صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
چه کار کرديم و حالا بايد چه کار کنيم؟

برنامه عليه بي فرهنگي

کافي است حرف زدن و سيستم مورد علاقه سرمربي تيم قهرمان ليگ را ورانداز کنيد. در ايران مربيان و مديراني قهرمان مي شوند که در سطح استاندارد فوتبال، تدارکاتچي هم نمي توانند باشند. کند و کاو و درون کاوي هم لازم نيست. فقط ريخت اين فوتبال را ورانداز کنيد؛ کفايت مي کند.
کد خبر: ۵۲۷۸۳
| |
1359 بازدید

1 - شب شکست در منامه، بازيگران زير «آسمان شهر» آمدند روي آنتن و بهروز پيرپکاجکي با مردم شوخي کرد و جوک گفت تا غم رفتن به پلي آف، تحمل پذير شود.

به نوشته قدس؛ حالا در گروه 5 تيمي، چهارم مي شويم و رسانه ملي به محض پايان بازي عربستان- کره شمالي سرود حماسي با تصاوير انتخابات را پخش مي کند. ما با اين پنهان کاري به کجا مي خواهيم برسيم؟ کدام قله دو متري را فتح مي کنيم با اين رفتار؟

2 - ساده انگارانه است که فکر کنيم بزرگترين شکستهاي فوتبال ايران، در آن شب تاريخي منامه يا اين بار در سئول رقم خورده است. نه؛ فوتبال ايران در المپيک پکن باخت که با علي پروين قهرمان آسيا شد. فوتبال ايران در رم باخت که ايويچ را برکنار کرديم. فوتبال ايران در ملبورن باخت که در آن روز تاريخي به جام جهاني رسيديم. آن روز ما برديم، اما واکنشمان به آن پيروزي طوري بود که حالا فهميديم در استراليا شکست خورده ايم.

ما از آن روز به بعد بيشتر روي «فوتبال غريزي» پافشاري کرديم. خودمان را گول زديم و فکر کرديم فوتبال واقعي يعني همين که هر وقت به مشکل خورديم، سرمربي برود در رختکن و بگويد هرجوري دوست داريد بازي کنيد. ما اصلاً نفهميديم که اين کارها مال يک «لحظه» يا يک بازي در هر ده سال است، نه اينکه اين سبک کار(کدام سبک؟) تبديل به الگوي کلي و فرمول کار فوتبال يک کشور شود و در هر بازي بزرگ، دست به دامان «غريزه» و احساس و کمکهاي ماورائي شويم.

شور و احساس و جنون و غريزه ممکن است در يک لحظه، يک روز، يک بازي يا در تک به تک خداداد با بوسنيچ به کار بيايد اما در يک پروسه چند ساله، اين تيغ تيز انديشه است که شمشير احساسات را از کار مي اندازد. ما «انديشه» نداريم.

کافي است حرف زدن و سيستم مورد علاقه سرمربي تيم قهرمان ليگ را ورانداز کنيد. در ايران مربيان و مديراني قهرمان مي شوند که در سطح استاندارد فوتبال، تدارکاتچي هم نمي توانند باشند. کند و کاو و درون کاوي هم لازم نيست. فقط ريخت اين فوتبال را ورانداز کنيد؛ کفايت مي کند.

3 - اگر بپذيريم که در اين شرايط چاره اي جز کار کردن نداريم، بايد بپرسيم «خب ال؛ن بايد چه کار کنيم؟» پاسخ روشن است.

بايد برنامه اي حداقل چهار ساله و حداکثر 10 ساله تدوين کنيم و در زيرساختها و امکانات سخت افزاري و آموزش و تيمهاي پايه هم سال به سال خودمان را تقويت کنيم. ببينيم اهداف ما در فوتبال داخلي و بين المللي چيست. اگر واقعاً مي خواهيم تا 20 سال ديگر، براي رسيدن به جام جهاني حرص بخوريم که مشکلي نيست.

بايد همين راهي که تا امروز رفته ايم را ادامه دهيم و در به در يک گل در سئول يا رياض بمانيم تا در لحظه صعود به جام جهاني اشک شوق بريزيم يا با نرفتن، افسرده شويم.

اما اگر هدف ما پيشرفت بين المللي مشابه آنچه کره جنوبي و ژاپن و ترکيه انجام داده اند، باشد؛ هيچ راهي نداريم غير از برنامه ريزي و انجام برنامه ها.

4 - ملتي که تنها دنبال حماسه باشد، در معرض فاجعه هم هست. اين استراتژي و برنامه محوري و صداقت کاري و کار زياد است که ما را از خلق حماسه، بي نياز و از شر فاجعه راحت مي کند. واقعاً فهميدن اين نکات سخت است آقايان مدير؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