قطار بسكتبال توقف نميكند
محمود مشحون باسابقهترين رئيس فدراسيون كشور و به نوعي ريشسفيد آنها، مديري تمام بسكتبالي است. مديري كه در هزارتوي بسكتبال هم وارد شده و هيچ چيزي نيست كه از نگاهش پنهان باشد. مديريت تخصصي او امروز بسكتبال ايران را به چنان مرتبهاي رسانده كه وراي آسيا به جهاني شدن ميانديشد.
اين در حالي است كه اين رشته مدرسهاي و دانشگاهي سالها در حسرت بلندپروازي در عرصه قاره دندان به جگر گذاشته بود تا باور همگاني را به اين سمت و سو بكشاند كه از بسكتبال نيز ميتوان انتظار مدالآوري و افتخارآفريني داشت.
قهرماني در همه ردهها در آسيا و راهيابي به المپيك 2008 پكن، بسكتبال ايران را در دنيا صاحب موقعيتي تازه كرد تا اثرات مثبت اين اتفاق خوب و مبارك تار و پود بسكتبال ايران را به حركت درآورده و امواج تاثيرگذارش بسكتبال را به جلو هدايت كند.
بيشك در اين حركت رو به توسعه و موفقيتآميز نقش محمود مشحون برجسته است، مردي برآمده از خانوادهاي ورزشي كه سلسله مراتب را پلهبهپله پشتسر گذاشته تا امروز در جايگاهي بايستد كه دوست و دشمن به نيكي از وي ياد ميكنند. گرچه ايرادهايي نيز به شيوه كار وي گرفته ميشود كه طبيعي است و اگر اين انتقادها نباشد، ميتوان در آن شك كرد.
با اين مدير پرسابقه و سرد و گرم چشيده كه عادت ندارد چندان از كمبودها و نداريها گله و گلهگذاري كند و معتقد است بايد با امكانات و توانمنديهاي موجود نقشه موفقيت را ترسيم كرد، جام جم به گفتگو نشست كه ماحصل آن در پي ميآيد:
آقاي مشحون، خوب به ياد دارم كه در اوايل دهه70شما در همين سالن سرپوشيده شهيد كشوري طرح شناسايي بازيكنان قد بلند را به اجرا گذاشته بوديد تا بنيان حركتي اساسي در جهت احياي بسكتبال ايران را بنا بگذاريد. امروز آن رويكرد به ثمر نشسته تا با ورود بلندقدها به بسكتبال همراه برنامههاي محوري فدراسيون، اين رشته كه پيش از اين كسي حساب خاصي رويش باز نميكرد، صاحب اعتباري قابل توجه شده و رفته رفته آسيا نيز برايش كوچك شود. حضور در بازيهاي المپيك اوج اين حركت رو به رشد به حساب آمد تا امروز ايدهها و آمال در بسكتبال با گذشته بسيار متفاوت باشد. شما اين ايدهها را چگونه براي خود تعريف ميكنيد؟
بسيار خوشحالم كه شما بدرستي روي مسالهاي حساس دست گذاشتيد كه براي جامعه بسكتبال بسيار اثرگذار است. همان طور كه اشاره كرديد ما براي رسيدن به امروز، سالها تلاش و برنامهريزي را چاشني كار كردهايم و اين طور نبوده كه يكشبه خوابيده باشيم و فرداي آن بسكتبال ايران را متحول شده ببينيم. بيشك خودتان از همه چيز خبر داريد و نياز به توضيح نيست. تنها خوشحالم كه امروز تلاش من و همكارانم در فدراسيون با همراهي و كوشش خانواده بسكتبال اعم از داوران، مربيان و بازيكنان به اينجا ختم شده تا بسكتبال ايران در آسيا و در تمام ردهها قهرمان قاره شود. نميخواهم بگويم كار خارقالعادهاي انجام دادهايم، نه بلكه تنها به وظيفه خويش عمل كردهايم و از اين به بعد هم با توان و انگيزهاي بيشتر در خدمت اين رشته خواهيم بود تا راه رفته را تداوم بخشيده و همچنان به جلو گام برداريم و فاصلهها را كوتاه و كوتاهتر كنيم. خوشحالم كه ايده ديرين من به سرانجام