گلادياتورها
پشت سر هر تيم موفقي قهرماني ايستاده كه براي موفقيت تيمش هر ريسكي را به جان خريده است.
به نوشته خراسان؛ او براي فتح قلههاي افتخار عرق ميريزد، ميدود و ميجنگد و از هيچ چيز هراس ندارد.
مجله چمپيونز به 6 تن از اين گلادياتورهاي فوتبال اروپا اشاره كرده است.
***
گنارو گتوزو/ ميلان 2007-2006
براي يك هافبك جنگنده كه به رينو ملقب است درد شكست در فينال ليگ قهرمانان 2005 توسط ليورپول تنها با انتقام درمان ميشد. رسيدن ميلان به فينال فصل 2007 اين رقابتهاي پرزرق و برق براي گتوسو فراتر از يك اتفاق خوشآيند بود. آتن براي او فرصتي طلايي براي انتقامجويي و مرهمي براي درد شكست 2006 بود. در طول بازي او را ميشد همه جاي زمين ديد. و همين گونه بود كه با دفاع غيورانهاش ميلان را به دومين قهرمانياش در طول 5 سال گذشته رساند. تواناييهاي او حتي در قهرماني اروپايي سال 2003 ميلان هم نقش انكارناپذير داشت. گنارو نه تنها حملههاي حريف را خنثي ميكرد بلكه آندرا پيرلو را هم براي حمله تغذيه ميكرد. وقتي در سال 1998 از كلاسكو رنجرز بار سفر را بست كسي فكر نميكرد روزي او اينقدر تأثيرگذار باشد. ولي او آنقدر در سري A خوب بازي كرد كه از سالرنيتانا راهي روسونري شد. در نيمه نهايي ليگ قهرمانان 2007 ثابت شد كه گتوسو در موفقيت ميلانيها چه نقش كليدي ايفا ميكند. ميلان در بازي رفت 2 بر يك از ميزبان جلو افتاد و وقتي گنارو مصدوم شد، 3 بر 2 نتيجه را واگذار كرد. اما در بازي برگشت گتوسو با ناپديد كردن كريس رونالدو موجبات برد 3 بر صفر تيمش را فراهم كرد.
ادگارداويدز/ آژاكس 1995-1994
شخصيت محكم، مغرور و شكستناپذير ادگار داويدز از نكات مثبت بازي او محسوب ميشد. او وقتي در تيم جوانان تحت نظر لوئيس فنگال بازي ميكرد آموخت كه روحيه پرخاشجويانه خود را به روحيه پيروزيطلبي در فوتبال تبديل كند. او در واقع قادر بود يك تنه نقش 3 هافبك را ايفا كند. توان دويدن ادگار مانند دوندههاي ماراتن بود. در كنار اين قابليت، پاسهاي او هميشه دقيق بود و شوتهايش ويران كننده. هيچ مهاجم و يا بازيكني نميتوانست براي او يك تهديد جدي محسوب شود. درعوض كساني كه قرار بود مقابل او بايستند خواب شبشان حرام ميشد. در قهرماني اروپايي آژاكس حمايت او از ياري ليتمانن بازيساز نقش مؤثري داشت. با آنكه آن زمان هنرنمايي ليتمانن، سرعت اوور مارس و قدرت تمام كنندگي كلايورت تيتر روزنامهها را به خود اختصاص داده بود ولي در واقع نقش داويدز از همه حياتيتر بود. او در سيستم الماسي 3-4-3 فنگال در سمت چپ درخشيد و پايههاي قهرماني سال 95 مقابل ميلان را بنا كرد. او حركتي را شروع كرد كه به گلزني كلايورت ختم شد.
كوشتينيا/ پورتو 2004-2003
فرانسيسكو خوزه رودريگز داكوشتا معروف به كوشتينيا در ميان دوستانش براي همه رقبا كابوسي شبانهروزي بود. اين هافبك دفاعي خستگيناپذير در افتخارآفرينيهاي پورتو بين سالهاي 2003 تا 2004 (در جام يوفا و ليگ قهرمانان) نمايشي انكارناپذير داشت. كوشتينيا با قدرت دوندگي بالا و تكلهاي دقيق و بينقص خود درست در زمان مناسب كار حريف را ميساخت. اما هيچ گاه از گرفتن كارت زرد و قرمز ابايي نداشت: «اگر قرار باشد براي موفقيت تيمم كارت زرد دومم را هم بگيرم، اين كار را انجام ميدهم.» او آنقدر از نظر روحي قوي بود كه در رقابتهاي اروپايي همواره در ليست پنالتيزنان مورينيو قرار بگيرد. در مرحله حذفي مقابل منچستريونايتد در سال 2004، او خودش را نشان داد. كوشتينيا كه بازي رفت را به علت محروميت از دست داده بود، در بازي برگشت در اولدترافورد گل تساويبخش لحظات پاياني را به ثمر رساند تا دراگونها راهي فينال شوند.
