اظهارات اعترافگونه عضو جوان مجاهدين انقلاب
اميرحسين مهدوي ، عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) به طرح مباحثي درباره انتخابات رياست جمهوري پرداخت.
وي در ابتداي اين نشست گفت: من سيد امير حسين مهدوي ليسانس مديريت صنعتي و ازهشت سال پيش روزنامهنگاري را آغاز كردم.از همان مقطع هم در چارچوب شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي فعاليت سياسي داشتم. در كنگره سال گذشته به عنوان عضو اصلي انتخاب شدم. در مقطع انتخابات خرداد ماه هم در ستاد مركزي مهندس موسوي به عنوان سردبير روزنامه انديشهي نو تا 23 خرداد فعاليت ميكردم كه در مركزيت ستاد به عنوان ارگان، تريبون و نشريهاي براي پوشش اخبار انتخاباتي بود.
اين فعال سياسي در ادامه با بيان اين كه تصور ميكند روندي كه از شب 22 خرداد آغاز شد انحراف و گردش مسير بسيار بزرگي در فعاليت سياسي گروهي كه به آن تعلق دارد و ستادي كه در آن فعاليت ميكرده را موجب شده است، اظهار كرد: به اين معنا كه نامزدي كه فلسفه حضورش را در انتخابات دهم رياستجمهوري بازگشت قطار قوه اجرايي كشور به ريل قانون عنوان ميكرد و گفته بود، از شامگاه روز رايگيري با اعلام نتايج پيش از شمارش آرا و پس از آن با عدم پذيرش نتايج شمارش آرا و از آن مهمتر عدم تمكين به ساز و كار قانوني پيشبيني شده براي رسيدگي به اعتراضات در مورد شمارش آرا، از پذيرش فرآيند قانوني انتخابات سر باز زد.
وي افزود: كسي كه فلسفه حضور خودش را احياي قانونگرايي يا بازگشت به مسير قانونگرايي عنوان ميكند با اعلام نامزدي و پركردن فرم داوطلبي، يعني تمام مراحل از ثبتنام تا رايگيري، تبليغات، شمارش، نظارت و اعتراضات را براساس قانون پذيرفته است. علاوه بر اين، گروههاي قانوني حامي ايشان و سازماني كه من عضو شوراي مركزي آن هستم هم در دو سه بيانيه، ابتدا با رفتار مشابه خود كانديداها در مورد نتايج انتخابات نسبت به روند قانوني اعتراضات و اعلام نااميدي و بياعتنايي كردند. پس از آن و با گذشت يك هفته و ايام قانوني اعتراضات به شوراي نگهبان و به ويژه بعد از خطبههاي 29 خرداد رهبر انقلاب باز شاهد بوديم كه با تهييج مردم، بيانيههاي مختلف و تشويش اذهان عمومي قصد دارند در فرآيندي غيرقانوني مطالبه خود را پيگيري كنند.
مهدوي ادامه داد: اين موضوع از وقتي حادتر شد كه رد پاي گروههاي ضدانقلاب، بازماندگان خاندان پهلوي، كشورهاي غربي، دشمنان قسمخورده مردم ايران و گروهكهاي تروريستي هم در اعتراضات و اغتشاشات و آشوبهاي تهران ديده شد و آنها با اعلام علني و رسمي آن را تشويق كردند. اسناد، مدارك و قرائن متقني هم دال بر مشاركت، همراهي و همدلي آنها در اين پديده، آشوب و اغتشاش تهران وجود دارد؛ يعني عدم مرزبندي اين گروهها با روندهاي آشوبگرايانه اخير و همچنين عدم تمكين آنها به فرآيندهاي قانوني انتخابات به نظر من فصل نويني را در زيست سياسي اين گروهها رقم زده و خواهد زد.