رسيد و امروز داراي بازيكنان بلند بالايي هستيم كه ميتوانند آينده شكوفاتري را براي اين رشته رقم بزنند. جا دارد از حمايتهاي سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك به خاطر همراهيهايشان با حركت توسعهاي بسكتبال تشكر و قدرداني كنم. شايد اگر اين همراهيها نبود، ما نيز بعد از چند صباحي انرژيامان تخليه ميشد، اما خوشبختانه نهتنها چنين نشده، بلكه ما هر روز باانگيزهاي متفاوتتر به كارمان ادامه دادهايم تا انتظارات فزايندهاي نيز پيرامون اين رشته در داخل كشور شكل بگيرد. امروز تمام هم و غم ما جهاني شدن بسكتبال است، چراكه در آسيا به تمام اهداف خود رسيدهايم و اكنون وقت آن رسيده از وراي آسيا به دنياي اين رشته جذاب نگاه كنيم. حضور در المپيك و راهيابي به رقابتهاي جهاني در رده جوانان و... افقهاي تازهاي را پيش روي جامعه بسكتبال ايران قرار داده است.
به برنامه جهاني شدن بسكتبال اشاره كرديد، از منظر رئيس فدراسيوني، ما در حال حاضر در كجاي اين رشته در دنيا قرار داريم؟
البته بايد بگويم جهاني شدن انتظاري است كه خانواده بسكتبال از خود دارد و ميخواهد در اين مسير به جلو قدم بردارد. با توجه به حمايتهايي كه از اين رشته ميشود و تواناييها و استعدادهاي موجود نيز فكر ميكنيم هدفي قابل دسترس خواهد بود. هرچند دچار خود بزرگبيني نيز در اين زمينه نميشويم و نيك واقفيم كه جايگاهمان كجاست. واقعيت اين است كه در ريشه و پايه با كمبودها و كسريهايي مواجهايم كه نيازمند توجهات ويژه هستيم. با اين حال عقيده دارم كه اگر روي اين كمبودها متمركز شويم، چيز خاصي عايد بسكتبال كشور نميشود. در حقيقت هنر اين است كه ما در همين وضعيت و با امكانات موجود، در برنامهريزيهايمان به گونهاي عمل كنيم كه شرايط پيشرفت را تسهيل كنيم. خوشبختانه با تداوم روند موفقيتآميز بسكتبال، رئيس سازمان دستور داده كه در هر استان يك سالن در اختيار هياتهاي بسكتبال قرار گيرد كه اين مساله تحولات مثبتي را براي اين رشته به همراه خواهد داشت.
اما خود شما در تهران همواره از نداشتن يك سالن مجهز در مركز شهر در مضيقه بودهايد و بارها نيز به زبان آمدهايد كه تاكنون اين خواست عملي نشده است.
من به شخصه اهل ناليدن و آه و فغان نيستم، اما معتقدم وقتي بسكتبال مثل جت به جلو ميتازد، بايد در حد امكان نيز توجهات بيشتري را معطوف آن كنيم كه البته با حمايتهاي ويژه رئيس سازمان، من نسبت به اين مساله خوشبينم
قبول دارم، مشكل ما در تهران كمبود زمين در مركز شهر است. در اين زمينه خود من همراه هادياني، مديرعامل شركت توسعه و نگهداري اماكن ورزشي و خزايي، رئيس صندوق حمايت از قهرمانان و پيشكسوتان از سوي مهندس عليآبادي ماموريت يافتهايم تا زمين مناسبي را در بهترين نقطه تهران شناسايي كنيم تا بلافاصله كار ساخت آن آغاز شود. واقعا داشتن اين سالن از نان شب هم براي بسكتبال در تهران واجبتر است و ما ماندهايم كه با توجه به همزمان شدن تمرينات تيمهاي ملي ردههاي مختلف، برنامه تمرينات آنها را چطور در سالن آزادي هماهنگ كنيم. براي همين مجبور شديم برنامه تمرينات را تغيير دهيم و تمرينات يكي دو تيم را به شهرستانها منتقل كنيم تااينگونه رفع مشكل كرده باشيم.
