کیروش، ایران و هند۲۰۰ سال پیش
پیش از پرداختن به موضوع حاشیهها درفوتبال خودی، بهتراست اشارهای به مقوله حاشیهسازی در فوتبال دنیا داشته باشیم. حقیقت این است که فوتبال امروز در دنیا یک ورزش پرحاشیه است که حواشی درآن دامنهداربوده و برخلاف زلزله که یک کانون و مرکز دارد و بعد به دامنهها میرسد، حاشیهها در فوتبال از دامنهها شروع شده و به مرکز میرسد، بههمین دلیل است که مربیان حرفهای و سطح بالای فوتبال همیشه سعی میکنند این مرکز را همیشه آرام و هماهنگ نگه دارند و درمقابل زلزلههایی که از اطراف سعی به رسیدن به مرکز دارند ایستادگی کنند.
چیزی که درمورد کیروش عجیب و البته جالب بهنظر میرسد این است که حاشیههای زلزله خیزهمگی با کیروش هماهنگ هستند و عجیبتر اینکه این زلزلهها همه از مرکز فوتبال ما ایجاد میشوند. یعنی اینکه اغلب زلزلههای چند ریشتری از جانب خود کیروش به وجود میآیند و دراین بین او تا امروز سعی بر ایجاد تفاهم در مرکز نداشته است.
شاید سادهترین مثال دراین رابطه این است که هر چقدر افراد حاضر در فوتبال ما فنیتر میشوند و انتقادات فنی به کیروش وارد میشود، تضاد بیشتری با کیروش پیدا میکنند درمقابل اما افراد با آگاهی کمتر تفاهم بیشتری با کی روش دارند. دقیقا مشکل و اختلافنظر۳-۴ساله شخص نگارنده با کی روش فنی است و این مسئله از بازی تیمملی مقابل اندونزی به وجود آمد. مسئله این است که رسانهها با همه هنرنمایی که دارند، نوعی خوشبینی بین مردم مقابل نتایج ضعیف و بازی بد تیمملی به وجود آوردهاند، اما درمقابل نتوانستهاند نظر افراد فنی را درمورد کیروش تغییر دهند. اکثر مربیان وکارشناسانی که در ابتدا هوادار کیروش بودند بعد از مدتی که به ضعف فنی تیمملی آگاهی پیدا کردند با کیروش دچار مشکل شدند و این مسئله از جانب خود این مرد پرتغالی تشدید و تبدیل به شکافی عظیم و عظیمتر شد و جالب اینکه کیروش هیچوقت سعی نکرد اقدامی در جهت رفع انتقادات در تیمملی انجام دهد و تنها با لشگر رسانهای که پشت سرش دارد، هر روز و هر روز درمقابل منتقدان صفآرایی میکند.
نوع حمایت رسانهها از کی روش دقیقا شکل افراطی حمایتی است که درمورد تونی و برانکو و بسیاری از مربیان خارجی وجود دارد. البته بههیچوجه، لفظ اجنبیپرستی را برای این نوع رفتار رسانهای مناسب نمیدانم و این مسئله را به اقتدار گروههایی که مربیان را به ایران میآورند مرتبط میدانم. این گروهها براساس فساد موجود در فوتبال، قلمها و دوربینها را تحتتاثیر اقتدار خودشان قرار دادهاند و این خودش اقتدار بسیار بزرگی است. بهطور حتم اگر مربیان داخلی از چنین اقتداری برخوردار بودند قطعا کارآیی آنها بیشتر میشد.
باید این دعواها را ریشهیابی کرد. بهنظر من این دعوا نیست. دعوا چیز خوبی است و چیز بدی نیست و در تمام احزاب و پارلمانهای دنیا دعوا وجود دارد اما، این یک تضاد ریشهای و فکری است. این تضاد بین دیدگاهها بین اسدی و کیروش است. در دعوای اسدی و کیروش من در صف اسدی هستم چون یک مستشار غربی آمده به فوتبال ما و هیچی به فوتبال ما نمیدهد. اسدی برای من حالت گاندی را دارد که جلوی مستشارهای انگلیسی ایستاده بود. دقیقا اسدی گاندی فوتبال ما است. اگر کیروش یک فوتبال مدرن و جدید را ارائه میکرد و ترکمنستان را خرد و خاکشیر میکرد، من هم میرفتم در صف کیروش اما، مسئله این است که فوتبال ما با کیروش هیچ تکانی نخورده و یحیی گلمحمدی با ذوبآهن فوتبالی ارائه میدهد که از تیم کیروش بهتر بازی میکند.
