صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اندیشه ورزان خواب آلود!

امیر مسروری
کد خبر: ۵۴۴۰۹۳
| |
5035 بازدید
پس از انقلاب اسلامی شاهد بودیم افرادی با ادعای هدایت جریان اندیشه ورزی گفتمان انقلاب اسلامی و صرفا بر اساس یک نگاه سطحی و بدون بایسته های علمی و اعتقادی و ظرفیت های موجود در گفتمان اسلامی مدعی اندیشه ورزی و از همه بدتر نظریه پردازی جبهه ی انقلاب اسلامی نه تنها در داخل کشور بلکه در سراسر جهان شدند! و کافی است برای اثبات این مدعا چند کلیدواژه در موتورهای جستجوگر، جستجو کنیم و ببینیم چه مطالبی از این افراد دیده نمی شود. از فیزیک گرفته تا فلسفه کاربردی، از فقه تا کلام اسلامی، از روانشناسی و مدیریت برنامه ریزی تا مسئله مهمی به نام مهدویت و سرآخر نیز کسی جرات تذکر و تعدیل نظرات یا انتقاد به این افراد را ندارد و صرفا یک واژه ی استاد موجب می شود هیچ باب ردیه ای را نپذیرند!

برهمین اساس نگارنده ضرورت دید نکاتی را در این باب به نگارش درآورد و یقینا نگارنده منظور خود را شخص خاصی معطوف نکرده و جریانی را نقد می کند که مدعی روشنفکری و روشنگری و از همه بدتر نظریه پردازی هستند که بایسته های آن علم را نمی داند و بدتر از آن ناظران و اندیشه ورزان آن علم را هم به کنج رینگ برده و ترد می کند. لذا باید گفت : 

یک : سطحی نگری بزرگترین آسیب این جریان است. در تاریخ 1400 ساله تشیع زمان ها و دوره هایی را به سرد برد که شیعه هیچ وقت با کمبود اندیشه ورز و نظریه پرداز گفتمانی مواجهه نبود. شاید عده و عده ی این افراد کم بودند اما در تمامی مکاتب مختلف فقهی – کلامی تشیع بودند افرادی که بر خود واجب دانستند و رحل مجاهد بر دوش انداختند و نیاز جامعه ی اسلامی را رفع کردند. به تعبیر بهتر  هیچ گاه میان مخاطب جویای حق و اندیشه ورز فاصله وجود نداشت. تشیع 1400 سال از آفندها و دژخیمی ها در اندیشه مصونیت داشت و هرجا عده ای کم عمق و سطحی نگر وارد شدند شاهد بودیم انحراف از این مسیر آغاز شد. نمونه های این مسیر بسیار است.

دو : عده ای نیز دلیل فعالیت این افراد را جذب حداکثری و ریزش پایگاه اندیشه ورزی در داخل جامعه می دانند در شرایطی که کثرت مخاطب و ریزش پایگاه اجتماعی و عده و عده در تعداد دریافت کنندگان و عرضه کنندگان حق تاثیری در میزان حق پذیری وجود ندارد. به واقع در محصورترین دوران تاریخ تشیع هم میزان عدد شیعیان و عده ی آنان برای اندیشمندان و مدافعان حریم اهل بیت مهم نبود و آنچه مهم بود تقویت این محرو و عمق بخشی این محور دینی بوده است. در واقع تعداد شاگردان هم حتی ملاک نبود و برعکس میزان عمق بود که برای شیعه بودن ارزش محاسبه می شد. و همین موضوع موجب شد شیعه در سخت ترین شرایط تاریخی خود حتی در عصر تقیه هم شاگردانی تربیت کند که هر کدام نگین تاریخ بشریت هستند. مصونیت شیعه در این مسیر موجب شد هیچگاه در طوفان های سهمگین لحظه ای با دشواری همراه نشود و به راحتی عبور کند.

