحمل کنم و پدرم هم به جرم موادمخدر زندان بود و تصمیم گرفتم او را ترک دهم. به همین خاطر او را بستری کرده و هزینه درمانش را هم پرداخت کردم. تنها نانآور خانواده بودم. اما راضیه باز هم با فرارش غرور من و آبرو و حیثیت خانوادهام را لگدمال میکرد. او یک بار دیگر هم دستگیر شد و به زندان رفت. باور کنید اگر میخواستم به مسجد بروم و یا در هیأتهای عزاداری شرکت کنم، خجالت میکشیدم. منزوی شده بودم و روی نشست و برخاست با دوستانم را نداشتم و توان تحمل این لکه ننگ را از دست داده بودم. بعد به خاطر اینکه از دیدن این صحنهها و تحقیرها دور باشم، خودم رفتم تهران و بیش از یک سال در آن جا کار کردم و پولم را برای خانوادهام میفرستادم که با اصرا مادرم به یزد برگشتم.
از شب حادثه بگو!
من در خانه بودم و ساعت حدود یک بعد از نیمه شب بود که سروصدایی از پشت بام خانه شنیدم و با سرعت بالا رفتم و خواهرم را دیدم که با دو نفر صحبت میکند. آن دو فرار کردند و من به اتاق خواهرم رفتم و داشتم با او حرف میزدم که دست از کارهای خلاف بردارد که جوابگویی کرد و حاضر نبود اصلاح شود. من هم یک لحظه نفهمیدم که چکار میکنم.
روسری خودش را برداشتم و خفهاش کردم و همان لحظه جریان را به مادرم گفتم و خودم هم فرار کردم و به رفسنجان آمدم.
خواستگاریهای خیابانی باز هم قربانی گرفت
9زن و دختر جوان در دام سیاه 3شرور سابقهدار
3جوان که علاوه بر اغفال زنان و دختران اقدام به سرقت فیلم و تصاویر خصوصی مردم از خانههای آنها میکردند، پس از شکایتهای مردمی دستگیر شدند.
به گزارش «امینجامعه»، اقدام تبهکارانه اعضای این گروه هنگامی فاش شد که دختر دانشجویی با حضور در دادسرای جنایی با ارایه شکایتی بیان کرد، یک دختر شهرستانی است که به قصد تحصیل از شهر محل سکونت خود عازم تهران شده است.
وی در ادامه شکایت خود اظهار کرد، از مدتی پیش جوانی که خود را بهزاد معرفی میکرد در مسیر وی قرار گرفته و مدام برای او ایجاد مزاحمت میکرده تا اینکه یک روز وقتی نسبت به رفتارهای وی اعتراض کرده است، جوان مزاحم- بهزاد- عنوان کرده، قصد خواستگاری و ازدواج با وی را دارد.
دختر شاکی اضافه کرد: ابتدا به درخواستهای او بیتوجه بودم تا اینکه فریب چربزبانیهای او را خورده و با او ارتباط پیدا کردم.
وی در ادامه گفت: پس از یک ماه که از زمان آشنایی ما میگذشت یک روز بهزاد بیان کرد، قصد دارد مرا به والدینش معرفی کند و با اصرار او وارد خانهاش شدم اما در این محل از سوی بهزاد و 2نفر از دوستانش که در این محل انتظار مرا میکشیدند، مورد آزار و اذیت قرار گرفتم.
اخاذی با فیلم سیاه
دختر جوان بیان کرد: آنها پس از تهدید و ضرب و جرح از من فیلم غیراخلاقی تهیه و بیان کردند، درصورتی که بخواهم شکایتی علیه آنها مطرح کنم، اقدام به انتشار فیلم در محل سکونت من و یا محیط دانشگاه خواهند کرد.
صفرخاکی، دادیار اظهارنظر دادسرای جنایی در ارتباط با پیگیری این شکایت به «امینجامعه» گفت: پس از شکایت دختر جوان، پرونده به اداره 16پلیس آگاهی تهران ارجاع شد و به فاصله یک ماه از زمان طرح این شکایت در حالی که جستوجوی گسترده پلیس برای دستگیری متهمان ادامه داشت، 8زن و دختر دیگر با مراجعه به دادسرای جنایی شکایتهای مشابهی مطرح کردند که بررسی این شکایتها حاکی از آن بود که اعضای یک باند تبهکاری با قرار گرفتن در مسیر دختران و زنان جوان که عمدتاً از همسران خود جدا شده بودند آنها را فریب داده و پس از کشاندن آنها به خانه عنکبوتی خود اقدام به آزار و اذیت آنها کرده و سپس با تهیه فیلمهای غیراخلاقی در مرحله بعدی اقدام به اخاذی از آنها میکنند.