وي همچنين گفت: قطع نظر از برخورد، جمعبندي و تصميمي كه در نظام و بخشهاي مختلف حاكميت براي آنها اتخاذ خواهد شد ،انتظار همين بيانيهها و همين روند خود، سند متقني است براي اينكه اين گروهها ديگر تمايل ندارند در چارچوب يك فرآيند قانوني و سياستورزي مسالمتآميز پارلمانتاريستي، آرمانهاي اصلاحطلبي را در ساختار قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران پيگيري كنند. به نظر من آرمانهاي اصلاحطلبي كماكان مقدس است و كماكان مطالبه بخش كثيري از مردم ايران. نميتوان اصلاحطلبي را پسوند نام هيچ گروه و جرياني گذاشت و اگر كساني تصميم گرفتند با حركتهاي فراقانوني، غيرقانوني و قرار گرفتن در كنار و همنشيني با گروههاي معاند به روند حركت قانوني اصلاحطلبي پايان دهند، اين به معناي از بين رفتن مفهوم آرمانهاي اصلاحطلبي نيست.
وي در پاسخ به سوال خبرگزاري فارس درباره نقش و فعاليتش در ستاد موسوي و چگونگي سازماندهي تجمعات ميرحسين موسوي گفت: اصليترين تصميمات هر جريان سياسي قاعدتا بايد در شوراي مركزي آن اتخاذ شود. من در شوراي مركزي سازمان مجاهدين عضويت داشتم؛ البته ساختار آنجا به گونهاي است كه شوراي مركزي كه منتخب كنگره است بيشتر به مسائل شكلي، ساختاري و سازماني ميپردازد و محتواي موضوع يعني خط و جريانهاي سياسي بيشتر شايد در شوراهاي ديگر اتفاق بيفتد. من دو سال عضو عليالبدل شوراي مركزي و يكسال هم عضو اصلي بودم كه به صورت مستمر در جلسات شركت داشتم.
وي ادامه داد: من به خاطر صبغهام كه روزنامهنگاري اقتصادي بود در تدوين مواضع اقتصادي سازمان نقش داشتم و در جريان تمام تصميمات، تحركات و حمايت از نامزد رياستجمهوري بودم. در مجموعهي ستاد هم بعد از تعطيلات ابتداي سال روزنامهي انديشهي نو منتشر ميشد كه در چهار صفحه به تبليغ برنامههاي انتخاباتي و تبيين و انتشار محتواي آنها و سفرهاي آقاي موسوي ميپرداختيم كه زيرمجموعهي بخش رسانهاي و تبليغات ستادي انجام ميشد.
مهدوي اضافه كرد: در مورد تجمعات پيش از 22 خرداد بزرگترين ظهور تجمعات در ايام تبليغات نمونهاي بود كه در تهران از ميدان تجريش تا ميدان راهآهن زنجيره انساني بدون مجوز تشكيل شد. بعد از آن حد فاصل ميدان انقلاب تا آزادي راهپيمايي بر پا شد و هر دوي اين حركتها به شهرهاي مختلف هم تسري داده شد. ساختار اين مجموعهها بيشتر دو، سه گروه جوان بدون مجوز با ساختار جوان بودند كه ذيل كمپين انتخاباتي خاتمي شكل گرفته بودند و براي مهندس موسوي هم استمرار يافته بودند. يك وبسايت اينترنتي به نام يارينيوز وجود داشت. مجموعهاي به نام پويش حمايت از خاتمي و موسوي بود كه قبل از اعلام نامزدي خاتمي با كد ملي از علاقهمندان به كانديداتوري آقاي خاتمي ثبتنام ميكرد. بعد از آن هم شبكهسازي شكل گرفت كه آخرين عدد آن 400 هزار نفر عنوان شد.
وي اظهار كرد: بنا بود اين شبكه چيزي مثل شبكه راي در آينده شود و اين افراد به شكل خوشهاي راي جذب كنند و بانك اطلاعاتي از افراد تشكيل شود براي ناظريني كه ميخواهند سر صندوقها بروند. گروه سومي هم به نام 88 بود كه در مقطعي كه آقاي خاتمي قرار بود در صحنه باشند از من هم دعوت كرده بودند. البته جلسات آن به شكل مستمر در محل جبهه مشاركت برگزار ميشد و شاكله و ساختار آن مجموعه هم شاخهي جوانان جبههي مشاركت بود. اما ميخواستند حالت فراگيري به آن مجموعه بدهند و از اقشار و صنوف مختلف افراد در اين مجموعه باشند. از من خواستند نايب رييس و سخنگوي مجموعه باشم كه با گذشت يك هفته از شروع كار آن را نپذيرفتم.