سه : مدعیان حمایت از این جریان سکوت بسیاری از اندیشه ورزان در قبال مسائل مختلف را موید فعالیت این جریان می داند. در شرایطی که سکوت همیشه به معنای بی تدبیری یا کم عقلی یا کم توانی نیست. بلکه ملاحضات یا استنباط نظریه پردازان هست که موجب می شود آنان موضع گیری از خود نشان داده و ایستادگی کنند.  در واقع فارغ از مسئله ی سیاسی و سیاست زدگی بسیاری از بزرگان و اندیشمندان حتی فارغ از سن و جایگاه و سواد و ملاک های مختلف وارد عرصه ی علم آوری و علم ورزی شدن و این علم ورزی را هم در کنار روحیه انقلابی حفظ کردند. شاید بتوان به کرار نام برد. افرادی که هم روحیه انقلابی دارند. هم به زبان علم صحبت می کنند و هم عمیقند. در واقع کسی که مدعی هستند نیست باید طور دیگر نگاه کنند!

چهار : ساده سازی دیگر بهانه ای است که این جریان به آن متمسک می شوند و ابراز می دارند بایستی مشکلات کشور را با ساده سازی و قابل فهم بودن و عامیانه پسند شدن حل کرد. یکی از بزرگترین آسیب های حال حاضر کشور  بر اساس رهیافت اسیب شناسانه و کارکردگرایانه می توان در نظر گرفت ساده سازی و قابل فهم یا به تعبیر دوستان ساندویچی است! گفتمان ساندویچی زمانی کاربردی تر شد که عنصر رسانه و فضای مجازی و تقویت مسیر انتقال پیام ( به تعبیردقیق تر ) جای خود را به زندگی با سرعت معمولی داد و قدرت دست کسی است که سریعتر پیام را دریافت و انتقال دهد. به این مسیر انتقال پیام که در گذشته با ورودی و خروجی و مسیر تصمیم گیری تعریف می شد اندیشیدن و تامل می گفتند؛ اما در عصر جدید علاوه بر آنکه این سرعت موجب شد حدس منطقی ( سرعت دوران علم و جهل) بیشتر روی آوری داشته باشد! حدس مغالطه جای حدس منطقی را گرفت. به تعبیر بهتر خطا و نسیان بر افکار سایه افکند.

از سویی ساده سازی علم نیازمند اشراف و تامل و صاحب نظر شدن در آن علم را دارد. بسیاری از افراد هستند که در طول تاریخ بشریت با گذاره های تاریخی و رهیافت های تاریخی می توان بررسی کرد این افراد در مسیری برای ساده نگاری گام برداشتند و موجب شد مسیر اصلی آن نهضت و حتی نهله ی فکری مورد نابودی و نیستی قرار بگیرد. به طور مثال اگرچه مثال را دوست نداشتم اینطوری مقایسه کنم به دلیل اینکه در تشیع علما هستند و اینجا یقینا با خونشان از حق دفاع می کنند اما در نگاه به مذاهب وسطی و قرونی که کلیسا فلسفه استکولاستیک را به عنوان مبنا قرار می داد ساده سازی و قابل فهم کردن مفاهیم کار را به جایی رساند که مبانی ساده سازی شده به عنوان مبانی اصلی جایگزین و نائب فاعل شد و در چنین شرایطی افراد مختلف با شبهات سطحی این مفاهیم را خدشه وارد ساختند و چون منتسب به کلیسا بود با نابودی همراه شد و قس علی هذا . که بحمدلله در تاریخ تشیع بودند افرادی که هم ساده سازی کردند و هم جامعه را به سمت کمال رشد دادند. امام راحل رضوان خدا بر او باد، رهبری معظم انقلاب، شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید هاشمی نژاد، شهید مفتح، آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی و آیت الله نوری همدانی ( که این سه بزرگوار در قبل از انقلاب یکی از بزرگترین فعالان عرصه ی موضوعات اندیشه ورزی و سخنرانی های مختلف در سطح کشور بودند و هنوز هم به عنوان مرجع بزرگ تقلید نقش والایی در این زمینه دارند )