خاکی افزود: در این ارتباط زن جوانی در شکایت خود بیان کرد یک روز که قصد رفتن به محل کار خود را داشته است، به صورت اتفاقی سوار یک خودروی عبوری شده است و در ادامه پس از آشنایی با جوان راننده فریب او را خورده و با اغفال از سوی این فرد و انتقال وی به یک منزل مسکونی مرد راننده و دو نفر از دوستانش او را به شدت کتک زده و پس از آزار و اذیت وی با تهیه فیلم سیاه به دفعات از وی اخاذی کرده و حتی 5میلیون تومان طلا و جواهراتی که در اختیار داشته را تحویل 3شرور داده است تا آنها نیز فیلم سیاه را در محل کارش منتشر نکنند اما از طریق یکی از دوستانش اطلاع پیدا کرده است که فیلم وی در یکی از سایتهای اینترنتی منتشر شده است.
شناسایی و دستگیری
قاضی جنایی تصریح کرد: پس از شکایتهای مطرح شده و جمعبندی اطلاعات ردپای 3شرور سابقهدار که پیش از این نیز در طرح ارتقای امنیت اجتماعی دستگیر شده بودند، در این اقدام مجرمانه مورد شناسایی قرار گرفت و مشخص شد متهمان پس از اجاره موقت منازل و اقدام مجرمانه به بهانههای مختلف اقدام به بازپس دادن خانه اجارهیی به صاحبان آنها کرده و با تخلیه محل متواری میشوند.
با مشخص موضوع و تحت کنترل قرار گرفتن برخی از محلهایی که احتمال تردد 3شرور سابقهدار وجود داشت، ماموران ابتدا یک نفر از متهمان را دستگیر کردند که در بازرسی از محل سکونت وی چندین حلقه «سیدی» غیراخلاقی متعلق به شاکیان را کشف و ضبط کردند.
سرقت فیلم و تصاویر
با انتقال متهم به پلیس آگاهی وی اعتراف کرد با استفاده از هویتهای جعلی و پس از قرار گرفتن در مسیر زنان و دختران جوان به بهانه ازدواج آنها را اغفال کرده و سپس با همدستی 2نفر از دوستانش اقدام به تهیه فیلمهای غیراخلاقی به قصد اخاذی میکردهاند.
خاکی تصریح کرد: به دنبال این اعترافات در مرحله بعدی مخفیگاه 2همدست متهم نیز شناسایی شد و با دستیگری متهمان آنها در مرحله بعدی از تحقیقات و پس از مواجهه حضوری اعتراف کردند در چندین مرحله نیز به قصد سرقت وارد منازل 3نفر از شهروندان تهرانی شده و علاوه بر سرقت اموال باارزش مبادرت به سرقت فیلم و تصاویر خصوصی صاحبخانهها کرده و در مرحله بعدی اقدام به انتشار این تصاویر در اینترنت کردهاند.
خاکی عنوان کرد: به دنبال این اعترافات تمامی شاکیان شناسایی و هر سه متهم با صدور قرار قانونی روانه زندان شدند تا پرونده اتهامی آنها پس از صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال و حکم قانونی در ارتباط با آنها صادر شود.
دادیار جنایی با هشدار به دختران جوان تاکید کرد: اعتماد به افراد غریبه و فرصتطلب که با شیوه و شگرد خواستگاری در مسیر دختران جوان قرار میگیرند، موجب بروز مشکلات بسیار جدی میشود. پس فراموش نکنید، اعتماد و ارتباط خیابانی سرانجام شومی به دنبال دارد که نمونههای آن را در پرونده اتهامی 3شرور سابقهدار شاهد هستیم.
در پی فریب و اغفال از سوی مسوول یک شرکت خصوصی صورت گرفت
انتقامگیری دختر آسیبدیده با سوزاندن خودروی گرانقیمت
دختر جوانی که پس از استخدام در یک شرکت خصوصی از سوی مسوول شرکت مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، به قصد انتقام اقدام به آتشزدن خودروی گرانقیمت وی کرد.
صفرخاکی، نماینده دادستان در دادگاه کیفری در این باره به «امینجامعه» گفت: در نخستین روزهای خرداد ماه سال جاری ساکنان یک مجتمع مسکونی در شمال غرب تهران با مشاهده شعلههای آتش از پارکینگ محل سکونتشان، از ماموران آتشنشانی درخواست کمک کردند و دقایقی پس از این تماس و با حضور ماموران در محل مشخص شد یک دستگاه خودروی سانتافه در این محل به دلایل نامعلومی دچار آتشسوزی شده است.
خاکی افزود: پس از اطفای حریق کارشناسان سازمان آتشنشانی با بررسی محل بیان کردند این آتشسوزی عمدی بوده و فردی با استفاده از بنزین خودرو را به آتش کشیده است.
