سايههاي جدانشدني
درست در همان روزهايي كه سپاهان در تركيه به سر ميبرد و در يك ديدار تداركاتي خود در آن سامان يك تيم دسته اولي تركيه به نام آنكارا گوجي را 1 2 شكست داد، استقلال در تدارك سفر به همين كشور بود. شايد سرنوشت اين دو تيم بيش از حد به يكديگر گره خورده باشد.
به نوشته جام جم؛ بعد از رفتن اجباري امير قلعهنويي به اصفهان و برخي حرفهاي نهچندان مثبت مديران آبي راجع به اين مربي و سپس جواب هياتمديره باشگاه اصفهاني به اين مساله، فقط تقابل دو تيم در هفته اول از فصل جديد ليگ برتر فوتبال ايران كم بود كه اين يكي نيز براساس قرعهكشي پيكارها فراهم آمد تا دو تيم تا 16 مرداد كه روز چنين ديداري در هفته نخست فصل تازه است همچنان در اضطراب و تنش بمانند. اضطرابي كه خبر از فقدان رفتارهاي حرفهاي در نزد باشگاههاي ما ميدهد وگرنه اولين باري نيست كه مربي يك تيم قهرمان به باشگاهي ديگر كوچ ميكند و ناچار است دير يا زود با تيم سابق خود ستيز كند.
شايد هم استقلال نبايد سرمربي موفق خود را از دست ميداد زيرا قلعهنويي، خوب يا بد با اقبال خوش يا بدون آن استقلال را فاتح ليگ برتر ايران كرده بود. درست است كه اگر ذوبآهن در هفته آخر ليگ آنطور در اهواز شكست نميخورد، استقلال قهرمان نميشد، اما به هر حال اين اتفاقي بود كه افتاد و نميتوان قلعهنويي را در ارتباط با آن سرزنش كرد.
عدم همسويي سياستهاي مديريتي مديرعامل استقلال و روشهاي كاري قلعهنويي كه در طول فصل گذشته نيز وجود داشت و زيرپوست بيروني فعاليتهاي تيم و مسابقههاي پر سروصداي آن مانده بود، در پايان فصل سر باز كرد و قلعهنويي كه در مقام سرمربي طبعا نميتوانست چيزي را به مديرعامل تحميل كند، عطاي ماندن را به لقاي آن بخشيد. در آن موقع بهترين گزينه براي او سپاهان بود، زيرا ساختاري آماده و تركيبي پربار داشت و پرمهره بود و تيمي نشان ميداد كه ميشد روي آن كار كرد و آن را به درجات بالاتري رساند.
همسو با قلعهنويي، برخي دوستان و مخالفان وي نيز از استقلال رفتند كه پيروز قرباني، ميثم منيعي، يدالله اكبري و علي عليزاده سرآمد آنها بودهاند. آنچه به جاي مانده، هنوز تركيبي قابل قبول است و اگر رضا عنايتي همان عنايتي سابق باشد، خط حمله پر بار فصل پيش آبيها حتي ميتواند از آمار قبلي نيز فراتر رود.
اما صمد مرفاوي در مرتبه نخست سرمربيگرياش در استقلال (3 فصل پيش) تصوير كاملي از خود برجاي ننهاد و كاري كه او بايد براي رفع اين وضعيت و ايجاد تصويري بهتر از خود صورت دهد، مسالهاي است كه ريز نتايج آبيها را در فصل پيشرو گواهي ميدهد.
انرژي بر باد ده
در حالي كه هر دو طرف مدعي شدهاند برايشان فرقي نميكرده است در هفته نخست ليگ روبهروي كدام تيم بايستند، اين از بد اقبالي مديرعامل كنوني استقلال و سرمربي فعلي سپاهان است كه بايد تن به چنين واقعهاي بدهند.
هر دو تيم ترجيح ميدادند چنين مسابقه انرژي برباد دهي در هفتههاي بعدي ليگ برگزار ميشد تا آنها را در بدو كار فرسوده نكند، اما چنين نشد و دو تيم بايد يك روز بعد از مصاف مس كرمان پرسپوليس كه مسابقه افتتاحيه ليگ است، در ورزشگاه آزادي تهران رودررو بايستند.
