چرخاندن فلش داعش به سمت ايران / مأموریت سخت حتی برای هاشمی
موضوع انتخابات و تغییرات استانداران در کانون توجه روزنامه های امروز است، حال آنکه ادعاهای بابک زنجانی در دادگاه و همچنین موضوع داعش و احتمال خرابکاری در ایران از دیگر موضوعات مهم امروز بوده است.
در ادامه میتوانید روایت تابناک از مهمترین مطالب روزنامههایی پنجشنبه 28 آبان ماه را مرور کنید.
«روزنامه ایران» در گزارشی با عنوان «راه دشوار <همگرایی> اصولگرایان» می نویسد: « شماری از اصولگرایان از سال گذشته کوشیدهاند چالشها را کمتر و نیروهای این جریان را به هم نزدیکتر کنند. شاخصترین این تلاشها از سوی سیدرضا تقوی، عضو ارشد جامعه روحانیت صورت گرفت. وی چند ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری از گلایه و دلخوری آیتالله مهدوی کنی از حرف ناشنوی اصولگرایان خبر داد و مأموریت یافت برای «تحبیب قلوب» نیروهای این جریان تلاش کند. تلاشی که به برگزاری چند همایش در تهران و برخی شهرستانها انجامید و به اعتقاد ناظران، اصلیترین خروجیاش ورود «پایداری» از حاشیه به بدنه اصولگرایان بود. نشستهای پرشمار «مؤتلفه اسلامی» قدیمیترین حزب اصولگرا با «جمعیت ایثارگران» و نو اصولگرایان «پایداری»، حضور پررنگ «پایداری»ها در همایش اصولگرایان و در نهایت ایده تشکیل «شورای فقها» متشکل از آیتالله موحدی کرمانی دبیرکل جامعه روحانیت، آیتالله محمد یزدی دبیرکل جامعه مدرسین و آیتالله مصباح یزدی از قرابت طیفی از اصولگرایان سنتی به ضلع جدید خبر میداد. هر چند به نظر میرسید اوضاع حداقل در یک سوی اردوگاه اصولگرایی بخوبی پیش میرود، اما سه خبر نتیجه این تلاشها را با تردید مواجه کرد. خبر نخست تقسیمبندی فعالیتهای انتخاباتی میان جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. در شرایطی که شماری از اصولگرایان این گونه القا میکردند که «سه آیتالله» بر سر موضوعهای انتخاباتی متفقالقول هستند، اما سخنگوی «جامعه روحانیت مبارز» اوایل ماه جاری اعلام کرد که «جامعه روحانیت مبارز» روی انتخابات مجلس شورای اسلامی و «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» روی انتخابات مجلس خبرگان رهبری تمرکز خواهند کرد. خبری که هم میتوانست به معنای «تقسیم کار» باشد و هم به معنای «کنار کشیدن جامعه مدرسین» از داستان «وحدت» و انتخابات مجلس شورای اسلامی. هرچند مصباحی مقدم بر برداشت نخست تأکید داشت، اما هنوز نمیتوان تفسیر دوم را از حیز انتفاع ساقط دانست.
دومین خبر، ایده تشکیل «شورای هماهنگی اصولگرایان» بود. پیشنهادی که از سوی جبهه «پیروان خط امام و رهبری» مطرح شد و متعاقب آن محمدرضا باهنر از سوی 18 حزب عضو این جبهه مأموریت یافت این ایده را با دبیرکل جامعتین در میان بگذارد. بعد از موافقت دو نهاد سنتی و مذهبی اصولگرایان با تشکیل شورای بالادستی، اعلام شد نشستهای سهجانبه «مؤتلفه»، «پایداری» و «ایثارگران» دیگر برگزار نخواهد شد و آنها تابع رأی «شورای هماهنگی اصولگرایان» خواهند بود. شورایی که بنا بود شهریورماه تشکیل شود، ولی تا امروز خبری از آن نیست و مرتب به تعویق میافتد. هرچند رسانههای منتسب به اصولگرایان میکوشند کوچکترین خط و خبر از دیدار و گفتوگوی زعمای این جریان با یکدیگر را شرح و بسط بدهند، اما هنوز هیچ کدام از چهرههای ارشد اصولگرا نتوانستهاند زمانی برای تشکیل شورایی که قرار است اصولگرایان را در انتخابات جاری یاری دهد، تعیین کنند. سومین خبر نیز زمزمه مخالفت علی لاریجانی با ایده «سه آیتالله» به جای محوریت «جامعتین» بود. آن گونه که در محافل نیمه رسمی شنیده میشود، ظاهراً اختلاف نظر رئیس مجلس و «پایداری»ها، پایدارتر از آن است که دو طرف را برای «همگرایی انتخاباتی» مجاب کند».
