نگاه شما:
ایران؛ کلید حل بحران خاورمیانه
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
کد خبر: ۵۶۴۸۷۶
| | 4781 بازدید
مهرداد خوانساری. دیپلمات پیشین ایران در لندن: حمله اسلامگرایان افراطی وابسته به گروه موسوم به «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) بهپاریس در نوامبر ۲۰۱۵، پیامد بیش از یک دهه درگیری و تنشی است که از آواخر دهه۱۹۹۰ میلادیدر شرق قاره آفریقا اغاز شده بود و در حمله سپتامبر ۲۰۰۱ به برجهای دوقلو در نیویورک به اوجخود رسید.
برخی از عواملی که در این درگیریها دست داشتند، از زمره همان جنگجویانی بودند که در دهه ۱۹۸۰ با نیروهای شوروی در افغانستان مبارزه می کردند. نهایتا، تنها حاصل پیروزی بر ارتششوروی، بی ثباتی بیشتر پاکستان و جنگ داخلی افغانستان بود که طیف واپسگرای اهل سنت بابهره بردن از کمک های مالی عربستان سعودی همراه با بی تفاوتی آمریکا، از آن برای گسترشفعالیت های خود استفاده کردند.
برانداختن حکومت طالبان و اشغال عراق تحت لوای گسترش ارزشهای دمکراتیک و تمام ابزار وآلات آن در خاورمیانه، از افغانستان تا لبنان و فلسطین و ورای آن در کشورهای عربی شمالآفریقا، حاصلی بجز فاجعه ببار نیاورده و شاید تراژدی فاجعه آمیز پاریس، اکنون به کوشش هایبی حاصل غرب، در پی اینگونه تجربیات تلخ، پایان داده باشد.
برباد رفتن بیش از ۲ تریلیون دلار،همراه با از بین رفتن جان صدها هزار انسان، همراه با بزرگترینموج مهاجرت از جنگ جهانی دوم تاکنون ، سرانجام این واقعیت غیرقابل انکار را به غرب تفهیم کردکه بنای تفکر اولیه اش برای ایجاد تحول در این منطقه، علیرغم برخی علائم کاذبِ موفقیت، مانند«بهار عربی» ، اشتباه و نسنجیده بوده است.
در پی آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما، راه و روش منتخب او برای اصلاح روند قبلی،با هدففاصله گرفتن آمریکا از پذیرفتن خسارت های سنگین جانی و مالی همراه با تعهدات غیر قابل اجرابرای نهادسازی دولتی و ایجاد حکومتهای یک پارچه در عراق و افغانستان و بالاخره بازگرداندننیروهای آمریکائی و هم پیمانانش از این کشورها، نیز پیامدهای منفی به بار آورده است.
از میان رفتن تعادلی که قبلا در کشورهائی چون عراق، سوریه و لیبی برقرار بود، اکنون آرامشنسبی منطقه را با زنده شدن دوباره تنشهای دیرینه میان شیعیان و اهل سنت همراه با انتظاراتغیرواقعی «بهار عربی»،بطور بیسابقه ای بر هم زده است.
در نتیجه، ثبات کلی منطقه و توازن موجودی که در میان اجزای متفاوت قومی و مذهبی این ممالکوجود داشت، طعمه وعدههای غیر واقعی و نیم بندی قرار گرفت که می کوشید ارزشهای دنیای غربرا بر جوامعی که احتمالا اندک، یا هیچ تجربه از جامعه مدنی ندارند، وضمنا علاقه ای نیز برایعبور از ارزشهای سنتی خود نشان نمیدهند، تحمیل نمایند.
در چنین شرایطی، شگفت آور نیست اگر فضای خالی که از این برهم خوردن تعادل اجتماعی پدیدآمده است به دست عوامل مختلف اسلامگرای افراطی بیافتد که برنامه و بهانهای جز مخالفت شدیدبا هرنوع ایده و یا ارزش غربی ندارند.
اقدامات غرب برای کنار زدن صدام حسین و معمر قذافی، نه تنها موفق به برقراری مردمسالاری دراین کشورها نشد، بلکه برعکس، به بی ثباتی و رادیکالیزه شدن بیشتر منطقه انجامید، و راه را برایظهور نیروهای مخوف و به مراتب خطرناکتر، مانند «داعش» هموار کرد.
در این میان، تلاش ناموثر پنج سال گذشته برای ساقط کردن بشار اسد در سوریه، از پشتیبانی وتحریکات موذیانه شماری از کشورهای به اصطلاح متحد غرب در منطقه، مانند عربستان سعودی وقطربرخوردار بوده؛ آنها زیر شعار جلوگیری از احیای قدرت شیعیان در منطقه، شدیدا مترصدند تاسیستم حکومتی مستبد و سکولار او را با حامیان فرقهگرا و رادیکال نیروهائی که تفاوت چندانی باامثال «داعش» ندارند جابجا سازند.