در حال حاضر و با گامهاي برداشته شده در اين رشته از گذشته تا به امروز، بسكتبال به اسب زينكردهاي ميماند كه بايد در كورس سرعت خوب هدايتش كرد و اجازه نداد از مسير خارج شود. البته ناديده نميگيريم كه فاصله بسكتبال ايران با دنيا زياد است و تعارفي نيز در اين مساله نداريم، اما همان طور كه گفتم، مهمتر از امكانات و تجهيزات، برنامه خوب است. ما با همين امكانات نيز خيلي از كمبودها و كسريها را از طريق برنامهاي خوب و همهجانبه پشتسر گذاشتهايم و باانگيزهاي دوچندان به كارمان ادامه ميدهيم تا با عمل خود، همه را ناگزير از توجه بايسته به بسكتبال نماييم. كاري كه تا به امروز آن را بخوبي انجام دادهايم.
مهمترين تورنمنت بسكتبال در ماه آينده حضور در جام ملتهاي آسياست كه از 15 تا 27 مرداد در تيان جين چين برگزار ميشود. با توجه به همگروهي با تيمهاي چين تايپه، كويت و ازبكستان، شرايط را براي تيم ملي چگونه ارزيابي ميكنيد؟
با تيمهاي همگروه مشكلي نداريم، شايد سختترين رقيب ما در اين مرحله چين تايپه است كه تيمي منسجم دارد. البته با توجه به رشد بسكتبال قاره نبايد هيچ تيمي را كوچك ديد و موضوع را جدي نگرفت. با اين حال تيم ملي چيزي براي قهرماني در جام ملتها كم ندارد و تمام هدف ما كسب جام نخست و راهيابي به رقابتهاي جهاني تركيه است.
و به طور مسلم وقتي از قهرماني در جام ملتها سخن به ميان ميآوريد، بايد از قبل نيز رويكرد حضور در رقابتهاي جهاني تركيه را مورد توجه قرار داده باشيد.
همين طور است، ما از پيش برنامههايمان را تبيين و براساس داشتههايمان به جلو حركت ميكنيم. بيشك اگر اين اتفاق بيفتد كه دور از دسترس نيست، بسكتبال ما چندين قدم جلوتر ميرود تا هر چه بيشتر جايگاه خود را در دنيا بشناساند.
و تيم ملي جوانان نيز از 11 تيرماه بايد در رقابتهاي جهاني نيوزيلند به ميدان برود كه البته با توجه به همگروهي با تيمهاي آمريكا، فرانسه و مصر كار دشواري را پيش رو دارد، اين طور نيست.
بيشك بسكتبال ايران به لحاظ حضور در رقابتهاي جهاني و المپيك تيم جواني به حساب ميآيد و نبايد از اين تيم به دنبال كسب نتيجه بود. همان طور كه در المپيك پكن صرف حضور و هماوردي با تيمهاي بزرگ دنيا براي ما از اهميت قابل توجهي برخوردار بود و به جامعه بسكتبال اعتماد به نفس قابل توجهي را بخشيد. ما در حال حاضر براي دومين باري است كه در رقابتهاي جهاني جوانان حاضر ميشويم و به طور طبيعي به واسطه جواني و قدمت به نسبت ديگر تيمها، بايد از اين حضور به دنبال اهداف ديگري باشيم. تيم ملي جوانان شايستگيهاي خود را تا به امروز نشان دادهاند و در رويارويي مستقيم با تيم ملي بزرگسالان شايستگيهاي خود را به رخ كشيده و نشان دادهاند كه از استعداد بالايي براي رشد و تكامل برخوردارند. در حقيقت اثرات حضور جوانان بسكتبال در رقابتهاي جهاني نيوزيلند را در آينده خواهيم ديد.