آغاز تحقیقات
به دنبال این اظهارنظر صاحب خودرو با ارایه شکایتی خواستار پیگیری موضوع شد و دستور قضایی در ارتباط با این شکایت صادر شد و پرونده در دستور کار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت. قاضی جنایی افزود: در تحقیقات تخصصی از شاکی معلوم شد وی صاحب یک شرکت خصوصی است که در زمینه واردات و صادرات فعالیت میکند. شاکی در اظهارات خود به ماموران گفت: هیچ اختلافی با دیگران ندارد اما چندی پیش به دلیل آنکه یک دختر جوان به عنوان منشی در شرکت وی مشغول به کار شده و پس از 4 ماه از استخدام وی به دلیل ارتکاب سرقت از این محل اخراج شده است، این احتمال وجود دارد که وی اقدام به آتشسوزی خودروی او کرده باشد.
شناسایی
به دنبال این اظهارات مرحله دیگری از تحقیقات پلیس آگاهی آغاز و دختر جوان برای تحقیق به دادسرای جنایی احضار شد. این دختر پس از حضور در دادسرا بیان کرد، نقشی در آتشسوزی خودرو نداشته است اما پس از ادامه بازجوییها وی قفل سکوت خود را شکست و به جرم خود اعتراف کرد. وی در اعترافات خود گفت: پس از فارغالتحصیل شدن در دانشگاه در جستوجوی کار بوده است تا اینکه از طریق آگهی استخدام منشی در شرکت به این محل مراجعه کرده و از سوی مدیر شرکت استخدام شده است.
وی افزود: هنوز چند روز از حضور من در محل نمیگذشت که مدیر شرکت به من ابراز علاقه و بیان کرد قصد ازدواج با من را دارد و در ادامه با این بهانه مرا فریب داد. زمانی هم که متوجه شدم او قصد ازدواج با من را ندارد با او درگیر شدم که وی نیز مرا از محل کار خود اخراج کرد.
وی ادامه داد: پس از این ماجرا تصمیم به انتقام گرفتم و چون محل سکونت او را شناسایی کرده بودم، با کمین در این محل با استفاده از بنزین خودروی او را به آتش کشیدم و متواری شدم.
خاکی اظهار داشت: پس از این اعترافات دستور قضایی در این ارتباط صادر شد و تحقیق در این زمینه همچنان ادامه دارد.
قاضی جنایی با هشدار به خانمهایی که قصد استخدام در شرکتهای خصوصی را دارند از آنها خواست پیش از اعتماد به این شرکتها ابتدا تحقیقات لازم را با کمک بستگان خود به عمل آورند. زیرا ممکن است استخدام با حقوق و مزایای فریبنده در این شرکتها دامی برای اغفال و فریب آنها باشد که نمونه عینی آن را در این پرونده شاهد هستیم، یک دختر جوان قربانی امیال پلید مدیر یک شرکت شده و در ادامه خود نیز تبدیل به یک متهم شده است.
منبع: هفته نامه امین جامعه
معاوضه مرگ با زندگی در جادهها
سرپرست پليس راه گيلان از كشته شدن 15نفر و مجروح شدن 24نفر در 40تصادف جادهیي استان گيلان در مدت 24ساعت خبر داد.
سرهنگ سيّري با اشاره به اينكه 81درصد تصادفات دلخراش جادههاي گيلان در محورهاي فرعي و روستايي اتفاق افتاده و 75درصد اين حوادث سهم موتوسيكلتسواران بوده است، عنوان كرد: فاصله میان مرگ و زندگي در رانندگي به غفلت از يك لحظه و كوچكترين اشتباه و بياحتياطي راننده بوده و عواملي همچون خودرو، جاده، رفتارهاي نابهنجار و تخلفات حادثهآفرين به حدي جلاد و بيگذشت هستند كه اصلاً توجهي به سن، جنس، موقعيت شغلي و ميزان تحصيلات خطاكار ندارند كما اينكه در یک روز جان 15انسان گرفته شد و متاسفانه داغ حسرت بر دل بازماندگان برجاي ماند و صدمات جبرانناپذير ناخواسته به خانوادههاي متوفيان تحميل شد.
به نظر سرپرست پليس راه گيلان، توصيهها و هشدارها ديگر كارساز نيست و برخي رانندگان ناآگاه و بيمار براي مردن لا به لاي آهنپارههاي وسایل نقليه از همديگر سبقت ميگيرند و چه بسا تا پايان عمر بچههاي پدر از دست داده و همسران شوهر مرده بايد تاوان اين بياحتياطيها را بدهند.
سرهنگ سيري افزود: پليس راه ضمن تداوم اطلاعرساني و آموزش همگاني با تخلفات حادثهساز و رفتارهاي خطرآفرين به شدت و بدون اغماض برخورد و نسبت به توقيف خودروها و ضبط گواهينامه اينگونه رانندگان اقدام خواهد كرد.