«روزنامه شرق در گفت و گو با سفیر ایران در عربستان با عنوان «مأموریت سخت حتی برای هاشمی» به نقل از حسین صادقی می نویسد: « آقای هاشمی به عنوان شخصی که معمار مناسبات ایران و عربستان بوده است، از جایگاهی خاص و ویژه برخوردار است؛ ولی دو اتفاق افتاده است که نمیتوانیم آنها را نادیده بگیریم: یکی در کشور ما و دیگری در عربستان. در عربستان یک انتقال قدرت شکل گرفته است. آقای هاشمی رابطه دوستانه و عاطفی خاصی با آقای ملک سلمان ندارد، البته با هم دیدار داشتهاند، ولی با مرحوم ملک عبدالله مناسبات دوستانه مبتنی بر اعتماد متقابل شکل گرفته بود. در عربستان هم پذیرشی که در گذشته درباره نقش ایشان وجود داشت، دیگر به آن شکل نیست؛ البته این به آن معنا نیست که از جایگاه آقای هاشمی کاسته شده است. نکته دوم در داخل کشور ماست. در چند سال اخیر شاهد بودیم که یکسری نیروها تلاش کردند نقش آقای هاشمی را در داخل کشور تضعیف کنند. این هم مزید بر علت شده است که آن نقشی را که ایشان در گذشته داشتند، امروز نتوانند به آن شکل ایفا کنند. علاوهبرآن، وقتی ایشان میخواهد به عربستان برود، باید با اختیار برود و بتواند کار را جلو ببرد.»
«روزنامه جوان» در مطلبی با عنوان « رمزگشايي از حوادث پاريس و بيروت براي امنيت ملي ايران» می نویسد:« برخي شنيدهها حاكي از اين است كه دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي تلاش ميكند فلش حملات تروريستي داعش را بر ضد ايران متمركز كند. تمركزي كه هدف از آن برآورده كردن اهداف رژيم صهيونيستي در حوزههاي گوناگون است. نميتوان فراموش كرد كه موساد با استفاده از نيروهاي نفوذي خود در ايران و با همكاري ساير دستگاههاي جاسوسي و ايستگاههاي منطقهاي خود چندين تن از دانشمندان هستهاي ايران را ترور كرد. اگر يكبار اين اتفاق روي داده است، بار ديگر نيز ميتواند روي دهد. شايد در اين ميان قرار است كه داعش به دنبال برآورده كردن اهداف رژيم صهونيستي باشد.
با اين حال اين نكته هم قابل ذكر است كه دستگاههاي اطلاعاتي ايران اشراف مناسبي بر تمام فعاليتهاي اين گروه تروريستي داشتهاند و در صورتي كه داعش بخواهد نقش يك دشمن نيابتي را از طرف رژيم صهيونيستي بر عهده بگيرد با پاسخي درخور روبهرو خواهد شد»
'
«روزنامه قانون» در گزارشی با عنوان « فراكسيون ركود بعد از كميسيون برجام» می نویسد: « هر روز و شب با كمك رسانههاي مختلف وبرخي جريانات خاص كه صاحب قدرت و پول بودند، ركود را به اهرم فشاري براي نابودي دستاوردهاي دولت به كار گرفتند و آخرين اقدام آنها براي فشار بر دولت، تصميم براي ايجاد فراكسيوني با نام«ضد ركود»در بهارستان است. اتفاقي كه خبرگزاري مهر به نقل از مهرداد بذرباش منتشر كرد. آنها مدعي هستند كه با يك سري افراد سرشناس! تصميم به تشكيل اين فراكسيون گرفتهاند و در ميان اين اسامي چهرههايي حضور دارند كه برخي از اقدامات افراد مورد حمايت آنها از اصليترين عوامل ايجاد ركود و مشكل در ايران هستند. افرادي كه سالها بدون هيچ ضابطهاي از احمدينژاد حمايت كرده و تلاش ميكردند تا به اهداف سياسي و جناحي خود دستيابند. نكته قابل تامل اينجاست كه اين افراد حال به فكر تشكيل نهادهايي براي رفع ركود از كشور هستند.البته ناگفته نماند با توجه به اينكه نيت اين افراد همواره رسيدن به منافع جناحي خودشان است، هيچ گاه موفق نبوده اند و براي همين نيز اين طرح از پيش شكستخورده است.»