كارشناسان هم معتقدند كه تيم جوانان تنها بار تجربه كمي به نسبت ديگر تيمها در جهاني نيوزيلند دارد.
ما منكر اين نيستيم كه از بسكتبال روز دنيا فاصله داريم، براي همين به دنبال اين هستيم كه با برنامه لازم راه جهاني شدن را كوتاه كنيم. بنابراين در نيوزيلند هم ميخواهيم جوانان بسكتبال به خودباوري و اعتماد به نفس لازم در مقابل تيمهاي مطرح جهان دست يافته و چند گام به پيش بردارند.
آقاي مشحون، حفظ اين دستاوردها از كسب آنها حساستر و به نوعي دشوارتر است. اين را از اين جهت ميگوييم كه جداي از داشتن برنامه، بسكتبال بايد امكانات و زيرساختهاي لازم را در اقصي نقاط كشور در اختيار داشته باشد تا بتواند پاسخگوي انتظارات فزاينده موجود از اين رشته باشد.
شكي نيست، اما خب بايد اين نكته را نيز در نظر گرفت كه مسوولان ورزش از هيچ كوششي در اين زمينه دريغ نميورزند و ما هم بر اساس شرايط موجود، انتظارات خود را مطرح ميكنيم. واقعيت اين است كه امروزه در كشورهاي پيشرو در اين رشته، حتي در دبيرستانها هم دو، سه سالن بسكتبال دارند، چه برسد به تيمهاي مليشان. به هر حال، ما با تمام تلاشهاي خويش توانستهايم بسكتبال را به اينجا برسانيم و به طور مسلم نگهداري اين جايگاه سخت است. من به شخصه اهل ناليدن و آه و فغان نيستم، اما معتقدم وقتي بسكتبال مثل جت به جلو ميتازد، بايد در حد امكان نيز توجهات بيشتري را معطوف آن كنيم كه البته با حمايتهاي ويژه رئيس سازمان من نسبت به اين مساله خوشبينم.
در حال حاضر، شرايط به گونهاي پيش رفته كه اقبال مردمي به بسكتبال دوچندان شده است و همين مساله اقتضا ميكند كه قولهاي داده شده به اين رشته، عملي شود.
دقيقا، براي همين هم ميگويم نيازمند توجه ويژه هستيم. همانطور كه ميدانيد بسكتبال ورزشي دانشآموزي و دانشجويي است و ميتواند كل جامعه را در برگيرد، يعني پدر و مادرها با طيب خاطر از حضور نوجوانان و جوانان در اين رشته استقبال ميكنند و اين به واسطه اين است كه پرداختن به بسكتبال، هيچ تبايني با درس و تحصيل ندارد و براي همين نيز هست كه امروز بيشتر مليپوشان بسكتبال از اقشار تحصيلكرده هستند.
و بپردازيم به ليگ بسكتبال، خود شما بارها تاكيد كردهايد كه هزينه تيمداري در ليگ غير منطقي بالا رفته و از سوي ديگر نيز بعضا مديران باشگاههاي خصوصي گله دارند كه حضور در ليگ برايشان با صرفه نيست.