پاول ندود/ يوونتوس 2003-2002
مليپوش چكي بلوند يوونتوس در ليگ قهرمانان 2003-2002 سمت چپ را به منطقه ورود ممنوع تبديل كرده بود. پاول ندود در واقع سريعترين و خطرناكترين بازيكن بينكونري بود كه توانست 5 گل هم براي سياه و سفيدها بزند. در يك چهارم نهايي مقابل بارسلونا او يك گل زد و يك گل هم ساخت و يووه در نوكمپ در وقتهاي اضافه 2 بر يك رقيب كاتالان را از پيش رو برداشت. هافبك اهل چك در نيمه نهايي برابر رئالمادريد بسيار الهامبخش بود. كهكشانيها از دست او آرامش نداشتند و درنهايت شوت سهمگين او نه تنها حساب كار را 3 بر صفر كرد بلكه حضور يوونتوس را در فينال قطعي كرد. اما 8 دقيقه بعد خطاي او روي استيو مكمنمن با كارت زرد پاسخ داده شد تا از حضور در فينال محروم شود. ندود از اين اتفاق تلخ بسيار نااميد شد و يووه توسط ميلان شكست را پذيرا شد. اما اين درد زماني آرام گرفت كه او توپ طلايي را در دست گرفت.
اشتفان افنبرگ/ بايرنمونيخ 2001-2000
هرگز از كارتهاي رنگي داوران نميترسيد و هر جا كه لازم ميدانست سر همتيميهايش فرياد ميكشيد تا كار اشتباهشان را جبران كنند. همان بازيكني كه در جام جهاني 94 به علت آنكه مقابل هواداران خودي ژست بيادبانهاي گرفت به خانه فرستاده شد. اما هيچكدام از اينها نميتواند نقش تأثيرگذار او را در بايرن انكار كند. در بارسلوناي 1999 او در ميانه ميدان همه كار كرد ولي نتوانست از قهرماني منچستريها جلوگيري كند. دو سال بعد استايل كمنظير او حكمفرماي فينال ليگ قهرمانان شد. بايرن پس از گذشت 3 دقيقه يك گل از والنسيا عقب افتاد ولي تحت هدايت داخل ميلان افنبرگ آنها هرگز خودشان را نباختند. حتي زماني كه مهمت شول هم پنالتي را كه افنبرگ گرفته بود خراب كرد. در نيمه دوم يك پنالتي ديگر به بايرن هديه شد. اين بار افنبرگ خودش پشت توپ ايستاد و آن را تبديل به گل كرد. بازي با همان نتيجه يك-يك خاتمه يافت ولي در ضيافت پنالتيها افنبرگ باز هم يك پنالتي را گل كرد و درنهايت با نتيجه 5-4 فينال را بردند تا افنبرگ جام قهرماني اروپا را به ويترين افتخارهايش بيفزايد.
ميشل اسين/ چلسي 2008-2007
«شما نميتوانيد بازيكنان زيادي را پيدا كنيد كه از منطقه دفاعي خودي به منطقه دفاعي حريف هجوم ببرند و گل بزنند.» اين را ژرارد هوليه در وصف ميشل اسين ميگويد. او معتقد است كه امثال اسين در اروپا فقط 10 بازيكن هستند. هوليه در ليون مربي اين بازيكن غنايي بود و به خوبي او را ميشناسد. اسين كه در سال 2008 كارش را به عنوان هافبك هجومي آغاز كرد با آنكه گاهي به راست متمايل ميشد ولي هرگز از نفوذ به خانه حريف غافل نميشد. او با آنكه در فينال ليگ قهرمانان فصل قبل پايش به گل باز نشد ولي نميتوان نقش مؤثرش را منكر شد. اسين در يازده بازي از مجموع دوازده بازي چلسي حضور داشت و تكلهاي دقيق و بازي منطقي او كمك كرد تا آبيها حضور در فينال را پس از سالها تجربه كنند. دوندگي بيامان و مصمم او و سانتر كاملش باعث شد تا فرانك لمپارد در بازي مهم خانگي مقابل فنرباغچه در يك چهارم نهايي گلزني كند. متأسفانه يك اشتباه كوچك از او در مسكو اجازه داد تا كريس رونالدو گلزني كند و كار به تساوي كشيده شود ولي اين باعث نميشود مهارتهاي او زير سؤال برود.