وي در ادامه گفت: البته گاهي در جلسات شركت ميكردم و در جريان آن بودم. آن ساختار به اين شكل بود كه 88 جوان در 30 استان كشور ابتدا اعلام موجوديت كنند. پس از آن در هر استان 88 نفر اعلام موجوديت كنند و همينطور ادامه پيدا كند تا به شكل يك شبكهي خوشهاي شود كه فرقش با سايت پويش اين است كه افراد همديگر را ميشناسند. آن چيزي كه گفته شد 35 هزار فرد شناخته شده بود كه مرتبط با اين سيستم هستند. تجمعاتي كه گفتيم عمدتا توسط اينها بود. به نظر ميرسد امري بود كه جوانان بيش از دفعات قبل در مجموعهي كمپين و سازمان انتخاباتي ميداندار باشند و اينطور القاء شود كه اينها خودگردانند و دستوري از بالا ندارند.
اين فعال سياسي يادآور شد: اين طراحي در كنار تكرار و استمرار واژه نگراني، سلامت و صيانت از آرا در كنار استفاده از نمادهاي رنگي همه اين طراحي خوشهاي و سازمانيافتهي جوانان، نمادهاي رنگي و القاي نگراني از سلامت انتخابات تماما منظومهاي را ميسازد كه در نتيجه شباهت زيادي با نمونههايي در كشورهاي ديگر دارد كه آنها هم همه در مقطع و نقطهي عطف انتخابات اتفاق افتاد كه آنها را تحت عنوان انقلابهاي رنگي و مخملين ميشناسيم.
مهدوي در پاسخ به سوال ديگر خبرگزاري فارس درباره اين كه چطور نقشآفرين بودي و چقدر و چگونه وارد حلقه بسته سازمان مجاهدين شدي؟ اظهار كرد: البته سازمان افرادي را تحت عنوان مرتبط داشت. در تهران اينها با حلقهي چند نفره در سازمان ارتباط داشتند اما ارتباط در كل حالت نقطهچيني و غيرسازماندهي شده داشت. از مقطعي كه فكر ميكنم ميانههاي دولت دوم آقاي خاتمي بود تصميم گرفته شد در قالب رسمي عضوگيري شود و گسترش تشكيلاتي اتفاق بيفتد كه در كنگره آخر اين افراد به حدود 300 در سراسر كشور رسيدند. من هم به واسطهي ارتباطي كه از سنين كم با اينها پيدا كردم و با تشكيل كنگره به عنوان عضو انتخاب شدم.
مهدوي اضافه كرد: به نظر من يك جو مجازي و ساختار مجازي هست كه القاء تصميمات و خط اصلي در هر برهه و مقطعي از فعاليت سياسي از طريق آنها جو غالب را شكل ميدهد. آنها همان حلقه بسته ابتدايي هستند كه به آن اشاره شد. مثلا عنوان جلسه، جلسه شوراي مركزي است و همه برابر راي در آن حضور دارند اما جو به گونهاي است كه خيلي فضاي فكر كردن، تصميمگيري و گفتن صداي مخالف نيست و جو غالب جوي است كه تصميمات از قبل گرفته شده و بقيه بايد با آن جو ناچارا همكاري كنند و به نوعي حتي دستگاه فكري انسان هم كاناليزه ميشود.
وي گفت: شاهد مثال من تكرار گزارهي «يا خاتمي يا هيچكس» 10 ماه قبل از انتخابات بود. القاي اين موضوع آن هم در آن زمان قابل تامل است.
مهدوي در پاسخ به سوال خبرنگار ايرنا درباره اينكه تئوريسين بحث تقلب در انتخابات چه كسي بود؟ اظهار كرد: اين يك منظومهاي بود كه بخشي از آن القاي موضوع عدم سلامت و نگراني از صيانت از آرا بود. فرآيندي براي انتشار نظرسنجي و نتايج از پيش تعيين شده وجود داشت كه به اين كمك كند و اين را اعلام كند كه نقطه نهايي آن همان بود كه آقاي موسوي در مصاحبه مطبوعاتي شب انتخابات گفتند در مرحلهي اول ايشان پيروز است و هر نتيجهاي غير از اين با تقلب همراه است. در حالي كه در آن دقيقهاي كه ايشان صحبت ميكردند هنوز اخذ راي در خيلي از جاها خاتمه نيافته بود؛ بنابراين براي القاء صورت گرفتن تقلب نياز به فضاسازي و باور عمومي بود كه پيروز قطعي انتخابات آقاي موسوي است.
