يک بيانيه و چند پرسش؛
وقتي فدراسيون منتقد مي شود
اغلب منتقدان و کارشناسان معتقدند، علي کفاشيان کاريزما و اتوريته اداره فدراسيون فوتبال را ندارد و از سوي ديگر، مدتهاست ظن دخالت سازمان ورزش در امور و تصميمات فدراسيون فوتبال، تبديل به يقين شده است و چه جالب که خود کفاشيان هم بارها در مصاحبه هاي خود، تلويحاً از نداشتن قدرت اجرايي حرف زده است، اما زيردستان او مي خواهند خلاف اين مسائل را به جامعه القا کنند. آيا همين دو نکته کافي نيست تا فدراسيون فوتبال هر کشوري کفايت اداره جامعه فوتبال را از دست بدهد و جاي خود را به مجموعه اي ديگر بدهد؟
کد خبر: ۵۶۱۹۰
| | 885 بازدید
قدس؛ فدراسيون فوتبال به تازگي بيانيه اي صادر کرده و به طور رسمي منتقدان تصميمات اخير اين فدراسيون را مورد انتقاد قرار داده است.
موضوع جالب اينجاست، هر وقت علي کفاشيان در فدراسيون فوتبال حضور ندارد، روابط عمومي اين فدراسيون شروع مي کند به مقابله به مثل با جامعه رسانه. چند نکته ويژه در اين ميان وجود دارد.
1 -وظيفه جامعه رسانه، نقد مسائل مربوط به حوزه هاي مختلف است و جامعه مطبوعات ورزشي هم وظيفه دارد به تصميمات و اتفاقهاي مختلف حوزه ورزش، ذره بين بيندازد و آنها را مورد نقد قرار دهد. اما وظيفه فدراسيون فوتبال چيست؟ آيا مسؤولان اين فدراسيون بايد اين همه امور مهم را رها کنند و با منتقدان مقابله به مثل کنند؟
2 -فرض کنيم اصلاً برخي نوشته ها و ديدگاههاي جامعه رسانه، چندان درست و منطقي نيست. آيا فدراسيون فوتبال بايد پاسخ هر نقد و انتقادي را بدهد يا بايد با تصميمات و عملکرد خود، در درازمدت حقانيت خود را به اثبات برساند؟ تجربه نشان داده، کساني که اثرشان چندان قوي نيست، خودشان به جاي اثرشان شروع مي کنند به حرف زدن و مقابله با منتقدان. جامعه رسانه ذاتاً بايد نقد کند و بنويسد و حرف بزند. وظيفه فدراسيون فوتبال يا هر سيستم اداره کننده ديگري، «اجرا» است، نه نقد منتقدان خود.
3 -فدراسيون فوتبال احتمالاً احساس ارتکاب خطا و البته احساس خطر کرده که تصميم گرفته نقد نويسندگان و منتقدان را به چالش احساسي بکشد، و گرنه مي توانست بيانيه خود را با ادله اصولي تنظيم و منتقدان را متوجه اشتباههايشان کند.
جامعه رسانه معتقد است، عقد قرارداد 18 ماهه با افشين قطبي و اولويت دادن به قهرماني در جام ملتها، تصميمي اشتباه و حتي «غيرواقعي» و تبليغاتي است. خب اگر فدراسيون فوتبال، اين ادعا را نمي پذيرد، دلايل خودش را مطرح کند. اين نقد شفاف و واضح، نياز به پاسخي واضح و روشن دارد، نه افتادن در جاده احساسات و دور شدن از اصل ماجرا.
4 -اغلب منتقدان و کارشناسان معتقدند، علي کفاشيان کاريزما و اتوريته اداره فدراسيون فوتبال را ندارد و از سوي ديگر، مدتهاست ظن دخالت سازمان ورزش در امور و تصميمات فدراسيون فوتبال، تبديل به يقين شده است و چه جالب که خود کفاشيان هم بارها در مصاحبه هاي خود، تلويحاً از نداشتن قدرت اجرايي حرف زده است، اما زيردستان او مي خواهند خلاف اين مسائل را به جامعه القا کنند. آيا همين دو نکته کافي نيست تا فدراسيون فوتبال هر کشوري کفايت اداره جامعه فوتبال را از دست بدهد و جاي خود را به مجموعه اي ديگر بدهد؟
5 - به نظر مي رسد، فدراسيون فوتبال دچار «فقدان استيل» شده و در هر بزنگاه مهمي، يک رويه تازه از اين فدراسيون مي بينيم که اين موضوع هم متأثر از عدم قدرت مديريت رئيس فدراسيون است. اين بار هم به جاي اينکه چند هفته مسائل مربوط به تيم ملي بررسي شود، خيلي زود با قطبي قرارداد بستند و حالا مي خواهند هرطور شده عقب نشيني منتقدان و جامعه رسانه را رقم بزنند. مشکل اما از «کنش» است، نه از «واکنش».
6 - هميشه هر واکنشي، متأثر از کنش است. نمي توانيد با ظاهر نامناسب و لباس نامرتب و موي ژوليده، مقابل آينه بايستيد و انتظار داشته باشيد با تصوير يک آدم مرتب و آراسته مواجه شويد.