سرپرست پليس راه استان گيلان به آن تعداد از رانندگاني هم كه به دور از چشم پليس تخلف ميكنند، توصيه کرد: اين عمل و رفتار ناهنجار و آزاردهنده خود را به حساب هنر رانندگي يا تبحر و مهارت خود نگذارند، بلكه اين رفتار در واقع لجبازي با سرنوشت خود و خانواده خود و معاوضه كردن مرگ با زندگي است. سرهنگ سيّري در پایان، قضاوت درباره توجيه مرگ 15نفر و معلوليت و نقص عضو 24نفر در حوادث يك روز را به عهده مردم گذاشت.
سارق سابقهدار فاش کرد:
صندوق عقب خودرو امن نیست
سارقی که با پیچگوشتی و بدون اثری از تخریب، صندوق عقب خودروهای مختلف را مورد دستبرد قرار میداد، راز موفقیت در سرقتهایش را فاش کرد.
این مرد 30ساله که متهمی سابقهدار به نام بهروز است، در گفتوگو با خبرنگار «امینجامعه» گفت: تشخیص خودروهایی که اموال باارزش در صندوق عقب یا داشبورد آنها وجود دارد، کار سختی نیست، فقط کمی وقت لازم است تا طعمه مناسبی شناسایی شود.
این متهم ادامه داد: حتی وجود دزدگیر نیز مانعی برای سرقت نیست و تنها باعث میشود که مالک خودرو در فاصله کوتاهتری متوجه موضوع شود، چون باز کردن صندوق عقب کار دشواری نیست و زمانی مالک خودرو به محل سرقت میرسید که کار من تمام شده بود.
وی در ادامه گفت: من معمولاً جلوی پارکها، بیمارستانها، مراکز خرید و دفترخانهها منتظر میماندم تا فردی که تازه از راه رسیده بود را زیر نظر بگیرم. پس از رفتن مالک خودرو بود که من دست به کار میشدم. معمولاً افراد برای محفوظ ماندن اموالی که همراه خود دارند آن را در صندوق عقب میگذاشتند و در آن هنگام بود که من طعمه خود را انتخاب میکردم.
مثلاً یکی از شیوههای من این بود که صبح زود به حوالی پارک لاله یا دیگر پارکها که ورزش صبحگاهی در آنجا برگزار میشد میرفتم و در گوشهیی مشغول زاغزنی و زیرنظر گرفتن خودروهایی میشدم که راننده آنها قصد داشت برای ورزش به پارک برود. معمولاً خانمها برای اینکه به پارک بروند، طلا و جواهراتی را که همراهشان بود داخل صندوق عقب میگذارند و این یکی از بهترین موقعیتهایی است که نصیب من میشد.
همینطور در جلوی بانکها و مراکز تجاری، وقتی راننده یا فردی که همراه او است با تصور اینکه در صندوق عقب یا داخل داشبورد اموالش در امان خواهد بود، کالا یا کیف خود را دور از دید سارقان قرار میدهد.
اظهارات سرپرست پایگاه سوم آگاهی
سرهنگ محمود جمال یگانه، سرپرست پایگاه سوم آگاهی تهران بزرگ در تایید گفتههای این مرد متذکر شد: بهترین شیوه برای در امان ماندن اجناس از چنگ سارقان داخل خودرو، همراه بردن آنها است.
همچنین افسر پرونده نیز در اثبات پایین بودن درصد خطای متهم پرونده گفت: یک روز که همراه بهروز برای شناسایی رفته بودیم او مردی را که خودرواش را در مقابل دفترخانه پارک کرده بود به من نشان داد و گفت: مطمئن هستم این مرد مبلغ زیادی پول همراه خود دارد و برای اثبات گفتهاش از من خواست مرد موردنظر را صدا کنم، من که کنجکاویام تحریک شده بود، مرد راننده را صدا کردم.
این افسر پلیس ادامه داد: در ابتدا مرد با تعجب واکنش نشان داد اما وقتی فهمید من مامور پلیس هستم، همکاری کرد و با کمال تعجب دیدیم که بهروز درست حدس زده است و آن مرد مبلغ چند میلیون تومان را که در کیف دستی خود داشته، در صندوق عقب گذاشته است.
چگونگی شناسایی و دستگیری
سرهنگ جمال یگانه در ادامه نحوه شناسایی و دستگیری بهروز را تشریح کرد و گفت: روز سوم خردادماه سالجاری سرقت یک دستگاه خودروی پژو آردی در محوطه پارکینگ پرداخت خسارت متعلق به بیمه ایران به ماموران این پایگاه اطلاع داده شد و پس از آن تحقیقات آغاز شد.