وي افزود: اين مسئله مدام در شيبي تكرار ميشد. ابتدا گفته شد آقاي موسوي راي منفي پاييني بر اساس نظرسنجيها دارد. خود من بينهاي براي قطعيت نظرسنجيها هيچوقت پيدا نكردم. هر كس اسم نهادي را ميبرد ميگفت اين نظرسنجي معتبر است. نوعا نهادهايي نام برده ميشد كه نتوان گفت سندش كجاست. من هميشه ميپرسيدم آيا اين نظرسنجيها ملي است و شهر و روستا در آن متوازن است، به دليل اينكه تجربه انتخابات سال 84 را داشتيم. در آن سال نظرسنجيهايي كه منتشر ميشد عدم صحتش تنها به انتخاب آقاي احمدينژاد محدود نميشد. در نظرسنجيها آقاي كروبي نفر آخر اعلام شد در حاليكه ايشان در نتايج نفر سوم شد يا اينكه خبرگزاري ايرنا در خرداد 84 چند روز مانده به رايگيري نظرسنجي را منتشر كرد كه در آن آقاي معين و هاشمي درصد بالايي داشتند و به مرحله دوم ميرفتند.
مهدوي خاطرنشان كرد: پس ابتدا اين القاء وجود داشت كه آقاي موسوي راي منفي پاييني دارند. بعد به اين مسئله پرداخته شد كه ايشان رشد بالايي در هر مرحلهي نظرسنجيها داشتهاند. پس از آن گفته شد ايشان مرحله دومي خواهند بود و پردهي آخر هم اين بود كه ايشان مرحلهي اولي خواهد بود تا شب 22 خرداد به ايشان باورانده شود كه ايشان اعلام كنند پيروز قطعي انتخابات هستند. تكرار گزارهي نگراني از سلامت ردپايش از مدتها پيش در رسانهها ديده ميشد. در بيانيههاي گروههاي سياسي هم مثل جبههي مشاركت، سازمان مجاهدين و مجمع روحانيون مدام بر اين گزاره تاكيد ميشد حتي در صورتي كه ناظرين آقاي موسوي در قريب به اتفاق صندوقها براي آنها كارت صادر شده بود باز هم نسبت به تقلب هشدار داده ميشد. مقامات سابق و اسبق وزارت كشور هم مدام اين را در گفتوگوها و مصاحبهها تكرار ميكردند.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، ادامه داد: در انتخابات گذشته و چند انتخابات قبل نوعا در داخل جبههي اصلاحات مثلا در مقطع انتخابات مجلس ششم و هشتم و شوراي سوم مسووليت اين كار (شبكهي ناظرين و صيانت) به سازمان تحت رهبري آقاي بهزاد نبوي واگذار ميشد. در اين مورد هم همينطور بود. ايشان در شهر تهران به دنبال جمعآوري افرادي براي معرفي به عنوان ناظر بود. همين موضوع نشان ميداد كه سمت و سوي القاي نگراني و تاكيد بر لزوم صيانت از آراء به چه شكل است. علاوه بر اين موضوع روي سايتهاي اصلاحطلبان اين مسئله مدام به عنوان خط خبري تكرار ميشد. خود آقاي نبوي جلسات هفتگي را با مديران رسانههاي اصلاحطلب از چندين سال قبل داشتند در حالي كه صبغهي رسانهاي ندارند و اين خط خبري و القاي خبرها به صورت متمركز هدايت ميشد.