«روزنامه اعتماد» در گزارش یارانه ای خود با عنوان « ٣ ميليون نفر يارانه نگرفتند» می نویسد: « دولت حذف آرام و تدريجي يارانههاي گروههاي هدف را به سر و ساماني برساند. در اين عمليات، آنچه مبهم مانده، ملاكهاي غربالگري سبد يارانهبگيران است كه يك بلاتكليفي و انتظار عمومي ماهانه را پديد ميآورد. اكنون تنها روش آگاهي از ملاكهاي غربالگري دولت مراجعه به سايت
yaraneh١٠. ir براي آن دسته از كساني است كه از دريافت يارانه حذف شدهاند. آنها پس از ورود به سايت و ارايه شماره ملي سرپرست خانوار و شماره حساب واريز يارانه ميتوانند از دليل حذف نام خود از ليست ٤٥٥٠٠ توماني آگاهي يابند و اعتراض خود را پس از ثبت مرحلههايي خاص كه «تحقيق» دولت درباره داراييهاي فرد را مجاز ميكند، ثبت كنند اما به جز مراجعه شخصي به اين سامانه، هيچ گزارش رسمي ديگري درباره ملاكهاي غربالگري دولت وجود ندارد. تنها ميتوان از مشاهدههاي عيني و روايت حذفشدگان از سامانه يارانه دريافت كه كاركنان رده مياني و عالي دولتي، موديان مالياتي با درآمدهاي قابل توجه، دارندگان منزل مسكوني در تهران و شهرهاي بزرگ، صاحبان ماشينهاي بالاتر از سطح عمومي جامعه در زمره كساني هستند كه در اولويت حذف از ليست يارانهبگيران قرار دارند. دولت با اين غربالگري توانسته تعداد يارانهبگيران كشور را از بيش از ٧٦ ميليون تن به ٧٣ ميليون نفر برساند كه در ماه آبان، هزينه ٣٤٥٠ ميليارد توماني پرداخت يارانهها را ١٤٠ ميليارد تومان كاهش داده و به رقم ٣٣٠٠ ميليارد تومان نزديك ساخته است. اگر دولت بتواند، برنامه حذف قشرهاي پردرآمد و طبقههاي متوسط بينياز از دريافت يارانهها را با همين روند تا پايان سال ادامه دهد، ميتوان انتظار داشت كه در پايان سال دستكم ماهانه ٥٠٠ ميليارد تومان از رقم پرداخت يارانهها كاسته شود كه با در نظر گرفتن بودجه متوسط ٥٠ ميليون توماني براي ايجاد هر شغل پايدار، رقم صرفهجويي در بودجه پرداختي يارانهها، ميتواند برابر با توليد ١٠هزار شغل پايدار در هر ماه باشد.:
«روزنامه آرمان» در گزارشی با عنوان « تغيير استانداران شروع شد» می نویسد: « رفع ابهام وزارت كشور تنها در تغيير استانداران سمنان و قزوين خلاصه نميشود. مازندران استاني است كه از يك ماه گذشته تاكنون تغييرات مديريتي زيادي را به چشم ديده است. مديركل روابط عمومي استان مازندران در گفتوگو با آرمان ميگويد: «از مدتها قبل قرار بود ما تغييرات فرمانداران و مديران را اعمال كنيم.» احمد مظفری اين روند را روندي براي اصلاح مديريتي و سرعت بخشيدن به فعاليت كاري مديران ميداند و ادامه ميدهد: «مهرداد ابراهيمي جمناني از چهرههاي اصلاحطلب استان مازندران است كه فرماندار فريدونكنار بود و كمتر از يك ماه است كه كار خود را در مديركلي سياسي استان مازندران آغاز كرده است. پيش از او حسين حسننژاد در اين سمت بود.» وی تاکید میکند: «تغيير آقاي حسننژاد به خاطر ضعف يا ناكارآمدي ايشان نبود بلكه ما گاهي نيروهايي قوي داريم كه با مجموعه هماهنگ نميشوند. مرتضي ناصحي سوچلمايي هم به عنوان مديركل امور اداري استان انتخاب شده است. فرهاد عسكري شهردار سابق بابل هم به عنوان مديركل شهري استان منصوب شده است. مجيد حسين زادگان نيز يك هفته است به عنوان فرماندار ساري كار خود را آغاز كرده است.» به گفته مظفري «حجم بنرهاي تبريك به حسين زادگان ميزان استقبال عمومي از وي را نشان ميدهد. حسينزادگان سابقه فرمانداري ساري در دولت اصلاحات را دارد.» همچنین محمدتقي نورزاد، فرماندار سابق بهشهر كه از فرمانداران باقيمانده دولت گذشته بود دو روز پيش جاي خود را به سيدخالق سجادي داد. مظفري ميگويد: «قرار است در روزهاي آينده يكي دو نفر ديگر از فرمانداران نیز جابهجا شوند. نگاه آقاي ربيع فلاح، استاندار مازندران بر اين است كه از نيروهاي شايسته و همراستا با سياستهاي دولت استفاده شود.»
