وقار در عین مشکلات
در وهله نخست آدم تردید میکند که مبادا دارد به حجم اراجیفی که تاکنون درباره او نوشته شده میافزاید. شاید درباره یک بازیکن در سطح محبوبیت او حرف از دوپینگ یا چیزی شبیه آن، نوشته جفنگی به نظر برسد.
به نوشته وطن امروز؛ برای نوشتن خصیصه اصلیاش لازم نیست به کلیشهها رجوع کنید، درباره او نکات زیبا و حیرتآوری وجود دارد، پرداختن به اینکه «آله» بیش از دیگران تمرین میکند یا ضربه کاشتهزن حرفهای به حساب میآید تقریبا «راحتالحلقوم» است. همیشه دیدهایم که او آنقدر بدقلق نیست که اگر شدیدترین خطا را هم روی پایش بروند بخواهد دماغ حریف را خرد کند!
اینکه خیلیها به فرمتهای تکراری برای توصیف او روی میآورند و همه نوشتهها را دیکته شده تحویل میدهند به اين معني است كه بلد نیستند درباره او بنویسند. اگر بخواهیم به مقولهای مانند اینکه الکس در دوران کودکی زیر نور چراغهای ماشین پدرش شبها به تمرین ضربه کاشته میپرداخته یا یکی، دو ساعت زودتر یا دیرتر میتوانید او را در زمین تمرین اختصاصی یووه با یک مربی بدنسازی پیدا کنید یا اینکه به غیر از فوتبال به اسکی، گلف و ... میپردازد، دیگر مزهای ندارد.
چیزهای دیگری که باقی میماند این است که شخصیت او آنقدر پیچیدگی دارد که سخت است دربارهاش حرف عجیب و غریب بزنیم. اشتیاق مردم برای شنیدن این چیزها آنقدر زیاد است که آدم دلش نمیآید آنها را دستخالی روانه کند، اما نکتهای که میتوان از آن وام گرفت این است که الکس هم بهترین لحظههای زندگی را تجربه کرده هم بدترین را، حالا باید روی این موضوع مانور داد که در بدترین شرایط چه بازخوردی نشان داده که پیوند تاریخی ما را با صفاتی نظیر گلادیاتورها، آخرین سامورایی یا پادشگاه الکس نزدیک میسازد.
من موضوع را اینگونه شرح میدهم که او علایق بیشماری دارد و تمرکز بینظیر. هر کاری ممکن است از او سر بزند، میرود ماهیگیری و ماهی بزرگ شکار میکند. خب، شکی نیست که این کار انرژی وافر میخواهد و اگر شما چنین باشید مشکلات مزخرف را بزرگنمایی نمیکنید، همین کار سبب میشود تا ظرفیت او برای لذت بردن از زندگی آنقدر زیاد باشد که به همه اطرافیانش هم سرایت کند و هیچکس بینصیب نماند. درباره او همینقدر بس که بگویم میتواند شما را به یک مسابقه دوچرخهسواری ببرد که مو به تنتان سیخ شود. شاید بگوید اووه! چه دل خجستهای دارد وقتی خیلی راحت مارچلو لیپی روی نام او خط میکشد و هنوز مثل بچهها بالا و پایین میپرد.
این رمز «Fresh» بودن بازیکنی است که در سومین دهه حیات زندگیاش روزگار را سپری میکند. حالا بیایید با هم واژهای را پیدا کنیم تا یک دفعه همه چیز را درباره او در ذهنمان تداعی کند، من با «عشق» موافقم، هرچقدر شما در برابر این کلمه «گارد» بگیرید در زندگی با مشکل مواجه میشوید، اما الکس هنوز در اینباره «نامبروان» (Number One) است، اگر قرار باشد روزی با عشق وداع کند، فاتحه بیانکونری خوانده میشود! فکر میکنید چه چیزی سبب میشود تا او «سیرایی»از تمرین کردن ندارد؟
مشغله ذهنی او عشق است و این را در مثلث «خانواده – یووه – شخصیت» تعریف میکنم، چرا ما به او احترام میگذاریم،چون خودش عاشق شخصیت منحصربهفردش میشود! جالب شد، نه؟ باید اینطور بگویم که بیرون زمین نیز خبری از بیبند و باریهای رایج فوتبالیستها ندارد، چرا؟
چون عاشق خانواده است و در یووه که احتیاجی به توضیح ندارد. چه رنگی است این سیاه و سفید که اینچنین ستارهای پیراهنش را به تن میکند. کسانی که درباره او کنکاش میکنند هرگز با «اون چهجور آدمیه؟» تمام نمیکنند. همیشه یک سؤال دیگر هم باقی است که آن را با صدایی آهستهتر و طنیندار میپرسند؛ «حرفزدنش هم شبیه بازیها شه؟» بله همانطور که حرف میزند، بازی میکند باوقار و شکیبا. به همین دلیل است که کسی نمیتواند واژهای که به ابتذال تزئین شده را به الکس نسبت دهد. پس میتوان نتیجه گرفت اتهامات «زدنک زمان»[مربی آنوقت رم] که به او برمیگشت، خزعبلاتی بیش نیست.