راننده خودروی مسروقه در پس از طرح شکایت به کارآگاهان این پایگاه گفت: من دقایقی قبل از سرقت خودروام برای دریافت خسارت به پارکینگ اداره بیمه ایران رفتم و زمانی که به دفتر بیمه میرفتم، متوجه شدم سوییچ را روی خودرو جا گذاشتهام. به این ترتیب بیدرنگ به محل پارک خودروام رفتم اما دیدم که در همین دقایق کوتاه خودروام سرقت شده است.
در پی شنیدن این گفتهها ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند. این درحالی بود که با آغاز رسیدگی به پرونده، شماره پلاک خودرو به عنوان خودروی مسروقه به شبکه سراسری پلیس اعلام شد تا واحدهای گشت سراسر کشور پس مشاهده، آن را متوقف کنند.
سرانجام گروهی از ماموران پلیس استان تهران که 10خردادماه سالجاری در حوالی مارلیک کرج مشغول گشتزنی بودند، خودروی پژو آردی مسروقه را دیدند و دستور توقف صادر کردند. پس از آن نیز خودرو توقیف و راننده دستگیر شد که متهم تحویل ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ شد. در پایگاه سوم مردی که پشت فرمان خودرو دستگیر شده بود، مورد بازجویی قرار گرفت و در بازجوییها به اتهام سرقت اعتراف کرد و گفت: تنها همین یک سرقت را انجام دادهام و چون سوییچ را دیدم که روی خودرو جامانده، وسوسه شدم و سرقت کردم.
این ادعای متهم دستگیر شده درحالی بود که ماموران همزمان با انجام مراحل مختلف از وی انگشتنگاری کردند تا سوابق احتمالی او استعلام شود. به این ترتیب درحالی که بهروز همچنان مدعی بود، سرقت دیگری را در پرونده خود ندارد، سوابق او نشان داد که وی یک فرد سابقهدار است. در پی به دست آمدن این نتایج بود که با بررسی دقیقتر معلوم شد، بهروز سارق حرفهیی خودرو نیست و به احتمال قوی انگیزه او سرقت لوازم داخل خودرو بوده و باتوجه به راحت بودن سرقت خودروی پژو آردی آن را ربوده است. بنابراین پرونده در اختیار تیم مبارزه با سرقت داخل خودرو قرار گرفت و با بررسی فیلم و عکسهای موجود در آرشیو اداره آگاهی معلوم شد، بهروز از سارقان حرفهیی و سابقهدار لوازم داخل خودرو است.
از طرفی بهروز همچنان منکر سوابق مجرمانه خود بود تا اینکه فیلمی که از دوربین مداربسته بانک میدان فاطمی به دست آمد، جای انکار برای او باقی نگذاشت. سرانجام بهروز لب به اعتراف گشود و گفت: بیش از 800مورد سرقت از داخل خودرو مرتکب شدهام که در این سرقتها طلا، پول، جواهرات و سایر لوازم موجود در صندوق عقب را مورد دستبرد قرار دادهام.
وی همچنین به سرقت بیش از 300باتری خودرو در سالهای 86، 87 و دو ماه 88 اعتراف کرد.
سرهنگ جمال یگانه، سرپرست پایگاه سوم در پایان در مورد این متهم و پروندهاش گفت: بهروز دو سابقه کیفری دارد و صندوقها را بدون تخریب به راحتی باز میکند. تاکنون تعدادی از مالباختگان شناسایی شدهاند و در این میان تنها تعداد 100نفر از صاحبان باتری که خودرویشان مورد دستبرد این متهم قرار گرفته، میتوانند به این پایگاه مراجعه کنند. درمجموع ارزش ریالی سرقتهای وی در این مرحله بیش از 600میلیون تومان تخمین زده میشود. همچنین تعداد 8نفر از همدستان و مالخران این متهم که یکی از آنها زن است، دستگیر شدهاند. با این حال، شناسایی مالباختگان طلا و سرقتهای انجام شده از صندوق عقب نیاز به زمان بیشتری دارد.
قتل ناموسی این بار در یزد اتفاق افتاد
اعترافات برادری که خواهرش را کشت
فردی که خواهر خود را در یزد به قتل رسانده بود، با هوشیاری ماموران فرماندهی انتظامی شهرستان رفسنجان دستگیر شد.
به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ امینیزاده، فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان در تشریح این خبر گفت: ماموران فرماندهی انتظامی شهرستان رفسنجان با اطلاعات دریافتی از حضور فردی غیربومی در این شهرستان مطلع شده و تحقیق و بررسی محرمانه پیرامون صحت و سقم موضوع را در دستور کار قرار دادند.
وی گفت: پس از بررسی و تحقیقات لازم، ماموران پی بردند این فرد حدود یک هفته پیش در شهرستان یزد مبادرت به قتل خواهرش کرده و سپس متواری شده است.
فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان تصریح کرد: از همین رو نامبرده تحت کنترل و مراقبت نامحسوس پلیس قرار گرفت و با هماهنگی دستگاه قضایی در یک اقدام ضربتی دستگیر شد و به یگان انتظامی انتقال یافت.