«روزنامه کیهان» در ستون اخبار ویژه در خبری با عنوان « ردپای نفوذ در سیاهبازی جاسوس- خبرنگار آمریکایی» نوشته: « هشدار بهنگام رهبر انقلاب و به هم زدن نقشه نفوذ، با واکنش قابل تأمل محافل آمریکایی روبهرو شده است. این محافل سعی کردهاند ضربه وارده به نقشه آمریکا را، نشانه دعوای داخلی در ایران معرفی کنند.
روزنامه نیویورک تایمز به قلم توماس اردبرینک (جاسوس خبرنگارنما و مقیم تهران) و ریک گلدستون نوشت: توافق هستهای ایران که منافع و سودجوییهای بسیاری از صاحبان قدرت درون دستگاه حاکمه ایران را به مخاطره افکنده؛ بر تنشهای موجود میان رئیسجمهور با طیف محافظهکار صاحب قدرت در کشور دامن زده و آن را به حالت خصومت درآورده است.
این روزنامه میافزاید: همزمان احساسات تند ضدآمریکایی با شور و حرارتی وصفناپذیر در سطح جامعه مطرح و تبلیغ میشود و موج بازداشتها هم در این زمینه به تثبیت این مواضع کمک شایانی میکند.
نیویورک تایمز افزود: به رغم آن که آیتالله «علی خامنهای» رهبر عالی ایران این توافق را تصویب کرده است، تندروها نوک تیز حملات مستقیم انتقادی خود را متوجه روحانی و یارانش کردهاند. مصداق آن موج بازداشت خبرنگاران ایرانی و دست کم یک تبعه ایرانی - آمریکایی است که متهم به همکاری با قدرتهای غربی است و شاید جرمی سنگینتر علیه او در نظر گرفته شده باشد.
نیویورک تایمز سپس تصریح میکند: اما در بسیاری از موارد این آیتالله خامنهای است که سوخت اشتعال این واکنشها را تامین میکند. ر هبر عالی ایران اگرچه توافق را تصدیق کرد؛ اما نسبت به آنچه که وی آن را «رویای آمریکا برای نفوذ به لایههای فرهنگ؛ اقتصاد و سیاست ایران» مینامد؛ هشدار داد. او تلاش برای خوب جلوه دادن ]بزک[ آمریکا در سطوح رسمی کشور را به شدت تقبیح میکند.
این روزنامه در ادامه نوشت: اکنون با توافق هستهای افقهای گشایشهای اقتصادی و تجاری ایران گشوده شده و نویدبخش آیندهای پررونق برای ایران است.
گری سیک از اعضای اسبق شورای امنیت ملی آمریکا ابراز امیدواری میکند توافق هستهای موجب شکسته شدن وجهه انقلابی رژیم ایران باشد در حالی که احساسات ضدآمریکایی از اصول بنیادین انقلاب است.
مانور نیویورکتایمز روی گشایش اقتصادی پس از توافق «در حالی است که دولتمردان آمریکایی بارها تصریح کردهاند ساختار رژیم تحریمها را علیه ایران حفظ خواهند کرد.
شناسایی برخی اعضای شبکه نفوذ موجب نگرانی در محافل ذی مدخل آمریکایی شده است اما همین محافل سعی میکنند نگرانی خود را، نگرانی داخلی جا بزنند و آن را علیه دولت و رئیسجمهور مصادره کنند حال آن که رهبر معظم انقلاب کم سابقهترین حمایتها را از دولت به جا آوردند که بدون آن قطعا پیشبرد مذاکرات و توافق امکانپذیر نبود.
ارد برینک جاسوس آمریکایی از سال 2002 در تهران حضور دارد و با یک عکاس ازدواج کرده است. مجله تایم اخیرا عکس تهیه شده توسط همسر ارد برینک را در صفحه اول خود قرار داد و آرزوهای «تغییر ایران در 2025» را تبدیل به تیتر اول خود کرد.»


