بهشتی ها
علیرضا مخبر دزفولی
کد خبر: ۵۳۳۶۶
| | 16204 بازدید
sokhany1383@yahoo.com
بهشتي فقط يك نام نيست كه هر سال در هفتم تير از او تجليل كنيم و او را بستائيم بلكه يك فرهنگ و قاموس است. فرهنگي كه در لحظه، لحظه تاریخ ملت ایران، نقش دارد و در صحنه، صحنه انقلاب اسلامی، حضوري برجسته دارد.
و مكتب بهشتي چون خوني تازه و جوشان در شريانهاي پيكره حيات معنوي اين نهضت حسيني، جاري است................
راستي يادتان هست كه او را با تخم مرغ و گوجه مي زدند؟! اصلاً چرا بايد هميشه همه، مثل هم بنويسند؟
چه كسي اين كليشه بي تأثير را ساخت كه 27 سال است در هر مناسبتي فقط از سجايا و اخلاقيات هر از دست رفته اي بايد گفت؟
و كجاست تأثير اين قدرداني ها؟
و كو عبرت اندوزي از اين رويدادها؟
مي گفتم... از او با تخم مرغ و گوجه گنديده استقبال مي كردند خودم ديدم، در همين کشور،پیش چشم همه!
خرده نگيريد، بگذاريد آنها كه نبوده اند و الان مي بينند كه در هفتم تير چپ و راست از بهشتي مي گويند و از زمين و آسمان بهشتي مي بارد ،بدانند كه نام بهشتي چرا در تاريخ اين ملت رنج كشيده باقي است؟
بقاي بهشتي، مديون مظلوميت اوست. همان مظلوميت كه خميني كبير درباره اش قريب به مضمون فرمود: «چيزي كه شهادت شهيد بهشتي در برابر آن ناچيز است مظلوميت اوست»
آري مظلوميت. همان راز حرارت سرد ناشدني شهادت حضرت حسين ابن علي(ع) كه «ان لقتل الحسين(ع) حراره في قلوب المؤمنين لاتبرد ابداً.»
همان رمز جاودانگي علي(ع) ،آنگاه كه در محراب مسجد كوفه به ضربت شقي ترين منافق تاريخ محاسنش به خون سرش خضاب شد و فرياد برآورد كه «فزت و رب الكعبه» .حتماً شنيده ايد كه وقتي خبرش در شهر پيچيد كه علي را در محراب مسجد به شهادت رسانده اند كساني گفتند مگر علي(ع) نماز مي خواند؟!
و با خود مي انديشم كه علي از كدام زنجير و سلسله رها شد كه رستگار شد؟... بگذريم
بهشتي از همان طايفه بود از همان قافله كه بسوي حرم دوست مي تاختند و از دشواري راه و خار مغيلان و ملامت ناكسان باكي نداشتند، گرچه دلشان از تيغ تيز طعنه شرحه شرحه بود.
آنروز ها بني صدر خائن با جذابترين ابزار تبليغاتي غنيمت آورده از فرنگ، بهشتي و ياران صادقش را چنان در چشم عده اي مغضوب كرده بود و بنام دموكراسي و حقوق مردم، چنان چهره مردمي ترين روحاني خدمتگزار مردم را كه همه وجودش وقف خدمت مفيد، بصيرت آميز و مدبرانه به مردم بود مخدوش كرده بود كه جز به بهاي شهادت عظيم او و يارانش محال بود پرده سياه تزوير از چهره نفاق دريده شود.
اينهمه نوشتم تا بگويم بهشتي ها را امروز هم بايد دريافت. خواص قوم چراغ هدايت در دست ،نبايد بگذارند در ظلمات جهالت و تعصبات كور ، چهره منور ياران صادق و رفيقان موافق قافله سالار عشق حضرت خميني كبير وخلف صالحش ، خداي ناخواسته مخدوش شود.
و نيايد آنروز كه براي روشن شدن راه، ياري ديگر از ياران امام و رهبری چون شمع بسوزد تا چهره واقعي دشمنان انقلاب آسماني مان بر همگان نمايان شود. خداي را سپاس مي گوئيم كه كاروان انقلاب حسيني با رهبري الهي يكي از زبده ترین شاگردان مکتب فکری،عرفانی و حکومتی خميني كه اتفاقاً او نيز زخم كينه نفاق بر دل و دست دارد بالنده تر از گذشته بسوي نور و رستگاري در حركت است.
ياد سيد و سالار شهيدان انقلاب شهيد مظلوم دكتر بهشتي و ياران با وفا و همراهان با صفاي او كه جانشان را بر سر عهد و پيمانشان با خداي بزرگ نهادند و جاودانه شدند هميشه گرامي باد.
