ابطحي: تحريم انتخابات، هديه بزرگ اصلاحطلبان به محافظهكاران
سيدمحمد علي ابطحي، عضو مجمع روحانيون مبارز در يادداشتي نوشت: اصلاحطلبان حتي با معرفي افراد ناشناس بايد در انتخابات شرکت کنند.
خبرهايي که از ستادهاي اجرايي و نظارت ميرسد چنانچه پيشبيني ميشد، حکايت از رد صلاحيت گسترده حزبي و جناحي جريان اصلي اصلاحطلبي دارد. دستكم چنانچه معلوم شده است افراد نامدار مورد علاقه و شناخت مردم در سطح گستردهاي حذف شدهاند. طراحان اينچنين وضعيتي، حامل اين پيام براي اصلاحطلبان هستند که اجازه ورود دوباره به حاکميت و قدرت به هر شکل ممکن به آنها داده نخواهد شد. اين پيام توسط سطوح گوناگون و با مضامين گوناگون از سوي دستاندرکاران حکومت در چند ماهه اخير داده شده است. نخستين گام جدي براي رسيدن به اين هدف نيز در رد صلاحيتها جلوه کرده است. راههاي بعدي هم البته هست، اما بهترين پاسخ و هديهاي که محافظهکاران براي در دست داشتن يکپارچه حاکميت در انتظار دريافت آن هستند، تحريم انتخابات توسط جناح اصلاحطلب و طبعا بسياري از مردم است که راه را براي ورود اقتدارگرايان به مجلس هموار ميکند و زمام قدرت را در دست آنان باقي نگه ميدارد. اين در حالي است که خود جريان محافظهکار، به خوبي ميداند که به دليل مشکلات فراوان سياسي و اقتصادي و اجتماعي و ناکامي دولت در حل مشکلات کشور، شرايط براي رأي آوري اصلاحطلبان از هميشه بهتر و آمادهتر است.
محافظهکاران هم فهميدهاند که مردم در اين دوره به چند دليل اقبالي به ليست آنان نخواهند داشت و اگر اصلاحطلبان با تابلوي حمايت چهرههاي محبوب و مورد علاقه همچون آقاي خاتمي و ديگر بزرگان اصلاحات در صحنه حاضر شوند و از کانديداهايشان پشتيباني کنند، رأي چشمگيري خواهند داشت:
1ـ خيليها که در انتخابات قبلي، سخت از تحريم طرفداري ميکردند، فهميدهاند که تحريم، نتيجهاي جز به قدرت رساندن محافظهکاران ندارد. به نظر ميرسد شمار قابلتوجهي از تحريميها از اين ديدگاه خود برگشته باشند، که اگر چنين باشد، معادله رأي به نفع اصلاحطلبان تغيير جدي خواهد کرد. آدمهاي بيهويتي هم که در اين سالها منتظر کمکهاي خارجي بودند، حتما تاکنون فهميدهاند که در جهان، هيچ دولت قدرتمند و يا حتي ضعيفي به فکر مردم کشورهاي ديگر نيست و مصلحت هر مردمي با رأي و نظر خود آن مردم حتما رقم خواهد خورد.
بيگانگان در هيچ جاي دنيا،جز نکبت و اوارگي براي هيچ ملتي به ارمغان نياوردهاند. اين را آمريکاييها بهتر از ديگران ميدانند که در آستانه انتخابات از جريان اصلاحطلبان دنيا حمايت ميکنند تا محافظهکاران زمينه رأي بهتري داشته باشند.
2ـ عده فراوانتري که در جامعه سياسي نيستند و مباحث معيشتي براي آنان از اهميت اول برخوردار است و خيليهاشان به همين اميد حتي به احمدينژاد براي زندگي بهتر و راحتتر رأي دادند، وقتي نتيجه رفتار دولت را در زندگي شخصي خود و معيشت خود ديدهاند و تورم و گراني را حس کردهاند، بسيار علاقهمندند در روند تصميم گيريهاي کلان تغييري بدهند و کشور را از اين مشکلات نجات ببخشند. به همين دليل، به ليستي غير از ليست وابستگان به جريان طرفدار دولت و اصولگرايان و محافظهکاران گرايش پيدا کردهاند. براي آنان نامها مهم نيست. تغيير روش و جهت و شكست آنان در انتخابات پر اهميت است.