وی یادآور شد: قاتل پس از دستگیری به قتل خواهرش اعتراف و انگیزه آن را فساد اخلاقی و اعتیاد عنوان کرد.
سرهنگ امینیزاده خاطرنشان کرد: عملکرد خوب و ماهرانه و هوشیاری ماموران در جمعآوری اطلاعات و اخبار و تحقیق، بررسی و کنترل و مراقبت و شناسایی بود که منتج به دستگیری قاتل و کشف قتل شد.
وی در عین حال از خانوادهها خواست به تربیت فرزندان خود اهمیت بیشتری بدهند و نظارت کافی و مستمر بر اعمال خود داشته باشند.
گفتوگو با قاتل
خود را معرفی کنید!
«مهدی- الف» هستم، 18 ساله. تحصیلات ابتدایی دارم و اهل منوجان و ساکن یزد هستم.
چرا دست به قتل خواهرت زدی؟
او فساد اخلاقی داشت و به هرویین و کراک هم معتاد بود.
بیشتر توضیح بده!
خواهرم زمانی که مدرسه میرفت بیشتر به دنبال پسرها بود و درس نمیخواند. آخرش هم ترک تحصیل کرد و بعد پا را فراتر گذاشت و از خانه فرار کرد. بعد از 6 ماه برگشت و حدود 2 ماه در خانه بود و اینبار خواهر کوچکم را نیز با خود برده بود که او به من تلفن کرد و من رفتم از کرمان آنها را آوردم. در ادامه باز هم او را با پسری دستگیر کردند و روانه زندان شد.
پس از مدتی آزاد شد و هرگز دست از کارهای زشت و ناپسندش برنداشت و دوباره از خانه فرار کرد. اینبار به تهران رفت و بعد از چند ماه که برگشت معتاد هم شده بود؛ هرویین و کراک مصرف میکرد. خب من هم جوان بودم و نمیتوانستم این لکه ننگ را تحمل کنم و پدرم هم به جرم موادمخدر زندان بود و تصمیم گرفتم او را ترک دهم. به همین خاطر او را بستری کرده و هزینه درمانش را هم پرداخت کردم. تنها نانآور خانواده بودم. اما راضیه باز هم با فرارش غرور من و آبرو و حیثیت خانوادهام را لگدمال میکرد. او یک بار دیگر هم دستگیر شد و به زندان رفت. باور کنید اگر میخواستم به مسجد بروم و یا در هیأتهای عزاداری شرکت کنم، خجالت میکشیدم. منزوی شده بودم و روی نشست و برخاست با دوستانم را نداشتم و توان تحمل این لکه ننگ را از دست داده بودم. بعد به خاطر اینکه از دیدن این صحنهها و تحقیرها دور باشم، خودم رفتم تهران و بیش از یک سال در آن جا کار کردم و پولم را برای خانوادهام میفرستادم که با اصرا مادرم به یزد برگشتم.
از شب حادثه بگو!
من در خانه بودم و ساعت حدود یک بعد از نیمه شب بود که سروصدایی از پشت بام خانه شنیدم و با سرعت بالا رفتم و خواهرم را دیدم که با دو نفر صحبت میکند. آن دو فرار کردند و من به اتاق خواهرم رفتم و داشتم با او حرف میزدم که دست از کارهای خلاف بردارد که جوابگویی کرد و حاضر نبود اصلاح شود. من هم یک لحظه نفهمیدم که چکار میکنم.
روسری خودش را برداشتم و خفهاش کردم و همان لحظه جریان را به مادرم گفتم و خودم هم فرار کردم و به رفسنجان آمدم.
خواستگاریهای خیابانی باز هم قربانی گرفت
9زن و دختر جوان در دام سیاه 3شرور سابقهدار
3جوان که علاوه بر اغفال زنان و دختران اقدام به سرقت فیلم و تصاویر خصوصی مردم از خانههای آنها میکردند، پس از شکایتهای مردمی دستگیر شدند.
به گزارش «امینجامعه»، اقدام تبهکارانه اعضای این گروه هنگامی فاش شد که دختر دانشجویی با حضور در دادسرای جنایی با ارایه شکایتی بیان کرد، یک دختر شهرستانی است که به قصد تحصیل از شهر محل سکونت خود عازم تهران شده است.
وی در ادامه شکایت خود اظهار کرد، از مدتی پیش جوانی که خود را بهزاد معرفی میکرد در مسیر وی قرار گرفته و مدام برای او ایجاد مزاحمت میکرده تا اینکه یک روز وقتی نسبت به رفتارهای وی اعتراض کرده است، جوان مزاحم- بهزاد- عنوان کرده، قصد خواستگاری و ازدواج با وی را دارد.
