چرا سازمان در برکناري انصاري فرد دو دل است؟
قدس؛ 1 - مهمترين خبري که از صبح دوشنبه روي خروجي سايتهاي خبري قرار گرفت، احتمال انتصاب حبيب کاشاني به مديرعاملي پرسپوليس بود.
2- لازم نيست حتماً انصاري فرد برکنار شود تا به عمق فاجعه پي ببريم. همين که سازمان تربيت بدني سه هفته مانده به شروع ليگ نهم، به فکر برکناري مديرعامل پرسپوليس افتاده، نشانگر نگراني از آينده پرسپوليس، در سطوح بالاي ورزش کشور است.
در همين حال عباس انصاري فرد چند روزي است خيلي مبهم و تيتروار به مشکلات ويژه باشگاهش در جذب مربي خارجي اشاره مي کند، اشاراتي که معمولاً با اين جمله تمام مي شود: «نمي توانم بيش از اين موضوع را باز کنم.»
3- مشکلاتي که مديرعامل پرسپوليس به آنها اشاره مي کند، وجود خارجي دارد و کيست که اين نکات را نداند. ما حتي در جذب سرمربي خارجي براي تيم ملي نيز بارها به مشکلات ويژه و غيرفوتبالي برخورده ايم، اما مسأله اينجاست که باشگاه پرسپوليس با پيش آگاهي از تمام اين نکات، راهبرد کلي خود را بر مبناي جذب سرمربي خارجي قرار داد. گاهي برداشتن سنگ بزرگ، عملي نمي شود.
4- همين که مديرعامل پرسپوليس، پس از چندين مصاحبه «شاد» و اميدوارانه، بدبين شده و مقابل شايعات و حرف و حديثها، واکنش دفاعي نشان مي دهد، يعني اوضاع پرسپوليس از مرحله «هشدار»، وارد مرحله «بحراني» شده است. در اين شرايط انصاري فرد نسبت به انتخاب سرمربي پرسپوليس و تصميم گيري براي کادرفني تيمش، دچار همان گرفتاري ذهني شده که سازمان ورزش نسبت به انصاري فرد پيدا کرده است.
5- مدير عامل پرسپوليس پيش خودش فکر مي کند اوضاع تيم خوب نيست و از امروز به بعد، هر کسي به عنوان سرمربي پرسپوليس انتخاب شود، در صورت ناکامي که اصلاً هم دور از ذهن نيست، مي تواند تمام تقصيرات را بيندازد گردن مديريت باشگاه. اين وسط پرداخت هزينه گزاف براي سرمربي «احتمالاً» ناکام نيز بايد در دغدغه هاي طبيعي آقاي مديرعامل لحاظ شود. در نتيجه انصاري فرد دچار دودلي و نگراني در اجرا شده؛ موقعيتي که در شطرنج به آن مي گويند «آچمز» و در فرهنگ عامه هم ضرب المثل دارد: «نه راه پس و نه راه پيش داشتن.»
اما سازمان ورزش؛ آنها هم آچمز شده اند، چه اينکه در مدت کوتاهي که تا آغاز ليگ مانده، تغيير مديرعامل نمي تواند پرسپوليس را از بن بست خارج کند. حتي حبيب کاشاني هم با مقبوليت و محبوبيت خود نمي تواند اين کشتي غرق شده را نجات دهد. پس شايد بهتر باشد انصاري فرد همچنان در پست خود بماند تا در صورت ناکامي پرسپوليس، تقصيرها گردن او بيفتد نه سازمان.
تازه آن وقت است که سازمان تربيت بدني از راه مي رسد و براي آرام کردن هواداران پرسپوليس، تغييرات کلي در بدنه مديريت اين باشگاه ايجاد خواهد کرد. در واقع هرچند سازمان اصلا دل خوشي از عملکرد انصاري فرد ندارد، اما برکناري او در شرايط کنوني، شايد کار را خراب تر هم بکند، ضمن اينکه ممکن است يک مهره خوب يعني حبيب کاشاني در دل اين تغييرات نابهنگام بسوزد.
6- نه راه پس و نه راه پيش داشتن، موقعيت غريبي است. مثل حالتي که وسط خيابان ناگهان با ماشيني روبرو شوي که دارد با سرعت از روبرو مي آيد. در اين لحظات، شايد قفل کني و بين انتخاب جهت حرکت دچار مشکل شوي و در نهايت همان جا که خشکت زده، بايستي تا ببيني چه مي شود. فوتبال ايران از اين «ببينيم حالا چه مي شود»ها زياد دارد.
7- در نهايت بيش از آنکه ابقا يا برکناري انصاري فرد اهميت داشته باشد، اين مهم است که خبر احتمال «تغيير» را مي خوانيم و مي فهميم که نه تنها انصاري فرد قفل کرده و آچمز شده، بلکه سازمان ورزش هم مانده با اين بيمار محبوب يعني پرسپوليس که روي دستش مانده، چه کار کند؟ بگذارد همين طور جان بدهد يا در حين عمل جراحي،کارش تمام شود؟ حالت سومي هم داريم؟


