بمب ساعتي در مادريد
1 ) اين روزها ايام به کام هواداران سينه چاک رئال مادريد است.
به نوشته قدس؛ خريدهاي دانه درشت، يکايک از راه مي رسند. پس از جذب ستارگان بزرگي همچون رونالدو، کاکا و بنزما، همچنان خبرهايي در مورد احتمال پيوستن ريبري يا آلونسو به غول مشهور اسپانيايي به گوش مي رسد که مي تواند گوياي عطش وصف ناپذير بنيانگذار کهکشاني ها - فلورنتينو پرس- براي يکه تازي در فصل نقل و انتقالات باشد. اکنون، هر مربي بزرگي در دنياي آرزو مي کند وارث جاه طلبي هاي پرس باشد و رختکن مملو از ستاره برنابئو را تحويل بگيرد؛ گو اينکه اين مربي به ظاهر سعادتمند انتخاب شده و قرعه به نام «مانوئل پيگريني» شيليايي افتاده است. با صرف مبالغ هنگفت در بازار تابستاني فوتبال و صيد خيره کننده شاه مهره هاي سرشناس، از هم اکنون مي توان روي موفقيت رئال شرط بست، اما آيا زندگي در حقيقت نيز همين قدر براي مادريدي ها شيرين خواهد بود؟!
2 ) دردسر بزرگ، درست از زماني آغاز مي شود که جنس سرمربي برگزيده براي رئال مادريد، با جنس يارگيري اين تيم در فصل نقل و انتقالات همخواني ندارد.
در واقع پيگريني، مردي آرام و تئوريسين است که در بزرگترين موفقيت کارنامه اش، مجموعه اي از متوسط ها را به جرگه مدعيان لاليگا افزوده و از ويارئال، تيمي قلدر و رقيبي محترم ساخته است. او متخصص سر و کله زدن با بازيکنان بي ادعا و معمولي و تبديل ساختن آنان به ستاره هايي کم حاشيه و توانمند است. زيردرياييهاي ال مادريگال، در تمام سالهاي اخير با الهام گرفتن از شخصيت سرمربي شان، تيمي يک دست و موقر بودند که در زمين مسابقه، حرفهاي فراواني براي گفتن داشتند. اين همه، درحالي است که اصولاً فضا و اتمسفر حاکم بر باشگاه رئال مادريد، تفاوتهاي بسيار زيادي با روحيات پيگريني دارد.
جو برنابئو، کاملاً لوکس است و اين فضا با استخدام سوپراستارهاي مشهور اخير، مسلماً تشديد هم خواهد شد. آيا نظريه پرداز جنتلمن آمريکايي، تاب سازگاري با اين محيط را دارد؟
3 ) به کريستيانو رونالدو نگاه مي کنيم. او را جواني مستعد و جوياي نام مي يابيم که در ليگ پرتغال توپ مي زند، اما به مدد تيزهوشي غريزي و بي نظير فرگوسن به اولدترافورد- تئاتر رؤياها- راه مي يابد. پيرمرد حتي پيراهن شماره 7 بکام را هم بر تن او مي پوشاند تا علاوه بر نشان دادن اوج اعتماد خود به وي، مقدمات هرچه زودتر «بزرگ» شدن کريس را هم فراهم کند.
رونالدو در مکتب مرد اسکاتلندي پله هاي موفقيت را يک به يک بالا مي رود، اما هم او، در روزهاي پاياني حضورش در انگلستان حسابي دردسرساز مي شود.
هواداران فوتبال براي مدتها مسأله ساز شدن رونالدو در داربي منچستر را از ياد نخواهند برد، يا فراموش نمي کنند جوانک پرتغالي، چگونه بعد از ناکامي در فينال ليگ قهرمانان، تاکتيکهاي فرگوسن در برابر بارسا را به باد انتقاد گرفت. آقاي 90 ميليون يورويي، با چنين کاراکتري گام به برنابئو مي گذارد و از هم اکنون مي توان ساعت شني را برگرداند و به انتظار جنجالهاي ويرانگر او در اسپانيا هم نشست !
4 ) خريد ستاره هاي بسيار گرانقيمت، همواره يک ريسک بزرگ ديگر را هم در دل خود دارد. سه صيد درشت پرس در فاز هجومي، حدود 200 ميليون دلار براي رئال آب خورده است.
ترديدي وجود ندارد که تحت هر شرايطي و در صورت بروز ناکامي احتمالي هر يک از اين سوپر استارها، جو منفي بسيار بزرگي اطراف تيم فني و مديريتي را گرفته و انتقادها، بسيار زودتر از آنچه انتظار مي رود آغاز خواهند شد.
هر يک از هزاران تماشاگري که براي حضور در مراسم معارفه ستارگان جديد مادريدي بليت صد دلاري خريده است، مي تواند وزنه سنگيني باشد که توقعات را از تازه واردها بالا مي برد و کار آنان را سنگين تر مي کند. اين ريسک را نبايد هرگز فراموش کرد.
5 ) شايد اگر مربياني همچون مورينيو يا اسکولاري براي راهبري چنين منظومه پرستاره اي برگزيده مي شدند، احتمال کاميابي رئال بالاتر مي رفت، اما پيگريني...
بايد به انتظار آينده نشست؛ آينده اي موهوم و پرحادثه!



