توپولوف لعنتي
تابوت پرندهاي که توپولوف نام دارد، در روستايی از توابع قزوين سقوط کرد و به طور کامل منهدم شد و 169 نفري که داخل آن بودند هم به زعم سرهنگ جعفري نسب، فرمانده نيروي انتظامي استان قزوين به طور کامل سوختند و اثري از اجساد به جا نمانده.
به نوشته خبر ورزشی؛ ده نفر از اين مسافران، اعضاي تيم ملي نوجوانان جودو بودند که داشتند عازم ارمنستان ميشدند که ميخواستند اردوي مشترکي را در ايروان برپا کنند و قرار بود بيست روز بعد در مسابقات جهاني مجارستان روي تاتامي بروند. بچههايي که هنوز چند روز ديگر وقت داشتند 17 سالگيشان را ببينند، که هيچ کدامشان نديدند.
«وحيد ابراهيمي»، کوچولوي ريز نقش وزن اول، با چه مشقتي خودش را به تيم ملي تحميل کرد. «ايمان زيني وند» چقدر زحمت کشيد تا در ترکيب اصلي قرار بگيرد. «حسين بنا» را بگو که شيفته آرش مير اسماعيلي بود. «سعيد رسولي» را به ياد آوريد که مادرش با چه عشق و افتخاري او را بدرقه ميکرد. «مصطفي صباغي» را که بچه محلها خودشان را آماده ميکردند براي بازگشتش مراسم استقبال بگيرند. «يحيي باقر پور» وقتي سوار هواپيما ميشد، باز با خانوادهاش تماس گرفته بود، گفته بود چقدر دوستشان دارد.
همه رفتند، ديگر پيش ما نيستند؛ اين گلهاي نازنين، ظهر ديروز همگي رفتند پيش خدا، هر 169 نفر رفتند و 169 خانواده را خاکسترنشين کردند که نميدانند شکايت از اين فاجعه را نزد کدام محکمه بايد ببرند.
«مصيب عزيزاللهي» هم رفت که 90 کيلو بود و غيرت خالص. به او ميگفتند «مصيب ياماشيتا»، «عليرضا لشکري» در فوق سنگين که محمود ميران ميگفت روزي جاي خالي مرا پر خواهد کرد، هم رفت. «علي بهرامي» و «علي محدث» مربياني بودند که شاگردان خود را در مسابقات همراهي ميکردند، در اردوي تهران هم بودند.
آنها شاگردانشان را در سقوط دهشتناک روستاي فارسيان هم همراهي کردند. مربيان نازنين دلشان نيامد حتي در آن دنيا هم از بچهها جدا بماند. به همين سادگي که خبر را شنيديد، رفتند و درفش داغ رفتنشان را روي دل ما گذاشتند که حال همگيمان به هم ميخورد از بوي مردار اين هواپيماي مرگبار روسي.
اسم شرکت هواپيمايي را همه ميدانند که «کاسپين» است و فقط 16 دقيقه روي هوا ماند، اما همه نميدانند چرا سرمايههاي نخبه مملکت را با ايران اير نفرستاديم سفر و سفر آخرت را جايگزين سفر ايروان کرديم.
دقيقا دو روز قبل بود که طنزنويس روزنامه خبر طعنه زده بود به هواپيمايي که در مهر آباد بلند ميشوند و در سه راه آذري ميروند توي آپارتمان مردم. توپولوف لعنتي هم فقط 16 دقيقه توي آسمان بود. چه کسي ميخواهد به خانوادههاي اين بچهها تسلي بدهد. از عهده چه کسي ساخته است؟! رقباي اين بچهها که تا همين ديروز اميد به همراهي تيم را داشتند، الان چه حالي دارند و چه کسي به فکر ترميم روحيه متلاشي آنهاست.
سه سال قبل «الدار کور تانيدزه» که براي حضور در ليگ ايران، زميني از تفليس ميآمد باکو و از آنجا با هواپيما ميآمد تهران، ميگفت توپولوفها هواي خط تفليس به باکو را مسموم کردهاند و او هم هنوز قصد مردن ندارد و ترجيحا پياده ميآيد. کور تانيدزه ميگفت، حالم از توپولوف به هم ميخورد.
بيشتر وقتها مقصدي که خودت ميخواستي بروي، مسيرش را تغيير ميدهد و سر از قبرستان در ميآورد.