البته من اين حرف را قبول ندارم كه ليگ براي باشگاهها بهرهاي ندارد، در ليگ ما تمام تيمهايي كه شركت كردهاند، حداقل از حق پخش تلويزيوني بهرهمند شدهاند. براي مثال همين تيم لولهas شيراز چند بار مسابقاتش روي آنتن رفت يا بيم مازندران و حساب كنيد كه اگر اين تيمها ميخواستند غير از اين، خود را ميشناختند، چقدر بايد هزينه و سرمايهگذاري تبليغاتي ميكردند.بنابراين نميتوان يكسره همه چيز را ناديده گرفت و گفت كه ليگ بسكتبال بدون بهره است. البته قبول دارم انتظاري كه باشگاهها از حضور در ليگ دارند، برطرف نميشود و اين بر ميگردد به انتظار ما از صدا و سيما كه بايد محبت بيشتري را مبذول كند و بازيهاي ليگ را بيشتر پوشش دهد. با اين كار، خستگي نيز از تن فدراسيون خارج ميشود، ضمن آن كه اصولا داشتن يك تيم ملي خوب و قوي ليگ پويا ميخواهد، ليگ خوب هم حمايت ميخواهد و صدا و سيما ميتواند كمك موثري به فدراسيون بسكتبال داشته باشد.
اما صدا و سيما تا آنجا كه ميدانيم مسابقات بسكتبال را پوشش داده و اينطور نبوده است كه دريغ كند.
بله، من هم اين نكته را ناديده نميگيرم و جاي قدرداني دارد. 4 سال پيش آقاي پورمحمدي دستور داد مسابقات بسكتبال را به صورت ويژه ببينند كه اثرات مثبت آن را ما اينك بوضوح شاهد هستيم. شرايطي كه انتظارها را از بسكتبال بالا برده تا در هر ميداني كه حضور مييابيم همه از ما انتظار كسب مدال طلا را داشته باشند و اين برميگردد به فراگير شدن اين رشته كه صدا و سيما در آن نقش موثري ايفا كرده است. اين كه ما همچنان انتظار داريم رسانه ملي با افزايش اين توجه امكان رشد و پيشرفت بيشتر را برايمان فراهم آورد.
حالا اين انتظارها با ظرفيت و پتانسيل بسكتبال تطابق دارد؟
قابليت آن هست، اما همانطور كه عرض كردم بايد همه چيز را در ظرف خود ببينيم و شرايط را به گونهاي فراهم كنيم كه همه در اين ظرف ديده شوند.
شايد بر همين مبنا نيز هست كه واسيلين ماتيچ، سرمربي صرب تي ماي بسكتبال هم بر استعدادهاي بسكتبال در ايران صحه گذاشته و تصريح دارد كه در هر پست تيم ملي ميتواند 4 3 بازيكن خوب در اختيار داشته باشد. گرچه او هم اين را ناديده نميگيرد كه دستيابي به اين هدف امكانات برابر را طلب ميكند.
حرف درستي است.
راستي قرارداد اين مربي تا چه زماني است و آيا از عملكرد او رضايت داريد؟
ماتيچ تا پايان جام ملتهاي آسيا يعني تا آخر شهريور ماه با فدراسيون قرارداد دارد و از هم اكنون نيز تمايل داريم قرارداد همكاري با وي را تمديد كنيم. ماتيچ در كنار برخورداري از علم روز اين رشته بسيار پركار و پرتوان است و تعاملي خوب و سازنده با فدراسيون دارد. يكي از ويژگيهاي اين مربي درك كاملش از فرهنگ كشورمان است و در اين قالب قرار گرفته و به وظايفش عمل ميكند. برخورد خوب با قهرمانان بر اساس پارامترهاي اصولي و روحي و رواني از ماتيچ چهرهاي مقبول ساخته است.
و برهميناساس نيز هست كه فدراسيون از وجود وي كمال بهره را ميبرد و به نوعي از او نيز در زمينه كمك به تيم ملي جوانان استفاده كرده است.
