صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

پرسپوليس ۸۸، شبيه استقلال حجازى

پرسپوليس با اين شرايط چاره اى جز به خدمت گرفتن بازيكنان خارجى ندارد؛ در اين صورت آنها بايد مثل استقلال ۸۷-86 ريسك كنند و يك بازيكن خارجى به خدمت بگيرند. اينكه بازيكن خارجى در چه قواره اى ظاهر مى شود بر همه پوشيده است؛ شايد او مثل الونگ الونگ موفق ظاهر شود و شايد تبديل به سان جان اورسوويچ شود.
کد خبر: ۵۶۰۵۰
| |
1949 بازدید

پايان فصل ۲۰۰۳-2002 بود؛ كلود ماكه له له با بى توجهى مسوولان رئال مادريد از اين تيم جدا شد تا به لندن برود و پيراهن چلسى را بر تن كند. از آن روز به بعد، رئال مادريد نتوانست براى او جايگزين مناسبى پيدا كند و على رغم دراختيار داشتن ستاره هاى فراوان، با بحران مواجه شد و نه تنها در اروپا موفقيتى كسب نكرد بلكه در اسپانيا هم با مشكلات عديده اى مواجه شد.

به نوشته جوان؛ از آن روز به بعد، جامعه جهانى فوتبال متوجه يك عنصر كليدى در فوتبال شد و به اهميت هافبك هاى تدافعى پى برد؛ بازيكنانى كه كمتر ديده مى شوند اما بيشترين دوندگى را در زمين دارند. از اين دست بازيكنان، با عنوان «كارگر» نام برده مى شود كه «ماكه له له» و «پاتريك ويرا»، نمونه هاى برجسته در اين خصوص به شمار مى روند كه در فوتبال مدرن و كلاس بين المللى بدون آنها يعنى شكست!

***
حسين كاظمى كه رفت، ناصرخان گفت: «اشكالى ندارد. . . سان جان اورسوويچ جايش را پر مى كند.» وقتى ليگ شروع شد و بازى ها جلو رفت، آهسته آهسته معلوم شد كه سان جان اورسوويچ نه تنها نمى تواند جانشين حسين كاظمى باشد كه اصلا در قواره استقلال نيست.

با گذشت زمان، بازيكنان متعددى به عنوان «هافبك دفاعى» در استقلال به بازى گرفته شدند؛ از پژمان منتظرى و بيژن كوشكى بگيريد تا سعيد بيات اما هيچكدام از پس بازى ها برنيامدند و استقلال در آن فصل ركورد زد و سيزدهم شد.

وقتى ليگ آن سال به پايان رسيد، بسيارى از كارشناسان به جدايى كاظمى اشاره كردند و يكى از دلايل ناكامى استقلال را فقدان يك هافبك تدافعى قدر در خط ميانى اين تيم عنوان كردند؛ كما اينكه پس از بازگشت امير قلعه نويى، در اولين اقدام، حسين كاظمى به استقلال بازگردانده شد تا مشكل خط ميانى برطرف شود.

در واقع اين مقدمه اى بود براى ورود به بحث پرسپوليس؛ جدايى پژمان نورى و البته مازيار زارع ما را ياد استقلال فصل ۸۷-86 مى اندازد.

پرسپوليس اين دو بازيكن كليدى خود را از دست داده و در خط ميانى هنوز بازيكنى با ويژگى هاى دفاعى جذب نكرده است. با شرايطى كه در فوتبال ايران وجود دارد بعيد به نظر مى رسد كه عباس انصارى فرد از ميان گزينه هاى موجود، قادر به انتخاب هافبك دفاعى مناسبى براى پرسپوليس باشد.

آخرين اقدام پرسپوليسى ها، به خدمت گرفتن عادل كلاه كج است كه البته اين بازيكن اكنون سرباز است و ظاهرا تير انصارى فرد به سنگ خورده است. امروز شايد تمام توجهات به على كريمى و محسن خليلى معطوف باشد اما اگر عميق به مساله نگاه كنيم و فارغ از نام هاى درشت به تحليل شرايط پرسپوليس بپردازيم، بايد بگوييم كه بحران اصلى پرسپوليس در خط ميانى است.

پرسپوليس با اين شرايط چاره اى جز به خدمت گرفتن بازيكنان خارجى ندارد؛ در اين صورت آنها بايد مثل استقلال ۸۷-86 ريسك كنند و يك بازيكن خارجى به خدمت بگيرند. اينكه بازيكن خارجى در چه قواره اى ظاهر مى شود بر همه پوشيده است؛ شايد او مثل الونگ الونگ موفق ظاهر شود و شايد تبديل به سان جان اورسوويچ شود.

به هرحال پرسپوليس در شرايط فعلى چاره اى جز پذيرفتن شرايط موجود ندارد. اين اتفاقات، محصول مديريت اشتباه اين باشگاه است كه بدون سرمربى در فصل نقل و انتقالات پيش رفته است. بى ترديد عباس انصارى فرد به اندازه يك مربى درجه اول و آگاه، ضعف هاى تيمش را نمى شناسد و به همين دليل است كه تا امروز فكرى به حال هافبك هاى تدافعى جدا شده نكرده است. پرسپوليس با اين رويه چندان اميدواركننده به نظر نمى رسد و اميدواريم كه به سرنوشت استقلال فصل 87-86 مبتلا نشود.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