7 - بهتر است، فدراسيون فوتبال اگر هم مي خواهد بيانيه اي صادر کند،آن را با نظر مساعد رئيس مجموعه رسانه اي کند تا بيش از اين نحوه اداره فدراسيون فوتبال و روابط داخلي اين مجموعه، سوژه هاي طنز و انتقادي توليد نکند. اين روند کم کم دارد خسته کننده مي شود. به هرحال تکرار، از هر نوعي و در هرجايي ملال آور مي شود. اين بازي ديگر خسته کننده شده است.
موضوع جالب اينجاست، هر وقت علي کفاشيان در فدراسيون فوتبال حضور ندارد، روابط عمومي اين فدراسيون شروع مي کند به مقابله به مثل با جامعه رسانه. چند نکته ويژه در اين ميان وجود دارد.
1 -وظيفه جامعه رسانه، نقد مسائل مربوط به حوزه هاي مختلف است و جامعه مطبوعات ورزشي هم وظيفه دارد به تصميمات و اتفاقهاي مختلف حوزه ورزش، ذره بين بيندازد و آنها را مورد نقد قرار دهد. اما وظيفه فدراسيون فوتبال چيست؟ آيا مسؤولان اين فدراسيون بايد اين همه امور مهم را رها کنند و با منتقدان مقابله به مثل کنند؟
2 -فرض کنيم اصلاً برخي نوشته ها و ديدگاههاي جامعه رسانه، چندان درست و منطقي نيست. آيا فدراسيون فوتبال بايد پاسخ هر نقد و انتقادي را بدهد يا بايد با تصميمات و عملکرد خود، در درازمدت حقانيت خود را به اثبات برساند؟ تجربه نشان داده، کساني که اثرشان چندان قوي نيست، خودشان به جاي اثرشان شروع مي کنند به حرف زدن و مقابله با منتقدان. جامعه رسانه ذاتاً بايد نقد کند و بنويسد و حرف بزند. وظيفه فدراسيون فوتبال يا هر سيستم اداره کننده ديگري، «اجرا» است، نه نقد منتقدان خود.
3 -فدراسيون فوتبال احتمالاً احساس ارتکاب خطا و البته احساس خطر کرده که تصميم گرفته نقد نويسندگان و منتقدان را به چالش احساسي بکشد، و گرنه مي توانست بيانيه خود را با ادله اصولي تنظيم و منتقدان را متوجه اشتباههايشان کند.
جامعه رسانه معتقد است، عقد قرارداد 18 ماهه با افشين قطبي و اولويت دادن به قهرماني در جام ملتها، تصميمي اشتباه و حتي «غيرواقعي» و تبليغاتي است. خب اگر فدراسيون فوتبال، اين ادعا را نمي پذيرد، دلايل خودش را مطرح کند. اين نقد شفاف و واضح، نياز به پاسخي واضح و روشن دارد، نه افتادن در جاده احساسات و دور شدن از اصل ماجرا.
4 -اغلب منتقدان و کارشناسان معتقدند، علي کفاشيان کاريزما و اتوريته اداره فدراسيون فوتبال را ندارد و از سوي ديگر، مدتهاست ظن دخالت سازمان ورزش در امور و تصميمات فدراسيون فوتبال، تبديل به يقين شده است و چه جالب که خود کفاشيان هم بارها در مصاحبه هاي خود، تلويحاً از نداشتن قدرت اجرايي حرف زده است، اما زيردستان او مي خواهند خلاف اين مسائل را به جامعه القا کنند. آيا همين دو نکته کافي نيست تا فدراسيون فوتبال هر کشوري کفايت اداره جامعه فوتبال را از دست بدهد و جاي خود را به مجموعه اي ديگر بدهد؟
5 - به نظر مي رسد، فدراسيون فوتبال دچار «فقدان استيل» شده و در هر بزنگاه مهمي، يک رويه تازه از اين فدراسيون مي بينيم که اين موضوع هم متأثر از عدم قدرت مديريت رئيس فدراسيون است. اين بار هم به جاي اينکه چند هفته مسائل مربوط به تيم ملي بررسي شود، خيلي زود با قطبي قرارداد بستند و حالا مي خواهند هرطور شده عقب نشيني منتقدان و جامعه رسانه را رقم بزنند. مشکل اما از «کنش» است، نه از «واکنش».
6 - هميشه هر واکنشي، متأثر از کنش است. نمي توانيد با ظاهر نامناسب و لباس نامرتب و موي ژوليده، مقابل آينه بايستيد و انتظار داشته باشيد با تصوير يک آدم مرتب و آراسته مواجه شويد.
7 - بهتر است، فدراسيون فوتبال اگر هم مي خواهد بيانيه اي صادر کند،آن را با نظر مساعد رئيس مجموعه رسانه اي کند تا بيش از اين نحوه اداره فدراسيون فوتبال و روابط داخلي اين مجموعه، سوژه هاي طنز و انتقادي توليد نکند. اين روند کم کم دارد خسته کننده مي شود. به هرحال تکرار، از هر نوعي و در هرجايي ملال آور مي شود. اين بازي ديگر خسته کننده شده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