پنج : دشمنان انقلاب اسلامی بزرگترین ضربه ای که از انقلاب اسلامی ایران خوردند مبانی فکری و اندیشه ای و متغیر بودن این مبانی با استفاده از عنصر زمان است. درگیری میان فقه پویا و فقه سنتی که اما م راحل روحی له الفد از واژه ی فقه جواهری نام می برد اساسا اجتهاد نیازمند مقتضیات زمانه است اما در همان مقتضیات زمانه فعل غیر کاربردی هم به عنوان یک موضوع علمی پرداخته می شود. گزاره ی علمی هیچ وقت برای یک نرمش فکری از بین نمی رود. شاید کسی فکر نمی کرد انقلاب با این همه ابعاد در بعد نظام سازی اینقدر معطل بماند و دشمنان با برنامه ریزی قبلی تمامی اندییشه وران انقلاب را مورد هدف قرار داد و خداوند توفیق و منت بر این مردم گذاشت تا از یک ترور واقعی و بدون هیچ برو برگشتی رهبری معظم باقی ماند. فردی که در هوش و روشنفکری و تعبد به فقه در طول تاریخ تشیع کم نظیر است. جامعه نگری و دیگر صفات ایشان از مبانی فکر بنده بسیار بالاتر است تا وصف کنم. دشمن در چنین سناریویی بدنه ی اندیشه ورزی کشور را تضعیف و نابود ساخت و در همین راستا سه اقدام مهم انجام داد

1. تولید نهله های فکری مختلف و رفورمیسم فکری! بزرگترین عنصری که دشمنان انقلاب از آن بهره بردن همان توابین از مبانی فکری است که روزگاری سردمدار مبانی و گفتمان انقلاب بودند. دشمن با نفود در بیت افرادی  خواستند مدافعان مبانی انقلاب همچون اصل مترفی ولایت فقیه در قانون اساسی را مورد خدشه قرار دهند. یا با همسو سازی افرادی همچون سروش و یا عناصر میدانی همچون کسانی که روزگاری بالای لانه ی جاسوسی شعار مرگ برآمریکا می دادند و حالا دم از وجوب رابطه با امریکا می زنند، برآن بودند تا  شناسنامه های فکری انقلاب اسلامی را ناکارآمد و غیر واقعی به نمایش در آورند. 

2. القای نهله ی فکری و جذب عناصر و بدنه ی انقلاب به فرقه های مختلف و تشکیک در اندیش ورزی! در این مسیر غرب بسیار دقیق وارد شد. جریانات مختلف سیاسی را در درون گفتمان حاکم انقلاب اسلامی شکل داد. بهترین عنصری هم که می توانست کمک این ابزار کند افرادی هست که ذاتا پوپولیست و یا در رفتار پراگمتیستی نگرش داشتند و این نگرش را در ابعاد مختلف دنبال کردند. به قول بسیاری از عزیزان،  ترجمه مقالات هایدیگر  و مارکس را در زمانی  در اقتصاد دنبال کردند حالا سخن از اقتصاد نئولیبرالی می گویند. بزرگترین ضربه ای که این افراد به انقلاب زدند موجب شد کشور در خلا نفر بماند! 

3. ترویج تربیون دار و سخنرانرانان برای نگه داشت و تثبیت گفتمان و مرداب سازی عقیده و فکر  که خطرناک تر و ادامه دهنده ی دو مورد بالاست. این بخش از سناریوی دشمنان بشدت خطر ناک است. از افرادی استفاده می کند که شاید مستقیما عنصر نباشند اما در دام افتادن! دوستی خاله خرسه می کنند. این افراد به دلیل انکه همانطور که بیان شد عمق لازم برای اندیشه ورزی را ندارند نمی توانند مسیر انقلاب را حفظ کنند و رشد و بالندگی جامعه را با عنوان تثبیت گفتمان، دفاع از اندیشه ورزی و جذب حداکثری با مرده سازی مسیر انقلاب عوض می کنند و جامعه رشد نمی کند. شاید سخت باشد اما اقایان اهل معنا راحت می توانند کذب یا صدق بودن این گزاره ی بنده را تایید یا رد کنند.