3- شايد در داخل گروههاي اصلاحطلب، تأکيد بر افراد حزبي، پراهميت باشد و وقتي افراد حزب و جريان آنان تأييد نشده باشند، قصد قهر کردن و به هم ريختن ميز را داشته باشند، اما چنانچه اشاره رفت، اين حساسيت مردم نيست. بايد جريانات سياسي اصلاحطلب اين ظرفيت را داشته باشند که به عنوان پيشگامان جامعه، هديه ارزشمند قهر و تحريم را که جناح محافظهکار با کم شدن تعداد رأي دهندگان و پيروز شدن آنها با رأي سنتي که در اختيار دارند، به آنها تقديم نکنند. اين خواست عمومي مردم از جريانات اصلاحطلب است.
4ـ انتخابات مجلس قطعا تعيين کننده رياستجمهوري است. نبود اصلاحطلبان در انتخابات مجلس، به از دست دادن کرسي رياستجمهوري ميانجامد. پس حضور در انتخابات مجلس، در حقيقت آمادگي براي حضور در انتخابات رياستجمهوري است؛ اين را بايد جريانات سياسي مورد توجه فرار دهند.
5ـ به نظر ميرسد مردم واقعيات موجود در کشور را فهميده و لمس کردهاند. اين بار توقع حداکثري ندارند. صرف حضور افراد ديگري غير از مجموعه حاميان سياستهاي مشکلآفرين جناح راست، در مجلس شوراي اسلامي نياز مقطعي آنان است.
با اين مقدمات، وقتي خيليها در مجموع جريان حاکم بارها با زبانهاي ديپلماتيک و غير ديپلماتيک اعلام ميکنند که نبايد اصلاحطلبان در اين انتخابات به قدرت برسند، جريان اصلاحطلبي نيز بايد با هوشمندي کامل، راه را بر اين خواست اقتدارگرايان سد کند. معناي کار سياسي و همراهي با مردم اين است. اعتراضات فراگير به رد صلاحيتهاي اصلاحطلبان، اصلي است مقبول و همه هم اعتراض کردهاند. اما اعتراض کوتاه مدت و بيتوجهي محافظهکاران و به دست آوردن قدرت، رسم ديرين اين سالها در آستانه انتخابات شده است.
بنابراين، راه پيشنهادي اين است که اصلاحطلبان همه تلاش خود را براي بازگرداندن چهرههاي سرشناس خود از طريق گفتوگو، لابي، و از مسير تنگ و مشکل مباحث قانوني انجام دهند، اما اگر نتيجه نداد که معمولا نتيجه نميدهد، در سراسر ايران غير از سرشناساني که احتمالا تأييد صلاحيت شده باشند، از ميان افراد ناشناس هم که شده ليست کاملي که تنها وابسته به جناح مقابل نباشند و حداقل اصول اصلاحطلبي را داشته باشند، برگزينند و به مردم معرفي نمايند. البته اين کار ممکن است که در مواردي به دلبل نبود شناخت مردم و نبودن رسانه آرا را کم کند، اما وحدت اصلاحطلبان ميتواند تا حدودي اين مشکل را جبران کند و مهمتر آن که به اقتدارگرايان ثابت کند بهرغم همه مشکلات ناشي از ردصلاحيتهاي غير جوانمردانه و جناحي و نارضايتي از حضور اصلاحطلبان در انتخابات، اصلاحاتيها در پاسخ به خواست عمومي مردم، صحنه را براي محافظهکاران خالي نميگذارند و براي آينده ايران در اين شرايط خطرناک تن به تحريم و کناره گيري از انتخابات که خواست آنان است نخواهند داد. تحريم و دلزدگي و شرکت نكردن در انتخابات، کادوي گرانقيمتي است که مردم و اصلاحطلبان در هيچ شرايطي نبايد به آدرس دفتر محافظهکاران پست کنند. تحريم و کنارهگيري آسانترين راهي است که مردم توقع ندارند به جاي راه سخت مقاومت و اصلاح نظام از درون به آن راه ساده و راحت تن بسپارند و مهمتر آنکه با اين کار، راه را براي به دست آوردن کرسي رياستجمهوري که در تعيين و تغيير سرنوشت مردم درد کشيده ايران، يک ضرورت انکار ناپذير است، باز ميکنند.


