حلقه مفقوده كشتي
مسابقات كشتي آزاد و فرنگي نوجوانان تحت عنوان جام «روز جهاني كودك» پنجشنبه و جمعه اخير در شهرستان آستارا برگزار شد و امسال نيز مثل هميشه و به سنت سالهاي متمادي انبوه نوجوانان و نونهالان كشتي دوست از سراسر كشور به بهانه روز جهاني كودك پنجه در پنجه يكديگر انداختند.
به نوشته ایران؛ مصاف ديدني و پرافت و خيز نوجواناني كه اندك آموختههاي تكنيكي خود در طول يكي دو سال را چاشني جسارت و هوش ذاتي خود ميكنند و در اين بين ستارههاي آيندهداري يافت ميشوند كه به بهترين نحو فاكتورهاي نبوغ و تبحر را كنار هم چيده و از نردبان ترقي بالا ميروند. پتانسيل فوقالعادهاي كه به وسعت همه شركتكنندگان در اين مسابقهها كشف ميشود و همچون هميشه، از گنجينه لبريز كشتي ايران حكايت ميكند.
مسابقات روز جهاني كودك فرصتي است براي ما و نه براي نوجوانان با آتيه كشتي كه به وجود و حضور اين همه سرمايه پي ببريم. برخلاف همه دوستاني كه معتقدند اين رقابتها ميداني براي خودنمايي نوجوانان است بر اين باور هستيم كه اين تورنمنت فرصتي براي ماست تا چشمان خود را باز كنيم و اين همه نبوغ و توانايي در كشتي ايران زمين را ببينيم. چرا كه قطعاً با برگزاري 2 روز مسابقه نصفه و نيمه و با كيفيت نه چندان مطلوب نميتوان دين خود را نسبت به سرمايهها و پشتوانههاي آينده كشتي ايران ادا كرد.
نسل آينده كشتي ايران در پس 2 روز مسابقه در سال، ساخته و پرداخته نميشود كه ما بايد هر روز به فكر نوجوانان و نونهالان باشيم.
چند روز پس از المپيك پكن، مدير تيمهاي ملي كشتي آزاد و نايب رئيس فدراسيون در گفتوگو با رسانهها در توجيه شكستهاي المپيك گفت: كفگير كشتي ايران به ته ديگ خورده است... و امروز بايد از اين مسئول و قهرمان اسبق پرسيد كه آيا با وجود اين همه سرمايه و استعداد بالقوه باز هم دستهاي كشتي ايران را خالي ميبيند؟ و آيا نميتوان از پتانسيلهاي پرقدرت و با انگيزه كشتي و همين نوجوانان علاقهمند، بار كشتي ايران را براي سالهاي متمادي بست و به مدالهاي رنگارنگ المپيك رسيد؟
● حلقه مفقوده
در اين واقعيت شكي نيست كه كشتي ايران سرشار از نوجوانان و نونهالان كشتي بلد و علاقهمند است كه الفباي كشتي را در سايه مربيان سازنده آموختهاند و منتظر فرصتي هستند تا همگام با افزايش سن و رسيدن به مرز جواني، بر دانش و تجربه خود افزوده و به بدنه تيمهاي ملي تزريق شوند.
اما متأسفانه سالهاي سال است كه زنجيره كشتي ما ناقص شده و يك حلقه مفقوده بدنه كشتي ما را معيوب كرده است.
نوجوانان و نونهالاني كه در سنين كودكي، استعداد توانمند كشتي محسوب ميشدند و روي تشك شعبدهبازي ميكردند همانطور كه زود طلوع كرده بودند خيلي زود و سريع نيز غروب كردند و در سالهاي جواني هيچ اثري از آنها يافت نشد. مشكلي كه امروز هم گريبان كشتي ما را گرفته و با وجود توانمندي نوجوانان در ردههاي پايه، شاهد ضعف و نقصان در رده سني جوانان و بزرگسالان هستيم.
در طول سالهاي اخير متأسفانه اين مشكل و معضل تغيير شكل داده و در حاليكه اين حلقه مفقوده از جوانان به بزرگسالان وجود داشت حالا ديگر نميتوان منكر آن در ردههاي نوجوانان به جوانان هم شد. به عبارتي ديگر ما نميتوانيم استعدادها و سرمايههاي مستعد كشتي را بعد از كشف حفظ كنيم و حتي نميتوانيم از آنها در رده سني جوانان هم استفاده كنيم. امروز شاهد نزول كيفي جوانان در هر دو رشته آزاد و فرنگي و بيشتر شدن فاصلهمان با روسها هستيم و اين فقط و فقط ناشي از حلقه مفقودهاي است كه مديريت كشتي در حفظ سرمايهها و پشتوانهها آن را گم كرده است.
● كاستن از فاصله نسلها
ابرقدرت كشتي جهان يعني روسيه كه سالها با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكرد در طول سالهاي اخير و در سايه مديريت ميخائيل سامياشويلي قهرمان نامدار جهان و المپيك، به خوبي اين مشكل را حل كرده و با كاستن از فاصله نسلهاي ديروز و امروز كشتي، روسيه رقابت در اين كشور را از حصار اسامي خارج كرده است. به طوري كه جواناني مثل «بلال ماهوف»، «بسيك كودوخوف»، «ماخاچ مرتضي علياف»، «گئورگي كتويف» و ... بلافاصله بعد از خودنمايي و ظهور در تيم ملي جوانان، مورد اعتماد كادر فني بزرگسالان قرار گرفته و راهي كارزارهاي جهاني و المپيك شدند.
روسها در مورد نوجوانان خود نيز همين استراتژي را اتخاذ كردهاند و آنقدر فاصله دو رده سني را كم كردهاند كه نوجوانان مستعد و با انگيزه بلافاصله توسط مربيان تيم ملي جوانان جذب ميشوند و اين باعث ميشود كه سرمايهها در اين كشور حفظ شده و از دست نروند.
ضمن اينكه تيمهاي ملي جوانان و بزرگسالان هيچ وقت دچار كمبود و نقص نشده و ترافيك كشتيگير در اوزان هفتگانه باعث شود كه كشتي روسيه متكي به قهرمان و ستاره خاصي نباشد و در پس هر قهرماني، قهرمان ديگري متولد شود.