بهشتي فقط يك نام نيست كه هر سال در هفتم تير از او تجليل كنيم و او را بستائيم بلكه يك فرهنگ و قاموس است. فرهنگي كه در لحظه، لحظه تاریخ ملت ایران، نقش دارد و در صحنه، صحنه انقلاب اسلامی، حضوري برجسته دارد.
و مكتب بهشتي چون خوني تازه و جوشان در شريانهاي پيكره حيات معنوي اين نهضت حسيني، جاري است................
راستي يادتان هست كه او را با تخم مرغ و گوجه مي زدند؟! اصلاً چرا بايد هميشه همه، مثل هم بنويسند؟
چه كسي اين كليشه بي تأثير را ساخت كه 27 سال است در هر مناسبتي فقط از سجايا و اخلاقيات هر از دست رفته اي بايد گفت؟
و كجاست تأثير اين قدرداني ها؟
و كو عبرت اندوزي از اين رويدادها؟
مي گفتم... از او با تخم مرغ و گوجه گنديده استقبال مي كردند خودم ديدم، در همين کشور،پیش چشم همه!
خرده نگيريد، بگذاريد آنها كه نبوده اند و الان مي بينند كه در هفتم تير چپ و راست از بهشتي مي گويند و از زمين و آسمان بهشتي مي بارد ،بدانند كه نام بهشتي چرا در تاريخ اين ملت رنج كشيده باقي است؟
بقاي بهشتي، مديون مظلوميت اوست. همان مظلوميت كه خميني كبير درباره اش قريب به مضمون فرمود: «چيزي كه شهادت شهيد بهشتي در برابر آن ناچيز است مظلوميت اوست»
آري مظلوميت. همان راز حرارت سرد ناشدني شهادت حضرت حسين ابن علي(ع) كه «ان لقتل الحسين(ع) حراره في قلوب المؤمنين لاتبرد ابداً.»
همان رمز جاودانگي علي(ع) ،آنگاه كه در محراب مسجد كوفه به ضربت شقي ترين منافق تاريخ محاسنش به خون سرش خضاب شد و فرياد برآورد كه «فزت و رب الكعبه» .حتماً شنيده ايد كه وقتي خبرش در شهر پيچيد كه علي را در محراب مسجد به شهادت رسانده اند كساني گفتند مگر علي(ع) نماز مي خواند؟!
و با خود مي انديشم كه علي از كدام زنجير و سلسله رها شد كه رستگار شد؟... بگذريم
بهشتي از همان طايفه بود از همان قافله كه بسوي حرم دوست مي تاختند و از دشواري راه و خار مغيلان و ملامت ناكسان باكي نداشتند، گرچه دلشان از تيغ تيز طعنه شرحه شرحه بود.
آنروز ها بني صدر خائن با جذابترين ابزار تبليغاتي غنيمت آورده از فرنگ، بهشتي و ياران صادقش را چنان در چشم عده اي مغضوب كرده بود و بنام دموكراسي و حقوق مردم، چنان چهره مردمي ترين روحاني خدمتگزار مردم را كه همه وجودش وقف خدمت مفيد، بصيرت آميز و مدبرانه به مردم بود مخدوش كرده بود كه جز به بهاي شهادت عظيم او و يارانش محال بود پرده سياه تزوير از چهره نفاق دريده شود.
اينهمه نوشتم تا بگويم بهشتي ها را امروز هم بايد دريافت. خواص قوم چراغ هدايت در دست ،نبايد بگذارند در ظلمات جهالت و تعصبات كور ، چهره منور ياران صادق و رفيقان موافق قافله سالار عشق حضرت خميني كبير وخلف صالحش ، خداي ناخواسته مخدوش شود.
و نيايد آنروز كه براي روشن شدن راه، ياري ديگر از ياران امام و رهبری چون شمع بسوزد تا چهره واقعي دشمنان انقلاب آسماني مان بر همگان نمايان شود. خداي را سپاس مي گوئيم كه كاروان انقلاب حسيني با رهبري الهي يكي از زبده ترین شاگردان مکتب فکری،عرفانی و حکومتی خميني كه اتفاقاً او نيز زخم كينه نفاق بر دل و دست دارد بالنده تر از گذشته بسوي نور و رستگاري در حركت است.
ياد سيد و سالار شهيدان انقلاب شهيد مظلوم دكتر بهشتي و ياران با وفا و همراهان با صفاي او كه جانشان را بر سر عهد و پيمانشان با خداي بزرگ نهادند و جاودانه شدند هميشه گرامي باد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
مادر بزرگم اول گفت به اين آقايان خسته نباشی بگو ؛ بعد بگو يک عده برای انقلاب اسلامی خون دادند، جوانی وعمر خود را گذاشتند .ي
عنی قدرت اين قذز شيرين است؟ جنگ قدرت؟آن هم در سرزمينی که برای وجب به وجب آن جوانی، قربانی شده؟
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