خب، همه این توصیفات مرا به نقطهای میرساند که دلم میخواهد برای او بنویسم. واژه «عشق» را همیشه باید با لغتی به نام شجاعت درآمیزید تا مثل معجون شود، عشق سبب میشود تا با شجاعت به کارت ادامه دهی. یادم میآید در یکی از سایتهای ایتالیایی خبرنگاری از «آله» پرسید؛ «تعریف شما از دل و جرأت چیست؟» او با همان لبخند همیشگی میگوید: «وقار در عین مشکلات»، این نوع وقار خود اوست که ضمیمهاش عشق و شجاعت خواهد بود. به نظرم مشکلات را مفت و مجانی به آدم میدهند ولی اگر توانستی «وقارت» را حفظ کنی برندهای!
احساس شبیه پادشاهان
میتوانست به ورطهای بغلتد که کاناوارو و زامبروتا غلتیدند؛ یعنی از یووه کوچ کند و پس از دلزدگی دنیای حرفهای دوباره سودای پوشیدن پیراهن سیاه و سفید را سردهد یا شاید هم مجبور باشد برای اینکه در چشم هواداران خار نشود به تقلا کردن بیفتد. نه، او با آن شخصیت کاریزماتیکش هیچگاه میان مرز دوگانگی دیگر ستارههای ایتالیایی سرگردان نشد.
برای همین است که قبل از نوشتن این مقاله ترجیح میدهم به جای خواندن کتاب «کیمیاگر» اثر پائولوکوئیلو یا لذت دیدن «DVD» رویای آریزونا، وقتم را روی تماشای فیلمهای ویدئويی آرشیو شده از«آله» بگذارم تا در نهایت دریابم بازی او کاملا آرام است مثل یک سایه؛ البته بعضی وقتها در عین حال دراماتیک.
او را با خشم و فریاد از نوع گاتوزو و ماتراتزی یا دلبری از نوع توتی و نستا به یاد نمیآورم. وی را بیشتر با شکیباییاش شناختهایم. پرحرفی نمیکند و جا را برای تاخت و تاز دیگران باز میگذارد. رازی در او جاری است که با آن میتواند در عین آرامش مفرط واکنشهای تندی هم ایجاد کند(مثل پرت کردن کاپشنش بعد از تعویض)، نوعی ایهام که هوادار را به چالش میکشاند، ته رنگی از غم و اندوه، عشق و غرور در نحوه حرکتش در زمین قابل تشخیص است که ما را به کنکاش برای دلایل آن فرا میخواند.
اما نکته اصلی اینجا نهفته که آلكس به بازیش اصالت بخشیده و احساسش را به همراه همان ایهام بیرون میریزد و آن را به عنوان ادا یا چیزی که احساسش را پر رنگ و لعاب کند به بازی اش اضافه نکرده، برای همین میگویم کمی باید در دیدن بازیهای چند دهه اخیر دقت کنیم. تنها چیزی که سایه روشنش به وضوح دیده میشود مدل«ریش»هایش است، حالا هم که به خطریش چکمهای رسیده، خب، این فرمت جزو خصوصیات و میمیک صورت او است!