دختر شاکی اضافه کرد: ابتدا به درخواستهای او بیتوجه بودم تا اینکه فریب چربزبانیهای او را خورده و با او ارتباط پیدا کردم.
وی در ادامه گفت: پس از یک ماه که از زمان آشنایی ما میگذشت یک روز بهزاد بیان کرد، قصد دارد مرا به والدینش معرفی کند و با اصرار او وارد خانهاش شدم اما در این محل از سوی بهزاد و 2نفر از دوستانش که در این محل انتظار مرا میکشیدند، مورد آزار و اذیت قرار گرفتم.
اخاذی با فیلم سیاه
دختر جوان بیان کرد: آنها پس از تهدید و ضرب و جرح از من فیلم غیراخلاقی تهیه و بیان کردند، درصورتی که بخواهم شکایتی علیه آنها مطرح کنم، اقدام به انتشار فیلم در محل سکونت من و یا محیط دانشگاه خواهند کرد.
صفرخاکی، دادیار اظهارنظر دادسرای جنایی در ارتباط با پیگیری این شکایت به «امینجامعه» گفت: پس از شکایت دختر جوان، پرونده به اداره 16پلیس آگاهی تهران ارجاع شد و به فاصله یک ماه از زمان طرح این شکایت در حالی که جستوجوی گسترده پلیس برای دستگیری متهمان ادامه داشت، 8زن و دختر دیگر با مراجعه به دادسرای جنایی شکایتهای مشابهی مطرح کردند که بررسی این شکایتها حاکی از آن بود که اعضای یک باند تبهکاری با قرار گرفتن در مسیر دختران و زنان جوان که عمدتاً از همسران خود جدا شده بودند آنها را فریب داده و پس از کشاندن آنها به خانه عنکبوتی خود اقدام به آزار و اذیت آنها کرده و سپس با تهیه فیلمهای غیراخلاقی در مرحله بعدی اقدام به اخاذی از آنها میکنند.
خاکی افزود: در این ارتباط زن جوانی در شکایت خود بیان کرد یک روز که قصد رفتن به محل کار خود را داشته است، به صورت اتفاقی سوار یک خودروی عبوری شده است و در ادامه پس از آشنایی با جوان راننده فریب او را خورده و با اغفال از سوی این فرد و انتقال وی به یک منزل مسکونی مرد راننده و دو نفر از دوستانش او را به شدت کتک زده و پس از آزار و اذیت وی با تهیه فیلم سیاه به دفعات از وی اخاذی کرده و حتی 5میلیون تومان طلا و جواهراتی که در اختیار داشته را تحویل 3شرور داده است تا آنها نیز فیلم سیاه را در محل کارش منتشر نکنند اما از طریق یکی از دوستانش اطلاع پیدا کرده است که فیلم وی در یکی از سایتهای اینترنتی منتشر شده است.
شناسایی و دستگیری
قاضی جنایی تصریح کرد: پس از شکایتهای مطرح شده و جمعبندی اطلاعات ردپای 3شرور سابقهدار که پیش از این نیز در طرح ارتقای امنیت اجتماعی دستگیر شده بودند، در این اقدام مجرمانه مورد شناسایی قرار گرفت و مشخص شد متهمان پس از اجاره موقت منازل و اقدام مجرمانه به بهانههای مختلف اقدام به بازپس دادن خانه اجارهیی به صاحبان آنها کرده و با تخلیه محل متواری میشوند.
با مشخص موضوع و تحت کنترل قرار گرفتن برخی از محلهایی که احتمال تردد 3شرور سابقهدار وجود داشت، ماموران ابتدا یک نفر از متهمان را دستگیر کردند که در بازرسی از محل سکونت وی چندین حلقه «سیدی» غیراخلاقی متعلق به شاکیان را کشف و ضبط کردند.
سرقت فیلم و تصاویر
با انتقال متهم به پلیس آگاهی وی اعتراف کرد با استفاده از هویتهای جعلی و پس از قرار گرفتن در مسیر زنان و دختران جوان به بهانه ازدواج آنها را اغفال کرده و سپس با همدستی 2نفر از دوستانش اقدام به تهیه فیلمهای غیراخلاقی به قصد اخاذی میکردهاند.
خاکی تصریح کرد: به دنبال این اعترافات در مرحله بعدی مخفیگاه 2همدست متهم نیز شناسایی شد و با دستیگری متهمان آنها در مرحله بعدی از تحقیقات و پس از مواجهه حضوری اعتراف کردند در چندین مرحله نیز به قصد سرقت وارد منازل 3نفر از شهروندان تهرانی شده و علاوه بر سرقت اموال باارزش مبادرت به سرقت فیلم و تصاویر خصوصی صاحبخانهها کرده و در مرحله بعدی اقدام به انتشار این تصاویر در اینترنت کردهاند.