جايي كه زردهاي اصفهاني با مربياي چون فرهاد كاظمي پيشينه غلبه بر آبيهاي پايتخت در آن را دارند و اينك كه يك مربي كاملا آشنا با وضعيت فني آبيها در نزد آنان مصدر كار است، امكان تكرار آن كار را براي سپاهان كم جلوه نميدهد.
درست است كه جاذبه بزرگ هفته اول ليگ چنان ديداري است، اما قرعهكشي به ما ميگويد كه فصل جديد حاوي مسابقههاي جذاب پرشماري است و شمار اين گونه ديدارها در همان هفته نخست هم كم نيست. غير از مس پرسپوليس كه نام آن پيشتر هم آمد، ورود تراكتورسازي و به واقع قرار گرفتن مجدد شهر تبريز در مسير ليگ و ظهور يك قطب تازه در فوتبال تهران (استيل آذين) از اينگونه جاذبههاست.
استيل آذين در هفته نخست دور از تهران و در زمين پاس همدان به ميدان ميآيد و تراكتورسازي بايد در قم با صبا مسابقه بدهد؛ اما از هفته دوم كه استيل آذين ميزبان صبا خواهد بود، حساسيتهاي مربوط به مسابقههاي اين تيم بيشتر خواهد شد و چه كسي ميتواند منكر جذابيت رويارويي تراكتورسازان با ذوب آهن اصفهان در هفته دوم در تبريز باشد.
حال چه نيكبخت واحدي براي تراكتورسازان به ميدان بيايد و مجوز اين كار را بگيرد و چه خير. امسال بوشهر هم در ليگ نماينده دارد و رويارويي تيم شاهين (پارس جنوبي) اين شهر با ملوان در هفته نخست مثل نبرد جنوبيترين تيم كشور با يكي از شماليترين تيمهاي ايران خواهد بود.
اين در حالي است كه ملوان كوشيده است ستارههاي سابقش را پس بگيرد و زيبايي فعلياش را با نوستالژي گذشته درهم آميزد و آمدن پژمان نوري به انزلي بعد از چند سال بازي در تهران نتيجه همين رويكرد است.
آخرين تيم
طي تصميمي تازه از جانب سازمان ليگ از اين پس استقلال و پرسپوليس در يك روز بازي نميكنند و بين مسابقههايشان در هر هفته از ليگ، حداقل 24 ساعت فاصله وجود خواهد داشت. دليل اين تدبير با توجه به اين كه از 2 تيم فوق يكي (پرسپوليس) فصل پيش فقط حائز رتبه پنجم ليگ شد، مشخص نيست. مگر اين كه دوستان فقط با استناد به وجود هواداران بيشتر دو تيم، در حال و هواي گذشته بسر ببرند.
عجيبتر آن كه پرسپوليس به رغم تمام هشدارها و نتايج بدي كه فصل پيش گرفت، تدبيري اساسي و جديد اتخاذ نكرده و آخرين تيمي بوده كه سرمربياش را تعيين كرد و حتي پاس همدان كه بين انتصاب يا عدم انتصاب عليرضا منصوريان به سمت سرمربي خود مردد بود، زودتر با خودش در اين زمينه كنار آمد. با اين اوصاف ميتوان را برنده معادلات پيشفصل دانست زيرا زودتر از بقيه شروع كرد و برنامه مدار بود.
ادامه چنين نگاهي زردهاي اصفهاني را اميدوار اول قهرماني ليگ هم جلوه ميدهد، اما شايد معادلات به اين آساني هم نباشد و اين كه سپاهان و استقلال به سايههاي جدانشدني يكديگر بدل شده و سرنوشتشان با هم عجين گشته است و همگان درباره آنها صحبت ميكنند، تمام حرف و سخن ليگ نباشد و بار وقايع متفاوت آن تا حدي خيرهكننده به نظر برسد. وقايعي كه اميدواريم به لحاظ كيفي نيز در سطح بالايي باشد و فقط حادثهسازي صرف نباشد و هيجان بر غناي فني نچربد.