مهدوي در پاسخ به سوال ديگر خبرنگار فارس درباره اينكه منابع مالي سايت و نشريات آينده، جمهوريت، قلم، كلمه سبز و انديشه نو از كجا تعيين ميشد؟ گفت: سايت جمهوريت كه واضح بود منسوب به يكي از فرزندان آقاي هاشمي است. از مديران سايت افرادي كه آنجا را اداره ميكردند و پرسنل هم به صورت روشن، بيپروا و صريح، مشخص بود كه اين خط از كجا ميآيد. پروژه پروندهسازي گسترده براي عملكرد چهار ساله دولت نهم هم وجود داشت كه بعد در انتخابات ديديم بسيار به كار آمد. آقاي موسوي كه در نيمهي اسفند ماه اعلام ورود كرده بودند. بعد هم 15 روز كشور تعطيل بود اين گردآوري آمار، اطلاعات و ارقام و كنار هم چيدن آنها نشان از يك سازمانيافتگي قبلي داشت و اين مجموعه به شكل نامتوازن و بيسابقهاي بين تخريب رقيب و اثبات نامزد عمل ميكردند.
وي ادامه داد: در همه دنيا نقد وضع موجود امر پذيرفتهشدهاي براي كانديداهايي است كه ميخواهند وارد صحنه شوند، اما دلايلي هم براي اينكه چرا بايد به من راي بدهيد نيز وجود دارد كه در اين باره عملا هيچ مستند و برنامهي مدوني وجود نداشت. تنها در مناظره آخري كه آقاي موسوي به تلويزيون رفت ديديم كه يك مجلد برنامهي ايشان آماده شده كه آن را نشان دهند. قطعنظر از محتوا بسيار آشفته بود و برنامهي مشخصي وجود نداشت. در مورد خود كمپين هم شعار واحدي نبود و گزارهاي كه دال بر ادارهي كشور باشد ديده نميشد. البته نكات پراكندهاي مثل جمع كردن گشت ارشاد و يا مسائلي راجع به دانشگاهها بود اما برنامهي مدوني وجود نداشت و بيشتر انرژي براي تخريب گذاشته ميشد.
وي همچنين اظهار كرد: سايت قلم كه منابعش مشترك با ستاد بود، روزنامه كلمه سبز هم زير نظر افرادي چون عليرضا بهشتي و عليرضا بهشتي شيرازي اداره ميشد و دو، سه ماه هم پيش توليد شده بود. مدعايشان اين بود كه ميگفتند روزنامه براي ماندن آمده است. منابع مالي آن مستقل از ستاد بود اما ساختار جدايي داشت. روزنامهي انديشهي نو نيز روزنامهي كمخرجي بود. قيمت آن 50 تومان بود و درآمد آن صرف شبكهي توزيع ميشد. البته هزينهي چاپ، توليد و تحريريهي روزنامه در مقايسه با هزينههاي تبليغاتي چيز زيادي نبود كه آن هم در كميتهي مالي و پشتيباني ستاد تامين ميشد.
وي اضافه كرد: ستاد تا روزهاي آخر با هيچ مشكلي مواجه نبود و مرتب به ما ميگفتند تيراژ را ميليوني كنيد. گر چه ما ميدانستيم با اين تيراژ روزنامه خريداري ندارد. در مورد منابع هم به شكل بستهاي رفتار ميشد. ميگفتند از طريق علاقهمندان، صاحبان صنايع و فروش تابلوهايي كه چند برابر قيمت واقعي به فروش ميرسند تامين ميشود. گر چه اعداد و ارقام هزينه شده نسبتي با اين ادعاها نداشت. آقاي موسوي خودش گفته بود به پوستر علاقهاي ندارد اما در روزهاي پيش از انتخابات بخشهايي از خيابانهايي مثل وليعصر (عج) با اقلام تبليغاتي فرش بود. در مورد سايت آينده از نظر ساختاري و سازماني از آن بياطلاعم اما كساني كه بيشتر در سايت تابناك بودند آنجا فعاليت ميكردند.
مهدوي همچنين در پاسخ به سوال خبرنگار فارس درباره نقش بستگان و نزديكان هاشمي رفسنجاني در شكلگيري و فعاليتهاي ستاد موسوي و همچنين حوادث اتفاق افتاده بعد از انتخابات، گفت: يكسري از بحثها شايد بنا بر مصالحي لزومي نداشته باشد كه گفته شود. اميدوارم روند حركت دوستان به سمت و سويي برود كه نياز نباشد هرگز اين حرفها گفته شود. در مقطع فعلي به نظر ميرسد نيازي به بازگويي اين مسئله نيست و شايد در فرصتهاي ديگر بسته به روند حركت اين جريانات نياز به بازگويي به وجود بيايد. در مورد اتفاقات پس از انتخابات كه نقطه شروع آن مصاحبه شب 22 خرداد آقاي موسوي بود جو عمومي داخل ستاد و گروههاي اصلاحطلب عدم اعتنا به روند انتخابات و عدم پذيرش نتايج اعلام شده بود. حتي شكايت مشخصي واصل نشد و تنها نامهي هفت مادهاي به شوراي نگهبان داده شد كه عناوين كلي بود.