من عاشق بازیهای صامت او هستم، برای همین ترجیح دادم تا رویای آریزونای «جانیدپ» را به او نسبت دهم، چون احساس میکنم بسیاری از فصلهای این فیلم بازی صامت و جنونآمیز جانیدپ را به تصویر میکشد؛ همان چیزی که «آله» در زمین به اجرا میگذارد. من این موضوع را همان رمز جوان ماندنش میدانم، نه اینکه به قول ساختارهای کلیشهای بعضیها تنها راز موفقیتش را در تمرین، تعصب و ... از این قبیل تعریفها بدانم، نه، چیزی که دیگران از درکش عاجزند این است که او «کودک صفتترین»
بازیکن این عصر است. طی يكدههاي که میشناسمش به شکلی باورنکردنی ولو با رسیدن به مرز 34 سالگی هنوز جوان مانده، این همان فاکتوری است که موجب میشود تا شما او را در قامت یک پادشاه مشاهده کنید؛ بله، او یک پادشاه است و شما با دیدن تصویر او به احساس خود ایمان میآورید.
الکس به چه میاندیشد؟
در هتلی ساده اما بسیار زیبا و در نزدیکی سواحل بندر ناپل به ساحل مینگرد. چه کسی میداند او به چه میاندیشد. شاید او به روزهای باشکوه و زیبای گذشته و آینده درخشانتر فکر میکند، به پیروزیهایی به یادماندنی با پیراهن سیاه و سفید یووه و با بازوبند کاپیتانی که حکم اسطوره بودن را نزد مجموعه بیانکونری نشان میدهد.
از بالکن هتل با عینکی در چشم به اطراف مینگرد تا خود را آماده مراسم خیریه و سپس سفر هوایی به تورینو کند تا در مراسم معرفی پیراهن جدید یووه شرکت کند. در چهره او شکوه خاصی دیده میشود شاید او به یاد 10 سال پیش افتاده، سالیانی که او هنوز پینتوریکیو نبود اما تبدیل به آن شد.
درست در زمانی که یوونتوس، یوونتوس بود با این حال در بحرانیترین شرایط نیز دست از پیراهن یوونتوس نکشید و این تیم بزرگ را رها نکرد. الکس تمایلی به صحبت کردن درباره فوتبال ندارد اما خبرنگاران او را رها نمیکنند بنابراین پیش از اظهار نظر درباره فصل آتی، یادآوری خاطرات گذشته و حضور در شهر ناپولی زیباتر و جذابتر به نظر میرسد.
کاپیتان الکس میگوید: همواره بازگشت به ناپولی برای من جذاب و خوشایند است. به این شهر و شهروندانش علاقهای خاص دارم و امسال یک مربی اهل ناپولی مرا هدایت خواهد کرد. همچنان کاناوارو نیز حضور دارد بنابراین ناپولی دیدی خاص به یووه خواهد داشت.
در حال آغاز فصل هستیم و تمرینات آمادهسازی بزودی آغاز میشود مطمئنا رویاهای زیادی در سر دارم. نیاز داریم بهتر و قدرتمندتر از فصل گذشته کار کنیم و بهتر شویم. با جذب مهرههایی ارزشمند و فانتزی توان ما بسیار بیشتر است. هدف نخست من در کنار یووه نتایج درخشانتر نسبت به گذشته است.
او در برابر این سوال که کاناوارو به قدرت اینتر اشاره میکند، گفت: امیدواریم که چنین نباشد اما مطمئن باشید ما یوونتوس هستیم و میخواهیم بهتر حرکت کنیم، بهتر از فصل گذشته و تا پایان راه با قدرت پیش برویم و در پایان بر سکوی نخست بیاستیم، یقینا. پینتوریکیو که همچنان به یاد درخشش و شب به یادماندنی برنابئو است در پاسخ به این سوال که کاناوارو شما را به یاد چه میاندازد، گفت: او میتواند برای ما ارتباطی دیگر با رئال را یادآوری کند.
کاپیتان به مربیگری چیرو فرارا دوست و همبازی گذشته خود نیز اشاره میکند: او یک همبازی استنثایی بود، درباره فرارایی که یک بازیکن بود میتوانم صحبت کنم اما درباره فرارایی که مربی است نمیتوانم چون شناخت کافی ندارم. او را بزودی کشف خواهیم کرد درست مانند یوونتوس که بزودی با خصوصیات همیشگی و ویژهای کشف خواهد شد.
امیدواریم که بازگشت زیبا و خوبی باشد و پیروز شویم و نمایشهای مناسب و مقتدری ارائه دهیم و در نمایشهای مان شکوه و قدرت یووه نمایان باشد. وی تاکید کرد که تعادل و هماهنگی در تیم یووه میتواند بیش از گذشته حضور داشته باشد.


