بازيکنان منچستريونايتد از اسطوره هايشان گفتند؛
مريداني که مراد شدند
برباتوف از پدرش به عنوان يکي از سه قهرمان دوران حرفه يي خود نام مي برد؛ «ايوان برباتوف در رشد من نقش زيادي داشت. فن باستن و آلن شيرر را الگوي خودم مي دانستم. شنيدن نام اين دو بزرگ توصيف دلايل بزرگي آنها را غيرضروري جلوه مي دهد. هرگز نمي خواستم از نوع بازي آلن و مارکو تقليد کنم زيرا اعتقاد داشتم يک مهاجم بزرگ فقط از استيل خاص خودش پيروي مي کند. هميشه بايد خودتان باشيد.»
کد خبر: ۵۵۲۷۵
| | 1659 بازدید
مي گويند اگر نمي تواني رهبر خوبي باشي حداقل رهرو خوبي باش. در فوتبال، ورزشي که به خاطر ذات عامه پسند خود زير ذره بين هزاران هزار عاشق قرار دارد، روند قهرمان سازي خيلي سريع تر از ساير پديده هاي دنيا شکل مي گيرد. بهنوشته اعتماد و به نقل از تایمز؛ نوجوانان زيادي به عشق يک يا چند شخصيت خاص ديوار اتاق شان را با عکس کاغذديواري مي کنند و اين وظيفه قهرمان را سنگين مي کند. او دو راه دارد؛ قهرمان باشد يا حداقل مقلد اسطوره يي خاص باقي بماند.
منچستريونايتد به عنوان پرهوادارترين تيم انگليس در اتاق هاي نوجوانانه، مشتريان پر و پا قرصي دارد. رونالدو امروز در حالي مي شنود پوسترش نصب العين فلان هوادار شده که خود روزي براي به دست آوردن آخرين تصاوير اسطوره دوران کودکي انواع سختي ها را به جان مي خريد. تايمز در مطلبي ممهور به مهر «اختصاصي» به تحقيق درباره قهرمانان دوران کودکي بازيکنان و مربي فعلي منچستريونايتد پرداخته است. سرالکس فرگوسن روزگاري دنيس لاو را مي پرستيد و لابد چون رهرو خوبي نام گرفت، برازنده رهبري شد.
لاومن
فرگي در توصيف علاقه اش به بازيکن سابق منچستريونايتد گفت؛ «وقتي براي اولين بار بازيکن محبوب دوران گذشته ام را ديدم، هيجان زده شدم. قرار بود او همراه تيمش در پاريس به ميدان برود. باورنکردني بود. حتي موفق شدم چاي را کنار دنيس لاو بزرگ بنوشم. براي من او نمونه کامل يک اسکاتلندي موفق است. شجاعت، سبک خاص و شيوه رهبري از لاو يک اسطوره درست و حسابي ساخت.» جاني اونز به نسل فعلي تعلق دارد و به همين دليل ما خيلي خوب قهرمان او را مي شناسيم. دلايل اونز براي دوست داشتن روي کين را بخوانيد؛ «80 درصد طرفداران تيم رويايي منچستريونايتد در دهه 90، کين را يک ابراسطوره مي دانستند. نه فقط به خاطر سبک بازي بلکه به دليل برخوردار بودن از کاريزمايي خاص، او را بازيکن متفاوتي يافتم. اين رهبر بزرگ در بازي برگشت مرحله نيمه نهايي فصل 1999 - 1998 ليگ قهرمانان يک تنه سرنوشت را عوض کرد. آن زمان 11ساله بودم و خوب به ياد دارم پس از تکميل سه گانه منچستريونايتد در بلفاست چه غوغايي به وجود آوردم. کينو آن سال زحمات زيادي متحمل شد. فقط حيف که به خاطر محروميت فينال را از دست داد.» گري نويل يکي از صاحبان قبلي بازوبند کاپيتاني منچستريونايتد را برمي گزيند؛ «برايان رابسون همه فاکتورهاي يک بازيکن منچستريونايتد را در اختيار داشت. اکنون وقتي به فيلم بازي هاي او مي نگرم متوجه مي شوم