خاکی عنوان کرد: به دنبال این اعترافات تمامی شاکیان شناسایی و هر سه متهم با صدور قرار قانونی روانه زندان شدند تا پرونده اتهامی آنها پس از صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال و حکم قانونی در ارتباط با آنها صادر شود.
دادیار جنایی با هشدار به دختران جوان تاکید کرد: اعتماد به افراد غریبه و فرصتطلب که با شیوه و شگرد خواستگاری در مسیر دختران جوان قرار میگیرند، موجب بروز مشکلات بسیار جدی میشود. پس فراموش نکنید، اعتماد و ارتباط خیابانی سرانجام شومی به دنبال دارد که نمونههای آن را در پرونده اتهامی 3شرور سابقهدار شاهد هستیم.
در پی فریب و اغفال از سوی مسوول یک شرکت خصوصی صورت گرفت
انتقامگیری دختر آسیبدیده با سوزاندن خودروی گرانقیمت
دختر جوانی که پس از استخدام در یک شرکت خصوصی از سوی مسوول شرکت مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، به قصد انتقام اقدام به آتشزدن خودروی گرانقیمت وی کرد.
صفرخاکی، نماینده دادستان در دادگاه کیفری در این باره به «امینجامعه» گفت: در نخستین روزهای خرداد ماه سال جاری ساکنان یک مجتمع مسکونی در شمال غرب تهران با مشاهده شعلههای آتش از پارکینگ محل سکونتشان، از ماموران آتشنشانی درخواست کمک کردند و دقایقی پس از این تماس و با حضور ماموران در محل مشخص شد یک دستگاه خودروی سانتافه در این محل به دلایل نامعلومی دچار آتشسوزی شده است.
خاکی افزود: پس از اطفای حریق کارشناسان سازمان آتشنشانی با بررسی محل بیان کردند این آتشسوزی عمدی بوده و فردی با استفاده از بنزین خودرو را به آتش کشیده است.
آغاز تحقیقات
به دنبال این اظهارنظر صاحب خودرو با ارایه شکایتی خواستار پیگیری موضوع شد و دستور قضایی در ارتباط با این شکایت صادر شد و پرونده در دستور کار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت. قاضی جنایی افزود: در تحقیقات تخصصی از شاکی معلوم شد وی صاحب یک شرکت خصوصی است که در زمینه واردات و صادرات فعالیت میکند. شاکی در اظهارات خود به ماموران گفت: هیچ اختلافی با دیگران ندارد اما چندی پیش به دلیل آنکه یک دختر جوان به عنوان منشی در شرکت وی مشغول به کار شده و پس از 4 ماه از استخدام وی به دلیل ارتکاب سرقت از این محل اخراج شده است، این احتمال وجود دارد که وی اقدام به آتشسوزی خودروی او کرده باشد.
شناسایی
به دنبال این اظهارات مرحله دیگری از تحقیقات پلیس آگاهی آغاز و دختر جوان برای تحقیق به دادسرای جنایی احضار شد. این دختر پس از حضور در دادسرا بیان کرد، نقشی در آتشسوزی خودرو نداشته است اما پس از ادامه بازجوییها وی قفل سکوت خود را شکست و به جرم خود اعتراف کرد. وی در اعترافات خود گفت: پس از فارغالتحصیل شدن در دانشگاه در جستوجوی کار بوده است تا اینکه از طریق آگهی استخدام منشی در شرکت به این محل مراجعه کرده و از سوی مدیر شرکت استخدام شده است.
وی افزود: هنوز چند روز از حضور من در محل نمیگذشت که مدیر شرکت به من ابراز علاقه و بیان کرد قصد ازدواج با من را دارد و در ادامه با این بهانه مرا فریب داد. زمانی هم که متوجه شدم او قصد ازدواج با من را ندارد با او درگیر شدم که وی نیز مرا از محل کار خود اخراج کرد.
وی ادامه داد: پس از این ماجرا تصمیم به انتقام گرفتم و چون محل سکونت او را شناسایی کرده بودم، با کمین در این محل با استفاده از بنزین خودروی او را به آتش کشیدم و متواری شدم.
خاکی اظهار داشت: پس از این اعترافات دستور قضایی در این ارتباط صادر شد و تحقیق در این زمینه همچنان ادامه دارد.
قاضی جنایی با هشدار به خانمهایی که قصد استخدام در شرکتهای خصوصی را دارند از آنها خواست پیش از اعتماد به این شرکتها ابتدا تحقیقات لازم را با کمک بستگان خود به عمل آورند. زیرا ممکن است استخدام با حقوق و مزایای فریبنده در این شرکتها دامی برای اغفال و فریب آنها باشد که نمونه عینی آن را در این پرونده شاهد هستیم، یک دختر جوان قربانی امیال پلید مدیر یک شرکت شده و در ادامه خود نیز تبدیل به یک متهم شده است.
منبع: هفته نامه امین جامعه
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