وي مصاحبههاي اوليه موسوي را نشانگر همان موسوي نخستوزير زمان دفاع مقدس خواند و ابراز عقيده كرد كه بعد از اعلام نامزدي و انصراف آقاي خاتمي گروههايي كه به مثابه گروههاي فشار دور وي را گرفتند قرائتي از او دادند كه با موسوي پيش فرق ميكرد تا اين كه گفتمان خط امامي موسوي دچار تغيير شد و به خاطر بدست آوردن راي عدهاي، خيل راي ديگري را از دست داد.
وي ادامه داد: پيش از نوروز قرار بود آقاي موسوي در صفبنديها تقسيم نشود. حتي آقاي خاتمي ميگفت شايد موسوي راي اصلاحطلبي من را نداشته باشد اما بين اصولگرايان راي دارد. محصور شدن آقاي موسوي در گروههاي فشار اطرافش باعث همين اتفاقي شد كه منجر به گرفتن آخرين مواضع و عدم پذيرش نتيجهي انتخابات از سوي ايشان شد.
مهدوي گفت: تا امروز من شخصا امنيت كشور را در خطر ميبينم و احساس مسووليت ميكنم كه در اين باره صحبت كنم. به نظر من اسير شدن آقاي موسوي در حلقهي اين گروهها و دور شدن ايشان از موسوي چند ماه قبل مدلي است كه ميتوان با آن وضع موجود را تحليل كرد؛ چرا كه اين اتفاقات به اغتشاشات خياباني منجر و باعث شد گروههايي كه قبل از 22 خرداد به صورت قانوني و با مجوز در چارچوب نظام فعاليت سياسي ميكردند پس از آن با گروههاي تروريست، معاند، وابستگان خاندان پهلوي و شبكههاي خارجي همصدا شوند.
وي ادامه داد: شاهديم همين شبكهي تلويزيوني صداي آمريكا مفسرانش كساني هستند كه تا چند سال پيش كنار همين گروهها تحت عنوان دفتر تحكيم وحدت و يا روزنامهنگار فعاليت ميكردند يا بي بي سي كه از مدتها پيش يارگيري را از رسانههاي داخلي ايران آغاز كرده بود. افراد هم جذب شدند تا پنج، شش ماه قبل از انتخابات دومين شبكهي فارسي را كليد بزنند. همين مسئله بدون هيچ توضيحي نشاندهندهي اهداف آنهاست. عجيب است كه يك شبكه براي زباني با 100 ميليون نفر و با بودجهي 16 ميليون پوندي در سال تاسيس شود. به هر حال وجود بدنهي اصلي به انضمام ممنوعيت فعاليت بي بي سي در داخل باعث ميشود كانالهاي خبري بي بي سي از دفتر تلفنهاي آنها در داخل تغذيه شود و آنها به همكاران سابق خود به عنوان منبع تغذيه براي افكار سياسي مراجعه كنند.
وي گفت: گرفتاري كشور در اين وضعي كه به وجود آمده و الحمدالله خيلي وضع خطير و عجيبي نيست مبداش تغيير جهت تاريخي است و ما روزهاي تاريخي و نقطهي عطفي را در تاريخ انقلاب سپري ميكنيم كه گروههايي كه با داعيهي قانون و اصلاحطلبي آمدهاند به رفتار فراقانوني و تعيين تكليف در خيابان يا تعبير رهبر انقلاب اردوكشي خياباني پرداختند. علاوه بر اين اطلاعيهها و بيانيههاي گروه پس از انتخابات خودش واضحترين سند براي اين است كه اين گروهها ديگر هيچ تمايلي به سياستورزي مسالمتجويانه و اصلاحطلبانه در ساز و كار پارلمانتاريستي و از طريق مكانيزم انتخابات و صندوق راي در چارچوب نظام جمهوري اسلامي ندارند.
