مترو به تبصره13:مرا بهخير تو امید نيست،شر..
در پي انتشار بخشهايي از نامه انتقادآميز معاون وزير كشور و رئيس ستاد تبصره 13 در باره حمل و نقل عمومي شهر تهران، شركت راه آهن شهري تهران و حومه (مترو) با ارسال نامهاي به مطالب مطرح شده در خصوص مترو پاسخ داد.
يك منبع آگاه در مترو تهران با اعلام اين مطلب به خبرنگار «تابناک» افزود: در اين مكتوب عنوان شده آنچه هم اكنون به عنوان مترو تهران در سه خط با 90 كيلومتر و 50 ايستگاه و 600 واگن درحال بهره برداري است، با هزينهاي در حدود 3000 ميليارد تومان توسط دولتهاي گذشته (هاشمي رفسنجاني و خاتمي) به بار نشسته و ارتباطي به دولت نهم ندارد. و اگر دولت نهم بخواهد به اندازه دولتهاي گذشته از ساخت مترو حمايت كند، بايد حداقل ساليانه 350 ميليارد تومان در سال پرداخت نمايد كه تا به حال در دو سال گذشته 230 ميليارد تومان يعني 115 ميليارد تومان در سال كمك نموده است كه كمتراز نصف دولتهاي گذشته است.
اين منبع افزود: در نامه شركت مترو از نقد فعاليتهاي انجام شده با عجله و بدون بررسي و هيچ بازديدي، ابراز تاسف شده و آمده است كه اين شركت از رسيدگي و بازديدهاي هر تيم كارشناسي، برنامهريزي و حتي سياسي استقبال ميكند.
در نامه شركت مترو همچنين از نحوه برخورد دولت نهم با مقوله حمل و نقل ريلي شهري انتقاد شده و آمده است: اگر كسي قرار شود مورد سوال قرار گيرد، وزارت كشور، تبصره 13 است كه متاسفانه با تمام قدرت دولت نهم و واگذاري كل اختيارات دولت به اين ارگانها و استانداريها، بعد از گذشت دو و نيم سال از عمر دولت نهم، نتوانستهاند حتي يك متر از قطار شهريهاي سرمايهگذاري شده مشهد، شيراز، اصفهان و تبريز در طول 8 سال گذشته را به بهرهبرداري برسانند. قطار شهري تمام شده 20 كيلومتري مشهد، با تصميمات غلط و غير كارشناسي و بيتوجهي به نظرات كارشناسي اتحاديه قطارهاي شهري كشور كه مترو تهران در راس مديريت آن قرار دارد، به ورطهاي كشانده شده است كه امكان راهاندازي حداقلي آن، تا دو سال آينده هم امكانپذير نيست.
در بخش ديگري از نامه شركت مترو آمده است: از پاييز سال 84 اولين نامه جناب آقاي قاليباف به رئيس محترم جمهور براي تامين واگن براي سر فاصله 2 دقيقه بوده است و حتي رئيسمحترم جمهور در سخنراني عيد فطر سال 84 اعلام نمودند كه براي مترو تهران و قطار شهريها بيش از 700 واگن تامين كردهاند ولي بالاخره در پايان سال 85 با فشار و پيگيري شهردار تهران، شوراي شهر و مترو از مجلس شوراي اسلامي در قالب لايحه تامين سوخت، امكان تخصيص بودجه براي تامين واگن فراهم شد. متاسفانه به دليل اينكه دولت نهم قصد داشت خودش واگن تهيه نمايد، اعتبار مربوطه تا اواخر تير 86 به شركت مترو تهران داده نشد و در آخرين فرجه قانوني كه اعتبارات در حال بازگشت به خزانه بود، با فشار به همه ارگانهاي تصميمگيري كشور، توانستيم اين بودجه را دريافت كنيم كه باز هم به دليل شرايط نامساعد بينالمللي براي اعتبارات اسنادي و تضمينها، امكان استفاده با سرعت از آن فراهم نشده است. ملاحظه ميشود كه اعتبار پيش پرداخت واگنها هم با فشار شهرداري و حمايت مجلس شوراي اسلامي داده شده است نه به وسيله دولت نهم.
در نامه شركت مترو درباره يارانه بهرهبرداري مترو نيز از پرداخت ناكافي يارانه توسط دولت انتقاد شده و آمده است: هزينه هر سفر با مترو حدود 370 تومان ميباشد كه اجازه دريافت فقط حداكثر 100 تومان براي هر سفر داده شده و دولت سعي داشته است عليرغم تصويب 370 ميليارد ريال در وزارت كشور ، 200 ميليارد ريال يارانه پرداخت كند كه 40 درصد كمتر از نياز واقعي است و اين مساله باعت ايجاد عدم امنيت در مترو و تاخير در سيستم انبوه مسافري قطار شهري شده است.
در اين نامه درباره ساخت مونوريل با ارائه مدارك و مستنداتي در خصوص عدول دولت از مصوبات آمده است: در مصوبات سخن از قطار هوايي است و آن هم در كريدورهاي مصوب شوراي شهر در سال 83 كه مورد قبول هم بود، اما متاسفانه با عدول از مصوبات، يكطرفه به سمت قرارداد اخير مونوريل رفتهاند كه به درد كريدور پرظرفيت مترو نميخورد.
در نامه شركت مترو همچنين در پاسخ به انتقاد رئيس تبصره 13 از مصاحبههاي مدير عامل اين شركت آمده است: «اگر همين مصاحبهها نبود، همين مقدار هم از طرف مجلس شوراي اسلامي تخصيص داده نميشد كه هم اكنون امكان گذاشتن آن در جداول باشد كه با آن ادعاي حمايت از مترو داشته باشند».
به نظر مي رسد قيمت پايه بليط در حالتي كه تمامي تخفيفها را داشته باشد بايستي حداقل 100 تومان باشد تا مشكلات روزمره و اورژانسي براي سيستم مترو پيش نيايد
در نزديكي محل ما براي بنا كردن يك ساختمان دولتي به عمق حدودا 3 متر خاكبرداري كرده بودند و مدتها انرا رها كرده بودند هرجه اهالي محل به مقامات اعترض كردند و كفتند كه بيائيد حداقل دور ان يك ديوار يك متري بكشيد تا حادثه اي بوجود نيايد كسي محل نذاشت تا اينكه يك روز ماشيني از مسيرش منحرف شد و يكراست افتاد توش و سرنشينان ان در دم جان دادند حدود يكهفته بعد از اين ماجراي دلخراش كساني امدند و ان ديوار لعنتي را دور ان كشيدند و وقتي باز ماندكان مقتولين لب به اعتراض كوشودند كسي زير بار نرفت و تقصيرات را به ديكري حواله ميدادند در نهايت هيج سازماني زير بار نرفت فقط جان تعدادي از هموطنانمان زيادي كرده بود كه خدايشان بيامرزدشان