حدادي اكنون براي همه الگو شده و حضورش در تمرينات تيم ملي يك محرك و هشداردهنده شده است براي ديگر بازيكنان كه بايد چگونه مرارت به خويش داده و در جهت بزرگي بكوشند
ما همه جوره از ماتيچ كمك گرفتهايم. با حضور او همه كارها در تيم ملي بر مبناي رفاقت و صميميت استوار است و هر جا كه كمكي لازم باشد همه به هم كمك ميكنيم. يعني اينطور نيست كه چون من رئيس فدراسيون هستم خيلي از كارها را نبايد انجام دهم، نه همه يكديگر را هم پوشاني ميكنيم تا هيچ كاري زمين نماند. جالب است براي شما تعريف كنم كه برادرم رضا (مدير تيمهاي ملي) تعريف ميكرد كه در يكي از جلسات تمريني، ماتيچ را ديده است كه بيتكبر يك كارتن لباس را بر دوش خويش قرار داده و آن را به داخل سالن تمرين حمل كرده بود. بيشك اين مساله يك درس بزرگ براي بسكتبال ماست كه سرمربي تيم ملي با اين وقار و شخصيتش، جايي كه ببيند بايد كمك كند بيتكلف پا پيش ميگذارد. حرفم اين است كه هميشه بايد با انرژي مثبت پيش رفت و فقط نيمه خالي ليوان را نديد.
به هرحال اگر حضور در المپيك بعدي را در سر داريم و ميخواهيم بيشتر در عرصه بسكتبال، بزرگي كنيم بايد امثال ماتيچ را در امور پايهاي هر چه بيشتر به كار بگيريم تا مسير جهاني هموارتر شود و از سوي ديگر در اين رشته پشتوانه سازي لازم صورت گيرد.
قبول دارم، در اين رابطه بنا دارم با مهندس عليآبادي صحبت كنم تا ماتيچ را براي هدايت تيمهاي پايه بسكتبال حفظ كنيم، چرا كه او كار پايهاي را بخوبي بلد است و ميتواند اهداف ما را محقق سازد. من هم تاكيد دارم كه هميت تيم ملي جوانان بايد هسته اصلي تيم ملي بزرگسالان در آيندهاي نزديك شود. در حقيقت در بسكتبال بايد به صورت زنجيروار عمل كنيم تا هيچ موقع كفگيرمان به ته ديگ نخورد.
و به طور طبيعي، بسكتبال قبل از المپيك بايد به بازيهاي آسيايي 2010 گوانگجوي چين انديشه كند تا ضمن دفاع از عنوان سومي خويش در بازيهاي قطر به كسب جايگاه بهتر خيز بردارد.
ما همه برنامهريزيهاي خود را بر مبناي داشتههايمان شكل دادهايم و بند به بند پيش ميرويم؛ يعني مثل قطار حركت ميكنيم و مثل آژانسها براي نوشيدن چاي توقف نميكنيم. روي اين ريل پيوسته در حركت هستيم و تا آخرين قطره بنزين خويش نيز در تلاش و كوشش براي دستيابي به عناوين بهتر هستيم. به سخن ديگر، ما نميايستيم كه كسي را سوار كنيم بلكه همه بايد در حركت سوار قطار بسكتبال شويم تا از نگاه به افقهاي دور دست غافل نشويم، هرچند همواره نيز طوري حركت ميكنيم كه اثرات مثبت حركت ما ملموس باشد.
به هر حال امروز دنيا نيز به نوعي بسكتبال ايران را باور كرده كه ميبينيم تني چند از بازيكنان ما فرصت بازي در ليگ فرانسه و حتي آمريكا را به دست ميآورند.
البته منهاي ارسلان كاظمي و حامد حدادي كه در آمريكا حضور دارند، ما بازيكنان خوب ديگري را نيز داريم كه استعداد بالايي در اين رشته دارند. بازيكناني مثل مهدي كامراني، سامان ويسي، حامد آفاق و سهرابنژاد كه از پتانسيل حضور در تيمهاي اروپايي برخوردارند.