وي گفت: آقاي موسوي در سخنرانيهاي خود ميگفت من نظارت استصوابي را قبول ندارم و تلاش خواهم كرد كه آن را تغيير دهم اما تا اين قانون وجود دارد به آن پايبندم. حالا اين سوال است كه چطور ايشان خود انتخابات را كه در مقام يك نامزد پذيرفته در چارچوب اين قانون فعاليت كند نميپذيرد. اين يك پيچ تاريخي براي اصلاحطلبي در چارچوب قانون اساسي است كه گذارهها و آرمانهاي آن آرمانهاي بخش كثيري از مردم است. به هر حال در همين انتخابات باشكوه 85 درصدي 14 ميليون از رايدهندهها تمايل به اصلاح وضع موجود قوهي اجراييهي كشور داشتند. اين 14 ميليون نفر اول اعلام كردند كه وفادار به نظام جمهوري اسلامي ايران هستند و تمايل دارند خواستههايشان را براي اصلاح و تغيير وضع موجود در چارچوب مكانيزم انتخابات سامان دهند؛ بنابراين اين يك ظرفيتي است كه وجود دارد.
مهدوي همچنين با بيان اينكه خاتمي در سال 76 با شعار قانونگرايي و قانونمداري پيروز انتخابات شد، گفت: هنوز هم اكثريت مردم كه به كشورشان، قانون اساسي و نظام علاقهمند هستند اين تمايلات را دارند و اصلاحطلبي را نميتوان پسوند نام گروهها و شخصيتها دانست. به نظر من اين جريان در 30 سالگي انقلاب به يك نوزايي و جوشش از درون نياز دارد. اين باب باز است كه آرمانهاي اصلاحطلبي در چارچوب نظام جمهوري اسلامي كماكان پيگيري شود و اصلاحطلبي با گروههايي گره نخورد كه ديگر خودشان پايان اصلاحطلبي را در مورد مشي خودشان به تصريح عنوان كردند.
مهدوي ادامه داد: معلوم نيست اينها ميخواهند مثل گروههايي چون نهضت آزادي و ملي – مذهبيها يا گروههاي غير قانوني و مخالف داخل كشور باشند كه ساز و كار قانون و انتخابات را نميپذيرند يا از آن خطرناكتر با عدم مرزبندي و عدم محكوميت اغتشاشگران كنار گروههاي معاند خارج از كشور قرار گيرند. در هر دو سناريو و هر دو سمت اين نقشه موضوع اصلاحطلبي از طرف اين آقايان منتفي است و نميتوان به كساني كه كنار گروههاي بدنام تروريستي ميشوند و امنيت كشور را با رفتار و حركت خود به خطر مياندازند اصلاحطلب گفت.
وي افزود: به نظر ميرسد آقاي موسوي دچار ابهام و گره ذهني شدهاند و از قضاوت تاريخ نسبت به رفتار خود در بازده زماني طولانيتر نگراني دارند. به دليل اينكه از اول ايشان ادعاي برد كرده بودند و تصور ميكنند اين سرمايهي 20 سال سكوت پس از هشت سال نخستوزيري بسيار سرمايهي ذيقيمتي بوده كه آن را وارد عرصهي انتخابات كردهاند حالا با داشتن اين شكست اين مسئله برايشان باورپذير نيست. با نپذيرفتن شكست در انتخابات هم قافيه پيدا كردن براي شعري كه يك مصرعش گفته شده مشكل شده است.
مهدوي در ادامه ابراز عقيده كرد: حالا كه بيانيههاي تهييجآميز آقاي موسوي باعث كشته شدن تعدادي از هموطنانمان شده ايشان خود را در قضاوت تاريخي گرفتار ميبيند. البته به نظر من هنوز دير نشده و ايشان ميتواند با روند قانوني اعتراض كند. به شوراي نگهبان پيشنهاد بدهد تا سلامت انتخابات مشخص شود و يا حساب خود را از روندهايي كه باعث آشوب و ريخته شدن خون شده جدا كند و ضمن تاكيد بر هر باوري كه بر نتيجهي انتخابات دارند به جامعه آرامش بدهند و القاء امنيت و آرامش كنند. از شخصيت آقاي موسوي اين انتظار ميرود نه صدور بيانيههايي كه براي حركت بعدياش هيچ تصوري وجود ندارد.