چقدر راحت زمين را زير پا مي گذاشت و چگونه به سادگي آب خوردن تور دروازه ها را به لرزه درمي آورد. براي موفقيت يک تيم بازيکنان چندکاره يي مانند اسکولز، گيگز و کانتونا ضروري هستند اما چنانچه مي خواهيد رشد کنيد، فقط به برايان رابسون احتياج داريد. عاشق او بودم و تمرين هايش در پيشرفت من نقش بسزايي داشت.» جان اوشي مطابق انتظار از يک هموطن ايرلندي نام مي برد؛ «پل مک گراث ستاره يونايتد بود اما در ايرلند هم به اندازه کافي مسلط عمل مي کرد. او در خط مياني به سبکبالي روزهاي حضور در دفاع ظاهر مي شد. پل علاوه بر استعداد درخشان، شاگرد خوبي هم بود و هميشه و در همه حال شوق يادگيري را با خود داشت. تسلط مک گراث روي توپ عجيب به نظر مي رسيد. او براي من يک بازيکن ويژه به حساب مي آمد.»
کلوپ هواداران مارادونا
ريو فرديناند، کارلوس تبس و وين روني ديوانه مارادونا هستند. ريو مي گويد؛ «به عشق مارادونا فوتباليست شدم. اولين خاطرات من از فوتبال به وسيله شاهکارهاي او شکل گرفت. عاشق تماشاي آرشيو کامل فيلم هاي مارادونا هستم. اسطوره آرژانتين در عرصه تيمي و فردي يک سر و گردن بالاتر از همتايانش بود. او سال گذشته به تمرين ما سر زد. نزديک بود از شوق ديدار مارادونا اختيار از کف بدهيم. همه ما بايد راه ال ديه گو را طي کنيم؛ همه ما. دست دادن و عکس يادگاري با سرمربي تيم ملي آرژانتين يکي از بهترين روزهاي زندگي مرا ساخت.» تبس بايد هم بهترين بازيکن قرن را بستايد؛ «تماشاي فيلم بازي هاي مارادونا جنون مرا در پي داشت. به نظر همه آرژانتيني ها، مارادونا بزرگ ترين بازيکن تاريخ فوتبال است. خانواده من با او و خانواده اش رابطه مستحکمي دارند. اولين بار پس از تساوي 2 - 2 بوکا جونيورز مقابل سن لورنزو، ديه گو را از نزديک ديدم. چه مي توانم بگويم. ديدار با اسطوره دوران کودکي لذتي وصف ناپذير دارد.» روني ضلع سوم دوستداران مارادونا هم گفت؛ «مارادونا بازيکن مورد علاقه من است. بارها فيلم بازي هاي او را ديده ام و بايد بگويم عاشق سبک بازي اين اعجوبه شده ام. به راستي «آرماندو» بهترين بازيکن تاريخ فوتبال است.»
يک ليورپولي، اسطوره اسطوره من يو
رايان گيگز باسابقه ترين بازيکن تاريخ منچستريونايتد علاوه بر مارادونا، بارنز ليورپولي را هم مي ستايد؛ «هميشه چپ پاها را دوست داشته ام و به همين دليل عاشق دو تن از بهترين آنها به نام هاي مارادونا و جان بارنز شدم. در دهه 80 هر مصاف با ليورپول عذابي عظيم براي من بود چون ما هم پست بوديم و او بايد مهار مي شد. بارنز در اواخر دهه 80 هيجان انگيزترين بازيکن بريتانيا نام داشت. مارادونا هم به خاطر آن گل فوق العاده به انگليس (شاهکاري که حاصل دريبل پنج بازيکن سفيدپوش بود) در قلب من جاي گرفت.» اندرسون عاشق ريوالدو بود؛ «تکنيک، دقت پاس ها و قدرت بدني ريوالدو را از سايرين متمايز جلوه مي داد. البته بعدها رونالدينيو نيز به دليل تسلط بر توپ اسطوره من شد. اين دو نفر در کار با توپ متبحر نشان مي دادند و مطمئنم در تاريخ جايگاه ويژه يي دارند.»