و حامد حدادي نيز كلي با گذشتهاش توفير كرده و اين در بازياش مشهود است.
الان حامد، حامد گذشته نيست و 60 درصد به نسبت قبل قويتر شده است. حدادي اكنون براي همه الگو شده و حضورش در تمرينات تيم ملي يك محرك و هشداردهنده شده است براي ديگر بازيكنان كه بايد چطور مرارت به خويش دهند و در جهت بزرگي بكوشند. از همه مهمتر اينكه حامد چقدر روي جابر روزبهاني اثرات مثبت گذاشت و در مدت حضورش در تهران و تمرينات تيم ملي از جابر براي يك لحظه غافل نبود تا اين مهره ارزشمند بسكتبال نيز تحت تاثير حضور حامد، به تلاش و تكاپويي قابل توجه بيفتد كه اميدوارم اين تلاش مستمر باشد. جا دارد همين جا از حامد حدادي تشكر و قدرداني كنم كه سفير خوب و شايستهاي براي بسكتبال ايران در بيرون از مرزهاست.
بسكتبال بانوان هم طي اين مدت ميخواهد صاحب هويتي تازه شود برنامه فدراسيون در اين زمينه چيست؟
ما در تمام مراحل به بانوان هم سرويس لازم را در جهت رشد و ارتقاي تيمي ارائه ميدهيم و همه كار نيز خواهيم كرد تا بانوان بسكتباليست ايران با پوشش اسلامي و مورد تاييد نظام، در رقابتهاي آسيايي شركت كرده افتخار آفرين شوند.
و آماده شنيدن حرف پاياني شما هستيم.
وظيفه خويش ميدانم از تمام كساني كه طي اين سالها خانواده بسكتبال را در جهت دستيابي به موفقيت ياري و همراهي كردهاند، تشكر و قدرداني كنم.
اقبال مردمي به بسكتبال
بسكتبال را از گذشته تا به امروز رشتهاي دانشگاهي شناختهاند و بيدليل نيست كه در سطح دنيا نيز اين رشته در سطح كالجها و مراكز دانشگاهي در كميت و كيفيت بالايي برگزار شده و تيمهاي ملي كشورها از اين بخش تغذيه شدهاند. بسكتبال ايران هم به تبع رشتهاي دانشجويي است و اغراق نيست اگر بگوييم با وجود افزايش سطح ورزشكاران تحصيلكرده، معدل تحصيلي مليپوشان بسكتبال از همتايان خويش در ديگر رشتهها در سطحي بالاتر قرار دارد.
واقعيت آن است كه امروز در كنار موفقيتها و توفيقات اين رشته، ميزان اقبال مردم و خانوادهها نيز به بسكتبال دوچندان شده تا با توجه به استعدادها و پتانسيل بالاي ورزش ايران به لحاظ وجود نسل جوان و بالنده، افق روشني از رشد و توسعه بيشتر پيشروي جامعه بسكتبال قرار گيرد. از سوي ديگر و همگام با اقبال مردمي به اين رشته، انتظارها از بسكتبال نيز دوچندان شده است، بويژه اينكه امروز بسكتبال ايران وراي آسيا به جهاني شدن ميانديشد و ميخواهد هر چه بيشتر سفيراني در آن سوي مرزها داشته باشد. مساله مهم در اين ارتباط همترازي بين خواسته و انتظارها از يك سو و امكانات و تسهيلات مورد نياز است كه اين دومي، مسووليتي بزرگ را متوجه مسوولان ورزش ميسازد تا هر چه بيشتر با فراهم كردن تجهيزات وزيرساختهاي مورد نياز، همگام با خانواده بسكتبال در جهت مجد و عظمت اين رشته جذاب بكوشند. به قول رئيس فدراسيون كه بارها نيز بر آن تاكيد كرده با ارابه گذشته نميتوان در آينده راند.