زمانی که انقلاب شد مسیر انقلاب را شما ببینید خواهید دریافت جوانان برای بی بندو باری و عدم مسئولیت تربیت شده بودند. عده ای قلیلی در خانه توسط پدر و مادر ان هم اکثرا بی سواد ولی مقید تربیت اسلامی و نه تربیت کامل اسلامی شدند ولی در چنگ شاهد بودیم این افراد چنان جهادی کردند که یک شبه راه صدساله را رفتند. دلیل این رفتند ها نه به قول معارضان تربیت نسل این جوان در زمان رژیم دیکتاتور قبلی و محنوس پهلوی که نفس و تربیت قدسی حضرت امام راحل و علمای آن زمان بود. علمایی همچون آیت الله بهاء الدینی و صدها عالم دیگر. شهدای محراب. و ده ها نفر دیگر که در هر کوی و استان و شهرستانی چنان نفسی داشتند که می تواند در طول تاریخ این همه عالم در کنار هم قرار گرفته شده را بی نظیر دید. در واقع وقتی اندیشه ورز یک جامعه در جامعه عقب تر از سطح جامعه باشد نمی تواند جامعه را رشد دهد. .

شش: بسیاری از افراد متاسفانه جایگاه تناسبی خود را در سطح مرجعیت گفتمان سازی که نه حرف سازی می دانند. برای تعریف این موضوع باید چند نکته را توجه داشت

1. وظیفه مراجع گفتمان سازی و نه حرف سازی است. اشتباه بسیاری از افراد این است که نظریه پرداز را در برابر جامعه و نه در برابر واقعیت جامعه قرار می دهند. نظریه پرداز و کسی که بایستی در مسیر غوص و اندیشه ورزی تا عمق برود و در آن عمق کنکاش کند برخورد با جامعه و قرار گرفتن در برابر آینه و انعکاس محیطی نیست .  به واقع چون شعاع نمایش جامعه به اندیشه ورز محصور و محدود به سقفی از گزاره ها و تصنعی می شود یک اندیشه ورز با دیگر متغیر ها مواجه نمی شود و با مشکلات فراوانی  جامعه را مبتلا می کنددر همین راستا اندیشه ورز تصمیم یا فعلی انجام میدهد که شاید در بلند مدت یا اصلا در واقعیت میدانی اینطور نباشد.!!!! 

2. بزرگترین ایراد دیگری که در این سطح وجود دارد قیاس و نقش آفرینی نائبی است. گاهی اینطور القا می شود چون فلان مرجع یا فلان عالم نمی تواند به نیاز پاسخگو باشد لذا من به عنوان نائب فاعل نقش آفرینی کنم یا فلانی را نفی نکنیم. اولین مطالبه گری خود نیازمند اصول و روش و دقت نظری است.

مطالبه گری و سوال پرسیدن هم فن است. از سویی نائب فاعل زمانی مشخص و قابل پیاده سازی است که کسی نداند آن فاعل وجود دارد. یعنی به قول طلبه ها نائب فاعل زمانی در قالب فاعل قرار می گیرد که فاعلی در جمله نباشد.
از سوی دیگر این نائب فاعل باید شانیت لازم برای اندیشه ورزی را داشته باشد. یعنی حداقل هارا داشته و اکتساب کرده باشد. لذا مقایسه و حتی قرار دادن در کنار علما خطایی بسیار بزرگ است

 حال باید شاهد بود این افسار زده شده بر جریانی که می خواهد آن را به هر سمتی میکشد کی از دست بعضی ها خارج می شود و اندیشه مندان واقعی موجود در جامعه اسلامی این مسیر را به صورت واقعی پیاده می کند . یقینا نرفتن سراغ اندیشه ورزان اصلی و واقعی و دلسوز نظام و عالم و مراجع نوعی ناشکری و ناسپاسی است که شامل آیه ی کریمه « بُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ » خواهیم شد. بایستی نسبت به این بحران موجود پناه به خدا برد. 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