سرانجام، حوادث خونین اخیر در پاریس و کالیفرنیا، این پیام رسا را به گوش غرب رساند که نابودکردن ثبات سیاسی ـ اجتماعی واقتصادی کشورهای منطقه ، به بهانه تحمیل ارزشهای غربی، دیگربدون بازتاب مستقیم خشونتهائی که پیاپی در عراق و لیبی و سوریه جریان دارد، درجوامع خودشانامکان پذیر نیست.
امروز غربیها پی بردهاند که از این پس آن احساس ناامنی که با تبانی برخی از متحدانمحلیشان زندگی میلیونها نفر از مردم این منطقه را به آشوب کشیده، آنها را نیز آرام نخواهدگذاشت و از هم اکنون دو بازتاب منفی آشکاری که از این رفتار پدید آمده است را به روشنیمیبینند:
ـ نخست اینکه کشورهای اروپائی در حالی که تحت فشارهای بحران عظیم اقتصادی خود دست و پامیزنند، ناگهان و علیرغم تمایلاتشان، با موج گسترده مهاجران و پناهندگانی روبرو شدهاند کهمیباید بار سنگین مدیریت و تامین زندگی آنها را تحمل کنند،
ـ دیگر اینکه باید همواره در حالت آماده باش مقابل خطرات ناشی از شمار بالائی از تروریستهایآموزش دیدهای باشند که زیر پوشش مهاجرت و پناهندگی در میان موج پناهجویان به کشورهایغربی نفوذ کردهاند، باشد. این در شرایطی است که کشورهای اروپائی اینک بطور جدی نگرانخطرات ناشی از سلولهای «تروریستی خوابیده» می باشند که اعضای آن از میان عوامل منفک وفقیر جوامع مسلمانان اهل سنت هستند که از سالهای گذشته در سراسر اروپا مستقر شدهاند
نیاز به یک رویکرد تازه
روشن است که سنیهای افراطی و متعصب، که مظهرشان گروههائي مانند القاعده، طالبان و داعشاست و از سوی مشوقین مکتب وهابیت پشتیبانی مالی می شوند، امروز بزرگترین تهدید برای امنیتبین المللی محسوب میشوند. جامعه جهانی برای اینکه بتواند بطور قاطع خطرات ناشی از سنیهایافراطی متعصب را خنثی و تحت کنترل قرار دهد، ضروری است که گروههای افراطی، به ویژه«داعش» را در سال ۲۰۱۶ از پایگاههای استراتژیکاش در عراق و سوریه بیرون کند و آنها را در همبشکند، هرچند که از میان بردن ایدئولوژیهای تعصبآمیز و افراطی، که آنهمه افراد را مسخور خودساخته و رادیکالیزه کرده است به یک روند درازمدت نیاز دارد که میباید از هم اکنون با دقت و جدیتبرنامهریزی شود و متعهدانه پیگیری و اجرا گردد.
ولی تامین این دو هدف اساسی نیازمند به رویکرد تازهای است که بتواند از پشتیبانی نیروهائی کهتوانائی نقشی تعیین کننده در منطقه دارند، برخوردار باشد. تاکنون، مهمترین نیروی منطقهای ضدداعش که از آن بطور رسمی برای شرکت در ائتلاف وسیع جهانی برای شکست این گروه افراطی، دعوتی صورت نگرفته، ایران است.
با در نظر گرفتن نقش کلیدی ایران در منطقه، اکنون با آغاز دوران «پسا برجام»، شرایطی فراهمشده است که غرب، علاوه بر شروع دور تازهای از همکاریهای اقتصادی و سیاسی با ایران بههمکاری با ایران برای نابود ساختن دشمن مشترکشان یعنی افراطیون و متعصبین سنی از قبیل«داعش» و «القاعده» نیز بپردازد.
طبیعی است که ایران به عنوان بزرگترین کشور شیعه جهان که ضمنا رسالت حمایت از تمامشیعیان دنیا را نیز در سیر تاریخ چند صد ساله اخیرش عهده دار بوده است، آماده همکاری برایمبارزه علیه نیروهای افراطی و عملکرد جنایتکارانه آنها، علیه شیعیانی که نزدیک به ۴۰٪ از جمعیتمنطقه خاورمیانه را از افغانستان و پاکستان تا لبنان و فلسطین در کرانههای دریای مدیترانه تشکیلمیدهند، باشد.
به همان شیوه که مساله بغرنج و خطرناک مذاکرات هسته ای از طریق دیالوگ و دیپلماسی میانایران و ۵+۱ به نتیجه رسید، اکنون با پذیرش این واقعیت که حل مشکلات موجود در این منطقه بدونحضور موثر ایران حل شدنی نیست، میتوان قدمهای کاری و سازندهای را نیز به منظور از میانبرداشتن دیگر مشکلات منطقه به پیش گذاشت.
از به قدرت رسیدن انقلاب اسلامی در ایران، در سال ۱۳۵۷ تاکنون جمهوری اسلامی ایران کوشیدهاست نقش فعالانهای در پشتیبانی از شیعیان جهان ایفا کند. در این دوران پشتیبانی از شیعیان، بیشتر روی کمک به جوامع سرکوب شده شیعیان در عراق، بحرین و لبنان، که اکثریت جمعیت اینکشورها را تشکیل می دهند متمرکز بوده است. در همین حال باید توجه کرد که ازآغاز قرن جدیدمیلادی تاکنون، تنها عناصر اهل سنت (اعم از عرب، افغان و پاکستانی و یا اروپائی های عربتبار) بوده اند که مراکز پرجمعیت و غیر نظامی دنیای غرب، مانند نیویورک، مادرید، لندن و پاریس را هدفحملات جنایتکارانه و کور خود قرار دادهاند، و ایرانیان و شیعیان هرگز سهمی در اینگونه عملیاتنداشتهاند.
با همه مخالفت های آشکار و پنهانی دولت عربستان سعودی و برخی از همدستانشان در شورایهمکاری کشورهای خلیج فارس، به منظور جلوگیری از حضور و مشارکت ایران برای حل مشکلاتخاورمیانه، اکنون روشن است که هیچ راهی برای حل مسئله سوریه و عراق و حتی یمن بدون تائید وهمکاری مستقیم ایران،دست یافتنی نخواهد بود و بدیهی است که همکاری موثر ایران بدون پذیرش حقوق مشروع و منافع طبیعی این کشور در منطقه عملی نیست. در چنین شرایطی، جلب اعتمادایران برای برداشتن گامهای اساسی با اولویت نابود کردن «داعش» و گروههای جنایتکار مانند آن، ضمن تحکیم ثبات در منطقه، میتواند آینده روشنتری را نیز برای مردم این منطقه تامین کند.
چنین راه و روشی، به گونهای، برخی از هم پیمانان غرب در خاورمیانه و خلیج فارس را، که در سهدهه گذشته با سیاستهای موذیانه و تحریک آمیزخود، دنیای اسلام را به آشوب کشیدهاند وادارخواهد کرد تا به ارزیابی دوباره فعالیتهایشان بپردازند، و به نتایج وخیمی که روش کنونی آنانخواهد انجامید بیاندیشند. در چنین شرایطی است که می توان تبلیغات کشورهای منطقه را آشکارو بی اثر ساخت که خودشان را از یکسو به عنوان نمونه یک حکومت معقول معرفی می کنند، اما ازسوی دیگر پشتیبان عوامل متعصب و جنایتکاری هستند که سنگینترین ضربهها را به مردمخودشان و به مردم حامیانشان در غرب وارد میکنند.
برخی کشورهای منطقه که از انزوای ایران در سه دهه گذشته سود بردهاند نگران این هستند کهغرب، اهمیت کلیدی ایران در شکست دادن تهدیدی که فرقه گرایان افراطی و متعصب، نه تنها درخاورمیانه، بلکه در همه جای جهان پدید آورده اند را بپذیرد. در این راستا، اعدام غیر ضروری وتحریک آمیز شیخ «نمر» در عربستان سعودی و واکنشی که به وجود آورد بی گمان یک کار عمدی وبرنامه ریزی شده برای متوقف ساختن روند نزدیکی غرب به ایران بوده است. واکنش مسئولین کشورما، در پاسخ به این حرکت تحریک آمیز سعودیها برای ایجاد یک بحران تازهی فرقهگرایانه وژئوپولیتیکی در منطقه، رویهمرفته سنجیده و معقول بوده است.
با در نظر داشتن وضع شکننده و متزلزل کنونی منطقه، پیامد اشتباهاتی که غرب انجام داده است ونتیجه سیاست فرقهگرایانه سعودیها و همدستانشان، میتوان به این نتیجه رسید که این شرایط میتواند به آسانی از کنترل خارج شود و به جنگ گستردهای میان شیعیان و اهل سنت بیانجامد.
با چنین دورنمای خطرناکی از آینده است که آمریکا و هم پیمانان غربیاش می باید از خواب غفلت برخیزند و با پذیرش نقش کلیدی ایران به عنوان مهره کلیدی برای نجات منطقه و تامین ثبات و امنیتخاورمیانه و خلیج فارس، بحران کنونی را با «تدبیر مشترک» مدیریت کنند
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