داسيلوا، کارلوس را مي پسندد
رافائل داسيلواي کروات کارلوس را دوست داشت؛ «قد کوتاه او باعث عدم درخشش و محروم شدن از هنرنمايي در سه جام جهاني نشد. برزيلي ها در درازمدت نمي توانند اروپا را تحمل کنند اما کارلوس واقعاً يک استثنا بود.» فلچر نام ردوندو را فرياد مي زد؛ «اين هافبک بزرگ در روزهاي نوجواني من هميشه درخشان ظاهر مي شد. هوش، قدرت کنترل و پاس هاي دقيق از ردوندو بازيکن ويژه يي ساخت. چه در حمله و چه در جنگ هاي تن به تن فرناندو يک عامل کارگشا بود.« فن درسار اسطوره يي نداشت اما فن باستن را مي ستاييد. فاستر ذخيره نشين او به اين دلايل پيتر اشمايکل را الگو قلمداد مي کرد؛ «پيتر کبير يک سر و گردن بالاتر از ساير سنگربانان بود و اساساً در نحوه دفاع از دروازه سبک جديدي به وجود آورد. يکي از چند صد دفع زيباي مرد دانمارکي مقابل ضربه ايوان رامورانوي اينتري شکل گرفت. اشمايکل جادو در آستين داشت.» ماکدا، فن باستن و زلاتان را دوست داشته و دارد؛ «هر دو بازيکنان خوب و پا به توپي هستند. آنها را بهترين مهاجمان تاريخ فوتبال مي دانم چون از سبک مورد علاقه ام (قدرت بدني و سرسختي) پيروي کرده و مي کردند.»
به نام پدرم
برباتوف از پدرش به عنوان يکي از سه قهرمان دوران حرفه يي خود نام مي برد؛ «ايوان برباتوف در رشد من نقش زيادي داشت. فن باستن و آلن شيرر را الگوي خودم مي دانستم. شنيدن نام اين دو بزرگ توصيف دلايل بزرگي آنها را غيرضروري جلوه مي دهد. هرگز نمي خواستم از نوع بازي آلن و مارکو تقليد کنم زيرا اعتقاد داشتم يک مهاجم بزرگ فقط از استيل خاص خودش پيروي مي کند. هميشه بايد خودتان باشيد.» پارک جي سونگ کره يي گفت؛ «به دونگا مي نگريستم چون هم پست من بود. اگر او در زمين حضور داشت، هم تيمي هايش پيروزي را در دسترس مي ديدند. مايلم شيوه تهييج کننده سرمربي فعلي برزيل را در زمين پياده کنم. او را از آن يونگ هوان هم بيشتر دوست دارم.» ولبک چند سال پيش در سوداي تبديل شدن به يک آنري ديگر روزگار سپري مي کرد اما حالا سبک کاکا، روني و رونالدو را مي پسندند و بالاخره مايکل کاريگ که توامان براي بردسلي، گاسکوئين و رايت فرياد مي کشيد؛ «به چند دليل مختلف قهرمانان گوناگوني داشتم. بازي بردسلي در نيوکاسل محبوبم را مي پسنديدم و گاسکوئين را بازيکني شگفت انگيز خطاب مي کردم. گل ها و شادي هاي رايت روزهاي خوب مرا مي ساخت. در واقع هيچ نکته يي را جالب تر از سبک خوشحالي پس از گل رايت نمي يافتم.»
نيچه مي گويد شاگردي که استاد نشود بر منزلت استادش نمي افزايد و قانون فوتبال مي گويد رهرويي که رهبر نشود، ارزش رهبرهاي قبلي را کم مي کند،
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


