ویمبلدون؛ آرامگاه ستارگان
رقابتهای معتبر تنیس ویمبلدون در سال 2009 هفته دوم خود را سپری میکند. سومین گرنداسلم سال رفتهرفته به روزهای پایانیاش نزدیک میشود و حساسیت این رقابتها به اوج میرسد.
به نوشته وطن امروز؛ بزرگترین رقابت تنیس جهان در زمینهای چمن با همه نوسازیهای متعدد انجام گرفته در جنوب غرب لندن ذرهای از جذابیت و گیراییاش را از دست نداده است.
راجر فدرر درباره ویمبلدون میگوید: «ویمبلدون جادویی انسانی دارد». به این ترتیب ویمبلدون هنوز هم سرزمین موعود تنیس به شمار میآید. حتی نامه عاشقانه بریجیت، همسر بیت سمپراس به شوهرش که در تعطیلی و وقفه مسابقهها آن را میخواند (به همسر عزیزم، قهرمان هفتباره رقابتهای ویمبلدون) دیگر نمیتوانست به بیرون از منطقه معروف «آرامگاه ستارگان» کمکی بکند؛ همان جایی که او در سال 2002 به طور ناگهانی از دنیای تنیس خداحافظی کرد. چمن افسانهای که ستارگان زیادی بارها و بارها در آنجا زمین خوردهاند، به سرزمین موعود تنیس در این تابستان گیرایی خاص و بیبدیلی میبخشد اما این درخشش دیگر تحت عنوان نامهای قدیمی نیست.
زمین شماره 2 به زمین شماره 3 تبدیل میشود چرا که در این میان زمین جدیدی در جنوب منطقه پدید آمده است. درست همانند ورزشگاه پرهیجان پاریسیها. یکشنبه آینده قهرمان جدید ویمبلدون معرفی میشود و کارهای ساخت و ساز دوباره به جریان میافتد. با ساخت «آرامگاه ستارگان» آخرین قطعه از تمام بخش قدیمی ویمبلدون محو میشود.
این آخرین مرحله از نوسازی است که اکنون در سال 2009 با ساخت سقف آکاردیونی پرهزینه و پرحرف و حدیث به اوج خود رسید، سقفی متحرک که روی زمین اصلی ساخته شد، سقفی دارای چتر روشن که البته در هفته نخست رقابتهای تابستانی تنیس حتی برای یک بار هم مورد استفاده قرار نگرفت چرا که در این تابستان از بارانهای معروف هیچ خبری نبود.
بوریس بیکر، قهرمان 3 دوره رقابتهای ویمبلدون میگوید: هر کس برای نخستین بار پای به ویمبلدون میگذارد ویمبلدون سراسر جدیدی را میبیند اما نه ویمبلدون دیگری را. خانه جدید این تنیسباز پرحاشیه آلمانی تنها چند قدم با این منطقه فاصله دارد. حتی نوسازی 120 میلیون یورویی زمین مرکزی هم گیرایی ناچیزی را با خود به همراه داشته است. به این ترتیب ویمبلدون در مقایسه با دیگر رقابتهای گرنداسلم همچنان شخصیت غیرقابل جایگزینش را حفظ کرده است.
افسانهها و مدرنیته همدیگر را نقض نمیکنند. اینگونه است که ویمبلدون ماشینی پولساز باقی میماند که سالانه دستکم 30 میلیون یورو پول خالص را تولید میکند. در عین حال ویمبلدون پروژهای ضدتبلیغاتی است و کابوس اسپانسرها و حامیان مالی آنها نمیتوانند با لوگوهای بزرگ و بیقواره خودشان ویمبلدون را از شکل بیندازند.
بر اساس قوانین، لباسهای سفید همانند روزگار «اوروما» مانده و تنها 5 درصد لباسها میتوانند رنگی باشند. اینکه غول بزرگی مانند نایکی با خلاقیت طراحانش در این بازار محدود میتواند حاضر باشد و راجر فدرر هم همانند «استوارت در کشتی» (به نوشته دیلی میل) به نظر برسد موضوعی دیگر است.
ویمبلدون 2009 برای بریتانیاییها هم میتواند دیگرگونه باشد البته اگر اندی ماری اسکاتلندی بتواند از نقش خجالتی همیشگیاش در این رقابتها خارج شود. راجر فدرر قهرمان 5 دوره رقابتهای ویمبلدون میگوید: این مکان جادویی است.
هر تغییری در اینجا به سمت خوب است. مرد سوییسی شماره 2 تنیس دنیا ادامه میدهد: «در جاهای دیگر برگزارکنندگان به فکر تجارت و پول هستند اما در ویمبلدون درآمدها بازمیگردد و هزینه میشود برای بازیکنان و البته هوادارانش، حتی بزرگترین بازیکن حال حاضر نیز تعجب نمیکند که تماشاگران در هر آب و هوایی از آفتابی گرفته تا توفانی حاضرند برای چند ساعت به تماشای رقابتی در ویمبلدون بنشینند.»
فدرر میگوید: «آنها میخواهند بخشی از ویمبلدون باشند».