کفاشیان ۸ سال است که بر فوتبال ایران حکومت میکند و در مواقعی حتی قدرتش به مراتب بیشتر از شخص وزیر میشود؛ با این حال چطور هیچوقت موضوع بحث آدمهای کفاشیان مطرح نمیشود؟با شناختی که از اسدی دارم، میتوانم باقاطعیت بگویم اسدی آدم کسی نمیتواند باشد چراکه او فردی مستقل است و در بحث مهمی مثل وضعیت تیمملی فوتبال بحث لشگر و لشگرکشی ازسوی وزارت ورزش نمیتواند صورت بگیرد. پس حالا که این فرضیه وجود دارد من هم با همین فرض پاسخ ابهام بزرگ امروز اهالی فوتبال را میدهم.
من واقعا فکرمیکنم آدم وزیر بودن هیچبارمنفی ندارد، چراکه دررأس وزارت ورزش وزیری با دیدگاههای کاملا مثبت و ضدفساد حضور دارد. بااینحال انتقادی که میتوانم به وزارتخانه گودرزی وارد بدانم این است که روند کار وزارت ورزش هم مثل کل دولت دکتر روحانی در عین مثبتبودن اقدامات بسیار آرام و کند است که در جریان همین آهستگی بسیاری از نیروها از دست میروند. شاید بههمین دلیل است که رسانهها دور گودرزی جمع نشدهاند. به عقیده من وزارتخانه آدم ندارد و اگر طوری عمل میکرد که مافیای فوتبال عمل میکند، تاکنون همه مشکلات ظرف یک هفته حل شده بود.
چرا تاکنون اسلامیان، تاج یا ساکت با کیروش درگیر نشدهاند یا حتی چرا کفاشیان در طول حضور ۸ ساله کیروش در ایران چالشی با او پیدا نکرده؟! اینجاست که ایستادگی اسدی مقابل نگاه از بالا به پایین کیروش به کل کشور ما معنا پیدا میکند. خندهای که کیروش مقابل اسدی کرده تحقیری برای کل ملت ایران بود. متاسفانه نگاه کیروش به فوتبال و کشور ما نگاه مستشاران غربی به هند شرقی ۲۰۰ سال پیش است و این مسئله دلهای وطنپرستان ایرانی را بهدرد میآورد.
خنده کیروش با شکل بد تئاتری که داشت، بیشتر شبیه خندهای نازل نمایشی ازسوی هنرپیشه متوسط محلههای نازل یک شهر بود و دل بسیاری از هواداران کیروش را نسبت به او چرکین کرد. شاید کیروش حداقل میتوانست با تبسمی کوچک بزرگیاش را حداقل بین هوادارانش حفظ کند. این جاست که باید بگوییم «خندند بر آن دیده کین جا نشود گریان!»
*مربی و کارشناس فوتبال ایران
که چ عرض کنم مربا هم نیستی .
زنده باد کیروش بزرگ محبوب قلوب ملت ایران .
تابناک مرد باش منتشر کن .
بنده یکی از منتقدان به بازی های تیم ملی هستم.ولی جهت و پیکان انتقاد را به سمت جناب کیروش نمیگیرم و مجموعه فدزاسیون و رسانه ها و مدیران باشگاهها و حتی مربیان باشگاهها در این روند مقصر هستنداگر عملکرد همه این بخشها یا افراد به درستی عمل کنند نتیجه رشد فوتبال ملی است .هر مربی دیگری هم که تشریف یباورند وقتی با مجموعه ای منسجم و منضبط مواجه نباشد این روند ناقص می شود.از جنابعالی انتظار می رود به عنوان کارشناس و مربی لایق فوتبال اشکالات موجودرا ریشه ای تر نگاه کنید و از طرفداری و جانبداری از افراد بشدت پرهیز نمایید .و به عنوان یک ناظر بی طرف و در جهت منافع ملی قلم بزنید.باتشکر از مجموعه زحمت کش تابناک.
بنده یکی از منتقدان به بازی های تیم ملی هستم.ولی جهت و پیکان انتقاد را به سمت جناب کیروش نمیگیرم و مجموعه فدزاسیون و رسانه ها و مدیران باشگاهها و حتی مربیان باشگاهها در این روند مقصر هستنداگر عملکرد همه این بخشها یا افراد به درستی عمل کنند نتیجه رشد فوتبال ملی است .هر مربی دیگری هم که تشریف یباورند وقتی با مجموعه ای منسجم و منضبط مواجه نباشد این روند ناقص می شود.از جنابعالی انتظار می رود به عنوان کارشناس و مربی لایق فوتبال اشکالات موجودرا ریشه ای تر نگاه کنید و از طرفداری و جانبداری از افراد بشدت پرهیز نمایید .و به عنوان یک ناظر بی طرف و در جهت منافع ملی قلم بزنید.باتشکر از مجموعه زحمت کش تابناک.



