ما همه خوبیم
سالها... سه سال بعد، این نوشته تنها از عهده یک هوادار آتزوری برمیآید... نوستالژی شب رویایی برلین در تابستان 2006 را به خاطر میآورید، زمانی که مارچلو لیپی با آن موهای نقرهایاش جام طلای بزرگترین تورنمنت فوتبال را به آتزوری هدیه کرد و شاید اگر مارچلو روی نیمکت نمینشست، ایتالیا هرگز چنین افتخاری نصیبش نمیشد.
به نوشته وطن امروز؛ برای اینکه بتوانیم تمام آن لحظات را «فریم به فریم» در خاطرهمان مرور کنیم باید به یاد سرودی بیفتیم که تلویزیون ایتالیا بارها و بارها آن را تکرار کرد؛ سرودی با موسیقی کاملاً شاد که به توصیف پسران لیپی میپرداخت؛ «ما تیم قدرتمندی هستیم، با مردمی بزرگ، شکستناپذیر... به همین دلیل است که ما خوبیم...» از آن شب تا امروز که در حال سپری کردن روزهای آخر جولای هستیم تقریبا سه بهار میگذرد و دیگر از آن حس و حال سرمستکننده خبری نیست، امروز تنها واژهای را که میتوان در وصف آتزوری استخراج کرد، «سرد و کسل» کننده است، دقیقاً همان نقطه مقابلی که چند سطر بالاتر به آن اشاره کردیم، بله، ما همه خوبیم...
ما همانی هستیم که میاندیشیم
با استناد به آخرین جمله پاراگراف بالا، ناخودآگاه به یاد جمله معروف بودا میافتیم؛ «ما همانی هستیم که میاندیشیم». خب، آیا باز هم باید درباره جامجهانی آلمان فکر کنیم، اما در اينجا سوالی مطرح میشود که میپرسد آیا ایتالیا توانسته همان «فرمت» را حفظ کند؟ یا با دیدن نمایش پسران لیپی باید به «ترسی» که در ضمیر ناخودآگاهمان خفته دچار شویم! باید این مساله را بدون تردید اعلام کنم که پس از اتمام نبرد سنتیشان برابر برزیل دیگر نمیتوان برای فرار از این پرسشها شانهها را بالا بیندازیم.
شاید هم خیلیها هنوز به دنبال آن کورسوی امیدی هستند که با صدایی ضعیف میگوید: «این ... هنوز پایان کار نیست، تا تابستان سال بعد وقت بسیار است!» اما مهمترین موضوعی که نمیتوان آن را کتمان کرد را باید در یک جمله بیان کنیم: «با این وضعیت ما همه استرس داریم». میبینید خیلی راحت در عرض سه سال میتوان به جای واژه نامأنوس «خوبیم» از لغت «استرس» استفاده کنیم.
به همین راحتی! خب، برای اینکه بشود از شر این صفتها که زیاد به مزاقمان خوش نمیآید فرار کنیم بهتر است بگوییم پسران لیپی «خسته» بودند، آنقدر که اگر قرار باشد آنها را از زیر آزمایش اشعه X عبور دهیم این خستگی در انتهاییترین نقطه ساقهایشان به وضوح دیده میشود.
به لوکا تونی نگاه کنید، لطفاً فیلم بازی او را مرور کنید، چهرهاش بیشتر به آنهایی میخورد که یکی دو جین از اقوام نزدیکش در سانحهای کشته شدهاند! خب، اگر از نیز فاکتور بگیریم، کاپیتان را چه میشود؟
فابیوی «کبیر» هرچه به روزهای پایانی نزدیک میشود، کیفیت کارش پایین و پایینتر میآید تا جایی که هر مهاجمی میتواند به او «لایی» بزند! و جالب اینجاست که بتازگی نیز به بیانکونری کوچ کرده، وای خدای من! فوتبال ایتالیا به کدام سمت پیش میرود؟ چرا او باید راهی یوونتوس شود؟ و صدها چرای دیگر که در سرمان چرخ میزند.
مارچلو پیش خودش چه فکری کرده که ساختار ستون دفاعیاش را روی او بنا نهاده و به نظر شما سه سال قبل مکتب فکری چگونه سبب شد تا ایتالیا بعد از فاجعه کالچو پولی ناگهان در بالاترین قله فوتبال بایستد و حالا از آن بالا حتی بدون چتر نجات دست به سقوط آزاد بزند؟
آیا اینها نشانههایی از مرگ فوتبال ایتالیاست یا درسی است که میتواند مارچلو را از خواب بیدار کند؟ او باید سر و صورتش را زیر آب یخ بشوید تا دوباره از حالت از خود بیخود شدن بیرون آمده و پا به دنیای ما بگذارد؛ همان دنیایی که امروز پر شده از تصاویر استرس و التهاب از وضعیت قهرمان جهان و آیندهای که با چشمی نیمهبسته و با حالت ترس و لرز به آن نگاه میکنیم. به نظر من تنها کسی که موجب شده تا این حالت در نزد هواداران آتزوری به وجود بیاید مارچلو لیپی است.
پیرمرد مو نقرهای که در کنفرانس خبری بعد از بازی با احمق فرض کردن دیگران، این جمله را در وصف پسرانش میگوید: «من بهترینها را در اختیار دارم...» البته با شخصیتی که از او سراغ دارم باید با کمال احترام بگویم احمق فرض کردن زیاد واژه مناسبی نیست، او تنها از نداشتن ستاره رنج میبرد و میخواهد با جوانمردی هرچه تمامتر تقصیرات را به گردن بگیرد.
اما باز هم این استدلال توجیه مناسبی نیست، زیرا تنها کافی است که او کلید خزانه را از جیبش بیرون بیاورد و جوانهای آتزوری را از جعبه جادویی به نمایش بگذارد. دقیقاً این همان سوالی بود که خبرنگار ایتالیایی زبان از سرمربی پرسید و بهرغم دست و پا زدنش نتوانست جواب مناسبی را از مارچلو بگیرد.
بعضی چیزها تغییر میکند... البته امیدواریم!
در اینجا بیشتر توجهمان به روی نامهای سانتون و موتا متمرکز میشود؛ بازیکنانی که حیات اولیهشان در همین تورنمنت آفریقای جنوبی بود ولی بازی نکردند، یا دیگران نظیر دومنیکو کریسچینو، فابیانو سانتاکروچه، پاسکوآله فوجیا و... و یکی دو جین دیگر از همین استعدادها کجای پازل تاکتیکی مارچلو قرار گرفتهاند؟ امیدواریم که مارچلو سرش را 90 درجه بچرخاند و نگاهی به نیمکت ذخیرهها بیندازد. اگر این تغییرات اتفاق بیفتد و ما از شر تفکرات رادیکالی و کهنه رهایی یابیم آن وقت با خیال راحت میتوان گفت: «ما همه خوبیم».