اين فعال سياسي در پاسخ به سوال خبرنگار برنا درباره آنچه عدم اقبال اكثريت كشور به جريان اصلاحات خواند، گفت: همسويي با دشمنان و بيگانگان و اشتباه گرفتن شعارهاي اصلي و همچنين فاصله گرفتن از اصل علت چنين اتفاقي بود. آقاي موسوي به عنوان چپ خط امامي و نخستوزير دوران امام (ره) شناخته ميشد و سبد راي ايشان در اين شرايط بسيار موسعتر و مطمئنتر بود اما جريانهاي حامي ايشان كارنامهشان از بعد از انتخابات سال 80 مشخص است. علاوه بر اين مردم ما به مقولهي استقلال بسيار حساس هستند. گر چه سر ستيز هم با بيگانگان ندارند اما علاقهمندند سرنوشت كشورشان در داخل رقم بخورد؛ لذا همسويي با معاندين و مخالفان تابلودار نظام نكتهي مهمي است كه اين آقايان و جريانات اصلاحطلب به آن توجه نداشتند.
مهدوي ادامه داد: خود من استنباطم اين بود كه مجمع روحانيون مبارز به دلايل مختلف از جمله تعلق به روحانيت ميتواند نقش معتدلكننده داشته باشد اما متاسفانه شاهد صدور بيانيهاي از سوي اين گروه بوديم كه بعيد به نظر ميرسد اكثريت اعضا به آن اعتقاد داشته باشند. اين بيانيه با ادبيات مشدد با اغتشاشات و آشوبهاي موجود همصدايي كرد. به نظر ميرسد اين بيانيه با سه، چهار نفر اصلي اين حزب كه جبههي مشاركت هم به آنها نزديك است مثل آقاي موسوي خويينيها برميگردد.
وي همچنين گفت: علاوه بر اين تمام دولتها پس از انقلاب دو دورهاي بودند و اگر غير از اين نتيجه از انتخابات حاصل ميشد عجيب بود. همچنين بايد به نسبت دولت با بدنهي جامعه اشاره كرد. آقاي موسوي در اسفند ماه اعلام نامزدي كرد و فرصت سفر به همه جا را نداشت اما اصليترين رقيبش كسي بود 60 سفر استاني رفته بود و نفوذ گستردهاي به ويژه با روند كار ملي و خدمتگزاري با روستاها و نقاط محروم داشت. اين احساس همبستگي و نزديكي با اقشار مختلف سختي پيروزي براي آقاي موسوي را توضيح ميدهد. همچنين فهم اين پديده كه نتايج بدست آمده از مناطق شمالي تهران به سراسر كشور قابل تعميم نيست كار سادهاي است. در روز انتخابات البته افراد واقعبيني بودند كه فهميده بودند آقاي احمدينژاد در بسياري از مناطق راي غالب را دارد اما متاسفم كه جو برخي افراد و گروهها باعث شد آقاي موسوي پيش از اعلام نتيجه اعلام پيروزي كند.
اميرحسين مهدوي در پايان در پاسخ به سوال خبرنگار ايرنا دربارهي اينكه چه تعداد از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي دستگير شدهاند و دستگيري آنها چقدر به بازگشت آرامش به جامعه كمك كرده است؟ با بيان اين كه سه نفر از اعضاي شوراي مركزي سازمان بازداشت هستند ابراز عقيده كرد: اين مسئله كمك مهمي كرد؛ زيرا مشورت و خط دهيها و همچنين تشكيلات و سازماندهي منتفي و باعث شد فضاي كشور آرام شود. البته در همين مقطع هم چند بيانيه از سازمان منتشر شد كه من خودم هم از سير تدوين آن خبر نداشتم.
منبع: ايسنا
براتون عجیب بود یکی اینا رو بگه یا این که جلسه گذاشتین ببینی چی بایند بکنید واسه این خبر!!
ميمردين اين مطلب رو نميزدين .



